برخی ابیانهایهای ساکن شهرهای بزرگ عامل آسیب رسانی به این روستا شده اند
سالها پیش یکی از نخست وزیران دوره پهلوی از هوشنگ سیحون، معمار نامدار ایرانی خواسته بود که روستای دنج و زیبایی را برای سالیان بازنشستگی او در نظر بگیرد. سیحون پس از یک چند جست و جو و بررسی، روستای ابیانه را معرفی کرد اما آقای نخست وزیر نپذیرفت و گفت که آن نزدیکیها هیچ فرودگاهی نیست. سیحون پاسخ داد: اگر فرودگاه داشت که دیگر دنج نبود! سالها گذشت و ابیانهای که در دهه 1340 بسیار گمنام بود، به یکی از مهمترین روستاهای گردشگری ایران تبدیل شد. حالا دیگر جای دنجی نیست اما هنوز فرهنگ اصیل خود را از کف نداده و جلوههای معماری یا مردمشناختیاش آنقدر هست که سالانه دهها هزار گردشگر را به سوی خود جذب کند. اما همین داشتهها نیز در حال نابودی است. شماری از اهالی ابیانه که سالهاست یار و دیار خود را ترک کرده و به تهران و اصفهان و کاشان کوچیدهاند، در روزها و هفتههای معدودی از سال به روستای آبا و اجدادی میآیند تا لختی آرام گیرند اما آرامش را طوری تعریف کردهاند که تأمین آن جز با نابسامانی ابیانه ممکن نیست. مطالبات آنها برای ساخت و ساز جدید در روستا، چیزی شبیه به تمناهای آقای نخستوزیر است که هم جای دنج میخواست و هم فرودگاه!
ابیانه روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان نطنز که در کوهستان کرکس جای گرفته است. طبق سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت این روستا در سال 1390، حدود 3000 نفر (173خانوار) بوده است. این تعداد، شامل ساکنان دائمی روستاست. شمار زیادی از اهالی ابیانه که به شهرهای دور و نزدیک مهاجرت کردهاند، در نوروز و فصل تابستان به روستای زادگاه خود بازمیگردند و جمعیت آن را افزایش میدهند. آنچه شماری از آنها با خود به سوغات میآورند، سبک زندگی شهری است که نه تنها بافت اجتماعی ابیانه را دگرگون میکند، بلکه کالبد فیزیکی آن را نیز تحت فشار قرار میدهد. این دگرگونی به دو شیوه مختلف رخ نشان داده است: یکی تغییر ساختار خانههای قدیمی روستا به گونهای که فقط پوسته ظاهری آن باقی میماند و دیگر، ساخت و سازهای جدید و ناهمگون با بافت تاریخی ابیانه. از این گذشته، هتلها و اقامتگاههایی که برای گردشگران ساخته میشوند، اگرچه ظاهری شبیه خانههای قدیمی روستا دارند اما جاگیری، ارتفاع و فضای معماری آنها با ضوابط میراث فرهنگی همخوان نیست.
متخلفان پرنفوذند!
«محمد رضا علیرضایی»، رئیس شورای اسلامی روستای ابیانه میگوید: «آنچه توده مردم ابیانه – خصوصاً ابیانهایهای مهاجر به شهرهای دیگر – میپسندند و درصدد اجرای آن هستند، حتماً و حتماً به ساختار میراث فرهنگی این روستا لطمه میزند. آنها چیزهایی را میسازند که نیازهای امروزشان را تأمین میکند اما ابیانه را از حالت ابیانه بودنش خارج میسازد.» او با بیان اینکه ما به عنوان شورای روستا صددرصد با ساخت و سازهای جدید مخالف هستیم، ادامه میدهد: «اگر من قدرتی داشتم و مثلاً جای استاندار بودم، ورود تمام مصالح ساختمانی جدید مثل آجر، آهن، سیمان و سرامیک را به روستای ابیانه ممنوع میکردم؛ زیرا استفاده از این مصالح به ساختار معماری ابیانه لطمه میزند.»
البته نه او نه شورای روستا هیچ کدام چنین قدرتی را ندارند. در مقابل، برخی متخلفان از نفوذ زیادی در دستگاههای مختلف برخوردارند و این جرأت را در خود میبینند که از ضوابط شورای شهر و میراث فرهنگی سرپیچی کنند. علیرضایی به هفت یا هشت مورد پرونده تخلف اشاره میکند که از سوی شورا به دادگاه ارائه شده است اما تصریح دارد: «جوابی را که باید میگرفتیم، نگرفتیم.» یکی از اهالی روستا با تأیید سخنان رئیس شورا میگوید: «ابیانهایها را دست کم نگیرید. برخی از آنها در همه شهرها و در همه سطوح اداری، دوست و آشنا دارند و با استفاده از همین روابط، کار خود را پیش میبرند و اگر لازم باشد میراث فرهنگی یا هر نهاد دیگری را به ستوه میآورند.» تقریباً همه مسئولان و اهالی روستا اذعان دارند که ساکنان دائمی، دخالت چندانی در اقدامهای فراقانونی ندارند و اکثر مشکلات موجود را کسانی به وجود آوردهاند که ساکن شهرهای دیگر هستند.
علیرضایی یادآور میشود که ساخت و سازهای غیر اصولی این عده از محدوده روستا پیش رفته و به حاشیه آن کشیده شده است. او از ساختمان دو طبقهای یاد میکند که میان باغستان ابیانه بالا رفته و یک سوله سیمانی را مثال میزند که وسط بیابان درست کردهاند و «با همه اصول قانونی و نیز تأکیدات رهبری در خصوص حفظ منابع طبیعی مغایرت دارد.»
نیاز ابیانه به محرکهای اقتصادی
«سید احمد نجیبی»، سرپرست پایگاه میراث فرهنگی ابیانه میگوید: «بافت روستای ابیانه در سال 1354 در فهرست آثار ملی ثبت شد و از آن زمان دو وظیفه مهم برای میراث فرهنگی متصور بوده است: یکی حفظ آنچه از گذشته باقی مانده و دیگری، وضع قواعد مناسب برای ساخت و سازهای جدید. ما در هر دو زمینه ناموفق بودهایم و اکنون ابیانه ملغمهای است از کارهای درست و غلط؛ به طوریکه عدهای به استناد همین کارهای غلط، میخواهند اقدامهای مشابهی را انجام دهند.» او با اشاره به اینکه در ساخت و سازهای جدید تمایل زیادی برای ایجاد طبقات بیشتر، مساحت بیشتر یا توریست پسند بودن داخل بناها وجود دارد و ساختار پلکانی روستا آسیب دیده است، اظهار میدارد: «فکر تخریب همه ساخت و سازهای غیر اصولی آرمان گرایانه است و البته این هم درست نیست که بگذاریم این وضع ادامه پیدا کند. راه حل قابل اجرا، برخورد با تخلفات شاخص گذشته و جلوگیری محکم از تخلفات جدید است.»
نجیبی راهکارهای دیگری را نیز پیشنهاد میکند که مهمترینشان، توانمندسازی مردم ابیانه از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. او این اقدام را لازمه ماندگار شدن مردم در روستا میداند و بر این باور است که ابیانه به یک محرک توسعه اقتصادی نیاز دارد.
اما تأکید میکند که این محرک نباید از جنس بنگاههای بزرگ اقتصادی باشد: «زیرا این بنگاهها قدرت تصمیمگیری کلان را از مسئولان و مردم محلی میگیرند.» سپس به هتل ابیانه اشاره میکند که «پرسنل زیاد دارد اما حاضر نیست پرسنل مورد نیاز را از میان ابیانهایها بگیرد.»