دائرة المعارف بزرگ اسلامی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • جاجیم | جاجیم، دست بافته‌ای فاقد پرز که عموماً با استفاده از دار افقی و به شیوۀ «تارِ رو» بافته می‌شود. برخی آن را واژه‌ای فارسی ( آنندراج، ذیل جاجم؛ داعی‌الاسلام، نیز گلکاریان، ذیل واژه) و برخی دیگر ترکی ( غیاث‌اللغات؛ ردهاوس، 633 ؛ پرهام، 2/ 39) و مرتبط با واژۀ ترکی میانۀ یادیم، به معنای فرش و قالیچه می‌دانند (کلاو...
  • جاجرمی، محمد | جاجَرْمی، محمد بن بدر، از شاعران و ادیبان سدۀ 7-8 ق/ 13-14م، و گردآورندۀ اثر معروف مونس الاحرار فی دقائق الاشعار. دانسته‌های اندکی از زندگی او در دست است؛ حتى از اثر او نیز جز چند اشارۀ کوتاه، اطلاعات چندانی به دست نمی‌آید. جاجرمی در مونس الاحرار، نام خود را به گونه‌های مختلفی آورده است، از جمله: محمد بن بدر ...
  • جاجرم | جاجَرْم، شهرستان و شهری تاریخی در استان خراسان شمالی.
  • جابر جعفی | جابِرِ جُعْفی، ابـومحمـد جابـر بـن یزیـد (د 128ق/ 746م)، محدثِ مفسر، فقیه و متکلم کوفی، و از اصحاب برجستۀ امام باقر و امام صادق(ع). او کوفی و از خاندان جعفی، یکی از تیره‌های قبیلۀ مذحج بود که از یمن به کوفه کوچ کردند (کشی، 192‌؛ سمعانی، 2/ 67-68‌؛ ابن منظور، ذیل جعف؛ برای اختلاف در تاریخ وفات وی، نک‍ : بخاری،...
  • جاثیه | جاثیه، چهل و پنجمین سورۀ قرآن کریم به ترتیب مصحف و شصت و پنجمین سوره به ترتیب نزول (زهری، 28؛ ابن ضریس، 74؛ ابن ندیم، 28؛ زرکشی، 1/ 193؛ سیوطی، الاتقان، 1/ 38-39، 78، 175-176؛ رامیار، 586). این سوره مکی است (قرطبی، 16/ 156؛ سیوطی، الدر...، 7/ 422)، در حالی که مفسرانی از تابعین چون حسن بصری و جابربن زید و عکرم...
  • جاثی على رکبتیه | جاثی عَلى رُکْبَتَیْه، هفتمین صورت از صور فلکی نیمکرۀ شمالی که به صورت مردی بر زانو نشسته با دو دست باز و کشیده، یکی به سمت ستارگان اِکلیل شمالی و دیگری به سمت ستارگان نَسر واقع، تصور شده است (بیرونی، التفهیم، 92؛ صوفی، 77، نیز ترجمۀ فارسی، 54).
  • جابیه | جابیه، روستایی از توابع دمشق در سده‌های نخستین اسلامی که امروزه به صورت خرابه‌ای باستانی در حوران، از توابع منطقۀ اِزرع، در استان درعای سوریه واقع است. این خرابه بر «تلّ جابیه» ــ که مخروطی آتش‌فشانی در حدود 80 کیلومتری جنوب دمشق و 4 کیلومتری شمال غربی شهر نَوى واقع است و از سمت غرب بر دشتی هموار مشرف است ــ ...
  • جابر بن افلح | جابِرِ بْنِ اَفْلَح، ابو محمد، از منجمان بنام اندلس. از آنجا که ابن میمون (2/ 297) و بطروجی (I/ 53) او را اشبیلی خوانده‌‌اند، احتمالاً اهل اشبیلیه بوده است. از زندگی او اطلاعی در دست نیست. ابن میمون (530-601 ق/ 1135-1204م) به آشنایی خود با پسر جابر اشاره کرده است (همانجا)، از این‌رو، می‌توان گفت که جابر احتما...
  • جابر بن عبدالله انصاری | جابِرِ بْنِ عَبْدُاللهِ اَنْصاری، ابوعبدالله (د ح 74ق/ 693 م)، از مشهورترين اصحاب پيامبر اسلام (ص). کنيۀ او را ابومحمد و ابوعبدالرحمان نيز نوشته‌اند (ابن ابی حاتم، 1(1)/ 492؛ ابن عبدالبر، 1/ 220).
  • ج (جیم) | ج (جیم)، حرف ششم از الفبای فارسی، پنجم از حروف هجای عربی و سوم از حروف ابجد. آن را از زمرۀ حروف معجمه یا منقوطه، موحّده یعنی یک نقطه‌ای، حروف صحّۀ عربی، مصمّت، و ملفوظی یعنی 3 حرفی (ج ـ ی ـ م) دانسته‌اند و از آنجا که هنگام تلفظِ جیم متحرک، نَفَس حبس، و به علت تکیۀ گوینده بر حرف، صدا بلند می‌شود، از حروف مجهور...
  • جابر بن زید |
  • جابر بن حیان | جابِرِ بْنِ حَیّان، ابوعبدالله جابر بن حیان بن عبدالله ــ که با نسبتهای ازدی، کوفی و طوسی و لقب صوفی شناخته شده است ــ عالم کیمیا و فیلسوف شیعی سدۀ 2ق/ 8 م که مجموعۀ بزرگی از آثار در کیمیا و فلسفۀ طبیعی به او منسوب شده است.
  • ثئوفراستوس |
  • ثوینی بن سعید |
  • ثمود | ثَمود، نام قومی از اعراب باستان یا «اعراب بائده» که با انکار دعوت پيامبر خود، حضرت صالح(ع)، به عذاب الٰهی گرفتار آمدند. قصص قوم ثمود در قرآن کريم به کرات آمده، و از آنها به عنوان قومی مشرک ياد شده است. يافته‌های باستان‌شناسی نیز وجود چنين قومی را تأييد کرده، و برخی يادمانهای تاريخی از آنها به دست آمده است.
  • ثور، نام کوه | ثور، نام کوهی در جنوب مسجد‌الحرام، در فاصلۀ دورتری نسبت به مکه، و دارای غار معروفی به همین نام. ثور در لغت به معنی گاو نر است.
  • ثور، دومین برج | ثور، دومین برج از برجهای دائرةالبروج، به صورت گاوی که نیمۀ پایین او رو به مغرب است و نیمۀ بالایی او رو به مشرق، و کفل و دو پا ندارد (صوفی، 186). بیرونی در توصیف این صورت می‌گوید: چون نیمۀ پیشینِ گاوی است که آن را از ناف به دو نیمه کرده‌اند و سرش پایین است و به محل زخم می‌نگرد ( التفهیم، 90).
  • ثوری |
  • ثواب و عقاب | ثَواب و عِقاب، دو اصطلاح قرآنی به معنی پاداش و کیفر الٰهی برای اعمال نیک و بد انسان.
  • ثوریه | ثوریّه، عنوان مذهبی فقهی از مذاهب اهل سنت که به پیشوای آن سفیان ثوری منسوب شده، و دست کم تا سدۀ 4ق/ 10م پیروانی داشته است. از این مذهب گاه به تعبیر ثوریه (مثلاً نک‍‌ : مقدسی، 44، 45) و گاه با عبارت «اصحاب الثوری» (مثلاً نک‍ : بغدادی، 21، 189) یاد شده است.
  • ثنویه | ثَنَویّه، عنوانی برای برخی نحل و ملل در کلام و فرقه‌نگاری اسلامی. این عنوان به صورت اصحاب الاثنین و اهل التثنیه (اشعری،327، 485؛ باقلانی، 60) نیز آمده است.
  • ثمن |
  • ثنویت | ثَنَویّت، باور به وجود دو اصل عِلّی، یا دو بُن در ورای پدیدارهای عالم، که اغلب به صورت دو خدا، دو نیرو یا دو مجموعه از ایزدان و دیوان که در تقابل با یکدیگر و دست در کار ادارۀ عالم‌اند، بیان می‌شود.
  • ثنایی مشهدی | ثَناییِ مَشْهَدی، خواجـه حسین بن غیاث‌الـدین محمـد (د 996ق/ 1588م)، از پیشگامان برجستۀ سبک هندی و از قصیده سرایان بزرگ قرن 10ق/ 16م. ثنایی چنان که خود در مقدمۀ دیوانش یاد کرده، نامش حسین و نام و لقب پدرش غیاث‌الدین محمد المشهدی، و شهرتش ثنایی است (ص 4). از این‌رو، قول عبدالنبی فخرالزمانی (ص 198) و اسماعیل پاش...
  • ثمینی | ثَمینی، ضیاء‎الدین عبدالعزیز بن عبدالله (1130-11 رجب 1223ق/ 1718- 2 سپتامبر 1808م)، از بزرگان فقهای اباضیه. شهرت وی بیشتر به سبب اهتمامش به فقه اباضی، به‌ویژه احکام مربوط به مسائل اجتماعی است؛ هر چند به علومی دیگر هم می‎پرداخته است.
  • ثناء الله پانی پتی |
  • ثمره | ثَمَره، رساله‌ای شامل 102 جمله در احکام نجوم، منسوب به بطلیموس (ه‍ م). نام این رساله در متون عربی و فارسی به صورتهای الثمرة ( فی احکام النجوم)، رسالة فی الفلک (عمر، 16)، مائة کلمة (حاجی خلیفه، 2/ 496)، صد بند (منزوی، 4/ 2895)، یا صد کلمه (استوری، II(1)/ 36) نقل شده است.
  • ابن عربی، ابوعبدالله | ابوعبدالله محیی‌الدین محمدبن علی بن محمدبن العربی الحاتمی (560-638ق / 1165-1240م)، معروف به شیخ اکبر، اندیشمند، عارف و صوفی بزرگ جهان اسلام.
  • ابن عطاش | احمد بن عبدالملك عطاش (مق‍ ‍500ق / 1107م)، طبيب و داعی مشهور اسماعيليان در ايران به روزگار سلجوقيان.
  • ابن عقیل، ابوالوفاء | ابوالوفاء علی بن عقيل بن محمد ظفری بغدادی (431-12 جمادی‌الاول 513ق / 1040-22 اوت 1119م)، فقيه، متكلم و واعظ حنبلی.
  • ابن علان، محمدعلی | محمدعلی بن محمد علان بكری صدّيقی (20 صفر 996-21 ذيحجۀ 1057ق / 10 ژانويۀ 1588-7 ژانويۀ 1648م)، عالم جامع الاطراف شافعی. نسب وی به ابوبكر برمی‌گردد.
  • ابن علاف | ابوبكر حسن بن علی نهروانی (ح 218-318ق / 833-930م)، شاعر.
  • ابن علان، شهاب الدین | شهاب‌الدين احمد بن ابراهيم بن محمد علان شافعی (975- رمضان 1033ق / 1567- ژوئن 1624م)، از صوفيان نقشبندی كه به استناد نسب‌نامه‌ای منظوم كه خودش سروده، نسبتش با 20 واسطه به ابوبكر می‌رسيده است.
  • ابن علاء قشیری |
  • ابن عفیف تلمسانی | محمد بن سليمان (661 - 688ق / 1263- 1289م)، معروف به الشاب الظريف (جوان شوخ طبعِ نكته‌سنج)، شاعر و اديب عصر مماليك.
  • ابن عقده | ابوالعباس احمد بن محمد بن سعيد همدانی (15 محرم 249-7 ذيقعدۀ 332ق / 10 فوريۀ 863 - اول ژوئيۀ 944م)، محدث بزرگ شيعی.
  • ابن عقیله | ابوعبدالله جمال‌الدين محمد بن احمد بن سعيد حنفی مكی، ملقب به ظاهر (د 1150ق / 1737م)، محدث، صوفی و مورخ. او در مكه زاده شد و در همانجا نشأت يافت.
  • ابن عقیل، ابومحمد | ابومحمد بهاءالدين عبدالله بن عبدالرحمن (9 محرم 698 – 23 ربيع‌الاول 769ق / 17 اكتبر 1298-17 نوامبر 1367م)، نحوی، فقيه و قاضی شافعی.
  • ابن عساکر | نام تنی چند از دودمان بنی عساکر که پس از درگذشت ابوالقاسم علی بن عساکر چهرۀ نامدار این خاندان به این عنوان خوانده شدند.
  • ابن عطیه، ابومحمد | ابومحمد عبدالحق بن غالب بن عبدالرحمن بن غالب محاربی (481-25 رمضان 541ق / 1088- 28 فوريۀ 1147م)، مفسر و محدث مالكی مذهب و از رجال سياسی اندلس در دورۀ مرابطون.
  • ابن عطاءالله | ابوالعباس (ابوالفضل) تاج‌الدين احمد بن محمد بن عبدالكريم سكندری جذامی (د 709ق / 1309م)، ملقب به شيخ كبير، عارف، شاعر، نحوی، محدث، مفسر و فقيه مالكی و از مشايخ بزرگ طريقت شاذليه.
  • ابن عطیه، عبدالملک | عبدالملك بن محمد سعدی (مق‍ ‍130ق / 748م)، فرمانده سپاه اموی، والی مكه و مدينه در دوران مروان دوم، آخرين خليفۀ اموی.
  • ابن عصفور، ابوالحسن | ابوالحسن ‌علی ‌بن‌ مؤمن ‌بن ‌محمد بن ‌عصفور اشبيلی ‌حَضْرَمی) 597-670ق / 1201-1272م‌)، نحوی‌، اديب‌ و شاعر.
  • ابن عطا | ابوالعباس احمد بن محمد بن سهل اَدَمی بغدادی (مق‍ ‍309ق / 922م)، عارف، شاعر، مفسر و محدث حنبلی.
  • ابن عصفور |
  • ابن عسکر، ابوعبدالله محمد بن علی بن عمر | ابوعبدالله محمد بن علی بن عمر بن حسين بن مصباح حسنی سريفی معروف به ابن عسكر (ح 936- مق‍ 30 جمادی‌الاول 986ق / 1530-4 اوت 1578م)، قاضی، مورخ و صوفی مراكشی.
  • ابن عسال | نام مشترک اعضای خاندانی مسیحی از قبطیان که افراد شاخص آن در سدۀ 7ق / 13م می‌زیسته‌اند و به «اولاد عسال» نیز مشهور بوده‌اند.
  • ابن عسکر، ابوعبدالله محمد بن علی | ابوعبدالله‌ محمد بن‌ علی‌ (584-636ق‌ / 1188-1239م‌)، راوی‌، فقیه‌، مورخ‌ و اديب‌ عصر موحدون‌ اندلس‌.
  • ابن عزرا | ابراهام بن مئیر (مایر) (ح 484-562ق / 1091-1167م)، مفسّر تورات، ادیب، مترجم آثار عربی به عبری، منجم و ریاضی‌دان یهودی اندلسی.
  • ابن عزیز |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: