مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • قدم |
  • قد |
  • قحطی | قَحْطی، پدیده‌ای حاصل عوامل طبیعی و اجتماعی که با نایابی، کمبود و درنتیجه، گرانی شدید ارزاق عمومی همراه است.
  • قپق اندازی |
  • قپان |
  • قبضه |
  • قبر مادر سلیمان | قَبْرِ مادَرِ سُلِیْمان، نامی که سالها به بنای اصلی محوطۀ پاسارگاد و آبادی واقع در آن محل اطلاق می‌شده است.
  • قبرستان |
  • قبر |
  • قبالۀ ازدواج |
  • قباله | قَباله، سند ثبت خریدوفروش، مالکیت یا پیمان ازدواج، که در آن، نام و مشخصات دو طرف، موضوع تعهد یا معامله و شرایط آن ذکر، و گاهی قباله‌نامچه، مبایعه‌نامه، سند ملک، بنچاق، چک‌نامه، تَرزَده، بَیلَک، بَیله، تَرده و نورده هم نامیده می‌شود (نک‍ : لغت‌نامه ... ؛ معین؛ نفیسی).
  • قبا | قَبا، بالاپوشی آستردار، بدون یقۀ برگردان و جلوباز، که دو طرفش با دکمه بسته می‌شود، طول آن تا زیر زانو ست و آستینهایی بلند تا سر مچ دارد.
  • قایم موشک | قایِمْ‌موشَک، از بازیهای کودکان زیر 10 سال که در آن، شماری کودک بعد از قرعه‌کشی، فردی را برای چشم‌گذاشتن انتخاب می‌کنند. کودک انتخاب‌شده در محلی معین، گاهی با نظارت یک استاد، و گاه بدون حضور او، چشمانش را می‌بندد تا دیگران پنهان شوند. چشم‌گذارنده پس از مدتی به دنبال سایر کودکان می‌گردد.
  • قائم (ع)، حضرت |
  • قایق | قایِق، وسیله‌ای کوچک‌تر از کشتی، برای حمل‌ونقل دریایی و صیادی در رودخانه‌ها و آبراههایی با عمق کم.
  • قاووت | قاووت، از خوراکیهای مقوی با کاربردهای آیینی و دارویی در بسیاری از مناطق ایران.
  • قالی و قالی بافی | قالی و قالی‌بافی، قالین/ غالی/ غالین، فرشی پشمی یا ابریشمی، گره‌بافته، پرزدار و خواب‌دار، و هنر بافت آن.
  • قالی شویان، مراسم | قالی‌شویـان، مَراسِمِ، نمـایشـی آیینـی از شست‌وشـوی نمادین قالی مقدس در مراسمی بـا آداب و سننی ویـژه در دومین جمعۀ پاییز هر سال، پیرامون بارگاه امامزاده سلطان‌علی در مشهد اردهال.
  • قالی شویان | قالی‌شویان، یا مشهد اردهال، مجموعۀ چند فیلم مستند دربارۀ مناسک قالی‌شویی در مشهد اردهال کاشان.
  • قالیچۀ حضرت سلیمان |
  • قاف | قاف، کوهی اسطوره‌ای و افسانه‌ای که گرداگرد زمین کشیده شده است.
  • قاعدگی | قاعِدِگی، یا دشتان یا حیض، خون‌ریزی منظم ماهیانه در زنان و دختران پس از بلوغ، به‌سبب سقط تخمک بارورنشده.
  • قاطر | قاطِر، یا اَستر، چهارپای اهلی از راستۀ سم‌داران، که از جفت‎شدن خر بـا مادیان زاده می‎شود و درگذشته، کارکردهـای فراوانی داشته است.
  • قاسم آبادی، رقص | قاسِمْ‌آبادی، رَقْصِ، یکی از انواع و گونه‌های رقص در گیلان.
  • قاشق زنی | قاشُقْ‌زَنی،‌ از آیینهای کهن حاجت‌خواهی، که زنان و دختران و گاهی، پسران جوان در شب چهارشنبه‌سوری و در برخی از مناطق ایران، در شبهای ماه ‌رمضان انجام می‌دهند.
  • قاز |
  • قاری | قاری، کسی که بر گور مرده، جلو تابوت و در مراسم ترحیم قرآن می‌خواند.
  • قارمان | قارْمان، یا قارمون، نوعی ساز از دستۀ هواصداها.
  • قارچ | قارْچ، گیاهی خودرو از شاخۀ ریسه‌داران با ظاهری چترگونه و کاربردهایی در فرهنگ مردم.
  • قاپ بازی | قاپْ‌بازی‌، یا قاب‌بازی، از کهن‌ترین بازیهای برد‌و‌باختی در ایران، که بیشتر نوعی قمار، و ابزار آن استخوان شتالنگ (استخوان میان ساق و مچ پای گوسفند و گاو) است.
  • قابوس نامه | قابوسْ‌نامه‌، پند‌نامه‌ای (تألیف: 475 ق/ 1082 م) در 44 باب از امیر عنصر‌المعالی کیکاووس، از امیرزادگان آل‌زیار.
  • قابله |
  • قابلگی |
  • فیلمهای مردم نگاری |
  • فیلبرگ |
  • فیروزه | فیروزه، یا پیروزه، سنگی زینتی به رنگ سبز یا آبی با کاربردهای خاص در فرهنگ مردم.
  • فیروزشاه نامه | فیروزْشاهْ‌نامه، یا داراب‌نامۀ بیغمی، از داستانهای بلند و مشهور ایرانی به روایت مولانا محمد بیغمی.
  • فی تحقیق ما للهند |
  • فهلویات | فَهْلَویات، اشعاری که به گویشهای محلی مناطق مرکزی و غربی ایران سروده می‎شده است.
  • کردی ایلامی | كردی ایلامی \kordi ilâmi\، گونۀ زبانی رایج در استان ایلام، كه گویشورانش خود را كرد می‌دانند؛ این گونه از نظر واجی، ساختواژی، ویژگیهای صرفی و نحوی و واژگانی با دیگر گونه‌های زبانی كردی رایج در استانهای همجوار استان ایلام در كشورهای ایران و عراق مشابه است (تحقیقات ... ).
  • فولکلور | فولْکْلور، اصطلاحی انگلیسی ترجمه‌شده به «فرهنگ مردم» و «فرهنگ عامه»، که دربارۀ معنا و کارکردهای آن میان پژوهشگران این حوزه اختلافی جدی وجود دارد.
  • سورانی | سورانی / sŏranî/ ، از گویشهای زبان کردی، که از گروه زبانهای ایرانی شمال غربی به ‌شمار می‌آید. این زبان از یک سو، همخوانهای انسدادی واک‌دار آغازین ایرانی باستان / g-, d-, b-/ و واج چاکنایی / h/ را حفظ کرده است و از سوی دیگر، از برخی ویژگیهای صرفی خاص برخوردار است (بلو، «زبان کردی»، 544).
  • بویراحمدی | بویراحمدی / boyerahmadī/ ، یا لری بویراحمدی، از گویشهای جنوب‌غربی ایران، که به همراه بختیاری و لری لرستانی، 3 گونۀ اصلی گویشهای لری را تشکیل می‌دهند (ویندفوهر، «گویشها ... »، 295).
  • تاکستانی | تاکستانی \tâkestâni\، گونه‌ای از زبان تاتی، که در شهر تاکستان در استان قزوین رایج است. تاکستانی زیرمجموعه‌ای از گویشهای زبان تاتی است که خود جزو زبانهای ایرانی شمال غربی به شمار‌ می‌رود. زبان فارسی، زبان میانجی در میان اهالی تاکستان است.
  • طاری | طاری / târi/ ، یکی از گویشهای فلات مرکزی ایران، از مجموعه‌زبانهای ایرانی نو شمال غربی، که در روستای طار (به گویش محلی، «دار») رواج دارد.
  • آباده ای | آباده‌ای / ʔâbâdeʔi/ ، از گویشهای استان فارس، که در شهرستان آباده رایج است.
  • طرقی | طرقی / tarɢi/ ، از گویشهای فلات مرکزی ایران و متعلق به گروه زبانهای ایرانی شمال غربی، که در روستای «طَرق (رود)» رایج است. طرقی از گویشهای روبه‌زوال است، زیرا در میان نسل جوان‌ این روستا دیگر رواج ندارد.
  • فارسی ـ یهودی | فارسی ـ یهودی / fârsi-yahudi/ ، یا فارسی ـ عبری، اصطلاحی برای گونه‌های زبان فارسی یهودیان ایران (اعم از نوشتاری و گفتاری)، که مهم‌ترین شاخه از گروه زبانهای ایرانی ـ یهودی نیز به شمار می‌رود. دیگر زبانها و گویشهای این گروه عبارت‌اند از: بخارایی ـ یهودی، تاتی ـ یهودی، شیرازی ـ یهودی، اصفهانی ـ یهودی، همدانی ـ ی...
  • الیکایی | الیکایی / ʔelikâji/ ، گویش مردمی به همین نام، که از نظر زبان‌شناختی به گویش ساروی نزدیک است (شاه‌حسینی، گویش ... ، 22). گویشهای مازندرانی به 3 گروه غربی، مرکزی و شرقی تقسیم می‌شوند و گویش ساروی در گروه مرکزی قرار دارد (نجف‌زاده، 36).
  • بهبهانی | بهبهانی / behbahâni/ : گویشی از گروه زبانهای غربی جنوبی، که در شهر بهبهان، در جنوب شرق خوزستان رایج است (گرامی، «ترتیب ... »، 134) و از گویشهای جنوبی ایران به شمار می‌رود (کلباسی، 158).

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: