خورشید خوشنویسی / دکتر محمدعلی سلطانی - بخش چهارم

1394/10/15 ۰۸:۴۸

خورشید خوشنویسی / دکتر محمدعلی سلطانی - بخش چهارم

سیمای شکنجه‌بار چلیپا که از شدت صعوبت و سختی در اجرا ترکیب و کرسی و فرم ظاهری آن، به این نام خوانده شد و از آغاز گود زورآزمایی پنجه پهلوانان صاحب ادعای خطه خط بوده است، در مکتب میرعماد فریاد اعتراض او و بانگ رسای هنرمند واقعی علیه ستم جاری زمان بوده است. گاهی نیز تضرع خاضعانه و مناجات با جانان و نکته‌های اجتماعی را شامل می‌شود.

سیمای شکنجه‌بار چلیپا که از شدت صعوبت و سختی در اجرا ترکیب و کرسی و فرم ظاهری آن، به این نام خوانده شد و از آغاز گود زورآزمایی پنجه پهلوانان صاحب ادعای خطه خط بوده است، در مکتب میرعماد فریاد اعتراض او و بانگ رسای هنرمند واقعی علیه ستم جاری زمان بوده است. گاهی نیز تضرع خاضعانه و مناجات با جانان و نکته‌های اجتماعی را شامل می‌شود.

آثار تعلیمی میر که بیشتر به شاگردان سپرده می‌شده است و محتوای اخلاقی و عرفانی دارد، جالب توجه و قابل بررسی است تا با نگرش و تطبیق به فضایی مطابق با اندیشه و اجرای هنرمند، انجام و در دسترس جامعه خواستار قرار گیرد.

 

مکتب میر در ایران

پیش از شهادت میر (۱۰۲۴ق) مکتب هنری او در ایران کاملاً‌فراگیر شده بود و خط او سراسر سرزمین پارسی‌گویان را درنوردید. دربار برای جبران ضایعه اسفناک مرگ وی، شاگردان توانا و پرآوازه میرعماد را به اصفهان فراخواند؛ زیرا بسیاری از شاگردان زبده او که مجال را بر خویش تنگ دیده و بر صراط مستقیم استاد استوار بودند، در خفا می‌زیستند و در پی فرصتی بودند که به منظور ترویج و تبلیغ اندیشه و هنر استاد خود، ایران را ترک گویند و در ولایت مورد نظر مجلس تعلیم برپا سازند و با حرکت به سوی خواسته اصلی (ترویج زبان فارسی و اتحاد مسلمانان)، به مقصد نهایی استاد نایل آیند. به همین جهت نورالدین محمد لاهیجی (نورا) از شاگردان مسلط و توانای میرعماد که به دور از هیاهوی اصفهان در لاهیجان می‌زیست،۲۰ چون در تلاش سیاسی هنری میر، از اصفهان دور بود، از سوی شاه فراخوانده شد و سی تومان مواجب برایش تعیین گردید و به «خوشنویس ایران» شهرت یافت.

دیگر فرزند میرعماد، میرابراهیم پس از شهادت پدر، عهده‌دار تعلیم در خطه خراسان گردید و شهر اصفهان را ترک گفت. وی پس از چهارده سال که وظیفه هنری خود را در آن سامان به پایان رسانید، در قزوین رحل اقامت افکند تا همگام با همشیره خود ـ گوهرشاد ـ که از بزرگترین زنان نستعلیق‌نویس چند سده اخیر است، به اتفاق مجلس پدر را در زادگاهش برقرار نمایند؛ زیرا گوهرشاد پس از شهادت پدر، پای خروج از اصفهان نداشت و تا دم مرگ سوگوار بود تا اینکه در ۱۰۳۲ق رخت اقامت به قزوین کشید و تا سال مرگش (۱۰۳۸ق) در همانجا زندگی کرد.۲۱

عبدالجبار اصفهانی همچنان در اصفهان باقی ماند و در سکوتی غم‌انگیز، سبکبال به راه خویش ادامه می‌داد. محمد صالح خاتون‌آبادیـ شاگرد برجسته میر ـ نیز بال پرواز از دیار نداشت و بذر تعلیم در سرزمین تسلیم می‌کاشت و همچنان در ایران به سر می‌برد. محراب‌بیگ (متوفی ۱۰۶۱ق) در اصفهان شتابان در کار کتابت بود، میر ساوجی حتی هنگام ظهر و شام قلم فرو نمی‌‌گذاشت و در رسیدن به آرزوی استاد دل خوش می‌داشت، میر یحیی ـ برادرزن و شاگرد زبده میرعمادـ که پس از شهادت او، به‏‎ ‎‏«میر ثانی» ملقب شد، در دستگاه شاه راه یافت که شاید حسادت به استاد، او را به این کار واداشت. هرچند بسیار توانا بود، ولی همچنان شیوه کهنه میرعلی را دنبال می‌کرد و از پیروی استاد به دلایلی کناره می‌جست.

علاالدین سبزواری لحظه‌ای از ترویج مکتب استاد غافل نمی‌نشست؛ اما خلاصه مرکز دایره خوشنویسان ایران بعد از میرعماد شهید، ابوتراب اصفهانی بود که خلیفه معنوی مشرب و خلیفه‌الکُتاب صوری مکتب میرعماد بود؛ وی پا برجا و استوار بی‌اعتنا به دستگاه و دربار، مجلس تعلیم هنری و عرفانی میر بزرگوار را همچنان برپا داشت تا در سال ۱۰۷۲ق در ۸۳ سالگی درگذشت و فرزندش محمد صالح خلف‌الصدق پدر که دستی به استحکام پولاد داشت، بر مسند پدر نشست و به تدوین «تذکره خوشنویسان» که شالوده تمامی آثار بعدی در این زمینه بود، پرداخت و سفری نیز به آسیای صغیر رفت و تا توانست، در ترویج شیوه استاد کل، میرعماد و پدر خویش کوشید و بازار هنرمندان وابسته را در اصفهان تخته کرد، به صورتی که کتابت بیشتر کتیبه‌ها به او واگذار می‌گردید.

در حالی که دوران اقتدار هنرمندانی که به اشتباه بقای هنر خود را در خدمت دستگاه می‌دیدند، به پایان می‌رسید و در گمنامی واقعی سالهای متمادی آوازه و شهرت جنجالی را سپری می‌کردند و ستاره حیاتشان در حال افول بود، پرورش‌یافتگان مکتب میرعماد در سراسر ایران از آذربایجان و خراسان و اصفهان یکی پس از دیگری خورشید پر توان مکتب میر را در اوج‎ ‎نگاه داشته بودند و به آیندگان می‌سپردند.

حسن خان شاملو: امیرالامرای خراسان که از شاگردان میر تعلیم گرفته بود، در ترویج شیوه میرعماد و اعتلای مکتب او در آن سرزمین شمشیر را با قلم هماغوش ساخته و به آرایش صف و صفحه پرداخته بود. نورالدین محمد ـ فرزند اکبر تراباـ و‏‎ ‎محمد شفیع (فرزند عبدالجبار) به همراه همدرسانش: ابوالمعالی و ابوالبقاء موسوی همچنان شعله‌های این آتشکده را برافراخته داشتند و میرمحمد امین سیفی ـ نواده میرعماد ـ در جبران کمی استعداد، منصب کتابداری دربار را پذیرفت. مکتب میرعماد همچنان در سرزمین ایران پر توان و درخشان به راه خود ادامه می‌داد.

 

‏ مکتب میرعماد در شبه قاره هند

با شهادت میرعماد عده‌ای از شاگردان نخبه و برجسته او که در اصفهان به طور پنهانی زندگی می‌کردند، خود را به هندوستان و دربار شاه جهان رسانیدند که مأمن هنرمندان گریخته از دربار ایران بود؛ از جمله عبدالرشید دیلمی که در ایران به نام عبدالرشید و «رشیدا» شهرت داشت و در هندوستان به عنوان آقارشید و آقا معروف شد. او خواهرزاده و شاگرد میرعماد بود که سرسلسله‎ ‎پیروان مکتب میرعماد در هند شمرده می‌شود و این شیوه به دست او در هندوستان فراگیر شد و به اوج رسید. شاهزادگانی چون داراشکوه۲۲ و شاه جهان پادشاه‎ ‎‏(۱۰۳۷ـ ۱۰۶۸ق) فرزند و جانشین نورالدین جهانگیر پادشاه گورکانی هند که در خط نستعلیق نهایت مهارت را داشت و شاه شجاع گورکانی فرزند دوم شاه جهان و پیروان بعدی آنها که از همین شیوه متأثر بودند و به این مکتب عشق داشتند؛ از جمله: زیب‌النساء بیگم،۲۳ محمد سلیمان‌شکوه،۲۴ محمدشاه گورکانی پادشاه هندوستان۲۵ و بهادرشاه دوم۲۶ همگی خوشنویسان توانایی بودند که این راه را ادامه دادند. در زمان خود رشیدا، هنرمندان برجسته‌ای چون محمد اشرف خواجه‌سرا،‌سعیدای اشرف، عبدالرحمن فرمان نویس و میرجامی از مروجان به واسطه و پرتلاش مکتب میرعماد در هند بودند.

عموم تذکره‌نویسان شبه‌قاره هند متفق‌الرأیند که تا زمان عبدالرشید، کسی در خوشنویسی نستعلیق به توانایی او در آن سرزمین نیامده است. با حضور رشیدا در هند، خوشنویسان پیشین که در آنجا ساکن بودند و بر مصطبه تعلیم جایی داشتند و تعلیمات اولیه مکتب میر را دریافته و به ترویج و تبلیغ در هند مأمور بودند، به تأثیر از شیوه رشیدا، طرز خود را تکمیل کردند تا جایی که میرزا سیدعلی خان جواهررقم تبریزی۲۷ در عین حال که عبدالرشید را محترم و معزز می‌داشت، به طور غیر مستقیم از سبک و روش او تقلید می‌کرد.

 

نقل کرده‌اند که وقتی از قلمدان ـ برادر جواهررقم ـ پرسیدند که: «سیدعلی خان از روی خط چه کسانی مشق می‌کند؟» پاسخ داد: «یک روز از خط میرعماد و یک روز از خط عبدالرشید.»28

نامه‌عذرخواهی رشیدا به شاه جهان، زمانی که خدمت بیوتاتی اکبرآباد هندوستان را به وی اعطا کرد، آیینه تمام‌نمای احوال رهروان راه میرعماد در ایران است و سند پیروی شیوه رشیدا از استاد و خال خویش میرعماد می‌باشد. او می‌نویسد:

«خلیفه الرحمانی، صاحب قرآن ثانی عرضه داشت بنده فدوی، عبدالرشید‌‏

‏سجدات عبودیت به تقدیم رسانیده، به عرض بارگاه عرش‌اشتباه می‌رساند که: رفاهیت سلسله میرعماد در ولایت قزلباش میسر نیست؛ چنان‌که اکثری از خویشان و همشیره‌زاده‌های میر، در ممالک روم توطن اختیار نموده‌اند از این جه‍ت نیز٫ روی امید به درگاه خلایق پناه آورده و به عنایت ایزدی، این سعادت، نصیب بنده شد که مدت بیست و سه سال به خاکروبی این آستان سعادت‌نشان، سرافرازی داشت. در این ایام غیبت، بیماریهای متعدد مزاج را ضعیف نموده، از خجالت تقصیر خدمت ملاحظه می‌نماید، اگر رضای خاطر مقدس بوده باشد، در سایه اعتدالات حضرت، در لاهور یا اکبرآباد، هر جا که حضرت حکم کند، گوشه گرفته با خانه‌زادان حضرت به دعاگویی دولت ابد قرین مشغول باشد و سایه آن کعبه حاجات بر سربند‌ها گسترده باد.»29

پایه هنری رشیدا در هند به مرتبه‌ای رسید که شاعران پارسی‌گوی در مدح او قصایدی سروده‌اند. تلاش و پشتکار او در تثبیت و ترویج و انتقال شیوه میرعماد به اندازه‌ای بود که در زمان شهادت استادش که او در اصفهان مخفی بود، سه ماه از خانه بیرون نیامد و در این مدت دوازده بند کاغذ سمرقندی، معادل ۱۵۰۰صفحه سیاه‌مشق کرد و با وجود این به ترابا می‌گفت: «به فریادم برس، که قواعد خط از یادم رفت» و تا آخر عمر با وجود پیری و کهولت ترک مشق نکرد.

بدین ترتیب بنیاد مکتب میرعماد را در هندوستان، رشیدای بزرگ مستحکم ساخت و گسترش داد و حمایت پادشاهان گورکانی هند از زبان فارسی و هنر ایرانی موجب نفوذ فرهنگ ایرانی در تار و پود اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، اعتقادی و فرهنگی و هنری مردم صادق این سرزمین گردید که با تمام تحولات فرهنگی و اعمال نظرهای استعماری هنوز ادامه دارد.

رشیدا به سال ۱۰۸۱ق درگذشت. سعیدای اشرف از شاگردان برجسته او که در شاعری محضر صائب تبریزی را درک کرده بود و به اشاره و دستور زیب‌النساء ـ دختر هنرمند و شاعر‌شاه جهان ـ که او نیز از شاگردان خوشنویس عبدالرشید بود، قطعه شعری در رثا و تاریخ وفات رشیدا و صائب سروده که هنر شاعری خود و ارادت به استادانش را در آن نمایان ساخته است:

 

***

کرده بود ایزد عنایت خوشنویس و شاعری

کز وجود هر دو کردی افتخار ایام ما

بود اسم و رسم آن، عبدالرشید دیلمی

بود نام این، علی بیگ و تخلص صائبا

آن پسر همشیره سید عماد خوشنویس

این برادرزاده شمس‌الحق شیرین ادا

شهر قزوین است، از اقبال آن، دارالکمال

کشور تبریز بود از نسبت این، عرش‌سا

آن به هندوستان نمودی خوشنویسی را عَلم

این به ایران داشتی رسم سخندانی به پا

آن یکی در خطه خط داور اقلیم‌گیر

آن یکی در ملک معنی، خسرو فرمانروا

از صریر کلک آن، آوازه صورت بلند

از ستون خامه این، خانه معنی به پا

آن‌به هندوستان صورت، صاحب سیف و قلم

این در ایران معانی، صاحب کوس ولوا

آن ز هفت اقلیم خط، کلکش قلمرو داشتی

وین ز اصناف سخن، بودی ضمیرش پادشا

داشتی از خامه آن چهره خط، آب و رنگ

یافتی از کلک این، آیینه معنی جلا‏

سطرهای آن، به کرسی بودی از روی نسق

حرفهای این، به بکری بودی از روی ادا

هردوبودندی‌به‌هم،چون صورت و معنی قرین

هردوبودندی‌به هم، چون لفظ و مضمون آشنا

اتفاقاً هر دو در یک سال، با هم متفق

رخت بربستند از اینجا، جانب دارالبقا

گشت از حرمان آن، اقلیم خط زیر و زبر

اوفتاد از رفتن این، ملک معنی را صفا

از برای آن، قلم گردید از شق سینه‌چاک

بهر این اوراق دیوان کرده پیراهن قبا

تخته شد از فوت آن، خط را دکان و دستگاه

اوفتاد از مرگ این، گفتار از برگ و نوا

شورش و غوغا فتاد از مرگ ایشان در جهان

با خبر شد چون که پیر عقل از این ماجرا

روی با من کرد و گفت اشرف، بگو تاریخ آن

چون تو را بودند ایشان، اوستاد و پیشوا

گفتم از ارشاد پیر عقل، در تاریخ‌آن:

‏«بود با هم مردن آقا رشید و صایبا»30

نهضت هنری، سیاسی و فرهنگی میرعماد و آمال بنیادی و آرمان اتحادی او در هند بدین ترتیب تحقق یافت و تا قرنها ادامه داشت. قدرت هنری این مکتب به حدی بود که در زمان تسلط استعمارگران بریتانیا بر هندوستان، دربار سلطنتی خواستار تهیه نمونه‌های خطی میرعماد گردید. ژنرال سایکس انگلیسی می‌نویسد: چارلز اوّل پادشاه انگلستان که از علاقه‌مندان علم و دانش بود،‌از شرکتهای هند شرقی خواست که قطعات خطوط میرعماد را برایش بفرستد.

به دنبال رواج مکتب میر در هندوستان عده‌ای دیگر از شاگردان او عزم آن سامان کردند. از آن جمله‌اند:‌حاجی جمال بن ملک محمد شیرازی، نورای اصفهانی فرزند قاضی اصفهانی (متوفی ۱۰۷۰)، حاجی امیر محمد (متوفی ۱۰۷۳)، محمدسعید لاهیجانی، هدایت زرین قلم (متوفی ۱۱۱۸)، ملا محمدسعید اشرف (متوفی ۱۱۱۶) و… کاروانی هنری با تحف اتحاد و ره‌آوری از فرهنگ ایران، اندیشه و هنر حضرت میرعماد را به هندوستان برده و مکتب او را در آن سامان بیش از پیش توسعه دادند.‏

 

مکتب میر در روم (عثمانی، ترکیه)

میرعماد در زمان حیات برای نشر و ترویج خط زیبای نستعلیق در سرزمین روم درویش عبدی بخارایی از شاگردان برجسته خود را که طبعی راغب به سیاحت و تمایل به حضور در خاک عثمانی داشت؛ بدان سو فرستاد که در ایام حکومت سلطان احمد اول به خاک عثمانی رفت و در استانبول سلطان احمد و مصطفی اول و سپس سلطان مراد را ملاقات کرد. مدتها در دستگاه آنها با احترام به تعلیم و ترویج مکتب میر مشغول بود. رجال و بزرگان دربار سلطان و صدراعظم او (محمد پاشا متوفی ۱۰۴۹) او را در کمال اعزاز گرامی داشتند. به خواهش این وزیر، درویش بخارایی شاهنامه‌ای نوشت و همچنان به پرورش هنرجویان مستعد می‌کوشید و با اصفهان نیز رابطه داشت. بار آخر که برای دیدار استاد خود عازم اصفهان شد، زمانی رسید که میر را به شهادت رسانیده بودند. با باری از تأثر، قطعاتی از آثار استاد فراهم کرد و برای پیگیری و برقراری راه و مکتب استاد به استانبول بازگشت.

 

 

پی‌نوشتها:

۲۰٫ هر چندگاه یک بار برای دریافت مشقها و زیارت استاد به اصفهان می‌آمد و میرعماد قطعات فراوان به نام او نوشته است.

۲۱٫ ‏‎وی در ایام سوگواری پدر، گلستان سعدی را به قلم کتابت عالی نوشت که اکنون در کتابخانه کاخ گلستان نگهداری می‌شود.‏

‏۲۲٫ پسر شاه جهان، متوفی ۱۰۶۹ق

۲۳٫ متوفی ۱۱۱۲ق، دختر عالم‌گیر، پادشاه هندوستان‏‎ ‎

‏۲۴٫ بزرگترین فرزند دارا شکوه ‌بن شاه جهان، پادشاه هند که مانند پدرش نستعلیق را خوش می‌نوشت.‏‎ ‎

‏۲۵٫ که از ۱۱۳۱ تا ۱۱۶۱ق در هند سلطنت کرد.

۲۶٫ آخرین پادشاه سلسله گورکانی هندوستان(۷۴ـ ۱۲۵۳ق)

۲۷٫ از معاصران و مصاحبان عبدالرشید که پدرش میر محمد مقیم تبریزی نیز از شاگردان میر و مهاجر هند بود و در دربار سلاطین شبه‌قاره و نزد مردم اقتدار و شکوهی داشت.

28،محمود‏‎ ‎فاضل (یزدی مطلق)، خوشنویسان ایرانی در شبه قاره پاکستان و هند، مجله دانش، بهار و تابستان ۱۳۶۸، شماره ۱۸- ۱۷، ص ۸۷ ‏‎←‎‏ مهدی بیانی، همان، ص۳۹۶

29، حبیب‌الله فضائلی، اطلس خط، ص ۵۲۹ر مهدی بیانی، همان، ص ۳۹۴

30،۱۰۸۱ق.‏‎

منبع: روزنامه اطلاعات

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: