دانشنامه فرهنگ مردم ایران

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اوسانه | اوسانه، عنوان رساله‌ای کوتاه دربارۀ اهمیت شناخت و مطالعۀ اشعار و ترانه‌های عامیانه از صادق هدایت. این رساله نخستین‌بار در 1310 ش در مجلۀ آریان‌کوده در تهران منتشر شد.
  • انیس الادباء و الاطفال | اَنیسُ الْاُدَبا ءِ وَ الْاَطْفال، نوشتۀ عبدالحمید بن صدرالمتألهین معتمدالسلطان، حاجی میرزا عبدالباقی اعتضادالاطبا به سال 1319ق / 1901م.
  • انوشیروان | اَنوشیرْوان، یا انوشروان، نوشین‌روان، تلفظ فارسی اَنوشک‌روان (به زبان پهلوی) به معنی دارای روان بی‌مرگ یا روان جاویدان
  • اورازان | اورازان، نوعی تک‌نگاری (مونوگرافی) از ده اورازان در منطقۀ طالقان، اثری از جلال آل احمد در 1333 ش.
  • اوبن، سفرنامه | اوبَن، سَفَرْنامه، گزارش سفر کولار دسکو با نام مستعار لئون اوژن اوبن، با عنوان ایران امروز، در آغاز سدۀ 14 ق / 20 م و هم‌زمان با انقلاب مشروطیت
  • انیس الناس | اَنیسُ‌النّاس، عنوان کتابی دربارۀ اخلاق، آداب زندگی و رفتارهای اجتماعی مردم در سدۀ 9ق / 15م، از نویسنده‌ای به نام شجاع.
  • انوار سهیلی | اَنْوارِ سُهِیْلی، عنوان کتابی از مولا کمال‌الدین حسین بن علی بیهقی معروف به واعظ کاشفی، از نویسندگان، واعظان، شاعران و دانشمندان مشهور و پرکار اواخر سدۀ 9 و اوایل سدۀ 10 ق / 15-16 م.
  • ایران (گذشته و حال) | ایران (گذشته و حال)، عنوان اثری از دونالد نیوتن ویلبر (14 نوامبر 1907-2 فوریۀ 1997 م / 24 آبان 1286-14 بهمن 1375 ش)، مورخ و سیاست‌مدار آمریکایی مأمور در ایران.
  • انغوزه | اَنْغوزه، یا آنقوزه، گیاهی با صمغ بدبو، دارای مصارف خوراکی، درمانی و آیینی در ایران.
  • اندرسن، سفرنامه | اَنْدِرْسِن، سَفَرْنامه، گزارش مصور سفر تی. اس. اندرسن، نویسندۀ انگلیسی با عنوان «سیاحت‌ من در ایران»2 که در دهۀ آخر سدۀ 19 م به ایران سفر کرده است.
  • اندرزنامه | اَنْدَرْزْنامه، از گونه‌های ادبیات تعلیمی که به نامهای پندنامه، نصیحت‌نامه، اخلاق و آداب نیز خوانده می‌شود. چندین متن پهلوی به شیوۀ اندرزی ـ اخلاقی تألیف شده که موضوع آنها پند، اندرز و مسائل اخلاقی است
  • انسان شناسی، انجمن | اِنْسانْ‌شِناسی، اَنْجُمَن، از انجمنهای علمی و رسمی در حوزۀ مطالعات انسان‌شناسی.
  • انار | اَنـار، میوۀ درختی از تیرۀ موردیها یا پونیكاسه، و از جنس پونیكا و گونۀ گراناتوم (گل گلاب، 232؛ ثابتی، 50).
  • انا فتحناک لک فتحا مبینا | اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً، آیۀ اول سورۀ فتح (48)، دارای مفهوم رمزیِ گشایش و باطل السحر. «اِنّا فَتَحْنا ... » و چند آیۀ دیگر در قرآن کریم به آیات فتح شهرت دارند و مردم این آیات را نمادی از گشایش، پیروزی و نصرت الٰهی می‌دانند.
  • امیری | اَمیری، از بومی‌سروده‌های رایج طبری، در قالب دوبیتی و رباعی و نام یکی از مقامهای آوازی موسیقی مازندران.
  • انجوی شیرازی | اِنْجَویِ شیرازی، ابـوالقـاسم (1300-1371 ش / 1921-1992 م)، معروف به نجوا، پژوهشگر فرهنگ عامه و مؤسس مرکز فرهنگ مردم وابسته به رادیو و تلویزیون ملی در 1341ش.
  • ام صبیان | اُمِّ‌صِبْیان، نام نوعی بیماریِ کودکان در طب قدیم، همچنین نام مادینه‌دیوی موهوم که دشمن‌ نوزادان و کودکان، و رباینده و آزاردهندۀ آنان پنداشته می‌شده است.
  • امیرهوشنگ ملک سهراب شاه خطایی | اَمیرْهوشَنْگْ مَلِکْ سُهْرابْ شاهِ خَطایی، کتابی حاوی داستان آشنایی و رسیدن امیرهوشنگ به دختر ملک شاپور خطایی.
  • امیر ارسلان | اَمیرْاَرْسَلان، از مهم‌ترین، مشهورترین و پرخواننده‌ترین قصه‌های منثور عامیانۀ فارسی، در ردیف قصه‌های مشابه معروفی چون داراب‌نامه، حسین کرد، سمک عیار، رستم‌نامه و رموز حمزه.
  • امثال و حکم | اَمْثال و حِکَم، عنوان کتاب معروف علی‌اکبر دهخدا (1259-1334 ش / 1880- 1956 م) فرهنگ‌‌نویس، پژوهشگر فرهنگ عامه، شاعر و نویسندۀ معاصر.
  • امیر و گوهر | اَمیر و گوهَر، از داستانهای عاشقانۀ محلی ایران و رایج در مازندران که دربارۀ عشق امیر پازواری به گوهر است
  • ام البنین | ‌‌‌‌‌اُمُّ‌الْبَنین، فاطمه ‌بنت حزّام، همسر دوم امیرالمؤمنین علی ‌بن ابی‌طالب (ع)، که پدرش ابوالمجْل حزام بن خالد، از قبیلۀ بنی‌کلاب (طبری، 5 / 153) و مادرش لیلى یا ثمامه دختر سهیل بن عامر بن مالک بود (نک‍ : ابن‌عنبه، 356؛ غفاری، 174).
  • انجیر | اَنْجیر، درختی مقدس و اسطوره‌ای در فرهنگ و باورهای ‌ایرانیان. انجیر یا انجیره، درختی (و میوه‌ای) از تیرۀ گزنه‌ها ست و جزو دستۀ توتها به‌شمار می‌آید
  • امامزاده صالح | اِمامْزاده صالِح، از امامزاده‌های مشهور منطقۀ شمیران و یکی از جاذبه‌های فرهنگی ـ زیارتی شمال تهران واقع در ضلع جنوب شرقی میدان تجریش.
  • امامزاده | اِمامْزاده، فرزند یا نوادۀ یکی از امامان دوازده‌گانۀ شیعه که توسعاً به آرامگاه آنان نیز گفته می‌شود.
  • امامزاده داوود | اِمامْزاده داوود، از امامزاده‌های مشهور اطراف تهران. فیض قمی (ص 9) نسب این امامزاده را به امام حسن مجتبى (ع) می‌رساند
  • الموت | اَلَموت، قلعه‌ای در منطقۀ رودبار الموت شرقی و در شمال شرقی آبادی گازرخان که فاصلۀ آن تا شهر قزوین، 105 کمـ‍ است.
  • الئاریوس، سفرنامه | اُلِئاریوس، سَفَرْنامه، گزارش مصور سفر آدام الئاریوس، کتابدار، ریاضی‌دان، نقشه‌کش و محقق آلمانی با عنوان «مسافرت به مسکو و ایران» که در سدۀ 17م / 11ق در دیدار خود از ایران به رشتۀ تحریر درآورد.
  • الول ساتن | اِلْوِلْ ساتِن، لورنس پل، ایران‌شناس و پژوهشگر افسانه‌های ایرانی. در 1912 م / 1291 ش در ایرلند متولد شد و در 1984 م / 1363 ش در ادینبورگ اسکاتلند درگذشت.
  • الگزاندر، سفرنامه | اَلِگْزانْدِر، سَفَرْنامه، گزارش سفرهای جیمز ادوارد الگزاندر، سیاح و افسر عالی‌رتبۀ اسکاتلندی با عنوان «مسافرت از هند به انگلستان» که در 1827 م / 1243 ق منتشر شد.
  • الک دولک | اَلَکْ دولَک، ازبازیهای کهن رایج در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران. فرهنگهای فارسی این بازی را به صورتهای «لاوه»، «چالیک»، «آلاوه» و «کورشت» نیز آورده‌اند
  • الکاک، سفرنامه | اَلْکاک، سَفَرْنامه، گزارش سفر تامس الکاک1 (1801-1866 م / 1216-1283 ق)، سیاست‌مدار بریتانیایی با عنوان «مسافرت به روسیه، ایران، ترکیه و یونان»2، در سالهای 1828- 1829 م / 1244-1245 ق.
  • الاکلنگ | اَلّاکُلَنْگ، از بازیهای سنتی خردسالان ایران. کهن‌ترین سندی که در آن به بازی الاکلنگ اشاره شده، و دربارۀ خاستگاه آن سخن رفته، آثارالباقیۀ بیرونی است. بیرونی ساخت و کاربرد الاکلنگ را به دورۀ پادشاهی جمشید پیشدادی منسوب کرده است.
  • افشار | اَفْشار، ایرج (1304- 1389 ش / 1925-2011 م)، ایران‌شناس بزرگ، کتاب‌شناس برجسته، و عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  • افشار نادری | اَفْشارْنادِری، نادر (1305- 1358 ش / 1926- 1979 ش)، مردم‌شناس، و از پیشروان پژوهشهای ایلی ـ عشیره‌ای در ایران.
  • اقاقیا | اَقاقیا، درختی تزیینی با گلهای معطر که صمغ و شاخه‌های خاردار آن در نظام طب سنتی، عامیانه و باورهای مردم ایران جایگاهی دارد.
  • افطاری | اِفْطاری، هرگونه خوراکی و نوشیدنی که روزه‌دار با آن روزۀ خود را می‌گشاید.
  • اماج، آش | اُماج، آش، از خوراکهای سنتی و آیینی متشکل از سبزی و حبوبات مختلف. تهیۀ این آش را نخستین بار به سلطان سنجر، از سلاطین سلجوقی در سدۀ 6 ق / 12م نسبت داده‌اند
  • افسانه های آسیایی | اَفْسانه‌هایِ آسیایی، عنوان فارسی اثری از ژوزف آرتور دوگوبینو، دیپلمات، ایران‌شناس و نویسندۀ فرانسوی سدۀ 19 م / 13 ق. ارزش اسنادی مستتر در این اثر برای عصر ناصری به همان اندازه حائز اهمیت است که ارزش ادبی آن برای ادبیات فرانسه در نیمۀ دوم سدۀ 19 م که با شکوفایی نووِل‌‌نویسی همراه بود.
  • افسانه | اَفْسانه، یکی از گونه های روایی بسیار کهن و مشهور ادبیات عامه یا ادبیات شفاهی. افسانه‌های ایرانی اغلب به‌صورت نثر و گاهی نیز به شکل نظم روایت می‌شوند.
  • افسانه های کردی | اَفْسانه‌هایِ کُرْدی، عنوان کتابی شامل 48 افسانه و قصه که منصور یاقوتی از ده‌نشینان کرد گردآوری و تنظیم کرده است.
  • افسانه های ابوعلی سینا | اَفْسانه‌هایِ اَبوعَلیِ سینا، مجموعه‌ای از حکایات و افسانه‌های منسوب به ابوعلی‌سینا، فیلسوف و پزشک ایرانی (370- 428ق / 980-1037م). این کتاب به کوشش فضل‌الله مهتدی (صبحی) گردآوری و منتشر شده است.
  • افسانه های کردان | اَفْسانه‌هایِ کُرْدان، کتابی مشتمل بر 127 افسانه و لطیفۀ رایج در میان کردهای عراق، سوریه، ترکیه و ارمنستان که در فاصلۀ سالهای 1952-1982 م / 1331-1361 ش، توسط اردیشانه سسیل و سسیله سسیل جمع‌آوری، و ثبت شده‌اند.
  • اعجوبه و محجوبه | اُعْجوبه و مَحْجوبه، افسانه‌ای عامیانه و اخلاقی از قرن 7 ق / 13 م نوشتۀ حامد بن فضل الله بن محمد سرخسی.
  • الاصنام و السبعة | اَلْاَصْنامُ السَّبْعَة، رساله‌ای به زبان عربی دربارۀ کیمیاگری مبتنی بر تنجیم، منسوب به بلیناس حکیم، فیلسوف و کیمیاگر روزگار هلنی.
  • افسانۀ گلریز | اَفْسانۀ گُلْریز، داستان عامیانۀ وصال عجب‌ملک و نوش‌لب. این داستان اثر ضیاءالدین نخشبی بدائونی (د 751ق / 1350م)، متخلص به نخشبی است.
  • افسانه های آذربایجان | اَفْسانه‌هایِ آذَرْبایْجان، مجموعه‌ای دو جلدی از 39 افسانۀ ایرانی که به کوشش صمد بهرنگی (1318-1347ش) و بهروز دهقانی در آذربایجان شرقی گردآوری و در سالهای 1344 و 1347ش منتشر شد.
  • افتخارنامۀ حیدری | اِفْتِخارْنامِۀ حِیْدَری، منظومه‌ای حماسی ـ دینی، از میرزا مصطفى، متخلص به صهبا و ملقب به افتخارالعلما...
  • اشعار عامیانۀ ایران | اَشْعارِ عامیانۀ ایران (در عصر قاجاری)، اثری از والنتین الکسیویچ ژوکوفسکی (1858- 1918م)، ایران‌شناس روسی، در اواخر سدۀ 19 م / 13 ق.
  • اشکنه | اِشْکِنه، از غذاهای آسان و زودپخت، از دستۀ تریدها، که تقریباً در تمامی مناطق ایران رواج دارد. پخت و استفاده از این خوراک در ایران دارای ریشه‌ای کهن است و با توجه به نحوۀ کشیدن آن (ترید)، به نظر می‌رسد از غذاهای بومی ایران‌زمین بوده

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: