تاریخ

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اسکافی، ابوالقاسم | اِسْكافی‌، ابوالقاسم‌ علی‌ بن‌ محمد (د ح‌ 343ق‌/ 954م‌)، دیوان‌ سالار و ادیب‌ عصر سامانی‌. به‌ گفتۀ ثعالبی‌ در یتیمۀ الدهر، اسكافی‌ از مردم‌ نیشابور بود و نخست‌ در همانجا دانش‌ اندوخت‌، فنون‌ ادب‌ را نزد حسن‌ بن‌ مهرگان‌، از بزرگ‌ترین‌ استادان‌ ادب‌ آن‌ دیار فرا گرفت‌ و یك‌ چند در یكی‌ از دستگاههای‌ دیوانی‌ ب...
  • اسکجموک |
  • اسکندر آغا |
  • اسفندیار اغلی | اِسْفَنْدْیارْ اُغْلی‌، یا بنی‌ جاندار،از خاندانهای‌ حاكم‌ آسیای‌صغیر كه‌ 174 سال‌ (690 -864ق‌/ 1291-1460م‌) بر ایالتهای‌ قسطمونی‌ و سینوپ‌ - پافلاگونیۀ سابق‌ - در ساحل‌ غربی‌ دریای‌ سیاه‌ فرمان‌ راندند.
  • اسفزاری، معین الدین | اَسْفِزاری‌، معین‌الدین‌ محمد زَمچی‌ (د پس‌ از 899ق‌/ 1494م‌)، مورخ‌، مترسل‌، شاعر، خوشنویس‌ و مؤلف‌ كتاب‌ روضات‌ الجنات‌ فی‌ اوصاف‌ مدینۀ هرات‌.
  • اسفراینی |
  • اسعد افندی | اَسْعَدْ اَفَنْدی‌، محمد (18 ربیع‌ الاول‌ 1204- ربیع‌ الاول‌ 1264ق‌/ 6 دسامبر 1789- فوریۀ 1848م‌)، وقایع‌ نگار، مورخ‌ و از نویسندگان‌ و مترجمان‌ نامدار دولت‌ عثمانی‌. تبار او از روستای‌ مردیوانلی‌ (نردبانلو) از توابع‌ قصبۀ عربگیر واقع‌ در استان‌ مالاتیا یا ملطیه‌ است‌. پدرش‌ احمد به‌ استانبول‌ آمد و ضمن‌ تحصی...
  • اسفار بن شیرویه | اَسْفارِ بْن‌ شیرویه‌ (مق 319ق‌/ 931م‌)، سردار دیلمی‌ كه‌ به‌ حكومت‌ علویان‌ طبرستان‌ پایان‌ داد و برای‌ تشكیل‌ دولتی‌ مستقل‌ كوشید.
  • اسعد افندی | اَسْعَدْاَفَنْدی‌، احمد (1153 - 1230ق‌/ 1740 - 1814م‌)، شیخ‌ الاسلام‌ عثمانی‌ در زمان‌ سلیم‌ سوم‌ (حك 1203-1222ق‌/ 1789- 1807م‌) و محمود دوم‌ (حك 1223- 1255ق‌/ 1808- 1839م‌). پدرش‌ محمد صالح‌ نیز شیخ‌الاسلام‌ دورۀ سلطان‌ مصطفی‌ سوم‌ بود (رفعت‌ افندی‌، 119) و به‌ همین‌ سبب‌ به‌ صالح‌زاده‌ (صالح‌زاده‌ قاضی‌) شه...
  • اسعد پاشا | اَسْعَدْ پاشا، احمد (1244 - 1292ق‌/ 1828 - 1875م‌)، از رجال‌ مشهور لشكری‌ و صدراعظم‌ عثمانی‌ در دورۀ سلطنت‌ سلطان‌عبدالعزیز (1278-1293ق‌/ 1861-1876م‌).
  • اسحاق ترک | اِسْحاقِ تُرْك‌، از داعیان‌ ابومسلم‌ خراسانی‌ (ه م‌) در نیمۀ اول‌ سدۀ 2ق‌. اطلاعات‌ ما دربارۀ وی‌ به‌ هنگام‌ جنبش‌ پیروان‌ ابومسلم‌ كه‌ در سدۀ 2ق‌ پس‌ از قتل‌ ابومسلم‌ رخ‌ داد، بسیار اندك‌ و تقریباً منحصر است‌ به‌ الفهرست‌ ابن‌ ندیم‌ (ص‌ 408). گزارش‌ ابن‌ ندیم‌ تلفیقی‌ از 3 روایت‌ كهن‌ است‌ كه‌ مآخذ دوتای‌ آن...
  • اسحاق سکوتی | اِسْحاقِ سُكوتی‌ (1285-1321ق‌/ 1868-1903م‌)، از بنیان‌ گذاران‌ اصلی‌ جمعیت‌ اتحاد و ترقی‌ (ه م‌) در دورۀ عثمانی‌. برخی‌ او را از كردهای‌ دیار بكر دانسته‌اند (لویس‌، 197).
  • اسدی طوسی | اَسَدی‌طوسی‌، ابومنصور (ابونصر) علی‌ بن‌احمد (د ح‌ 465ق‌/ 1073م‌)، شاعر، لغت‌ شناس‌ و كاتب‌ پرآوازۀ ایرانی‌. زندگانی‌ و حتی‌ زمان‌ حیات‌ اسدی‌، به‌ رغم‌ آوازۀ بلندش‌، در هاله‌ای‌ از ابهام‌ است‌ و با اینكه‌ پژوهشگران‌ غربی‌ و شرقی‌ از اواخر سدۀ 19م‌ به‌ این‌ سو، بسیار كوشیده‌اند تا بر نقاط تاریك‌ زندگانی‌ وی‌ ...
  • اسرائیل بن سلجوق |
  • اسدالدوله |
  • اسدالله اصفهانی | اَسَدُاللّهِ اِصْفَهانی‌، شمشیرساز نامدار ایرانی‌ سدۀ 11ق‌/ 17م‌.
  • اسد بن عبدالله قسری | اَسَدِ بْن‌ عَبْدُاللّه‌ قَسْری‌، ابوالمنذر (د 120ق‌/ 738م‌)، امیر خراسان‌ در اواخر دوران‌ اموی‌. روزگار حكومت‌ اسد بر خراسان‌ از پرآشوب‌ترین‌ ایام‌ خلافت‌ اموی‌ به‌شمار می‌رود، دورانی‌ كه‌ پریشانی‌ و ناآرامی‌، بیشتر نقاط قلمرو امویان‌، خاصه‌ عراق‌ و خراسان‌ را در برگرفته‌ بود. فعالیتهای‌ پنهانی‌ داعیان‌ عباس...
  • اسد بن سامان |
  • استیفاء، دیوان | اِسْتیفاء، دیوانِ، واژۀ استیفاء در لغت به معنی دستیابی به تمام چیزی مثلاً تمام مال و یا حق خود را از کسی گرفتن، و در اصطلاح به معنی معرفت به قوانین امور مالی و ضبط دخل و خرج و شیوۀ محاسبات مربوط به آن است. استیفاء همواره در دوره‌های مختلف نظم و نسق خاصی داشته، و در ادوار تاریخی و ولایات مختلف متغیر بوده است. ...
  • اسحاق بن احمد سامانی | اِسْحاقِ بْنِ اَحْمَدِ سامانی‌، ابویعقوب‌ (د 301ق‌/ 914م‌)، از امیرزادگان‌ مشهور سامانی ‌كه ‌در ایام ‌امارت‌ نصربن‌احمدبن‌اسماعیل‌، در سمرقند به‌ ادعای‌ فرمانروایی‌ برخاست‌.
  • استعراض |
  • الاستقصا لاخبار دول‌ المغرب‌ الاقصى‌ |
  • استادالدار | اُسْتادُ الدّار، عنوان‌ برخی‌ از منصبداران‌ بزرگ‌ دربار خلفا، امرا و سلاطين‌ مسلمان‌ كه‌ وظايف‌ و حوزۀ اقتدارشان‌ متغير بود و در اوج‌ قدرت‌ گاه‌ به‌ وزارت‌، امارت‌ و سلطنت‌ نيز می‌رسيدند.
  • اسبتاریه | اِسْبِتاريّه‌، عنوانی‌ كه‌ در منابع‌ اسلامی‌ بر فرقه‌ای دينی‌ - نظامی‌ از صليبيان‌ موسوم‌ به‌ مهمان‌ نوازان‌ در دوران‌ جنگهای صليبی‌ اطلاق‌ می‌شد. اين‌ كلمه‌ معرب‌ و مأخوذ از واژۀ لاتين‌ «هُسپيتاليس‌» است‌ و به‌ شكلهای تحريف‌ و تصحيف‌ شدۀ ديگری چون‌ استباريه‌، استباليه‌ و همچنين‌ تركيب‌ بيت‌ الاسبتار و اخوۀ ا...
  • استرابادی | اِسْتَرابادی، ميرزا محمد مهدی خان‌ (د ح‌ 1173ق‌/ 1760م‌) فرزند محمدنصير، منشی‌ و وقايع‌ نگار نادرشاه‌ افشار. استرابادی، به‌ گفتۀ برخی‌ از نويسندگان‌ معاصرش‌، در شعر كوكب‌ تخلص‌ می‌كرده‌ است‌ (كشميری، 10، 111). واله‌ داغستانی‌ (نك: ذيل‌ كوكب‌) نيز شرح‌ حال‌ او را با نام‌ ميرزا مهدی كوكب‌ آورده‌ است‌ (نيز نك: ع...
  • استشراق |
  • استرخانیان |
  • استادسیس | اُسْتادْسيس‌ (مق 151ق‌/ 768م‌)، پيشوای جنبش‌ سياسی‌ - دينی‌ خراسان‌ در اواخر دورۀ منصور خليفۀ عباسی‌.
  • استرابادی | اِسْتَرابادی، ميرزا محمد بن ‌علی‌ بن‌ ابراهيم‌ (د 13 ذيقعدۀ 1028ق‌/ 12 اكتبر 1619م‌)، عالم‌ و رجالی‌ِ امامی‌. نام‌ جدش‌ را تفرشی‌ (ص‌ 324) «كيل‌» ضبط كرده‌ است‌.
  • اسپنجه | اِسْپَنْجه‌، اصطلاحی‌ در نظام‌ مالياتی‌ دولت‌ عثمانی‌. اسپنجه‌ عوارضی‌ بوده‌ است‌ كه‌ يهوديان‌ و مسيحيان‌ بالغ‌، اعم‌ از شهری و روستايی‌ و كوچ‌نشين‌ مكلف‌ به‌ پرداخت‌ آن‌ بودند (پاكالين‌، II/ 88؛ اينالجيك‌، مقدمه‌، 32 ؛ ارجان‌، 76 ؛ اونال‌، 132).
  • استار | اِسْتار، واحد توزين‌ چيزهاي‌ خُرد و داروها. اين‌ كلمه‌ در منابع‌ به‌ شكل‌ اِستير (نك: ابومنصور، 315؛ اخوينى‌، 502، 611؛ زمخشري‌، 385؛ منوچهري‌، 153) و سِتير ( لغت‌ فرس‌، 49؛ اخوينى‌، 309؛ نخجوانى‌، 108؛ فردوسى‌، 3/ 65، بيت‌ 1470) نيز آمده‌، و به‌ اساتير جمع‌ بسته‌ شده‌ است‌. استار در شعر عرب‌ مجازاً به‌ معنى‌...
  • اسپهبدیه |
  • الازهر | اَلْاَزْهَر، یا جامع الازهر، کهن‌ترین نهاد آموزشی ـ دینی بازمانده از روزگار فاطمیان در مصر که همزمان با تأسیس شهر قاهره بنیاد نهاده شد و با گذشت بیش از هزار سال رویارویی با بسیاری از دگرگونیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همچنان به عنوان یکی از پرآوازه‌ترین دانشگاههای اسلامی موجود جهان به حیات علمی ـ آموزشی خود ا...
  • اسامة بن زید | اُسامَةِ بْنِ زِیْد، ابومحمد یا ابوزید (د ح 54ق/ 674م)، صحابی پیامبر(ص). کنیۀ او را ابویزید و ابوخارجه نیز آورده‌اند که ابوزید احتمالاً تصحیف ابوزید است (نک‍ : بخاری، التاریخ...، 1(2)/ 20؛ بلاذری، انساب...، 5/ 77؛ قس: ابن حبان، 11؛ ابونعیم، معرفة...، 2/ 181).
  • ازهر بن یحیی | اَزْهَرِبْنِ یَحْیى، ابن زهیربن فرقدبن سلیم (یا سلیمان) بن ماهان، معروف به «ازهرخر» (د پس از 276ق/ 889م) پسرعم و سپهسالار با تدبیر یعقوب و عمروبن لیث صفاری.
  • اساف و نائله | اِساف وَ نائِله، دو بت مشهور اعراب جاهلی. بر اساس داستانهای کهن عرب، اساف پسر یعلیٰ از قبیلۀ جُرْهُم در یمن به یکی از دختران قبیله‌اش به نام نائله دختر زید عشق می‌ورزید. آن دو در موسم حج آهنگ مکه کردند و چون درون کعبه خلوتی یافتند، دامن به گناه آلودند. پس خداوند هر دو را مسخ، و به سنگ مبدل کرد. صبحگاهان مردم ...
  • ازمیر، بنی |
  • ازرقی | اَزْرَقی، شهرت افراد خاندانی از مردم مکه که دو تن از آنان به عنوان راوی و مؤلف در سدۀ 3ق/ 9م نامبردارند. این خاندان اصلاً به ازرق، غلام رومی آهنگری از آن حارث بن کلدۀ ثقفی، طبیب مشهور عرب، نسب می‌برد. ازرق در غزوۀ طائف از جمله بندگانی بود که به خدمت پیامبر(ص) آمد و سپس آزاد شد. نوادگان وی از نسل فرزندش سلمه، ...
  • ازدی | اَزْدی، ابوزکریا یزیدبن محمدبن ایاس (د 334ق/ 946م)، مورخ و محدث موصلی. ابوزکریا از قبیلۀ یمانی ازد بود. سال تولد او دانسته نیست. با توجه به نسبت وی، می‌توان گفت که ازدی احتمالاً در موصل زاده شده، و در همانجا پرورش یافته بود. در برخی منابع آمده که او به ابن زَکْره (یا زُکْره) نیز مشهور بوده است (ابن جمیع، 379؛...
  • ازبک | اُزْبَك‌، عنوان‌ مردمی‌ ترك‌ زبان‌ در آسیای‌ مركزی‌ كه‌ جمعیت‌ اصلی جمهوری‌ ازبكستان‌ را تشكیل‌ می‌دهند. پیدایی‌ این‌ تشكل‌ قومی و اطلاق‌ نام‌ قومیِ ازبك‌ بر آن‌ از نظر تاریخی‌ فرایندی پیچیده‌ را پشت‌ سر نهاده‌ است‌، اما جدا از این‌ پیچیدگیهای‌ تاریخی‌، اكنون‌ مردم‌ ازبك‌ از اشتراكاتی‌ گسترده‌ برخوردارند كه‌ ...
  • ازبک خان | اُزْبَكْ خان‌، غیاث‌الدین‌ محمد (د شوال‌ 742/ مارس‌ 1342)، بزرگ‌ترین‌ فرمانروای‌ مغول‌ اردوی‌ زرین‌ یا آلتین‌ اردو (ه‍ م‌)، از نوادگان‌ باتو پسر جوچی‌.
  • ارمنی |
  • اروی بنت احمد |
  • اروچ بیک | اُروچْ بِیك‌ (د پس از 907ق‌/ 1501م‌)، فرزند عادل‌، یكی‌ از نخستین وقایع‌نگاران‌ دورۀ عثمانی‌. از زندگی‌ او آگاهی‌ چندانی‌ در دست نیست‌. از وقف‌ نامه‌ای‌ كه‌ از وی‌ در بایگانی‌ نخست‌وزیری تركیه‌ محفوظ است‌ (نك‍ : بلدیسنو، 362، 360) و نیز از «دیباچۀ» تواریخ‌ آل عثمان‌ بر می‌آید كه‌ پدرش‌ ابریشم‌ فروش‌ بوده‌، و ...
  • ارغون خان | اَرْغونْ‌خان‌ (د 7 ربیع‌الاول‌ 690ق‌/ 10 مارس‌ 1291م‌)، فرزند اباقاخان‌، نوادۀ هلاگو و چهارمین‌ ایلخان‌ مغول‌ در ایران‌. وی‌ پسر بزرگ‌ اباقا از قیمش ایگاچی‌ بود (رشیدالدین‌، جامع‌ التواریخ‌، 2/ 1152). از میان‌ منابع‌ نزدیك به‌ عصر ارغون‌، فقط رشیدالدین‌ از تاریخ‌ تولد او اطلاعی به‌دست‌ داده‌، و آورده‌ است كه‌...
  • ارغون، خاندان | اَرْغون‌، خانْدانِ، سلسله‌ای از فرزندان‌ ارغون‌ خان‌ مغول‌ نوادۀ چنگیزخان‌ كه‌ حدود دو قرن‌ (9-11ق‌) در منطقۀ قندهار و سند فرمان‌ راندند.
  • ارغون آقا | اَرْغونْ آقا، یا ارغون‌آغا (د 20 ذیحجۀ 673ق‌/ 17 ژوئن 1275م‌)، حاكم‌ مغولی‌ ایران و بخشهایی از بین‌النهرین‌ و آسیای‌ صغیر. ظاهراً ارغون‌ نامی‌ است‌ به‌ معنی‌ دورگه‌ و آقا لقبی‌ است‌ تركی‌ كه‌ به‌ برادر ارشد می‌گفتند (برای‌ تفصیل‌، نك‍: ه‍ د، آقا، نیز ارغون‌؛ پلیو، .(I/ 47-52 تایجو پدر ارغون از قبیلۀ اویرات‌ و...
  • ارسلان شاه | اَرْسَلانْ شاه‌، ابوالمظفر ركن‌الدین‌ (528 -571ق‌/ 1134- 1175م‌)، فرزند طغرل دوم‌ از آخرین‌ سلاطین‌ سلجوقی‌ در عراق‌ عجم‌ و آذربایجان‌.
  • ارسلان شاه غزنوی | اَرْسَلانْ شاهِ غَزْنَوی‌ (حك‍ 509 -512ق‌/ 1115- 1118م‌)، پسر سلطان‌ مسعود سوم‌ و فرمانروای‌ غزنه‌. كنیۀ او در مدایح‌ شاعران‌ معاصرش‌ و نیز برخی‌ مآخذ، ابوالملوك‌ (مسعود سعد، 113، جم‍ ؛ مختاری‌، 35، جم‍ ؛ منهاج‌ سراج‌، 1/ 241) و لقبش‌ در برخی‌ منابع‌ و بر سكه‌ها، سلطان‌ الدوله‌ آمده‌ است‌ (نك‍ : حمدالله‌، 400...
  • ارطغرل | اَرْطُغْرُل (590-680 یا 684ق/ 1194-1281 یا 1285م)، فرزند سلیمان بن قیِ الپ، پدر عثمان غازی (بنیان‌گذار سلسلۀ عثمانی). از جزئیات زندگانی و نیز تاریخ تولد و درگذشت او آگاهی دقیقی در دست نیست. برخی درگذشت او را در 680ق، در 90 سالگی (قره چلبی، 339؛ سامی، 2/ 833؛ آصاف، 2/ 28)، و برخی دیگر در 684ق (هامرپورگشتال، 1/...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: