ادبیات عرب

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اسماعیل صبری | اِسْماعیل‌ صَبْری‌ (1270-1341ق‌/ 1854-1923م‌)، شاعر مصری‌. وی‌ پس‌ از به‌ پایان‌ رساندن‌ تحصیلات‌ در زادگاه‌ خود قاهره‌، به‌ فرانسه‌ رفت‌ و پس‌ از اخذ لیسانس‌ حقوق‌ در 1879م‌ به‌ مصر بازگشت‌ و در وزارت‌ دادگستری‌ به‌ قضا مشغول‌ شد. در 1896م‌ استانداری‌ اسكندریه‌ را بر عهده‌ گرفت‌ و پس‌ از آن‌ بار دیگر به‌ كار...
  • راعی نمیری | عُبید بن حُصین نمیری عامری (د ح 96 ق / 715 م)، شاعر عصر اموی. تبارنامۀ او در بیشتر منابع آمده است (مثلاً نک‍ : ابن‌سلام، 2 / 298؛ ابن‌حزم، 2 / 279).
  • راشدی | پیر حسام‌الدین، مشهور به «پیر سند»، ادیب، مصحح متون، روزنامه‌نگار و ایران‌شناس نامدار پاکستانی (26 رمضان 1329-6 جمادی‌الآخر 1402 ق / 20 سپتامبر 1911-1 آوریل 1982 م).
  • آل، خانواده |
  • آثار الأول في ترتیب الدول |
  • ال* |
  • بُهلول |
  • جُبلی |
  • ابن شُهَید |
  • ابن ادریس، ابو عبدالله |
  • ابن اجدایی |
  • ابن ابار، ابو جعفر |
  • ابن |
  • اباظه |
  • أ* |
  • خمریه | خَمْریّه، اصطلاحی که احتمالاً در آغاز سدۀ 14 ق / 20 م به کار گرفته شده و به قصاید و قطعاتی که دربارۀ باده و باده‌گساری و ملزومات آن سروده شده، اطلاق می‌گردد.
  • خلیل بن احمد | خَلیلِ بْنِ اَحْمَد، ابوعبدالرحمان خلیل بن احمد فَراهیدی (فُرْهُودی) اَزْدی بصری، دستور‌دان و فرهنگ‌نویس مشهور، و بنیان‌گذار دانش‌ آواشناسی و عروض عربی.
  • خلیل مطران* |
  • خلیل بن احمد بن سلیمان | خَلیلِ بْنِ اَحْمَدِ بْنِ سُلِیْمان (مق‍ 856 ق / 1452 م)، شاعر و از امرای ایوبی ملقب به الملک‌الکامل.
  • خداش بن زهیر | خِداشِ بْنِ زُهَیْر (اصغر)، ابن ربیعة بن عَمرو بن عامر بن صَعْصَعۀ عامری، شاعر عصر جاهلی.
  • خلیع* |
  • خلف احمر | خَلَفِ اَحْمَر، ابومُحْرِز خلف بن حیان الاحمر، لغت‌شناس و راوی معروف ایرانی‌تبار (د ح 180 ق / 796 م).
  • خلف اقطع | خَلَفِ اَقْطَع، ابن خلیفۀ باهلی (د ح 125 ق / 743 م) شاعر اموی معاصر با جریر و فرزدق. در برخی منابع، از او به خلف بن خلیفه یاد شده
  • خفاجی | خَفاجی، شهاب‌الدین احمد بن محمد (ح 979- 1069ق / 1571-1659 م)، شاعر، قاضی، ادیب و لغت‌شناس مصری.
  • خطیب دمشقی* |
  • خطیب تبریزی، ابوزکریا | خَطیبِ تَبْریزی، ابوزکریا یحیی بن علی بن محمد بن حسن ابن بِسْطام شیبانی (421-502 ق / 1030- 1109 م)، نحوی، لغت‌شناس و ادیب.
  • خضربیگ رومی | خِضْرْبِیْگِ رومی (د 863 ق / 1459 م)، از علمای دورۀ عثمانی و نخستین قاضی استانبول.
  • خشنی، ابوذر | خُشَنی، ابوذر مُصْعَب بن محمد بن مسعود بن ابی رُکَب، ادیب، راوی، لغت‌شناس و نحوی اندلسی قرن 6 ق / 12 م.
  • خزرجی، ضیاءالدین ابومحمد | خَزْرَجی، ضیاء‌الدین ابومحمد عبد‌الله، ادیب اندلسی سدۀ 7 ق / 13 م، و سرایندۀ قصیدۀ الرامزة فی علمی العروض و القافیة.
  • خزرجی، ضیاءالدین ابوالحسن | خَزْرَجی، ضیاء‌الدین ابوالحسن علی بن محمد بن یوسف بن عفیف (د 686 ق / 1287 م)، شاعر ادیب و صوفی اندلسی.
  • خزاز | خَزّاز، ابوالحسین (ابوالحسن) عبد‌الله بن محمد بن سفیان (د ربیع‌الاول 325 / فوریۀ 937)، ادیب، شارحِ قرآن و نحوشناس بغدادی.
  • آرنولد | آرْنولْد، سرتوماس واکر (1864م-1930م)، خاورشناس انگلیسی. در 16 سالگی به لندن رفت و همان‎جا در خلال تحصیل، به آموختن زبان سانسکریت پرداخت. به یاری آشنایی با همین زبان بود که توانست به آسانی وارد دانشگاه کمبریج شود. آنجا فارسی و عربی را آموخت و به دانشهای اسلامی گرایش یافت. از آغاز کار استعداد شگرفی در فراگیری ز...
  • آدم هروی | آدَمِ هرَوی، ابوسعد آدم بن احمد بن اسد (د 536 ق / 1142م)، نحوی،‌ لغوی، مُحدث، و از ادیبان سدۀ 6 ق / 12م؛ از مردم هرات و منسوب بدان و ساكن بلخ. در 520 ق / 1126م در راه حج وارد بغداد شد و گروهی از فاضلان و ادیبان بر گرد او جمع شدند و از او حدیث و ادبیات فرا گرفتند. در همان‌جا بود كه میان وی و ابومنصور موهوب بن ...
  • آدامز | آدامز در پنسیلوانیای ایالات متحده متولد شد. تحصیلات عمومی خویش را در دانشكدۀ وِست‌مینستر آغاز كرد و پس از فراغت از تحصیل در 1909م به مصر رفت و تا 1915م در آن كشور ماند. چون به آمریكا بازگشت، در دانشگاههای هارتفورد و شیكاگو، به فراگیری عربی و معارف اسلامی پرداخت و سرانجام در 1928م به گرفتن درجۀ دكتری از دانشگا...
  • آدلر | آدلر آموزشهای آغازین را از پدر خود و چند معلم خصوصی گرفت و آنگاه برای تحصیلات دبیرستانی به آلتونا واقع در شمال آلمان رفت. در 1775م در دانشگاه كیل آلمان تحصیلات عالی خود را به پایان برد. رشتۀ دلخواه آدلر الٰهیات بود كه وی آن را با فراگیری و مطالعۀ زبانهای شرقی كه از جوانی سخت بدانها عشق می‌ورزید، پیوند داد. پس...
  • الآداب العربیة في القرن التاسع عشر | اَلْآدابُ الْعَرَبِیةُ فِی‌الْقَرْنِ التّاسِع عَشَر، كتابی ادبی به زبان عربی تألیف لُویس شَیخو (1275-1346ق / 1859-1927م)، از آباء یَسوعی لبنان. وی كه خود مؤسس مجلۀ المشرق بود، طی سالهای 1325-1328ق / 1907-1910م به انتشار سلسله مقالاتی دربارۀ نویسندگان و شاعران و اوضاع ادبی (سدۀ 13ق / 19م) در همان مجله پرداخت و...
  • آدم بن عبدالعزیز | آدَمِ بْنِ عَبْدُ الْعَزیز، شاعر سدۀ 2ق / 8م كه به ظرافت طبع و نیك‌نفسی معروف بوده است. پدرش عبدالعزیز بن عمر بن عبدالعزیز بن مروان و مادرش دختر سفیان بن عبدالعزیز بن مروان (ه‍ م م) بود. ابوالعباس سفاح، نخستین خلیفۀ عباسی (132-136ق / 750-753م) كه امویان را یكسره از دم تیغ می‌گذراند، از كشتن وی به علت انتسابش ...
  • آداب المتعلمین | آداب المُتَعَلِّمین، كتابی در راهنمایی تعلیم و تربیت اسلامی، به زبان عربی از برهان‌الدین زُرنوجی حنفی (د 519 ق / 1125م). این كتاب دارای 14 فصل با این مطالب است: 1. حقیقت علم، 2. نیت از آموزش علم، 3. گزینش علم و استاد و شریك آموزش و ثبات بر آنها، 4. بزرگ داشتن علم و اهل آن، 5. جدیت و مداومت در آموزش و همت بر آ...
  • آداب العرب والفرس |
  • آداب السلوک | آدابُ السلوك، عنوانی برای برخی از كتابهای عرفانی و اخلاقی كه عده‌‌ای از عارفان و دانشمندان مسلمان به نگارش آن پرداخته‌اند. بعضی از نویسندگانی كه ذیلِ این عنوان كتابی دارند، بدین شرحند: 1. بیابانكی سمنانی، علاءالدوله احمدبن محمدبن احمد (د 736ق / 1336م)، از عارفان و بزرگان صوفیه. كتاب او به زبان فارسی است و نسخ...
  • الآداب السلطانیة | اَلآدابُ‌السلطانِیة، كتابی تاریخی به زبان عربی، نوشتۀ صفی‌الدین محمد بن طباطبا معروف به ابن طِقطَقى (660-709ق / 1262-1309م)، نویسنده، ادیب و مورخ شیعیِ امامی و از خاندان امام حسن مجتبی‌(ع). عنوان دیگر كتاب كه بدان نیز شهرت دارد، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة است. گاه آن را به اختصار، الفخری گوی...
  • الآداب الدینیة للخزانة المعینیة | الآدابُ الدینیةِ لِلْخِزانَةِ الْمُعینِیة، كتابی اخلاقی به زبان عربی نوشتۀ مفسر شیعی ایرانی ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (469- 548 ق / 1077-1154م). واژۀ «معینیه» از آن‌رو در نامگذاری آن به كار رفته كه مؤلف آن را برای سلطان معین‌الدین ابونصر احمد بن فضل بن محمود گرد آورده است. كتاب دربارۀ آداب و سنتها و اعمال و ادع...
  • آجرومیة | آجُرّومِیه، عنوان اختصاری رسالۀ المقَّدمة الآجرومیة فی مبادئ العربیّة در نحو كه آن را ابوعبدالله محمد بن محمد بن داوود صَنْهاجی (672-723ق / 1273-1323م) معروف به ابن آجُرُّوم (ه‍ م) در مكه تألیف كرده است. نسخ خطی و شروح متعدد آجرومیه (كه گاه جَرومیّة خوانده می‌شود) بر شهرت شگفت‌آور آن دلالت دارد. كوتاهی و سادگ...
  • آثاری | آثاری، زین‌الدین (یا شرف‌الدین) شعبان بن محمد (765- 828 ق / 1364-1425م)، شاعر و ادیب شافعی. در قاهره زاده شد و اجداد او از موصل و ظاهراً غیرمسلمان بودند. جدش داوود نخستین كس از خاندان او بود كه به اسلام گروید. وی كه گویی از این سابقه ناخرسند بود، پس از اقامت در مكه (ح 807 ق / 1404م) خویشتن را آثاری (منسوب به ...
  • آثار الأدهار | آثارُ اَلاَدْهار، كتابی تاریخی و جغرافیایی به زبان عربی، نوشتۀ ادیب و موسیقی‌دان لبنانی سلیم جبرائیل الخوری (1843-1875م) و ادیب و زبان‌شناس لبنانی سلیم میخائیل شحاده (1848-1907م). كتاب دارای ترتیب الفبایی است و اطلاعات داده‌شده در آن برپایۀ دانسته‌های نیمۀ دوم سدۀ 19 یا كهنه‌‌تر از آن است. این كتاب از 2 بخش ت...
  • خالع | خالِع، ابوعبدالله حسین بن محمد بن جعفر (جمادی‎الاول 333 - شعبان 422/ ژانویۀ 945 - اوت 1031) نحوی، لغوی و شاعر عراقی. از جزئیات زندگی او اطلاعی در دست نیست. می‎دانیم که خاستگاه وی شهر کوچک رافقه (واقع در کرانۀ فرات) بود و در شرق بغداد سکونت داشت (خطیب، 8/ 105؛ سمعانی، 5/ 24؛ ابن‌اثیر، 1/ 415).
  • خالد کاتب | خالِدِ کاتِب، ابوالهیثم خالد بن یزید تمیمی، اگرچه در بغداد بالید و زیست، اما در بیشتر منابع با نسبت خراسانی شناسانده شده است (ابوالفرج، 20/ 274؛ خطیب، 8/ 308؛ ابن‌جوزی، 12/ 176). بـرخی نام پدر خالد را زید نوشتـه‌اند (نک‍ : ثعالبی، 115؛ یاقوت، 11/ 47) که به نظر می‌رسد خطا و تصحیف باشد. نسب خالد را تنها تا پدرش...
  • خالدیان | خالِدیان، پسران هاشم، نام دو برادر است که هر دو در شعرسرایی و تألیف کتاب زبردست بودند. آنچه در زندگی این دو تن بیش از هر چیز نظرها را به خود جلب کرده، همانا پیوستگی تنگاتنگی است که میانشان برقرار شده بود، چندان‌که مصداق واقعی «یک روح در دو بدن» گردیده بودند (نک‍ : به‌خصوص توصیفهای شاعرانۀ ثعالبی، یتیمة ... ، ...
  • خارزنگی |
  • حیص بیص | حَیْصَ‌بَیْص، سعد بن محمد بن سعد صَیْفی تمیمی، ادیب، شاعر و فقیه شیعه‌مذهب سدۀ 6 ق/ 12 م. لقبش شهاب‌الدین و کنیه‌اش ابوالفوارس بود. از او با لقبهای امیر و ملک الشعرا نیز یاد شده‌است (عمادالدین، 1/ 202؛ ابن‌عدیم، 9/ 4262، 4269). ترکیب حیص‌بیص، اصطلاحی است که در زبان عربی به معنای در تنگنا قرارگرفتن و راه چاره ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: