مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • پانی پتی، ثناءالله | پانیْ پَتی‌، ثناءالله‌، قاضی‌ محمد ثناءالله‌ پانی‌ پتی‌ عثمانی‌ (1143-1225ق‌ / 1730-1810م‌)، صوفی‌ برجستۀ طریقۀ مجددی‌ نقشبندی‌، عالم‌ و فقیه‌ حنفی‌ شبه‌ قاره‌.
  • پاوه | پاوه‌، شهرستان‌ و شهری‌ در استان‌ كرمانشاه‌.
  • پاییزی نسوی |
  • پانی پتی، محمد | پانیْ پَتی‌، محمدبن‌ محمود ملقب‌ به‌ جلال‌الدین‌ محمدكبیر الاولیاء (د 765ق‌ / 1363م‌)، صوفی‌ برجستۀ طریقۀ چشتیۀ صابریه‌ در هند.
  • پای ین مهو |
  • پامپلونا | پامْپْلونا (عربی‌: بَنْبَلونه‌)، مركز استان‌ ناوارا در شمال‌ اسپانیا. این‌ شهر با 300‘189 تن‌ جمعیت‌ (1383ش‌ / 2004م‌) در °42 و ´49 عرض‌ شمالی‌ و 1 و 38 طول‌ غربی‌ در ساحل‌ غربی‌ رودخانۀ آرگا ــ یكی‌ از شاخه‌های‌ رود اِبرو ــ در دامنۀ غربی‌ كوههای‌ پیرنه‌ و حدود 350 كیلومتری‌ مادرید واقع‌ است‌
  • پان تورانیسم | پانْ تورانیسْم‌، شباهت‌ صوری‌ میان‌ دو نام «تور» و «تورك‌» (ترك‌) پندارها و گمراهیهایی‌ را سبب‌ شده‌است‌.
  • پامیری | پامیری‌، گروهی‌ از گویشهای‌ ایرانی‌ نو شرقی‌ كه‌ در فلات‌ پامیر در مسیر درۀ رود پنج‌ (آب‌ پنج‌)، به‌خصوص‌ در ولایت‌ بدخشان‌ كوهستانی‌ در جمهوری‌ تاجیكستان‌ و نیز در استان‌ بدخشان‌ افغانستان‌ رواج‌ دارد.
  • پان ترکیسم | پانْ تُرْكیسْم‌، یا پان‌ توركیسم‌، ایدئولوژی‌ ملی‌گرایانه‌ (ناسیونالیستی‌) و توسعه‌طلبانه‌ای‌ كه‌ بر پایۀ آن‌ كلیۀ مردمانی‌ كه‌ به‌ زبان‌ تركی‌ سخن‌ می‌گویند ــ از جمله‌ همۀ تركی‌زبانان‌ مسلمان‌ ــ ملت‌ واحدی‌ هستند كه‌ باید تحت‌ رهبری‌ تركیه‌ در دولتی‌ واحد متحد شوند
  • پاندوا | پانْدوا، یا پندوه‌، شهری‌ باستانی‌ و نام‌ حكومتی‌ اسلامی‌ در ایالت‌ بنگال‌ غربی‌ هند. این‌ شهر در گذشته‌ پوندروردهنه‌2 خوانده‌ می‌شده‌ كه‌ برگرفته‌ از حماسۀ باستانی‌ پاندواست‌ و به‌ صورتهای‌ پندو، پاروآه‌ و پروآه‌ نیز آمده‌ است‌.
  • پاکستان | پاكِسْتان‌ (جمهوری‌ اسلامی‌ پاكستان‌)، كشوری‌ در جنوب‌ آسیا.
  • پامیر | پامیر، رشته‌ كوههایی‌ در جنوب‌ شرقی‌ آسیای‌ مركزی‌. پامیر نامی‌ است‌ ایرانی‌ كه‌ از روزگار باستان‌ برجامانده‌، و ظاهراً با ایزد میترا (مهر ـ خورشید) مربوط بوده‌ است‌.
  • پالنپور | پالَنْپور، یا پالانپور، شهر و مركز شهرستان‌ بناس‌ كانتها1 واقع‌ در شمال‌ شرقی‌ ایالت‌ گجرات‌ كه‌ تا پیش‌ از استقلال‌ هند، نواب‌ نشین‌ دولت‌ مسلمان‌ پالنپور بوده‌ است‌.
  • پالمبانی | پالِمْبانی‌، عبدالصمد (1116-1203ق‌ / 1704-1789م‌)، عالم‌ و صوفی‌ سوماترایی‌. از جزئیات‌ زندگی‌ وی‌ اطلاع‌ چندانی‌ دردست‌ نیست‌؛ تنها می‌دانیم‌ كه‌ پدرش‌ عبدالله‌ نام‌ داشت‌ و او خود، چنان‌كه‌ از نسبتش‌ پیداست‌، از شهر پالمبانگ‌، مركز استان‌ سوماترای‌ جنوبی‌ برخاسته‌ بود.
  • پالمیرا |
  • پاگشا | پاگُشا، یا پاگُشاكُنان‌، جشنها یا میهمانیهایی‌ است‌ كه‌ پدر و مادر و خویشاوندان ‌و بستگان‌ عروس‌ و داماد پس‌ از پایان‌دورۀ «حجله‌نشینی‌» برای‌ بازكردن‌ و گشودن‌ پای‌ زوج‌ جوان‌ به‌ زندگی‌ جدید و فعالیتهای‌ دوبارۀ اجتماعی‌ برپا می‌دارند.
  • پالرمو | پالِرْمو (به‌ عربی‌: بلرم‌)، نام‌ استان‌ و مركز آن‌ و بزرگ‌ترین‌ شهر و بندر جزیرۀ سیسیل‌، واقع‌ در كرانه‌های‌ دریای‌ تیرنه‌. پالرمو با موقعیت‌ ممتاز بندرگاهی‌ در كنار خلیج‌ پالرمو و دشتهای‌ سرسبز كنكا دُرو1 واقع‌ است‌ ( كلمبیا2؛ بریتانیكا، XIII / 930).
  • پالمبانگ | پالِمْبانْگ‌، مركز استان‌ سوماترا سلاتان‌ (سوماترای‌ جنوبی‌) در اندونزی‌. این‌ شهر در °2 و ´55 عرض‌ جنوبی‌ و °104 و ´45 طول‌ شرقی‌ در جنوب‌ شرقی‌ جزیرۀ سوماترا واقع‌ است‌ و رودخانۀ پرآب‌ موسی‌1 از میان‌ آن‌ می‌گذرد.
  • پاکدشت | پاكْدَشْت‌، شهرستان‌ و شهری‌ در استان‌ تهران‌: شهرستان‌ پاكدشت‌: این‌ شهرستان‌ با 750 كمـ2 وسعت‌ از شمال‌ به‌ شهرستان‌ تهران‌، از غرب‌ به‌ شهرستان‌ ری‌، از جنوب‌ به‌ بخش‌ مركزی‌ شهرستان‌ ورامین‌، و از شرق‌ به‌ شهرستان‌ گرمسار محدود است
  • پاشالیق |
  • پاسارگاد | پاسارْگاد، یا پازارگاد، نخستین‌ تختگاه‌ امپراتوری‌ نوپای‌ هخامنشی‌ كه‌ كورش‌ كبیر (سل‍ 559-530 ق‌م‌) احتمالاً پس‌ از پیروزی‌ بر لیدی‌، آن‌ را در حدود سال‌ 547ق‌م‌ پی‌ افكند.
  • پاسه | پاسه‌، یا پاسی‌، شهر و ناحیه‌ای‌ كهن‌ در استان‌ آچۀ اندونزی‌ واقع‌ در شمال‌ جزیرۀ سوماترا و نام‌ یكی‌ از كهن‌ترین‌ حكومتهای‌ اسلامی‌ در مجمع‌ الجزایر اندونزی‌.
  • پاسارویتز | پاسارُویتْز1 (تركی‌: پاسارُفْچا)، شهری‌ كوچك‌ در جمهوری‌ صربستان‌ و مونتنگرو. نام‌ این‌ شهر كه‌ در زبان‌ صربی‌ پاژارواچ‌ خوانده‌ می‌شود، از واژۀ صربی‌ ـ كرواتی «پاژار» به‌ معنای‌ آتش‌ برگرفته‌ شده‌ است‌ و در زبان‌ صربی‌«شهر آتش‌» معنا می‌دهد
  • پاشا | پاشا، عنوان‌ یا لقب‌ دولتمردان‌ عالی‌رتبۀ لشكری‌ و كشوری‌ در امپراتوری‌ عثمانی‌ كه‌ از جانب‌ سلطان‌ به‌ آنان‌ اعطا می‌شد.
  • پاسبان اوغلو | پاسْبانْ اوغْلو، عثمان‌ (1171-1222ق‌ / 1758-1807م‌)، از اعیان‌ و پاشاهای‌ معروف‌ دولت‌ عثمانی‌ در وِدین‌1(شمال‌ غربی‌ بلغارستان‌)، معاصر سلطان‌ سلیم‌ سوم‌ كه‌ برضد دربار عثمانی‌ طغیان‌ كرد.
  • پازوکی | پازوكی‌، یا پازُكی‌، پیزُكی‌، بازوكی‌، نام‌ یكی‌ از ایلهای‌ كرد قدیم‌ ایرانی‌ كه‌ از نیمۀ دوم‌ سدۀ 9ق‌، بیش‌ از یك‌ قرن‌ در مناطق‌ شمالی‌ دریاچۀ وان‌ در آناتولی‌ فرمانروایی‌ داشته‌ است‌. اولین‌ اشارۀ تاریخی‌ به‌ ایل‌ پازوكی‌ به‌ دوران‌ حكومت‌ آق‌ قویونلوها در ایران‌ باز می‌گردد. از این‌ پس‌ نام‌ پازوكی‌ بارها...
  • پارغر | پارْغَر، یا فارغر، بارغر، شهر و رودی‌ در ماوراءالنهر.
  • پازواری |
  • پاریاب |
  • پارتی | پارْتی‌ (پهلوانی‌، پهلویِ اشكانی‌)، از زبانهای‌ ایرانیِ میانۀ غربی‌. زبانهای‌ ایرانی‌ میانه‌ اصطلاحاً به‌ آن‌ دسته‌ از زبانهای‌ ایرانی‌ گفته‌ می‌شود كه‌ پس‌ از فروپاشی‌ِ شاهنشاهی‌ هخامنشی‌ (331 ق‌م‌) تا چند سده‌ پس‌ از انقراض‌ ساسانیان‌ (31ق‌ / 651م‌) در ایران‌ و سرزمینهای‌ مجاور آن‌ رایج‌ بود.
  • پارسیان | پارْسیان‌، جمع‌ پارسی‌، در لغت‌ به‌ معنای‌ اهل‌ پارس‌ (ایران‌) است‌ كه‌ معمولاً برای‌ نامیدن‌ زردشتیان‌ (ه‍ م) هند به‌ كار می‌رود.
  • پاراچنار | پاراچِنار، شهری‌ از ایالت‌ سرحد در شمال‌ غربی‌ پاكستان‌. این‌ شهر در °33 و ´54 عرض‌ شمالی‌ و °70 و ´6 طول‌ شرقی‌ در مجاورت‌ مرز افغانستان‌ در درۀ سرسبز كُرَّم‌ در فاصلۀ 280 كیلومتری‌ جنوب‌ غربی‌ پیشاور واقع‌ است
  • پارسائیه |
  • پارس آباد | پارْسْ‌آباد، شهرستان‌ و شهری‌ در استان‌ اردبیل‌.
  • پارسا |
  • پاراب |
  • پادنگ |
  • پاپی | پاپی‌، از ایلات‌ بزرگ‌ لر زبان‌ منطقۀ بالاگریوۀ استان‌ لرستان‌.
  • پادوسپانان |
  • پادشاه نامه |
  • پاپیروس | پاپیروس‌ (تلفظ اصلی‌: پاپوروس‌1)، نام‌ یونانی‌ گیاهی‌ كه‌ در مصر باستان‌ از آن‌ برای‌ تهیۀ كاغذی‌ به‌ همین‌ نام‌ بهره‌ می‌گرفتند (برای‌ این‌ كاربرد، نک‍ : ه‍ د، كاغذ) و در پزشكی‌ كهن‌ نیز كاربرد دارویی‌ داشت‌.
  • پادزهر | پادْزَهْر، نیز پازهر، مركب‌ از پیشوند پاد (در ایرانی‌ باستان‌: *pāta- / pāti، در اوستایی‌: patiti-) و واژۀ زهر (ایرانی‌ باستان‌: *jaθra- مشتق‌ از ریشۀ gan-= زدن‌، كشتن‌)، صورتهای‌ معرب‌ آن
  • پادشاه خاتون | پادْشاهْ خاتون‌، صفوةالدنیا والدین‌ (645- مق‍ 694 ق‌ / 1247-1295م‌)، هفتمین‌ حكمران‌ قراختایی‌ كرمان‌، دختر قطب‌الدین‌ محمد و قتلغ‌ تركان‌ خاتون‌.
  • پاپی | پاپی‌، از بخشهای‌ شهرستان‌ خرم‌آباد در استان‌ لرستان‌. نام‌ این‌ بخش‌ برگرفته‌ از نام‌ ایل‌ پاپی‌ (ه‍ م) است‌. بخش‌ پاپی‌ با حدود 400‘1 كمـ2 وسعت‌، در جنوب‌ خاوری‌ شهرستان‌ خرم‌آباد قرار گرفته‌، و مركز آن‌ شهر سپید دشت‌ است‌.
  • پاتنجل |
  • پاپوس | پاپوس‌، ریاضی‌دان‌ یونانی‌ زبان‌ اهل‌ اسكندریه‌ (فعال‌ در 300- 350م‌). آگاهی‌ ما از روزگار و زندگی‌ وی‌ بسیار اندك‌ است‌. نام‌ وی‌ در منابع‌ عربی‌ به‌ صورت‌ بابس‌ یا ببس‌ و گاه‌ به‌ صورتهای‌ تصحیف‌ شدۀ بیوس‌، بلس‌، بتس‌ و جز آن‌ آمده‌ است‌
  • بیهقی، ابوالحسن | بِیهَقی‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ زید بن‌ محمد (19 شعبان‌ 490-565ق‌ / اول‌ اوت‌ 1097-1170م‌)، حجةالدین‌، ظهیرالدین‌ و فرید خراسان‌، عالم‌ بزرگ‌ كه‌ در غالب‌ دانشهای‌ روزگار خود دست‌ داشت‌.
  • بیهقی، ابوالفضل |
  • بیهقی، ابوجعفر | بِیهَقی‌، ابوجعفر احمد بن‌ علی‌ بن‌ محمد، معروف‌ به‌ بوجعفرك‌ (470-544ق‌ / 1077-1150م‌)، از دانشمندان‌ بلندپایۀ لغت‌، نحو، قرائت‌ و تفسیر و صاحب‌ كتاب‌ تاج‌ المصادر.
  • پ | پ‌، سومین‌ حرفِ الفبای‌ فارسی‌، یكی‌ از 4 حرف‌ مخصوص‌ این‌ زبان‌ ــ در مقایسه‌ با الفبای‌ عربی‌ ــ كه‌ به «بای‌ فارسی‌»، «بای‌ عجمی‌» و «بای‌ معقود» نیز مشهور، و در حساب‌ جُمّل‌ برابر با حرف «ب‌» عربی‌ (= 2) است‌

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: