علوم

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابومروان |
  • ابومحمد عبدالله بن محمد |
  • ابوماهر موسی بن یوسف بن سیار |
  • ابوکامل | شجاع بن اسلم بن محمد بن شجاع، معروف به حاسب مصری، ریاضی‌دان سده‌های 3 و 4 ق / 9 و 10 م و یكی از واپسین نمایندگان مكتب كهن جبر در ریاضیات اسلامی و بزرگ‌ترین عالم جبر پس از خوارزمی (ابن‌ندیم، 339؛ ابن‌خلدون، 3 / 1129؛ GAS, V / 277).
  • ابوالقاسم نائینی | ملقب به سلطان الحكماء (1245-1322 ق / 1829-1904 م)، فرزند میرزا محمد جعفر، طبیب و مدرس مدرسۀ دارالفنون.
  • ابوالقاسم زهراوی |
  • ابوالفضل هروی | احمد بن ابی اسعد (ابی سعید)، منجم و ریاضی‌دان ایرانی در سدۀ 4 ق / 10 م. از زندگی و احوال او آگاهی چندانی در دست نیست.
  • ابوالفرج یمامی | (د ح 438 ق / 1046 م)، فرزند ابوسعید، پزشك و متخصص در علوم و فنون حكمیه (ابن ابی اصیبعه، 239).
  • ابوالفرج ابن طیب |
  • ابوالفرج بن هندو |
  • ابوالفتح گیلانی | مسیح‌الدین فرزند عبدالرزاق (954- 27رمضان997 ق / 1547-30 ژوئیۀ 1589 م)، پزشك و ادیب ایرانی كه پس از سفر به هند، به دربار جلال‌الدین اكبر، پادشاه گوركانی هند راه یافت و به مقام صدارت و امینی چند صوبۀ هند رسید.
  • ابوالفتح اصفهانی | محمود بن قاسم‌ بن فضل (د پس از 513 ق / 1119 م)، ریاضی‌دان ایرانی.
  • ابوعلی خیاط |
  • ابوعلی حبوبی | حسن ‌بن حارث حبوبی خوارزمی، ریاضی‌دان، قاضی و فقیه ایرانی نیمۀ دوم سدۀ 4 ق / 10 م.
  • ابوالعلاء بن زهر |
  • ابوالعلاء بهشتی | علاءالدین محمد بن احمد بیهقی اسفراینی، معروف به فخر خراسان (د 749 ق / 1348 م)، فقیه و ریاضی‌دان.
  • حاسب طبری | ابوجعفر محمد بن ایوب، ریاضی‌دان و ستاره‌شناس فارسی‌نویس نیمۀ دوم سدۀ 5 ق / 11م.
  • حارث بن کلده | حارث بن کلدة بن عمرو بن علاج ثقفی، پزشک معاصر پیامبر (ص) و از بزرگان قبیلۀ ثقیف. کهن‌ترین منابع ما دربارۀ حارث کتب سیر و مغازی است که در آن به طبابت و اندرزهای پزشکی او اشاره، و گاه با عنوان «طبیب العرب» از وی یاد شده است.
  • حاجی‌بابا افشار | نخستین پزشک ایرانی در علم طب جدید اروپایی و حکیم‌باشی دستگاه عباس‌میرزا نایب‌السلطنه (1235- 1249ق / 1820-1833م) و محمدشاه قاجار.
  • چغمینی | ابوعلی شرف‌الدین محمود بن محمد بن عمر، ستاره‌شناس، ریاضی‌دان و پزشک اهل چغمین (چقمین)، از توابع خوارزم (قاضی‌زاده، گ 5 رو؛ زرکلی، 7 / 181).
  • چشم‌پزشکی | یکی از انواع کهن علوم پزشکی که در آن از ساختمان و تشریح، کارکرد اجزاء، بهداشت، اسباب و علل بروز بیماریها، اوصاف و نشانه‌شناسی بیماریها، انواع معالجات، و داروهای چشم بحث می‌شده است (نک‍ : العشر مقالات ... ، 71؛ علی بن عیسى، 2-10؛ حلبی، 31- 33؛ طاش کوپری‌زاده، 1 / 285؛ نیز غالب آثار چشم پزشکی و دانشنامه‌های طبی...
  • چتکه | یا چُرتکه، چُرتگه، ابزاری کمکی برای انجام دادن عملیات سادۀ حسابی. نام فارسی آن برگرفته از واژۀ روسی15 است ( لغت‌نامه ... ، ذیل چرتکه؛ «فرهنگ ... 16»، 257)، و در عربی آن را «مِعداد» (جمع آن: معادید) می‌نامند (آذرنوش، ذیل عدَّ).
  • جیوه | عنصر شیمیایی فلزی (نماد: Hg) با عددِ اتمیِ 80؛ نقره‌ای رنگ، و در دمای اتاق مایع. این عنصر سمی است و از دوران باستان شناخته بوده (بردرسن، 641)، و ظاهراً نخستین بار ارسطو از آن یاد کرده است (EI2, XI / 495).
  • جیب | تابعی ریاضی، تقریباً معادل تابع سینوس در مثلثات امروزی و مهم‌ترین تابع مثلثاتی نجوم در دورۀ اسلامی. جیب که امروزه آن را با Sin نمایش می دهند
  • جیانی، ابوعبدالله | ابوعبدالله محمد بن معاذ (د ح 485ق / 1092م)، ریاضی‌دان و اخترشناس اندلسی. به احتمال نزدیک به یقین، وی همان محمد بن ابراهیم بن محمد بن معاذ شعبانی است که ضبّی او را قاضی جیّان1 (ه‍ م) و فیلسوف معرفی کرده است (ص 46؛ نک‍ : ریشتربرنبورگ، 381).
  • ابن منذر، ابوبکر بن بدر | ابوبكر بن بدر، ملقب به بيطار ناصری (د 741ق / 1340م)، سرپرست دامپزشكان ستورگاه ناصرالدين محمد بن منصور قلاوون، سلطان مملوك مصر.
  • ابن مندویه | ابوعلی احمد بن عبدالرحمن، پزشك و گياه ـ داروشناس مشهور ايرانی سده‌های 4 و 5ق / 10 و 11م و صاحب آثار بسيار در طب.
  • ابن منجم |
  • ابن ملکا |
  • ثابت بن قره | ثابِتِ بْنِ قُرّه، مترجم، ریاضی‌دان، منجم، پزشک و فیلسوف قرن 3ق/ 9م. ابن‌ندیم نام و نسب او را چنین نوشته است: «ابوالحسن ثابت بن قرة بن مروان بن ثابت بن کرایا بن ابراهیم ابن کرایا بن مارینوس بن سالامایوس» (ص331). قفطی نیز همین نسب‌نامه را از روی دستخط یکی از احفاد او به نام ابوالمُحَسّن بن ابراهیم بن هلال صابی...
  • ثابت بن سنان | ثابِتِ بْنِ سِنان، ابوالحسن ثابت بن سنان بن ثابت بن قرۀ صابی (د 363 یا 365ق/ 974 یا 976م)، پزشک و مورخ دورۀ عباسی. بیشترین اطلاع ما دربارۀ او مبتنی بر گزارشهایی است که ابن جلجل (ص 80-81)، قفطی (ص 109-111) و ابن ابی اصیبعه (1/ 334-336) در آثار خویش ارائه کرده‌اند و در دیگر منابع عیناً مطالب ایشان تکرار شده، و ...
  • تئون | تِئون، نامی یونانی که در متون دوران اسلامی به صورتهای ثاون و ثائون و ثاؤن ضبط شده است. در جهان اسلام دست‌کم دو تن از فلاسفه و دانشمندان یونانی به این نام شناخته بوده‌اند:
  • تئودوسیوس | تِئودوسیوس، ریـاضـی‌دان و ستـاره‌شنـاس یـونانـی. از زندگی او هیچ اطلاعی نداریم، اما از آنجا که منلائوس (مشهور در 100م) در کتاب اکر خویش از وی نام برده (نصیرالدین، «تحریر مانالاوس»، 65)، و نیز استرابن (د 25م) از او و فرزندان ریاضی‌دانش پس از هیپارخوس (د پس از 127ق‌م) یاد کرده (V/ 467)، به احتمال بسیار وی در نی...
  • تئوفيل بن توما | تِئوفیلِ بْنِ توما (د 169ق/ 875 م)، منجـم، مترجـم یونانی به سریانی، تاریخ‌نگار و متکلم مارونی‌مذهب اهل رُها (ه‍ م). نامش را تیوفیلی (ابن ندیم، 244، 249)، توفیل (ابن عبری، 219، 220)، ثوفیل (قفطی، 109)، ثاوفیل (ابن عبری، 41، 98) و گاه حتى نوفل (کندی، 226) نیز ضبط کرده‌اند. از زندگانی او همین اندک را می‌دانیم که...
  • تئوفراستوس | تِئوفْراسْتوس (در متون اسلامی: ثاوفراسطوس)، فیلسوف یونانی (ح 372/ 373- ح 288ق‌م). او در اِرْسوس واقع در جزیرۀ لِسْبوس زاده شد (دیوگنس، I/ 483)، به قصد فراگیری دانش به آتن رفت، سالیان درازی را به شاگردی ارسطو گذراند و در میان شاگردان او به جایی رسید که در 323ق‌م پس از مرگ این فیلسوف، جانشین وی در لوکئوم، و عهد...
  • تیفاشی | تیفاشی، شهرت خاندانی دانشور از نسل ابوبكر بن حمدون بن حجاج بن میمون بن سلیمان بن سعد قیسی قَفصی تیفاشی (سده‌های 6-7ق/ 12-13م) منسوب به تیفاش، از توابع قَفصۀ افریقیه که در دستگاه حکومت بنی رند (امرای قَفصه و شهرهای اطراف آن) از مقام و منزلتی درخور، برخوردار بودند.
  • تیاذوق | تَیاذوق (د ح 90ق/ 709م)، پزشک حجاج بن یوسف و از نخستین نویسندگان آثار پزشکی در دورۀ اسلامی.
  • توازی، اصل | تَوازی، اَصْل، اصل پنجم از اصول موضوع یا مصادرات هندسۀ اقلیدسی که امروزه آن را به صورتی که به نام پلی‌فر (1748-1819م/ 1161-1234ق) معروف شده است، می‌شناسیم: «از نقطه‌ای مفروض [در خارج یک خط] می‌توان یک خط و تنها یک خط به موازات آن رسم کرد» (گرینبرگ، 16-17).
  • توأمين |
  • تنین | تِنّین (دراکو، اژدها)، سومین صورت از صور فلکی نیم‌کرۀ شمالی که به صورت ماری بزرگ و دراز و بسیار پیچیده و گره‌مانند گرداگرد قطب شمالی آسمان قرار گرفته، و قطب شمال فلک البروج در آن واقع است (بیرونی، التفهیم، 91). اراتستن و ابرخس واژۀ یونانی مار1 را برای آن به کار برده‌اند و از این‌رو در جداول لاتین و متون ادبی ...
  • تنکلوشا | تَنْکَلوشا، صورت دگرگون‌شدۀ نام تئوکروس، اختربین یونانی‌نویس بابلی (احتمالاً از سدۀ 1م)، نیز صورت کوتاه‌شدۀ نام اثری منسوب به وی با عنوان کتاب تنکلوشا البابلی القوفانی فی صور درج الفلک و ما تدلُّ علیه من احوال المولودین، یا کتاب فی صور درج الفلک و ما یدلُّ علیه من احوال المولودین بها. دربارۀ نام واقعی این اخت...
  • تنکابنی، محمدمؤمن |
  • تنجیم |
  • تمیمی، ابوعبدالله | تَمیمی، ابوعبدالله محمد بن احمد بن سعید تمیمی مُقَدَّسی (یا مَقْدَسی)، پزشك و داروشناس مشهور سدۀ 4ق (د پس از 370ق/ 980م). از زندگانی وی آگاهی اندكی در دست است. كهن‌ترین گزارش دربارۀ وی از آنِ جمال‌الدین قفطی (ص 105-106) در اخبار العلماء باخبار الحكماء است كه خلاصۀ آن، البته با چند خطا، در روایت مختصر این كتاب...
  • تموز | تَموز، نام ماهی در گاه‌شماریهای رایج در منطقۀ بین‌النهرین و نواحی مجاور که مقارن با نقطۀ انقلاب تابستانی آغاز می‌شده است. نام این ماه در این گاه‌شماریها برگرفته از اسطوره‌ای سومری ـ بابلی است که براساس آن تموز ــ ایزد‌ رستنیها و نگهبـان گله‌ها که در صورتهـای نخستین به شکل دموـ زید (بریتانیکا)، دوئوزی (لنگدون،...
  • تگرگ | تَگَرْگ، در عربی: بَرَد، از پدیده‌های جوی که برخی طبیعی‌دانان یونانی و مسلمان، در چگونگی پیدایش آن سخن رانده‌اند. در این مقاله نخست آراء یونانیان، با تکیه بر الآثار العلویة، نوشتۀ ارسطو،‌ و رساله‌ای به همین نام از تئوفراستوس و نیز الآراء الطبیعیـة منسوب به پلـوتارک ــ که امروزه آن‌ را از آئتیوس می‌دانند ــ نق...
  • تکریتی | شهرت دو برادر از مسیحیان یعقوبی تکریت که در سدۀ 5 ق/ 11م در میّافارقین به پزشکی می‌پرداختند:
  • تقی الدین راصد | محمدبن معروف (د 993ق/ 1585م)، ریاضی‌دان، مهندس، نورشناس و منجم معروف سدۀ 10ق/ 16م، از بزرگ‌ترین چهره‌های علمی دوران عثمانی و یکی از آخرین دانشمندان شاخص دورۀ اسلامی. وی را دمشقی (حاجی خلیفه، 1/ 940)، مصری، صهیونی (EI2, X/ 132) و راصد شامی نیز نامیده‌اند. بنابر دستخط خود او در نسخۀ منحصر به فرد کتاب الطرق السن...
  • تقی الدین فارسی |
  • تقویم | مصدر عربی از ریشۀ قوم، در لغت به معنی راست کردن کژی، به صلاح آوردن مردمان؛ و در اصطلاح، حساب یک سالـۀ اوضاع ستارگان توسط منجمـان ــ که می‌توانست پیشگوییهای احکام نجومی و جدول اختیارات هر روز را نیز شامل باشد ــ و نیز سالنامه یا دفتری که در آن اتفاقات روزانۀ یک سال (گاه ذیل همان اطلاعات نجومی و احکامی هر روز) ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: