ادبیات عرب

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن منقذ |
  • ابن منظور | ابوالفضل جمال‌الدين محمد بن مكرّم رُوَيْفِعی افريقی (محرم 630- شعبان 711 / اكتبر 1232- دسامبر 1311)، لغوی، اديب و قاضی مصری، مؤلف لسان العرب.
  • ابن مقفع، ابومحمد | ابومحمد عبدالله (ح 106-142ق / 724- 759م)، نويسندۀ بزرگ و مترجم آثار پهلوی به عربی.
  • ابن مماتی | ابوالمكارم اسعد بن مهذب بن زكريا بن ابی المليح ممّاتی (544-606ق / 1149- 1209م)، شاعر، اديب، دبير و از ديوانيان دورۀ ايوبی در مصر.
  • ابن مناذر | ابوجعفر (ابوعبدالله، ابوذريح) محمد بن مناذر بصری (د 198ق / 814م)، از موالی بنی صبير بن يربوع تميمی، شاعر دانشمند عهد برامكه.
  • ابن مکی | ابوحفص عمربن خلف بن مكی صِقِلّی (د 501ق / 1108م)، لغوی، نحوی، فقيه، خطيب و شاعر. در بعضی منابع نسبتهای حميری، مازری و قرطبی نيز به دنبال نام وی آمده است (ابن دحيه، 89؛ EI2 ).
  • ابن ملا |
  • ابن مکرم |
  • ابن مکانس | عنوان چند تن از مشاهير يكی از خاندانهای قبطی الاصل مصر كه بعضی از آنان در عهد مماليك برجی يا چركسها، عهده‌دار مناصب مهم حكومتی بوده‌اند.
  • ابن مقفع، ساویرس | ساويرس، مورخ و متكلم مسيحی مصر در سدۀ 4ق / 10م. وی از نخستين نويسندگان قبطی است كه آثار خود را به زبان عربی نوشته است.
  • ابن مقری، ابوبکر | ابوبکر محمدبن ابراهیم بن علی بن عاصم بن زاذان (285-381ق / 898-991م)، از محدثان اصفهان «مقری» شهرت یکی از نیاکان او بوده و نسبت عاصمی و زاذانی که به وی داده شده است، به اجدادش باز می‌گردد (نک‍ : سمعانی، 9 / 149؛ ابن نقطه، الاستدراک، 446، التقیید، 1 / 5).
  • ابن مقرب | ابوعبدالله علی بن مقرب بن منصور بن مقرب عُيونی (572-630ق / 1176-1233م)، اديب و شاعر بحرينی.
  • تیمی | تَیْمی، عبدالله بن ایوب، مکنا به ابومحمد(د 209ق/ 824 م)، مداح دولت عباسی و شاعر باده و مجون. اگرچه تنها منبع مهم ما یعنی الاغانی دانش گسترده‌ای از وی به دست می‌دهد، اما این گزارشها تنها به مجالس باده‌خواری و ملاقاتهای مکرر وی با هارون و پسرانش محدود است و اطلاع چندانی از زندگانی وی به دست نمی‌دهد.
  • تیموریه | تِیْموریّه، یا تیمور، عایشه عصمت (1256-1320ق/ 1840-1902م)، دختر اسماعیل پاشا تیمور و پیشوای نهضت ادبیات بانوان در مصر. مادرش ماهتاب، کنیزی آزادشده از نژاد چرکسی بود (فوّاز، 303)، اما خاندان پدری او در تاریخ شهرت بسزایی دارند. محمدبیگ تیمور کاشف کرد، جدّ عایشه، از افسران بلندپایۀ محمدعلی‌پاشا، خدیو مصر (حک‍ 18...
  • تیمور پاشا | تِیْمورْ پاشا، احمد بن اسماعیل بن محمد تیمور (1288- 1348ق/ 1871-1930م)، ادیب، پژوهشگر و مورخ مصری. وی فرزند یکی از خاندانهای بزرگ مصری بود که در دوران خردسالی پدرش را از دست داد و خواهرش عایشه تیموریه (ه‍ م) سرپرستی وی را به عهده گرفت (شیبانی، 9؛ زرکلی، «احمد…»، 129).
  • تیمور، محمود | تِیْمور، محمود (ذیحجۀ 1311- ربیع الاول 1393/ ژوئن 1894-آوریل 1973)، نویسندۀ مصری با کارنامه‌ای پربار از داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه، سفرنامه و پژوهشهای مربوط به زبان و ادبیات عرب.
  • تیمور، محمد | تِیْمور، محمد بن احمد پاشا (1310-1339ق/ 1892-1921م)، ادیب، شاعر، نویسنده و قصه‌پرداز معاصر عرب و از پیشگامان نمایشنامه‌نویسی و نقد آن. وی فرزند ادیب، لغت‌شناس و مورخ نامدار مصری، احمد تیمور پاشا (ه‍ م) بود که در قاهره زاده شد و در همان‌جا پرورش یافت (کحاله، 7/ 233؛ GAL, S, III/ 217). محمد با آنکه اشرف‌زاده‌ای...
  • تهمان | تَهْمان (و گاه: طَهْمان) بن عمرِو کلابی، شاعر صعلوک و گمنام عصر اموی. قصیده‌ای که شاعر برای خلیفه ولیدبن عبدالملک (حک‍ 86-96ق/ 705-715م) سروده، مؤید آن است که وی در نیمۀ دوم سدۀ 1‌ق می‌زیسته است (ابن عساکر، 25/ 174؛ ابن بدران، 7/ 103؛ EI2 EI1;؛ صادر، 85). به گفتۀ برخی از منابع وی در زمان خلافت عبدالملک درگذشت...
  • تهذيب المنطق |
  • تهامی | تِهامی، ابوالحسن علی بن محمد (مق‍ 416ق/ 1025م)، شاعر نامدار عرب در عصر عباسی. از تاریخ تولد و احوال زندگی او در دوران کودکی چیزی دانسته نیست. او از زادگاه خود تهامه (ﻫ م) به شام مهاجرت کرد و بیشتر عمر خود را در آنجا گذراند (نک‍ : باخرزی، 1/ 115؛ ابن عساکر، 43/ 220-221).
  • توما | توما، نـقـولا (1269- 1323ق/ 1853 - 1905م)، ادیـــب، روزنامه‌نگار، حقوق‌دان و وکیل دعاوی برجستۀ لبنانی. مهم‌ترین شرح حالی که از او باقی مانده، همان است که جرجی زیدان (د 1332ق/ 1914م) نگاشته است. وی ظاهراً در صیدا (یا صور) درست هنگامی که پدرش دچار ورشکستگی و فقر شده بود، زاده شد (نک‍ : المقتطف، 30/ 38؛ زیدان، 2...
  • التوسل الی الترسل |
  • توزی | تَوَّزی، ابومحمد عبدالله بن محمد بن هارون، راوی و لغت‌شناس سدۀ 3ق/ 9م. وی را گاه توَّجی و یا به اشتباه، ثَورِی نیز خوانده‌اند (ابوحیان توحیدی، الامتاع، 3/ 13؛ سیوطی، المزهر، 2/ 407؛ بغدادی، هدیه، 1/ 440). نسبت وی به شهر تَوَّز (یا تَوَّج) از توابع فارس می‌رسد (یاقوت، بلدان، 1/ 894). او از موالی قریش بود، به ه...
  • توبة بن حمير بن حزم (يا سفيان) خفاجی | توبَةِ بْنِ حُمَیِّرِ بْنِ حَزْمِ (یا سُفْیانِ) خَفاجی، ابوحَرب، شاعر راهزن عرب و عاشق لیلی اَخیَلیّه در سدۀ 1ق/ 7م. آنچه از زندگی او می‌دانیم، از همان‌گونه داستانهایی است که دربارۀ شاعران عصر جاهلی نقل کرده‌اند: اندکی واقعیت، یا اندکی روایت پذیرفتنی منطقی آمیخته با انبوهی افسانه. زندگی‌نامۀ وی از سدۀ 3ق/ 9م ...
  • التوابع و الزوابع |
  • توابع | جمع تابع، در دستور زبان عربی به اسمهایی گفته می‌شود که غالباً برای تکمیل، تخصیص یا توضیح اسم پیش از خود (متبوع) می‌آید و از نظر اِعراب وابسته بدان اسم است. توابع بر 4 نوع است: 1. نعت (صفت)، 2. تأکید، 3. عطف، 4. بدل. فرّاء در آثار خود، دربارۀ توابع، بیشتر از واژۀ «اتباع» استفاده کرده است که خود در واقع نوعی تط...
  • تنوخی، ابوالقاسم | تَنوخی، ابوالقاسم علی بن محمد (278-342ق/ 892-953م)، قاضی بزرگ، شاعر، محدث، متکلم و پدر محسِّن تنوخی. نسبت وی را به عمرو بن فهم، از ملوک قدیم تنوخ رسانده‌اند (خطیب، 12/ 77؛ سمعانی، 3/ 94). خود نیز در قصیـده‌ای به تنـوخ و قـومش ــ قضاعـه ــ بالیـده است (نک‍ : مسعودی، 4/ 321-322).
  • تنوخی، ابوالفضل | تَنوخی، ابـوالفضل عبـدالمحسن بـن حـمّـود معــروف بـه امین‌الدین حلبی (570-643ق/ 1174-1245م)، شاعر، ادیب و کاتب ایوبیان. بیشترین اطلاع را دربارۀ او، نویسندۀ معاصرش ابن شَعّار (ه‍‌ م) به دست می‌دهد که حتى یک‌بار او را در حلب، آن هنگام که الملک المنصور (د 637 ق) به یاری سلطان صلاح‌الدین یوسف بن غازی، صاحب حلب، ش...
  • تنوخی، ابوعلی | تَنوخی، ابوعلی مُحَسِّن بن ابوالقاسم علی (329-384ق/ 941-994م)، قاضی ادیب و نویسندۀ سدۀ 4ق در بغداد و جنوب ایران. وی در بصره به دنیا آمد و همانجا در خاندان ادیب و حدیث‌شناس خود پرورش یافت. همۀ استادان دورۀ کودکی یا نوجوانی او از مشاهیرند و بی‌گمان از همه تابناک‌تر ابوبکر صولی است (شالجی، مقدمه بر نشوار...، 1/ ...
  • تمیم بن معز | تَمیمِ بْنِ مُعِزّ (337-374ق/ 948-985م)، شاعر و فرزند خلیفۀ فاطمی. وی در مهدیۀ تونس به دنیا آمد (فروخ، 532؛ GAS, II/ 655)، دوران کودکی را در شهر زادگاهش و دوران نوجوانی را در منصوریه درکنار جدش منصور گذراند (عبدالعظیم، «و»). پدرش خلیفه المعز لدین الله نیز شعر می‌سرود و ارجوزه‌ای از وی در بحر رمل به نام «ذاتُ ...
  • تمیمی، ابوسعید | تَمیمی، ابوسعید صالح بن درویش (د 1261ق/ 1845م)، ادیب و شاعر عراقی. وی ظاهراً در 1188 یا 1190ق/ 1774 یا 1776م در کاظمین متولد شد (خاقانی، 3/ 142؛ قس: بصیر، 73). از منابع چنین برمی‌آید که او زیرنظر پدر (آقابزرگ، طبقات... ، 2(2)/ 653) و به سنت مرسوم به تحصیل علوم پرداخت، اما در نوجوانی پدرش را از دست داد و از کا...
  • تمیم بن ابی بم مقبل عجلانی | تَمیمِ بْنِ اُبَیِّ بْنِ مُقْبِلِ عَجْلانی، ابوکعب (یا ابوحُرة) (د نیمۀ سدۀ 1ق/ 7م)، شاعر مخضرم عرب، از اصل قیس بن عیلان. نه تاریخ تولدش معلوم است، نه تاریخ وفاتش. برخی وی را به اشتباه ابن‌اُبی ‌مقبل گفته‌اند (نک‍ : ابن‌حبیب، «کنی‌الشعراء...»، 289؛ ابن‌قتیبه، 106). نیز دو کنیه برای او ذکر کرده‌اند: ابوکعب (نک...
  • تلمسانی | تِلِمْسانی، ابوربیع سلیمان بن علی کومّی (و نه کوفی)، ملقب به عفیف‌الدین (د 690ق/ 1291م)، شاعر، ادیب و عارف سدۀ 7ق. اصل او از قبیلۀ کومّیه در مراکش بود (نک‍ : ذهبی، تاریخ...، 406؛ ابن کثیر، 13/ 345). صفدی نیز نام یکی از نیاکان وی را یاتینَن نوشته (15/ 408) که تصحیف فاحشی از اسم یاسین است که در منابع کهن (مثلاً...
  • تلعفری | تَلَّعْفَری، ابوالمکارم محمدبن یوسف شیبانی (593-675ق/ 1197-1277م)، شاعر دورۀ ایوبی. نسبش به تَلَّ اَعْفَر (یا تَلَّ یعفر) میان سنجار و موصل می‌رسد (نک‍ : یاقوت، 1/ 863؛ قس: سیوطی، 54، که این نام را با تخفیف لام تَلَعفری ضبط کرده است).
  • تخلیص المفتاح |
  • تقیه بنت غیث | ام علی (505-579ق/ 1111-1183م)، از بانوان شاعر و ادیب شامی، ملقب به ستُّ النِعَم (بانوی نعمتها). وی در خانواده‌ای اهل دانش در دمشق زاده شد. جدش ابوالحسن علی بن عبدالسلام (د 478ق) از شاعران صور و پدرش ابوالفرج غیث معروف به ابن اَرْمنازی (د 509 ق)، خطیب و کاتب بود (ابن خلکان، 1/ 299؛ یاقوت، 1/ 159).
  • تعاویذی، محمد |
  • تطیلی |
  • تضاد | که «طباق» و «مطابقه» نیز خوانده می‌شود، در اصطلاح بدیعیان و لغت شناسان، بر صنعتی اطلاق شده است که بر اساس آن، دو کلمۀ متضاد یا متفاوت را در یک عبارت می‌نهند. چون تقابل این دو کلمه، شکلهای گوناگونی می‌یابد، ناچار تضاد را هم به چند‌گونه تقسیم کرده‌اند. پیداست که اصل این آرایه، همانا رابطۀ متضاد میان دو کلمه است...
  • تصحیف | خواندن یا روایت کلمه‌ای به اشتباه به علت تشابه حروف مزدوجه (مانند ب، ت، ث، ی، ن)، یا عدم تمایز در نقطه‌گذاری. «صَحَفی» و «مُصَحِّف»کسی را گویند که قرائت وی با تصحیف همراه است. یاقوت نیز تصحیف را از عیوب «منطق» دانسته، و متذکر شده است که تصحیف معمولاً در زمینه‌های تخفیف و تثقیل (نک‍ : دنبالۀ مقاله، بخش بدیع)، ...
  • تصریع | از محسنات لفظی بدیع. واژۀ تصریع ظاهراً از روی کلمۀ مصراع (لنگۀ در = نیم بیت) ساخته شده (ابن منظور، ذیل صرع) و در اصطلاح بدیع آن است که عروض (آخرین تفعلۀ مصراع اول) را در وزن و اعراب و قافیه با ضرب (آخرین تفعلۀ مصراع دوم) برابر گردانند و در کاستی و فزونی هر دو را یکسان نمایند (ابن رشیق، ٣٢٥؛ ابن ابی اصبع، ٢/ ٣...
  • تشبیه | در لغت به معنای مانند کردن، در اصطلاح بیان مشارکت یک یا چند چیز با یک یا چند چیز دیگر در یک یا بیش از یک صفت که به واسطۀ ابزارهایی ویژۀ دال بر معنای مشابهت صورت می‌پذیرد (جرجانی، علی، 58؛ تهانوی، 1/ 795، 796؛ نیز نک‍ : دنبالۀ مقاله). بیان و مقدار حال مشبه، امکان وجود مشبه،تزیین و تقبیح آن از اغراضی است که بلا...
  • تشبیب |
  • تسمیه | در لغت به معنی نام‌گذاری، نیز اصطلاحی در علوم مختلف اسلامی.
  • تستری، ابوالحسین | ابوالحسین سعید بن ابراهیم (د 361ق/ 972م)، شاعر و کاتب مسیحی دوران عباسیان. شاید، نظر به نسبتش، از شوشتر برخاسته باشد (شیخو، شعراء...، 250).
  • ترکی، ابوالحسن | ابوالحسن علی بن بَکْمَش بن عبدالله عِزّی معروف به فخر ترکی (ربیع‌الاول 563- شعبان 626/ دسامبر 1167- ژوئیۀ 1229)، ادیب و عالم نحوی. پدرش از وابستگان عزالملک وزیر سلطان برکیارق سلجوقی بود که پس از قتل او در واسط به بغداد رفت و در خدمت مجدالدین بن صاحب، استاددار خلیفه درآمد (ابن نجار،3/ 222؛ ابن فوطی، 4(3)/ 237؛...
  • ابن مفرغ | ابوعثمان يزيد بن زياد بن ربيعة بن مفرغ حميری (د 69ق / 688م)، شاعر هجاگوی بصری.
  • ابن معتز | ابوالعباس عبدالله (22 شعبان 247-2 ربيع‌الثانی 296ق / 31 اكتبر 861- 29 دسامبر 908م)، شاعر، اديب، راوی و نقاد بزرگ شعر و ادب عرب در عصر دوم عباسی.
  • ابن معلم، ابوالغنائم | ابوالغنائم نجم‌الدين محمد بن علی بن فارس جابانی هُرثی واسطی (501-4 رجب 592ق / 1108-3 ژوئن 1196م)، شاعر اواخر عصر عباسی.
  • ابن معذل | ابوالقاسم عبدالصمد (د 240ق / 854م)، شاعر هجو‌سرای عرب. خاندان وی يكی از دو شاخۀ قبيلۀ عبدالقيس بود كه از كوفه به بصره كوچ كردند (مرزبانی، 304؛ ابوالفرج، 12 / 57؛ زاهد، 5-6).

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: