ماکیاوللی: اخلاق، دین و سیاست / کری جِی. نِدِرمن- ترجمه: عدنان فلاحی

1397/1/15 ۱۱:۰۷

ماکیاوللی: اخلاق، دین و سیاست / کری جِی. نِدِرمن- ترجمه: عدنان فلاحی

نیکولو ماکیاوللی[2] یکی از مناقشه‎برانگیزترین متفکران اروپایی است که قرن‎هاست جدال حول آرا و نظرات وی ادامه دارد. نوشتار مختصری که در ادامه می‎آید، ترجمۀ بندی از مدخل ماکیاوللی از دانشنامۀ فلسفی استنفورد[3] است که در ۹ بند به وی پرداخته است.

 

 

 

نیکولو ماکیاوللی[2] یکی از مناقشه‎برانگیزترین متفکران اروپایی است که قرن‎هاست جدال حول آرا و نظرات وی ادامه دارد. نوشتار مختصری که در ادامه می‎آید، ترجمۀ بندی از مدخل ماکیاوللی از دانشنامۀ فلسفی استنفورد[3] است که در ۹ بند به وی پرداخته است.[4] در این نوشتار کوتاه، نویسنده -که خود از زمرۀ ماکیاوللی‎پژوهان سرشناس غربی است- صرفاً به گزارش اهم تفاسیر گوناگونی که از آرای ماکیاوللی در سه حوزۀ اخلاق، دین و سیاست شده است، می‎پردازد. گفتنی است مترجم در انتهای نوشتار، تمام منابع مورد استفادۀ نویسندۀ مدخل را آورده است تا مفید فایدۀ مخاطبان علاقه‎مند افتد؛ نیز پانوشت‎هایی را به متن افزوده است که به جامع‎تر شدن این گزارش کمک خواهد کرد.

***

این سه سنگ‎بنای اساسی اندیشۀ ماکیاوللی [اخلاق، دین، سیاست] مجادلات بسیاری را میان خوانندگان او پدید آورده‎اند؛ مجادلاتی که آغاز آن‌ها به سدۀ شانزدهم میلادی و آن هنگام برمی‎گردند که او به پیروی از شیطان متهم شد، اما در همان حال نویسندگان (و سیاستمداران) ضمن همدلی با ماکیاوللی، وی را مبیِّن نظریۀ «مصلحت دولت»[۵] شناختند و پذیرفتند (Meinecke ۱۹۵۷). ریشۀ اصلی این نزاع -خاصه دربارۀ [کتاب] شهریار[۶]- به رویکرد ماکیاوللی دربارۀ معیارهای اخلاق عرفی و دین رسمی که ناظر به رفتار انسانند، برمی‎گشت. از نگاه بسیاری افراد، آموزه‎های ماکیاوللی موضع اخلاق‎ستیزی[۷] یا دست‌کم نااخلاق‎گرایی[۸] را اتخاذ می‎کنند. افراطی‎ترین نمونۀ این برداشت، تعبیر مشهور لئو اشتراوس[۹] است که ماکیاوللی را -بر این اساس که به حاکمان توصیه می‎کند که با ترجیح استفاده از خشونت، وحشت و فریب‎کاری، ارزش‎های همگانی عدالت، بخشش، میانه‎روی، حکمت و دیگردوستی را زیر پا گذارند- «آموزگار شر» می‎داند[۱۰] (Strauss, pp.۹-۱۰).

یک مسلک فکری میانه‎روتر -که با نام بندیتو کروچه[۱۱] (۱۹۲۵) گره خورده است- ماکیاوللی را فقط یک «واقع‎گرا» یا «پراگماتیست» می‎داند که هوادار تعلیق قواعد اخلاقی در موضوع سیاست است. ارزش‎های اخلاقی هیچ جایی در انواع تصمیماتی که حاکمان باید اتخاذ کنند، ندارند و جز این اندیشیدن، بدترین نوع خلط مبحث است.

سست‎ترین برداشت ادعایی است که همچنان ارنست کاسیرر[۱۲] (۱۹۴۶) پیش‌گام آن است. کاسیرر مدعی است که ماکیاوللی با جداسازی بین «واقعیات» زندگی سیاسی و «ارزش‎های» داوری اخلاقی، فقط موضع یک دانشمند -نوعی «گالیلۀ سیاست»- را اتخاذ می‎کند؛ بنابراین ماکیاوللی خود را صاحب عنوان بنیان‌گذار علم سیاست «مدرن» -در برابر تصور کلاسیک گران‎بار از هنجارِ[۱۳] ارسطو دربارۀ علم سیاست مبتنی بر فضیلت[۱۴]- می‎خواند. شاید میانه‎روترین برداشت مبتنی بر فرضیۀ نااخلاق‎گرا را کوئنتین اسکینر[۱۵] مطرح کرده (۱۹۷۸) که مدعی است ارتکاب اعمالی از سوی حاکمان که عرفاً شریرانه محسوب می‎شوند، «بهترین» گزینه‎ای است که می‎توان در «انتها» اتخاذ کرد.[۱۶] اسکینر با تمرکز روی این ادعا که بر مبنای شهریار، رئیس دولت در صورت امکان باید به نیکی رفتار کند اما اگر لازم شد، می‎بایست برای ارتکاب شر نیز آماده باشد، استدلال می‎کند که ماکیاوللی در شرایط معمول، پیروی از فضیلت اخلاقی را ترجیح می‎دهد (Machiavelli ۱۹۶۵, p.۵۸).

 

در طرف مقابل، بعضی مفسران ماکیاوللی مطلقاً هیچ اثر سوءِ مبتنی بر اخلاق‎ستیزی در اندیشۀ وی نیافته‎اند. بسیار پیش‎تر از این، ژان‎ ژاک روسو[۱۷] معتقد بود که درس حقیقی شهریار، آموختن این حقیقت به مردم است که شهریاران چگونه رفتار می‎کنند و بدین‌ترتیب ماکیاوللی به جای ستایش اخلاق‎ستیزی [موجود در] هستۀ حکومت یک‎نفره، آن را افشا می‎کند.[۱۸] انواع مختلفی از این برداشت، همین اواخر منتشر شده‎اند. بعضی از پژوهشگران مانند گرِت متینگلی[۱۹] (۱۹۵۸)، ماکیاوللی را برجسته‎ترین هجویه‎نویس معرفی کرده‎اند که به نقاط ضعف شهریاران و مشاوران آنان اشاره می‎کند.[۲۰] این واقعیت که ماکیاوللی بعدها طنزهای نمایشی نیش‎داری نوشت، به‌مثابه شاهدی برای استعداد هجویِ سرشار او مورد استناد قرار می‎گیرد. بدین‌ترتیب، ما نباید معنای ظاهری آنچه ماکیاوللی دربارۀ رفتار اخلاقی می‎گوید، جدی بگیریم، بلکه به جای آن می‎بایست اشارات او به‌مثابه تفسیر فکاهی کنایه‎آمیز ناظر به مسائل اجتماعی فهمیده شود. در سوی دیگر، مِری دیتز[۲۱] (۱۹۸۶) تأکید می‎کند که برنامۀ ماکیاوللی برآمده از میل به «فریفتن» شهریار -با توسل به پیشکش کردن توصیۀ به طرز ماهرانه ساختگی (مانند مسلح‎ کردن مردم)- بود؛ توصیه‎ای که بدین منظور طراحی شده است که اگر جدی یا قابل ‎پیروی فرض شود، حاکم را ساقط می‎کند.[۲۲]

گسترۀ مشابهی از دیدگاه‎ها دربارۀ رهیافت ماکیاوللی عموماً نسبت به دین و خاصه نسبت به مسیحیت وجود دارد. ماکیاوللی هوادار کلیسای کاتولیک تثبیت‎شده‎ای که می‎شناخت، نبود. کتاب گفتارها[۲۳] روشن می‎کند که مسیحیت رسمی توان مورد نیاز حیات مدنی فعالانه را از انسان‎ها سلب می‎کند (Machiavelli ۱۹۶۵, ۲۲۸–۲۲۹, ۳۳۰–۳۳۱). اما شهریار به همان اندازه که با لحن دون‎‎انگارانه دربارۀ شرایط معاصر کلیسا و پاپ سخن می‎گوید، لحن ستایش‎آمیز را نیز به کار می‎برد (Machiavelli ۱۹۶۵, ۲۹, ۴۴–۴۶, ۶۵, ۹۱–۹۱). بسیاری از پژوهشگران چنین شواهدی را به‌مثابه دلیلی بر این نکته پذیرفته‎اند که خود ماکیاوللی عمیقاً ضدمسیحی بود و ادیان مدنی شرک‎آمیز[۲۴] جوامع کهن مانند روم را ترجیح می‎داد، ادیانی که ماکیاوللی آن‌ها را برای شهرِ بهره‎مند از ویرتو[۲۵] مناسب‎تر می‎دانست. آنتونی پرل[۲۶] (۱۹۹۲) استدلال می‎کند که جهان ماکیاوللی -که حرکات ستاره‎ها و تعادل مزاج‎ها آن را اداره می‎کنند- حالتی اساساً شرک‎آمیز و پیشامسیحی به خود می‎گیرد. از نگاه دیگران بهتر است ماکیاوللی را مردی [ظاهراً] پیرو رسوم (ولو بی‎اشتیاق به رسوم)، دین‎دار و آمادۀ سر خم کردن برای ظواهر عبادت وصف کنیم، جز اینکه او نه از منظر روحی و نه ذهنی عمیقاً شیفتۀ مسیحیت نبود.

از میان اندک صداهای متفاوت، قابل ذکرتر از همه سباستین دِ گراتسیا[۲۷] (۱۹۸۹) و مائوریتسیو ویرولی[۲۸] (۲۰۱۰) کوشیده‎اند نام و نشان ماکیاوللی را از چنگ کسانی که او را به دید دشمن مسیحیت یا بی‎تفاوت نسبت به مسیحیت می‎بینند، نجات دهند. گراتسیا ضمن دریافت مفهوم منسجمی از خدایی‎محوری و جهان منظم در نوشته‎های ماکیاوللی -که بر اساس آن نیروهای دیگر (آسمان، بخت و شبیه به آن‌ها) مشمول میل و طرحی خدایی هستند- آشکار می‎کند که چگونه بن‎مایه‎های اساسی کتاب مقدس در سراسر نوشته‎های او حضور دارند. کری ندرمن (۱۹۹۹) با نشان‎ دادن اینکه چگونه آموزه‎های محوری کلام مسیحی نظیر لطف و اختیار، عناصر مهم ساختار مفهومی ماکیاوللی را شکل می‎دهند، بینش‎های گراتسیا را بسط و سامان می‎دهد. ویرولی برخلاف این، به رهیافت‎های تاریخی ناظر بر مسیحیت -آن‎گونه که در جمهوری فلورانس دوران ماکیاوللی متجلی شده است- توجه می‎کند.

 

ارجاعات:

[1]. کری ندرمن (Cary J. Nederman) استاد علوم سیاسی و دانشیار دانشگاه آریزونا و نویسندۀ کتاب‎هایی چون:

Machiavelli: A Beginner's Guide

Niccolò Machiavelli's The Prince on the Art of Power

[2]. Niccolò Machiavelli

[3]. Stanford Encyclopedia of Philosophy

[4]. برای مطالعۀ آنلاین این مدخل نک:

https://plato.stanford.edu/entries/machiavelli/

[۵]. خاستگاه این اصطلاح «reason of state» (به ایتالیایی: Ragion di Stato) به عصر رنسانس برمی‎گردد. گفتنی است این اصطلاح را در انگلیسی به National interest (منافع ملی) نیز ترجمه می‎کنند (مترجم).

[۶]. The Prince

[۷]. immoralism

[۸]. amoralism

[توضیح مترجم: فرد immoral را نباید با amoral اشتباه گرفت: « amoralism معادل با فقدان کامل باورهای اخلاقی و/یا باور صریح به غیرمادی بودن نظریۀ اخلاق است (و ازاین‎رو حتی وجود اخلاق را ناموجه به‌حساب می‎آورد)؛ از سوی دیگر immoralism نظام فکری‎ای است که اصول اخلاقی را نمی‎پذیرد و صراحتاً با اخلاقیات معارضه می‎کند... به دیگر سخن، amoralism  وجود اخلاقیات را منکر است اما immoralism  با اخلاقیات معارضه می‎کند.» (Peter Baofu, Beyond ethics to post-ethics, p.۲۲)]

[۹]. Leo Strauss

[۱۰]. آیزایا برلین (Isaiah Berlin) در مقالۀ ابتکار ماکیاوللی (The Originality of Machiavelli) می‎نویسد: «برتراند راسل، کتاب شهریار را "راهنمای گنگسترها" می‎خواند... این برداشت از ماکیاوللی، مشترک بین پروتستان‎ها و کاتولیک‎ها، [اینوسو] ژاتیه (Innocent Gentillet) و فرانسوا اوتمان (François Hotman) ، کاردینال پُل، [ژان] بُدَن و فریدریش کبیر است که تمام نویسندگان ضد ماکیاوللی -و از میان جدیدترین آن‌ها ژاک ماریتان و لئو اشتراوس- از آن پیروی می‎کنند.» (Isaiah Berlin, Against the current, p.۴۴, P r i n c e t o n U n i v e r s i t y P r e s s) ـ مترجم

[۱۱]. Benedetto Croce

[۱۲]. Ernst Cassirer

[۱۳]. norm-laden

[۱۴]. virtue

[۱۵]. Quentin Skinner

[۱۶]. کوئنتین اسکینر در این ‎باره می‎نویسد: «این دیدگاه که اهداف خوب می‎توانند دستاویز توجیه وسایل پلید قرار گیرند، یکی از جنبه‎های اصلی نظریۀ سیاسی ماکیاوللی بود.» (Skinner, The Foundations of Modern Political Thought, v.۱, p.۲۴۸) ـ مترجم.

[۱۷]. Jean-Jacques Rousseau

[۱۸]. اسپینوزا نیز به‌مانند روسو معتقد است که شهریار ماکیاوللی یک داستان هشداردهنده است. اسپینوزا تصریح می‎کند که شهریار به‌منظور انذار مردم نسبت به آنچه که جباران می‎توانند اجرا کنند، نوشته شده است. (نک: Isaiah Berlin, Against the current, pp.۳۵,۳۶, P r i n c e t o n U n i v e r s i t y P r e s s) ـ مترجم.

[۱۹]. Garrett Mattingly

[۲۰]. آلبریکو جنتیلی (Alberico Gentili) -متوفای ۱۶۰۸ م- حقوق‌دان بزرگ ایتالیایی و یکی از بنیان‌گذاران حقوق بین‎الملل نیز همین برداشت را دارد. (نک: Isaiah Berlin, Against the current, p.۳۵, P r i n c e t o n U n i v e r s i t y P r e s s) ـ مترجم.

[۲۱]. Mary Dietz

[۲۲]. گفتنی است ماکیاوللی مورد توجه مهم‎ترین نظریه‎پردازان و فیلسوفان فاشیسم نیز بوده است؛ مثلا جووانی جنتیله (Giovanni Gentile) فیلسوف نوهگلی و از تئوریسین‎های اصلی فاشیسم، ماکیاوللی را بنیان‌گذار دولت ایتالیا (State of Italy) می‎داند (Gentile, Origins and Doctrine of Fascism, p.۸۰, Transaction Publishers۲۰۰۲). موسولینی نیز کتاب شهریار را «راهنمای دم‌دستی دولتمردان» می‎خواند (نک: Isaiah Berlin, Against the current, p.۴۴, P r i n c e t o n U n i v e r s i t y P r e s s).

و یا آلفردو روکو (Alfredo Rocco) حقوق‌دان ایتالیایی و وزیر دادگستری دولت موسولینی (بین سال‎های: ۱۹۳۲ـ۱۹۲۵)، بندی از رسالۀ مشهورش دکترین سیاسی فاشیسم را به ماکیاوللی اختصاص داده است. روکو، ماکیاوللی را کسی می‎داند که دانش سیاست را از چنگ فرمالیسم فیلسوفان مدرسی نجات داد و آن را به واقعیت عینی نزدیک گردانید، او نه تنها ماکیاوللی را یکی از بزرگ‎ترین نویسندگان سیاست مدرن می‎خواند بلکه وی را بزرگ‎ترین ایتالیایی واجد کامل‎ترین [خود] آگاهی ملی می‎نامد. روکو ادامه می‎دهد که ماکیاوللی برای آزاد کردن و قدرتمندتر کردن ایتالیا از هر وسیله‎ای استفاده می‎کرد. روکو در انتها می‎نویسد: «فاشیسم، نه تنها آموزه‎های خود بلکه اعمالش را نیز از ماکیاوللی می‎آموزد.» (Rocco, The Political Doctrine of Fascism, Translated by Professor Bigongiari of Columbia University, fascism-archive.org) ـ مترجم

[۲۳]. The Discourses

[۲۴]. pagan

[۲۵]. Virtù

[توضیح مترجم: برای شرحی از این مفهوم نک: Skinner, The Foundations of Modern Political Thought, ۱/۸۸-]

[۲۶]. Anthony Parel

[۲۷]. Sebastian de Grazia

[۲۸]. Maurizio Viroli

 

منابع دسته اول:

Atkinson, J.B. and D. Sices (eds.), ۱۹۹۶, Machiavelli and His Friends: Their Personal Coorespondence, DeKalb: Northeastern Illinois University Press.

Machiavelli, N. ۱۹۶۵, The Chief Works and Others, A. Gilbert (trans.), ۳ vols. Durham: Duke University Press.

Machiavelli, N. ۱۹۸۸, The Prince, Q. Skinner and R. Price (eds.), Cambridge: Cambridge University Press.

 

منابع دسته دوم:

Anglo, S. ۲۰۰۵, Machiavelli: The First Century, Oxford: Oxford University Press.

Benner, E. ۲۰۱۳, Machiavelli's Prince: A New Reading, Oxford: Oxford University Press.

–––, ۲۰۰۹, Machiavelli's Ethics, Princeton: Princeton University Press.

Cassirer, E. ۱۹۴۶, The Myth of the State, New Haven: Yale University Press.

Capponi, N. ۲۰۱۰, An Unlikely Prince: The Life and Times of Machiavelli, Cambridge, MA: Da Capo Press.

Coleman, J. ۱۹۹۵, “Machiavelli's Via Moderna: Medieval and Renaissance Attitudes to History,” Niccolò Machiavelli's The Prince: New Interdisciplinary Essays, Manchester: Manchester University Press.

Croce, B. ۱۹۲۵, Elementi di politica, Bari: Laterza & Figli.

Deitz, M. ۱۹۸۶, “Trapping the Prince: Machiavelli and the Politics of Deception,” American Political Science Review, ۸۰: ۷۷۷–۷۹۹.

Femia, J.V. ۲۰۰۴, Machiavelli Revisited, Cardiff: University of Wales Press.

Fischer, M. ۲۰۰۰, Well-Ordered License: On the Unity of Machiavelli's Thought, Lanham, MD: Lexington Books.

Grazia, S. de, ۱۹۸۹, Machiavelli in Hell, Princeton: Princeton University Press.

Hornqvist, M. ۲۰۰۴, Machiavelli and Empire, Cambridge: Cambridge University Press.

Hulliung, M. ۱۹۸۳, Citizen Machiavelli, Princeton: Princeton University Press.

Mansfield, H.C. ۱۹۹۶, Machiavelli's Virtue, Chicago: University of Chicago Press.

Mattingly, G. ۱۹۵۸, “Machiavelli's Prince: Political Science or Political Satire?”, The American Scholar, ۲۸: ۴۸۲–۴۹۱.

McCormick, J. ۲۰۱۱, Machiavellian Democracy Chicago: University of Chicago Press.

Meinecke, F. ۱۹۵۷, The Doctrine of Raison d'Etat and Its Place in Modern History, D. Scott (trans.), New Haven: Yale University Press.

Najemy, J.M. (ed.), ۲۰۱۰, The Cambridge Companion to Machiavelli, Cambridge: Cambridge University Press.

Nederman, C.J. ۲۰۰۹, Machiavelli, Oxford: Oneworld.

Parel, A. ۱۹۹۲, The Machiavellian Cosmos, New Haven: Yale University Press.

Patapan, H. ۲۰۰۶, Machiavelli in Love: The Modern Politics of Love and Fear, Landham, MD: Lexington Books.

Pitkin, H.F. ۱۹۸۴, Fortune is a Woman: Gender and Politics in the Thought of Niccolò Machiavelli, Berkeley: University of California Press.

Pocock, J. ۱۹۷۵, The Machiavellian Moment: Florentine Political Thought and the Atlantic Republican Tradition, Princeton: Princeton University Press.

Rahe, P.A. ۲۰۰۸, Against Throne and Altar: Machiavelli and Political Theory under the English Republic, Cambridge: Cambridge University Press.

Skinner, Q. ۲۰۰۲, Visions of Politics, Volume II: Renaissance Virtues, Cambridge: Cambridge University Press.

–––, ۱۹۷۸, The Foundations of Modern Political Thought, (Volume I: The Renaissance), Cambridge: Cambridge University Press.

Sorensen, K.A. ۲۰۰۶, Discourses on Strauss: Revelation and Reason in Leo Strauss and His Critical Study of Machiavelli, Notre Dame, IN: University of Notre Dame Press.

Strauss, L. ۱۹۵۸, Thoughts on Machiavelli, Glencoe, IL: The Free Press.

Vatter, M.E. ۲۰۱۴, Between Form and Event: Machiavelli's Theory of Political Freedom, ۲nd ed. New York: Fordham University Press

–––, ۲۰۱۳, Machiavelli's The Prince, London: Bloomsbury.

Viroli, M. ۲۰۱۴, Redeeming the Prince: The Meaning of Machiavelli's Masterpiece, Princeton: Princeton University Press.

–––, ۲۰۱۰, Machiavelli's God, Princeton: Princeton University Press.

–––, ۱۹۹۸, Machiavelli, Oxford: Oxford University Press.

Vivanti, C. ۲۰۱۳ Niccolòo Machiavelli: An Intellectual Biography, Princeton: Princeton University Press.

Von Vacano, D.A. ۲۰۰۷, The Art of Power: Machiavelli, Nietzsche, and the Making of Aesthetic Political Theory, Lanham, MD: Lexington Books

منبع: فرهنگ امروز

 

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: