دائرة المعارف بزرگ اسلامی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • بابا رکن الدین، مقبره | بابا رُكْنُ‌الدّین، مَقْبَره، آرامگاه و تكیه‌ای در تخت فولاد اصفهان از آثار دورۀ ایلخانی. قدیم‌ترین اطلاع از این بنا مربوط به تعمیر آن در دورۀ صفویه به فرمان شاه عباس است (نك‍ : جابری انصاری، 326). بر این اساس و نیز برپایۀ شیوۀ ساخت بنا، می‌توان احداث آن را به دورۀ مغول، یعنی دورۀ زیستِ بابا ركن‌الدین مربوط د...
  • بابا رتن |
  • باباداغی | باباداغی، یا باباطاغی، شهری در بخش شمالی منطقۀ دوبروجا در كشور رومانی. نام باباداغی از ساری صالتق بابا كه مقبره‌اش در یكی از تپه‌های نزدیك آنجا قرار دارد، گرفته شده است (اولیا چلبی، 3/ 362؛ «دائرةالمعارف ... »، IV/ 371؛ IA, II/ 166). وی در 662 ق/ 1264 م حدود 10 تا 12 هزار نفر از تركمانان آناتولی را به محلی در...
  • ایهام | ایهام، در لغت به معنی به گمان افكندن و به پندار و شك درانداختن، و در دانش بدیع یكی از صنایع معنوی و بخشی مهم از بدیع معنوی.
  • بابا الیاس خراسانی | بابا اِلْیاسِ خُراسانی، ابوالبقا الیاس بن علی، از مشهورترین مشایخ صوفیۀ تركمن در نیمۀ سدۀ 7 ق/ 13م كه جنبش و طریقۀ بابایی منسوب به اوست. او را باباالیاس عجم وباباالیاس دیوانه نیز می‌خواندند (عاشق پاشازاده، 46، 191، حاشیۀ 1؛ نشری، 6/ 47؛ نیز نك‍ : علوان، 13؛ اجاق، 2, 4؛ سبط ابن جوزی، 2/ 733).
  • بابا افضل کاشانی | بابا اَفْضَلِ كاشانی، افضل‌الدین محمد بن حسن مَرَقی كاشانی، حكیم، عارف و شاعر ایرانی نیمۀ دوم سدۀ 6 و نیمۀ نخست سدۀ 7ق. وی به ویژه به سبب داشتن آثار فلسفی به زبان فارسی و نیز سروده‌هایش، در ایران آوازه‌ای بلند دارد، با اینهمه، شرح زندگانی وی چندان آشكار نیست.
  • باب الابواب |
  • بابا اسحاق |
  • بابا احمدی |
  • ایوبیان | اَیّوبیان، سلسلۀ بزرگی از حاكمان ایرانی‌نژاد كرد كه چندی بر مصر، شام، جزیره و یمن حكم راندند. این سلسله منسوب به ایوب بن شادی، پدر صلاح‌الدین ایوبی است. حكمرانان ایوبی، به سبب نقش مهمی كه در تاریخ منطقه، به ویژه در انقراض فاطمیان و ایجاد حكومتی واحد در مصر و شام و جنگهای صلیبی ایفا كردند و نیز به سبب اهتمامی ...
  • بابا | بابا، لقبی برای برخی از متصوفه كه دست كم از اوایل سدۀ 5 ق/ 11م به كار می‌رفته است. بابا واژه‌ای است فارسی به معنی پدر و نیا، و به همین معنی در زبانهای اردو، تركی و جز آنها نیز به كار رفته است ( اردو لغت، 2/ 508؛ سامی، 257؛ دوزی، I/ 47؛ قس: دورفر، II/ 228). كلمۀ باب نیز كوتاه شدۀ باباست (نك‍ : برهان ... ، 1/ 2...
  • باب | باب، یا باب الابواب، یكی از مراتب عالی در «حدود دین» و تشكیلات دعوت اسماعیلیه. سازمان دعوت اسماعیلیه و وظایف مراتب یا حدود مختلف تشكیلات آن از وجوه بسیار مهم نهضت اسماعیلیه است. آثار اسماعیلی به طور كلی در این زمینه سكوت اختیار كرده‌اند، زیرا ماهیت دعوت اسماعیلی و خصومت بسیاری از امرا و حكام و علمای اهل سنت ا...
  • ب، | بِ، دومین حرف از الفبای زبان فارسی و عربی در ترتیب ابتثی و ابجدی. «ب» را از حروف انفجاری، انسدادی یا شدیده دانسته‌اند، از آن رو كه برای تلفظ آن مانعی در گذرگاه صوت ایجاد شده، راه نفس مسدود، و بلافاصله گشوده می‌گردد و چون ادای آن با حركت لبها توأم است، از حروف لبی یا شفوی محسوب شده، برخی نیز آن را از حروف ذلقی...
  • ایوب | اَیّوب، پیامبری از ذریۀ اسحاق نبی كه صبر و بردباری او در مقابل بلایا شهرت بسیار دارد و در قرآن كریم نیز با همین صفت ستوده شده است.
  • ایوانف | ایوانُف، ولادیمیر الكسیویچ (1886-1970م/ 1265-1349ش)، شرق‌شناس روسی‌تبار و یكی از محققان برجستۀ تاریخ و مذهب اسماعیلیه. رشتۀ اصلی مطالعات او، زبانهای ایرانی و به ویژه لهجه‌های فارسی بود (دفتری، «كتاب‌شناسی ... » 55، «اسماعیلیه ... »، 28).
  • اینانج | اینانْج، حسام‌الدین سنقر (مق‍ 564 یا 565 ق/ 1169 یا 1170 م)، حاكم ری و از امرای قدرتمند اواخر دورۀ سلجوقی. وی از غلامان سلطان سنجر سلجوقی (حك‍ 511-552 ق) و از دلاوران مشهور سپاه او بود (ابن اثیر، 11/ 184؛ ابن اسفندیار، 92). چون سنجر از غزان شكست خورد، اینانج به ری گریخت و بر آن ولایت چیره شد و به اطاعت سلطان ...
  • ایوان مداین |
  • اینجو | اینْجو، دودمانی ایرانی كه در نیمۀ اول سدۀ 8 ق/ 14 م مقارن با اواخر عصر ایلخانان، چندی به مناصب دیوانی و فرمانروایی ایالات جنوبی ایران از اصفهان تا كناره‌های خلیج فارس دست یافتند (قس: شبانكاره‌ای، 296: كه این دودمان را ترك‌نژاد خوانده است). نخستین فرد نام آور آنان شرف‌الدین محمود شاه فرزند محمد بن فضل‌الله بود...
  • اینجو | اینْجو، اصطلاحی مغولی، به معنای دارایی پادشاه اعم از باغ و كشتزار و سپاه و بنده و كنیز و ستور و دام و هر چیز تملیك‌پذیر كه در روزگار ایلخانان به زبان فارسی راه یافته است (رشیدالدین، 1/ 88، 616، 2/ 1162؛ وصاف، 211؛ منتخب التواریخ ... ، 63، 171) و پیش از آن اصطلاح «خاص» و «خاصه» و گاه «خالصات» رایج بوده (نك‍ : ...
  • اینالجق | اینالْجُق، ملقب به غایرخان (مق‍ 617 ق/ 1220م)، از امیران دولت خوارزمشاهی و فرمانروای اترار. نام او را در منابع به صورتهای گوناگون آورده‌اند (نسوی، 85؛ جوینی، 1/ 60؛ رشیدالدین، 1/ 297؛ میرخواند، 4/ 402؛ نك‍ : قفس اوغلی، 296؛ نیز نك‍ : ه‍ د، ابراهیم اینال). در اینكه اینالجق نام است، یا لقب، نیز نظر قطعی نمی‌توا...
  • اینگوش | اینْگوش، جمهوری خودمختار، شامل سرزمینی در غرب جمهوری چِچِن و شمال جمهوری خودمختار اوستیای شمالی. جمهوری اینگوش تابع فدراسیون روسیه است. اینگوشها خود را گالگای (قالقای) می‌نامند كه نام عمده‌ترین قبیله از قبایل اینگوش است (كالویف، I/ 375؛ آكینر، 197). اینان از اقوام بومی قفقازند و صدها سال است كه در این سرزمین ...
  • این |
  • اینالو | اینالّو، یا اَینالّو، اینانلو، یكی از ایلهای ترك زبان استان فارس و بخشی از اینالوهای ایران كه وابسته به قوم اغوز (ه‍ م) هستند (مینورسكی، 8). ظاهراً میان اینالوهای فارس و ایل بزرگ اوشار یا افشار (ه‍ م) پیوندهایی وجود داشته است و شاخه یا تیره‌ای از ایل اینالو، افشار اوشاغی، یعنی فرزند افشار نامیده می‌شده‌اند (ه...
  • ایمان | ايمان، واژۀ كليدی دين اسلام كه خود و مشتقات آن در صدها آيه از قرآن مجيد تكرار شده است. گرچه مفهوم ايمان مستقيماً در قرآن توضيح داده نشده، ولی دربارۀ موضوعات عمده و اساسی مربوط به آن مطالب زيادی در اين كتاب آسمانی آمده است.
  • ائمه اثنا عشر |
  • ایمان ابی طالب |
  • ایمن بن خریم | اَيْمَنِ بْنِ خُرَيْم، بن فاتِك اسدی (د 86 ق/ 705 م)، شاعر عصر اموی. پدرش از جنگجويان بدر و راويان حديث بود (ابن قتيبه، الشعر ... ، 345). ايمن در شام زاده شد و گويند به روز فتح مكه (8ق) جوانی نورس بود (ابن عبدالبر، 1/ 129؛ ابن قدامه، 516؛ ابن اثير، 1/ 160؛ سيوطی، 1/ 171؛ ابن عساكر، 3/ 187).
  • ایلیا |
  • ایلی | ايلی، رودی در آسيای مركزی كه از پيوند دو رود تِكِس و كونگِس در شرق كوههای تيان شان پديد آمده است. اين دو رود از منطقۀ سينک‍يانگ اويغور در خاك چين می‌گذرند و در همان سرزمين به يكديگر می‌پيوندند و رود ايلی را تشكيل می‌دهند (BSE3, X/ 127). برخی از مؤلفان اراضی حوضۀ رود ايلی را محدودۀ اسلام دانسته‌اند (بارتولد، V...
  • ایله | اَيْله، از شهرها و بنادر باستانی فلسطين و از مراكز مهم تلاقی راههای تجاری عراق و مصر و شام و عربستان در قرون اوليۀ اسلامی. اين نام در منابع كهن به صورتهای اَيْلَنه و اَيْلَنَن (استرابن، VII/313؛ يوزفوس، 659؛ پاولی، I/1008) آمده است. برخی محققان ايلوت و ايلت مذكور در عهد عتيق را (اول پادشاهان، 26:9؛ دوم پادشاه...
  • ایلخانیان | ايلْخانيان، عنوان سلسله‌ای از فرزندان چنگيزخان مغول. اگر تاريخ ورود هولاگوخان به سمرقند را سرآغاز فرمانروايی اين سلسله بدانيم، ايشان از 653 ق/ 1255 م تا مرگ ابوسعيد بهادرخان در 736 ق/ 1336 م بر ايران فرمان راندند، در حالی كه حكومت ناپايدار و محدود شاهزادگانی از خويشان و فرزندزادگان چنگيز و اميرزادگان آنان بر ...
  • ایلول | اِيْلول، ماه ششم در تقويم سريانی و نهم در تقويم شمسی كشورهای عربی (تقويم ميلادی)، برابر با ماه سپتامبر فرنگی. اين ماه 30 روز دارد و پس از آب و پيش از تشرين اول است. كلمۀ ايلول ريشۀ سامی دارد و صورت بابلی آن «اولولو» است. در سال عرفی يهوديان، ايلول ماه دوازدهم و در سال دينی آنان ماه ششم به شمار می‌رود كه دارای...
  • ایلک خانیان |
  • ایلغازی |
  • ایلام | ايلام، استان، شهرستان و شهری در غرب ايران.
  • ایلدگز، بنی |
  • ایلسون |
  • ایلات خمسه | ايلاتِ خَمْسه، اتحادی از 5 ايل اينالّو (يا اينانلو)، بَهارْلو، نَفَر، عرب و باصری (ه‍ م‌م) كه بنابر برخی مقاصد سياسی، اقتصادی و نظامی، در 1278 ق به فرمان ناصرالدين شاه در منطقۀ فارس تشكيل شد (نک‍ : فسايی، 1/ 823-824؛ ابرلينگ، 72؛ بيات، 24). خاستگاه قومی اين ايلها با يكديگر متفاوت است. ايلهای اينانلو، بهارلو و...
  • ایل ارسلان | ايلْ اَرْسَلان، ابوالفتح (د 567 ق/ 1172م)، پسر آتسز (ه‍ م) كه در توسعۀ قلمرو و قدرت خوارزمشاهيان نقش مهمی داشت. وی پيش از رسيدن به فرمانروايی از سوی پدر بر قسمتهايی از تركستان و برخی شهرهای اطراف خوارزم مانند جَند حكم می‌راند (خواندمير، 2/ 633).
  • ایقاع | ايقاع، اصطلاحی در موسيقی كه به بحث دربارۀ كشش زمانی نغمه‌ها يا وزن آنها می‌پردازد. اين واژه مصدر باب افعال از ريشۀ ثلاثی «و ق ع» است كه در لغت به معانی گوناگونی نظير افكندن (زوزنی، 2/ 79) و تاختن (فروزانفر، 121) آمده، و در موسيقی دوران اسلامی همچون «تأليف» به عنوان اصطلاحی بنيانی و مشهور به كار می‌رفته است. ت...
  • ایل | ايل، يا اِل، واژه‌ای تركی ـ مغولی به معنای ولايت، صلح و دوستی، خيل و گروه، دوست، رام و مطيع، مردم و جماعت. اين واژه در حيات تاريخی هزار و چند ساله‌اش توسعۀ معنايی فراوان يافته است. كهن‌ترين سندی كه واژۀ ايل در آن به كار رفته، دست‌نوشته‌های موسوم به اُرخُن، از سدۀ 2 ق و متعلق به تركهای سلجوقی است. ثامسن كلمۀ ا...
  • ایکه |
  • ایلاف |
  • ایطاء |
  • ایشیک آقاسی | ايشيكْ آقاسی، عنوانی برای رئيس تشريفات در دربارهای سلاطين متأخر ترك. در عصر صفويه كه اختيارات و نفوذ رئيس تشريفات افزايش يافت، اين منصب را «ايشيك آقاسی باشی» ناميدند (نک‍ : قزوينی، 1/ 152؛ مستوفی، 1/ 409).
  • ایغار |
  • ایشرداس | ايشَرْداس، يا ايسرداس، شريداس (1066- پس از 1110 ق/ 1656- 1698 م)، مورخ هندی روزگار اورنگ‌زيب و نويسندۀ فتوحات عالمگيری. آنچه از زندگانی ايشرداس در دست است، تقريباً منحصر به مطالبی است كه خود وی در تنها اثرش، فتوحات عالمگيری، به‌ويژه ديباچۀ آن آورده است. او از برهمنان قوم ناگر بود و در عهد شاهجهان ديده به جهان...
  • ایسیغ کول | ايسيغْ كول، درياچه‌ای كوهستانی در تركستان و يكی از بزرگ‌ترين درياچه‌های كوهستانی جهان و استانی به همين نام در قرقيزستان. ايسيغ كول در تركی قرقيزی به معنای درياچۀ گرم است (BSE3, X/ 544). در زبان چينی نيز نام اين درياچه به همين معناست (بارتولد، III/ 437). نام درياچه در آثار مؤلفان اسلامی به گونه‌های مختلف آمده ...
  • ایساغوجی | ايساغوجی (شكل عربی شدۀ واژۀ يونانی اَيساگُگه به معنای مدخل يا مقدمه)، نوشتۀ فرفوريوس (234-304م) فيلسوف نوافلاطونی، شاگرد افلوطين و گردآورنده و ويراستار آثار او. ترجمۀ عنوان اصلی اين رساله در متن يونانی آن چنين است: «مدخلی در مقولات ارسطو، يا دربارۀ 5 آوا».
  • ایساقچی | ايساقْچی، محلی در غرب رومانی، كنار راست رودخانۀ دانوب (هامر پورگشتال، I/ 372؛ سامی، 2/ 1150) كه در سده‌های ميانه ابلوچيكا ناميده می‌شد (EI2, IV/ 92). اين محل در سدۀ 11ق/ 17 م شهری بزرگ، پوشيده از باغات وسيع و سرسبز، با آب و هوايی لطيف بوده، و روستاهای متعدد بزرگی داشته است (اوليا چلبی، 5/ 360-361).

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: