هنر

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ترمه | بافته‌ای فاخر پشمی نقش‌دار با بافت «کج راه» از گروه شالها که در کشمیر آن را «شال کانی» می‌خوانند ( لغت‌نامه...؛ ایمز، 13؛ لوی ـ استروس، 19).
  • ترصیع |
  • جوسق الخاقانی | کاخ معتصم خلیفۀ عبـاسی (حک‍ 218-227ق / 833-842 م)، معروف به «دارالخلیفه» یا «بیت‌الخلیفه»، که بنا بر ویژگی‌اش، «تیسفون عرب» نیز خوانده شده است. این کاخ در 221ق / 836 م به دستور معتصم هم‌زمان با بنیان شهر سامره در انتهای شمالی شهر، در شرق رود دجله و مشرف بر آن ساخته شد. امروزه بقایای آن در میان ویرانه‌های سامر...
  • جورجیر، مسجد |
  • جده کوچک، مدرسه | جَدِّۀکوچَک، مَدْرِسه، از مدارس دورۀ صفوی در اصفهان که در زمان شاه عباس دوم (سل‍ 1052-1077ق/ 1642-1666م) به دستور جدۀ بزرگ شاه، «دلارام خانم» در بازار قهوۀ کاشیها، از انشعابات بازار بزرگ اصفهان بنا شد. تاریخ برپایی آن در کتیبۀ سر در مدرسه، به خط محمدرضا امامی 1056ق ذکر شده، و کتیبۀ سنگی وقف‌نامۀ مدرسه تاریخ ر...
  • جده بزرگ، مدرسه | جَدِّۀ بُزُرْگ، مَدْرِسه، از مدارس دورۀ صفوی در اصفهان که در 1058ق به دستور حوری نام خانم، جدۀ کوچک شاه عباس دوم (سل‍ 1052-1077ق/ 1642-1666م) ساخته شده است. صفت بزرگ در نام مدرسه بیانگر وسعت بیشتر آن نسبت به مدرسه‌ای به همین نام (نک‍ : ه‍ د، جدۀ کوچک، مدرسه)، اما با وسعتی کمتر در بازار اصفهان است (جابری انصار...
  • جدول‌سازی |
  • جبه | جُبّه، نوعی بالاپوش درسرزمینهای مسلمان، در سده‌های مختلف دوران اسلامی، از اسپانیا و شمال افریقا در باختر تا هندوستان در خاور. واژۀ «جبه» برگرفته از «جب» به معنی بریدن است و جمع آن به دو صورت «جبب» و «جباب» آمده (ابن منظور، ذیل جبب)، و با اندک تفاوتی در تلفظ به زبانهای اروپایی نیز راه یافته است (دوزی،117).
  • جبلیه، گنبد | جَبَلیّه، گُنْبَد، از معدود بناهای چشمگیر بازمانده از دورۀ پیش از مغول (سده‌های 7 - 8 ق/ 13 - 14م) واقع در شرق شهر کرمان. از این بنا با نامهای گنبد گبر (افضل ‌الدین، 123)، گنبد گنج (وصاف، 294؛ ناصر الدین، 13)، جبل سنگ (شرودر، 1016؛ ویلبر، 64 ؛ هیلنبراند، 294؛ ویلسن، 155) نیز یاد شده است و نخستین‌ بار محرابی ک...
  • جامع الازهر |
  • جام، مناره | جام، مِناره، از معدود یادمانهای باقی‌مانده از سلاطین غوری (حک‍ ح 390-612 ق/ 1000-1215م)، واقع در ایالت غور افغانستان. این مناره در ساحل چپ هریرود در محل تلاقی آن با جام رود، در دره‌ای دورافتاده سر برافراشته، و در 1381ش/ 2002م به عنوان نخستین اثر فرهنگی افغانستان در فهرست میراث فرهنگی جهان توسط سازمان یونسکو ب...
  • جاجیم | جاجیم، دست بافته‌ای فاقد پرز که عموماً با استفاده از دار افقی و به شیوۀ «تارِ رو» بافته می‌شود. برخی آن را واژه‌ای فارسی ( آنندراج، ذیل جاجم؛ داعی‌الاسلام، نیز گلکاریان، ذیل واژه) و برخی دیگر ترکی ( غیاث‌اللغات؛ ردهاوس، 633 ؛ پرهام، 2/ 39) و مرتبط با واژۀ ترکی میانۀ یادیم، به معنای فرش و قالیچه می‌دانند (کلاو...
  • ثلث، خط |
  • ابن طولون، جامع | جامع، سومین مسجد ساختۀ مسلمانان در مصر و یکی از بزرگ‌ترین مساجد کهن جهان اسلام که به فرمان احمد بن طولون در ناحیۀ القطایع در حومۀ فسطاط بر روی جبل یَشکُر برپا گردید.
  • جنید | نقاش نامدار دربار سلطان احمد جلایر (784-813 ق / 1382-1410م). از زندگی این هنرمند آگاهی چندانی در دست نیست؛ تنها دوست محمد هروی در دیباچۀ مرقع بهرام میرزا (تألیف: 951ق / 1544م) از وی اطلاعات اندکی به دست می‌دهد، و او را شـاگرد شمس‌الدین، نقاش دورۀ سلطان اویس جلایر (حک‍ 757-776ق / 1356-1374م)، و از مردم بغداد م...
  • جلفا | شهرستان و شهری در استان آذربایجان شرقی در مجاورت جلفای جمهوری خودمختار نخجوان (ه‍ م).
  • جلد و جلدسازی | پوشش بیرونی و محافظ اوراق کتاب، و فنون و مراحل ساخت آن. دو قسمت زیر و رو (دفه، طبله و لَت) و یک عطف، عناصر اصلی جلد را تشکیل می‌دهند. در جلدسازی سرزمینهای اسلامی از سدۀ 6 ق / 12م تا سده‌های 12-13ق / 18-19م، دفۀ زیرین معمولاً ادامه یافته، به صورت برگردان (سرطبل، دامن و لسان)، لبۀ کتاب را نیز می‌پوشاند (هالدین،...
  • جعفریه، کاخ | جَعْفَریّه، کاخی بازمانده از سدۀ 5ق / 11م در اسپانیا (اندلس)، و بهترین نمونۀ معماری دورۀ ملوک الطوایفِ اول، واقع در شرق شهر ساراگوسا (سَرَقُسطه) کنار رودخانۀ اِبرو که در اصل نزدیک دیوارغربی سرقسطۀ کهن قرار داشته است (نک‍ : عنان،105؛ اِوِرت، 189).
  • جعفر، امامزاده | جَعْفَر، اِمامْزاده، آرامگاه جعفر بن علی، از نوادگان امام سجاد (ع)، کـه همراه خانقـاه شاهرخ، امامزاده محمد (نک‍ : دنبالۀ مقاله)، و برج چهل دختران (ه‍ م) مجموعه‌ای را در مرکز شهر کنونی دامغان تشکیل داده است.
  • جعفر بایسنقری | جَعْفَرِ بایْسُنْقُری (تبریزی)، خوش‌نویس نامدار سدۀ 9ق / 15م. فریدالدین جعفر بر پایۀ نوشتۀ خود، فرزند علی و زادۀ تبریز بود (نک‍ : آثار). وی در نوشتن اقلام مختلف خط مهارت داشت، اما شهرت او بیشتر به نستعلیق نویسی بود که در زمان جوانی او رونق و رواج یافت. جعفر از متقدمان این قلم به شمار می‌آید.
  • جعفر، امامزاده | جَعْفَر، اِمامْزاده، یا بقعۀ جعفریه، از بناهای نادر دورۀ مغولی در اصفهان، و آرامگاه جعفربن‌مرتضى، از مشاهیر سدۀ 8 ق / 14م. این بنا در محلۀ میدان کهنه در حاشیۀ خیابان هاتف واقع است.
  • ابن صائغ، عبد الرحمن | عبدالرحمن بن یوسف ملقب به زین‌الدین، خطاط سده‌های 8 و9 ق / 14 و 15 م در مصر.
  • ابن بواب | اِبْنِ بَوّاب‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ هلال‌ (د 413 ق‌/ 1022 م‌)، خوشنويس‌ و مُذَهَّب‌ معروف‌، منابع‌ متأخر لقب‌ علاءالدين‌ را هم‌ به‌ نام‌ او افزوده‌اند (GAL, S, I/ 434؛ هوار، 80). زادروز و زادگاهش‌ را نمی‌دانيم‌، ولی‌ معلوم‌ است‌ كه‌ بيشتر زندگی‌ را در بغداد گذرانيده‌ است‌. پدرش‌ هلال‌، دربانِ‌ آل‌ بويه‌ (ابن‌ت...
  • ابن بصیص | اِبْنِ بُصَيْص‌، شيخ‌ نجم‌الدين‌ موسی‌ بن‌ علی‌ بن‌ محمد حلبی‌ (651 - ذيقعدۀ 716 ق‌/ 1253- ژانويۀ 1317 م‌)، خوشنويس‌ و «شيخ‌ الكتاب‌» دمشق‌. وی‌ در حماة زاده‌ شد و در دمشق‌ پرورش‌ يافت. او را به‌ سبب‌ اينكه‌ به‌ شيوۀ «منسوب‌» كتابت‌ می‌كرد، «كاتب‌ المنسوب‌» ناميده‌اند. خط «منسوب‌» به‌ خطی‌ گفته‌ می‌شد كه‌ اند...
  • ابری | اَبْری، كاغذی كه با درآمیختن رنگهای گوناگون نقوشی درهم و شبیه به ابر یا امواج آب بر آن پدید آرند. این واژه غیر از اصطلاح «ابر» و «ابرسازی» است كه یكی از شاخه‌های هفتگانه هنر نگارگری ایران به شمار می‌آید (نک‍ : ه‍ د، ابر). كاغذ ابری برای آراستن حاشیۀ كتابهای خطی نفیس، مرقعات، متن قطعات خط و نقاشی، روی جلد، آست...
  • ابریشم حریر |
  • ابراهیم مدایح نگار* |
  • ابراهیم سلطان بن شاهرخ | اِبْراهیمْ سُلْطانِ بْنِ شاهْرُخ، ابوالفتح معزالدین یا مغیث‌الدین (796- 838 ق / 1394-1435 م)، شاهزادۀ دانش‌دوست، با ذوق و هنرمند تیموری و دومین پسر شاهرخ فرزند امیر تیمور گوركان. وی در 28 شوال 796 ق / 27 اوت 1394 م به هنگامی‌ كه تیمور هنوز زنده بود، دیده به جهان گشود (شامی‌، 156-157؛ یزدی، 550-551؛ قزوینی، 31...
  • ابراهیم استرآبادی | اِبْراهیمِ اِسْتِرابادی (د 965 ق / 1558 م)، از خوشنویسان تعلیق و نستعلیق ایران. ابراهیم نستعلیق را خوب (سام میرزا، 136) و تعلیق را استادانه می‌نوشت. قمی گوید: وی تعلیق را «به غایت نازک و صاف ساخت» تا جایی که او را سومِ خواجه عبدالحیّ و درویش عبداللـه به شمار آورده‌اند که هر دو از استادان قلم تعلیق بوده‌اند (ص...
  • آیاصوفیه* |
  • آهارمهره | آهارْ مُهْره، اصطلاحی در فن كاغذسازی و بافندگی. در سده‌های گذشته كه هنوز كاغذ با دست ساخته می‌شد، برای آنكه كاغذ نازك، تنك و كم‌دوام نباشد و به هنگام نوشتن پُرز ندهد و از پخش شدن مركب بر آن جلوگیری شود، آن را آهار می‌دادند و مهره می‌كشیدند. نتیجۀ این كار آن بود كه كاغذ استوار، شفاف و نرم می‌شد و كار خوشنویسی ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: