شعر

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ترانه های کار | ترانه‌هایی که در ارتباط با کار، یعنی قبل، حین انجام‌دادن و پس از پایان کار خوانده می‌شوند.
  • ترانه، فال | عنوانی کلی برای انواع فالهایی که طی مراسمی با خواندن شعر و چندین تک‌بیت صورت می‌گیرد.
  • ترانه | در لغت به معنی جوان خوش‌صورت و شاهد‌‌ تر‌و‌تازه و صاحب‌جمال، اما در ادب شفاهی، اصطلاحی عام برای نامیدن هرگونه شعر.
  • تخم مرغ | خایه، سلول نطفۀ ماده (تخمک) مرغ خانگی.
  • تذکره نصرآبادی | یا تذکرة الشعرا، تألیف محمدطاهر نصرآبادی، از شاعران و نویسندگان سدۀ 11 و اوایل سدۀ 12 ق، کتابی در معرفی قریب به 000‘1 شاعر فارسی‌زبان.
  • تحفه مظفریه | مجموعه‌ای است از بیت و باوها (داستانهای منظوم) و چیروکهای (افسانه‌های منثور) مردم کُرد که اُسکار مان (1867-1917 م / 1284- 1335 ق) در منطقۀ مهاباد از زبان دو تن از بیت‌خوانان کرد گردآوری کرده، و در 1323 ق / 1905 م به خط آلمانی و به زبان کردی منتشر کرده است.
  • تب خال | از بیماریهای عفونی پوستی که به صورت تاولهای ریز زرد رنگی در اطراف دهان ظاهر می‌شود.
  • تاپ تاپ خمیر | گونه‌ای بازی گروهی رایج میان خردسالانِ بیشتر مناطق ایران.
  • پهلوان کچل، نمایش | نام یکی از نمایشهای عروسکی ایرانی که از نام قهرمان اصلی این نمایش، کچل، برگرفته شده است.
  • پنیر | محصول تهیه شده از شیر به عنوان یک منبع مهم غذایی، درنتیجۀ انعقاد به وسیلۀ مایه یا یک اسید.
  • پری | موجودی افسانه‌ای ـ اسطوره‌ای معمولاً به شکل زنی زیبا و نیک‌سرشت که در فرهنگ و ادبیات عامه نقش و حضوری پررنگ دارد.
  • پرندگان | تیره‌ای از مهره‌داران که بدنشان از پر پوشیده شده و اغلب آنها قدرت پرواز دارند.
  • پرستو | در تداول عام چلچله، از پرندگان دور‌پرواز و مهاجری که در نواحی مختلف ایران به چشم می‌خورد و نامهای مختلفی دارد (نک‍ : آذرلی، جم‍ ؛ لغت‌نامه ... ، ذیل پرستک، پرستو، پرستوک، چلچله) و در فرهنگ مردم ایران، به سبب ویژگیهایی که دارد، مورد توجه است.
  • پاییزه | یا پاییزوک، پیره‌پاییزوک (پاییز پیر)، پایزه، به‌معنای منسوب به پاییز، ترانه‌های غم‌انگیز و حزن‌آلودی که مردم کُرد، به‌ویژه جوانان، در وصف هجران و فراق در فصل پاییز می‌خوانند.
  • پامنبری | از آیینهای عزاداری است و پامنبری‌خوان به شاگرد روضه‌خوانی گفته می‌شود که پیش از استاد، در پایِ منبر ابیاتی در مصائب اهل بیت می‌خواند.
  • بیوه | زن یا مردی که همسرش مرده یا طلاق گرفته است. اگرچه واژۀ بیوه هم برای زنِ شوهرمرده یا مطلقه، و هم برای مردِ همسرمرده یا زن طلاق داده به کار می‌رود (برای نمونه، نک‍ : برهان ... ؛ معین؛ لغت‌نامه ... )، اما نگاه مردم جامعه نسبت به همسران طلاق‌گرفته با همسرانی که زن یا شوهرشان مرده، متفاوت است.
  • بیت و باو | منظومه‌های داستانی کردی که موضوع اغلب آنها عشق و حماسه است.
  • بیت خوانی | نوعی شعرخوانی فردی یا گروهی که در مجالس عروسی، و نیز ختنه‌سوران، با آهنگ خاص و متناسب با موسیقی مقامی هر منطقه خوانده می‌شود.
  • بهمن نامه | منظومه‌ای پهلوانی که ایرانشاه (ایرانشان) بن ابی‌الخیر آن را براساس داستانهای کهن ایرانی در اواخر سدۀ 5 ق یا اوایل سدۀ 6 ق سروده.
  • بهشت | سرای ابدی و جایگاه نیکوکاران پس از مرگ.
  • بهرام و گلندام | از منظومه‌های عاشقانه، اثر امین‌الدین محمد صافی سبزواری. این منظومه در میان مردم رواج و شهرتی فراوان دارد.
  • بهاره | نام یکی از نغمه‎ها و ترانه‎های کردی.
  • بهار، فصل | یا به‌صورت متداول باهار، فصل اول از فصلهای چهارگانۀ سال.
  • بوق | سازی بادی، مارپیچی‌شکل و دارای امتدادی مخروطی.
  • بنفشه | گیاهی با گلهای زیبا و رنگارنگ، عموماً به رنگ بنفش و گاه معطر.
  • بلوط، درخت | گروه بزرگی از درختان و درختچه‌های همیشه سبز یا خزان‌برگ خودروی جنگلی.
  • برفی کردن | یـا جشن برفی، از کهن‌آیینهای زمستانی در بسیاری از نقاط سردسیر ایران و برخی کشورهای همسایه مانند افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان.
  • برزونامه | از بزرگ‌ترین منظومه‌های پهلوانی به زبان فارسی که به تقلید از شاهنامه سروده شده است.
  • بختیارنامه | یا ده وزیر، از داستان‌واره های کهن ایرانی با بن‌مایۀ اصلی داستان‌گویی با هدف به تعویق انداختن زمان مرگ و مهلت خواستن برای اثبات بی‌گناهی.
  • بحر طویل | اصطلاحی در حوزۀ شعر و ادب با دو مفهوم: نخست، یکی از اوزان عروضی در شعر عربی؛ و دوم، عنوانی برای یکی از قالبهای شعر فارسی که بحر طویل عامیانه نامیده می‌شود.
  • بایاتی | یکی از گونه‌های شعری رایج در ادبیات شفاهی آذربایجان.
  • بالوره | آواز و چامه‌ای مشهور در کردستان. این آواز را زنان و دختران عمدتاً در مراسم سوگ به طور گروهی می‌خوانند و اجرا می‌کنند.
  • بانو گشسب نامه | ، منظومه‌ای پهلوانی در بحر متقارب مثمن، مشتمل بر حدود 000‘1 بیت، در شرح برخی از نبردهای بانوگشسب، مشهور به «سوار»، یکی از دختران رستم، همسر گیو و مادر بیژن.
  • بدیع الزمان نامه | از منظومه‌های عاشقانۀ ادب عامه، که شاعری شیعی و ناشناس آن را در 291‘ 3 بیت و در بحر متقارب، در 1007 ق / 1598 م سروده است.
  • باغ | محوطه‌ای غالباً محصور، ساختۀ انسان با بهره‌گیری از گل و گیاه، درخت، آب و بناهای ویژه که بر قواعد هندسی و باورها مبتنی است.
  • باران خواهی | آیینهایی که در دوره‌های خشک‌سالی اجرا می‌شود و عمدتاً حالت نمایشی دارند و به آن تمنای باران، طلب باران، و یا استسقا نیز می‌گویند.
  • باد | بـاد، یکی از عنـاصر طبیعت، همچنین نـام یکی از ایـزدان ایران باستان و از مهم‌ترین پدیده‌های باورساز در اساطیر، ادبیات، فرهنگ و اندیشۀ ایرانی.
  • باباطاهر همدانی | باباطاهرِ هَمَدانی، شاعر و عارفِ نامی، مشهور به «عریان» (ح 360-450 ق / 971- 1058 م) که شرح حالِ افسانه‌‌وار و اشعار و آثار او تأثیری فراوان در توده‌های مردم گذاشته است.
  • اوسانه | اوسانه، عنوان رساله‌ای کوتاه دربارۀ اهمیت شناخت و مطالعۀ اشعار و ترانه‌های عامیانه از صادق هدایت. این رساله نخستین‌بار در 1310 ش در مجلۀ آریان‌کوده در تهران منتشر شد.
  • انوشیروان | اَنوشیرْوان، یا انوشروان، نوشین‌روان، تلفظ فارسی اَنوشک‌روان (به زبان پهلوی) به معنی دارای روان بی‌مرگ یا روان جاویدان
  • انار | اَنـار، میوۀ درختی از تیرۀ موردیها یا پونیكاسه، و از جنس پونیكا و گونۀ گراناتوم (گل گلاب، 232؛ ثابتی، 50).
  • امیری | اَمیری، از بومی‌سروده‌های رایج طبری، در قالب دوبیتی و رباعی و نام یکی از مقامهای آوازی موسیقی مازندران.
  • امثال و حکم | اَمْثال و حِکَم، عنوان کتاب معروف علی‌اکبر دهخدا (1259-1334 ش / 1880- 1956 م) فرهنگ‌‌نویس، پژوهشگر فرهنگ عامه، شاعر و نویسندۀ معاصر.
  • الاکلنگ | اَلّاکُلَنْگ، از بازیهای سنتی خردسالان ایران. کهن‌ترین سندی که در آن به بازی الاکلنگ اشاره شده، و دربارۀ خاستگاه آن سخن رفته، آثارالباقیۀ بیرونی است. بیرونی ساخت و کاربرد الاکلنگ را به دورۀ پادشاهی جمشید پیشدادی منسوب کرده است.
  • افطاری | اِفْطاری، هرگونه خوراکی و نوشیدنی که روزه‌دار با آن روزۀ خود را می‌گشاید.
  • افتخارنامۀ حیدری | اِفْتِخارْنامِۀ حِیْدَری، منظومه‌ای حماسی ـ دینی، از میرزا مصطفى، متخلص به صهبا و ملقب به افتخارالعلما...
  • اشعار عامیانۀ ایران | اَشْعارِ عامیانۀ ایران (در عصر قاجاری)، اثری از والنتین الکسیویچ ژوکوفسکی (1858- 1918م)، ایران‌شناس روسی، در اواخر سدۀ 19 م / 13 ق.
  • اشکنه | اِشْکِنه، از غذاهای آسان و زودپخت، از دستۀ تریدها، که تقریباً در تمامی مناطق ایران رواج دارد. پخت و استفاده از این خوراک در ایران دارای ریشه‌ای کهن است و با توجه به نحوۀ کشیدن آن (ترید)، به نظر می‌رسد از غذاهای بومی ایران‌زمین بوده
  • اسکندر | اِسْکَنْدَر، یا اسکندر سوم (356-323 ق‌م)، فرزند فیلیپ دوم مقدونی، در منابع اسلامی مشهور به اسکندر مقدونی، یا اسکندر رومی، یا اسکندر ذوالقرنین؛ از سرداران و پادشاهان بلند آوازۀ تاریخ جهان باستان و فاتح گسترۀ پهناوری از کرانۀ خاوری مدیترانه تا فراسوی رود سند.
  • اسفندیار | اِسْفَنْدیار، فرزند گشتاسب، و از پهلوانان بزرگ حماسۀ ملی ایران. او با پذیرش دین زردشتی از مبلغان و مروجان اصلی این دین شد، برای گسترش آن جنگهای فراوانی کرد و سرانجام، در زابل به دست رستم (با راهنمایی سیمرغ) کشته شد.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: