این روزها به دلیل وضع اضطراری آب در ایران و آغاز صرفجویی جدی، کمپین «یک قطره آب» ایجاد شده است. تأمین آب از دیرباز یکی از دغدغههای اصلی مردم این سرزمین بوده است زیرا مناطق خشک و نیمهخشک، بخشی بزرگ از آن از جغرافیای ایران را تشکیل میدهد. شاید اگر بدانیم در این سرزمین خشک، ایرانیان در تاریخ چگونه و با چه مشقتی آب را به سطح زمین میرساندند، نگاه امروز ما در بهرهگیری از آب تغییر یابد.
واکاوی سههزارسال همیاری و همکاری ایرانیان در مدیریت منابع آب
این روزها به دلیل وضع اضطراری آب در ایران و آغاز صرفجویی جدی، کمپین «یک قطره آب» ایجاد شده است. تأمین آب از دیرباز یکی از دغدغههای اصلی مردم این سرزمین بوده است زیرا مناطق خشک و نیمهخشک، بخشی بزرگ از آن از جغرافیای ایران را تشکیل میدهد. شاید اگر بدانیم در این سرزمین خشک، ایرانیان در تاریخ چگونه و با چه مشقتی آب را به سطح زمین میرساندند، نگاه امروز ما در بهرهگیری از آب تغییر یابد.
نگاهی به عملکرد ایرانیان درباره مسأله آب نشان میدهد، این ساکنان خاورمیانه به خوبی توانستهاند حجم اندک آن را مدیریت کنند. ایجاد قناتها و کاریزها بهویژه در مناطقی خشک چون یزد، کرمان و طبس، نمونهای مشخص از این ابتکار در مدیریت آب به شمار میآید. بررسیهای تاریخی نشان میدهد چنین اقداماتی با همیاری و همکاری همه مردم به دست میآمده؛ از تعیین مکان ایجاد قنات گرفته تا حفر قنات مادر و سلسله قناتهای دیگر، لایروبی، مرمت و تعمیر آنها که به وسیله گروهی از مردان انجام میگرفته است. متناسب با این امور شغلهایی نیز تعریف میشد. برای حفر قنات دستکم، سه تا پنج تن لازم بود؛ شیوه کارشان را میتوان از نامهایی مثل کلنگدار، لاشهکش، گلبند، دلوگیر و چرخکش که بر آنان گذارده میشد، دریافت. بعدها در شهرها نیز شغلهایی چون میرآب، سقا و آبفروش برای نگهداری و توزیع آب پدید آمد,١
آه از این سرزمین همنشین خشکسالی
خشکسالیهایی که همواره در سرزمین ایران رخ میداد، در روزگاران پیاپی وضع را بدتر میکرده است. دعای داریوش یکم هخامنشی بر اهورامزدا برای نجات کشور ایران از خشکسالی که در کتیبهای در نقش رستم بازتاب یافته و نیز بخشیدهشدن مالیات پنج نسل بر کسی که آب را برای آبادانی بر سطح زمین جاری سازد، از دیرینگی این مسأله نشان دارد. آب از همین دیدگاه و ضرورت است که نزد مردم ایران بهویژه ایرانیان باستان اعتباری فراوان مییابد تا جاییکه آن را مقدس میشمردند. همچنانکه وجود ایزدبانوی آب، فصلی به نام آبان یشت در اوستا و اعتقادات زردتشتیان درباره آلوده نکردن آب که گاه مجازات مرگ را دربرداشته است، این اهمیت را نشان میدهد. آنان بسیاری از قناتها را مقدس میشمردند و مراسمی ویژه برای آنها برگزار میکردند. این سنتها در هزارهها و سدههای پیاپی در فرهنگ ایرانی استمرار یافتهاند. قربانیکردن برای قناتها یا اعتقاد به اینکه آب قناتها نر و مادهاند و برای جلوگیری از غضب و خشک شدن آن باید همسری برایش برگزینند٢، حتی امروزه در بعضی مناطق ایران ازجمله تفرش، اراک، خمین، دلیجان و چهارمحال و بختیاری رواج دارد. اعتمادالسلطنه در دوره قاجار در شرح یکی از روستاهای چهارمحالوبختیاری به نام «سامان» اینگونه مینویسد «قناتی در ده سامان هست مشهور به دلق دمبه. گویند اگر قنات مزبور زن نداشته باشد، آبش خشک میشود. به این معنی که زنی به اسم قنات باید عقد کرد و آن زن شوهر دیگر نباید داشته باشد و حداقل ماهی یکبار تابستان و زمستان ... در آب قنات فرو رود، ... اگر زن برای قنات معین و عقد نکنند، آبش خشک میشود»,٣
کتابیهزار ساله برای مدیریت آب
اینگونه اعتقادات و باورها، به گونهای روشن، تقدس و اهمیت آب نزد ایرانیان را روایت میکنند. اهمیت موضوع برای مردمان این سرزمین آنجا افزایش مییابد که با همین آب اندک، هم معیشت هم کشاورزی خود را باید سامان میدادند. مکلاکان قنات و شبکه منسجم اداره آن را «فرهنگ آبیاری» خوانده است و آن را انگیزهای قوی برای همیاری اجتماعی میداند,٤ این شبکهاجتماعی پس از حفر قنات، توزیع آب را نیز انجام میداده و برای آن قوانین و قواعدی ویژه پایه میگذاشته است. برای مثال باتوجهبه ساکنان و نیز حجم آب قنات، عدهای روزانه و برخی شبانه سهم آب داشتند که خود به شکلی دقیق از ١٢ تا ١٤ طاق به مدار ٧ شبانهروز تقسیم میشد. اینگونه قوانین از ایجاد جنگ و جدال میان مردم جلوگیری میکرد. عبدالله طاهر حکمران سلسله طاهری در سدههای نخستین اسلامی برای ایجاد مسالمت میان کشاورزان به مفتیان دربار دستور داد کتابی در احکام حفر کاریز و آبرسانی بنویسند. آن کتاب «قنی» نام گرفت و تا مدتها مورد استفاده بود.٥ کار حفر قنات از آنجا که دشوار و زمانبر بود، بسیاری از مقنیان جان خود را ممکن بود از دست بدهند. مردم برای مقنیان احترامی زیادی قایل بودند و قربانیان را با هزینه خود دفن میکردند.٦ «طومار» شیخبهایی در دوران صفویه، دیگر اثر مهم درباره بهرهگیری از آب است. شیخبهایی به خواست شاهعباسیکم صفوی، چگونگی تقسیم آب زایندهرود را شرح داده است.
میرآبها، سقاها و سقاخانهها
حکومتها در دورههای گوناگون، هرچند خود را مسئول میدانستند تا در برابر نزاعهای احتمالی پیشآمده، اوضاع را با وضع قوانینی مدیریت کنند اما در حالت کلی مردم خود امور مربوط به آب را سامان میدادند.
این نقش و تأثیر در تاریخ بسیار پررنگ بوده است. آبانبارها را در شهرها با قیر، آهک و ساروج میساختند به گونهای که آب هرز نرود. هریک از خانههای شهری برخلاف روستاها، آبانباری برای خود داشت. ساکنان خانهها باید براساس نوبت آن را برای مصرف خانگی پرمیکردند. به نوشته جعفر شهری در کتاب «تهرانقدیم» از آنجا که آب بسیاری از این آبانبارها کثیف بود و بیماریهایی فراوان پدید میآورد، بسیاری از خانوارها میکوشیدند آبی را بگیرند که از نیمههای شب به بعد توزیع میشد,٧ از این رو میرآبهایی که وظیفه این تقسیم آب شبانه را برعهده داشتند نزد مردم محترم بودند و خانوادهها جانب اینان را با مقرری ماهانه نگهمیداشتند تا بتوانند آبی زلالتر ذخیره کنند. سقاها هم افزونبر اینها، که مشک آب به دوش میگرفتند و در نزدیکی قهوهخانهها دیده میشدند، هر مشک را به قیمت ١٠ شاهی در دوره قاجار میفروختند. سقاهای کوزهای هم در کنار اینها بودند که در بازارها، گذرها و دروازههای اصلی شهر فریاد میزدند «آب یخ سبیل» و هر کاسه آب را به یک شاهی میفروختند.٨سقاخانهها نیز گونهای سیستم آبرسانی در گذشته بودند. متولیان سقاخانهها، مکانی تعیین میکردند و آب را با کوزه میفروختند؛ هرچند بعدها عملکرد سقاخانهها تغییر یافت و این مکانها به حضرتعباس (ع) انتساب یافتند و کراماتی به آن نسبت داده شدند.
آب با وجود همه این تدبیرها، به این دلیل که در آبانبارها راکد میماند، طعم و مزه خود را پس از مدتی از دست میداد و از حشرات پر میشد. آهک، زغال، نمک و خاکستر برای رفع این مشکل به آبانبار میریختند و چنانچه آب مزه خود را از دست میداد، خاکرس، سرکه و گلاب به آن افزوده، یا آب را پیش از مصرف میجوشاندند. هیچیک از این روشها اما بیماریهای ناشی از آن را چندان کم نمیکرد. در شهرها افزونبر آبانبارهای هر خانه، قناتهایی هم وجود داشت که آب این آبانبارها از آنها تهیه میشد. برخی از متمولان، قناتهایی را وقف عام میکردند تا مشکل آب برطرف شود. ازجمله این افراد که نامشان در فارسنامه ناصری آمده، حاجی علیرضا است که قناتی در بازارچه سرچشمه حفر و وقف عام کرده بود,٩ «آبشاه» نیز دیگر قنات مشهور از موقوفات عام ناصرالدینشاه قاجار به شمار میآمد. امینالضرب، بازرگان و صنعتگر بزرگ عصر قاجار نیز به دلیل کمآبی مردم «چالهمیدان»، قناتی را برای بهرهگیری مردم این محله وقف کرده بود.٠١
تصمیمی که دارالخلافه ناصری را کمآب کرد
با وجود همکاریها و همیاریهایی که مردم در مدیریت منابع آب در سرزمین خشک ایران داشتند، گاه مشکلاتی از سوی حکومت پدید میآمد که بحران آب را موجب میشد. شاید تصمیم ناصرالدین شاه قاجار را در گسترش فیزیکی شهر تهران، بتوان از این دست دانست؛ آنجا که مردن تهران با مشکل جدی کمآبی روبهرو شدند. مشکلات آب مردم تهران در دوره معاصر، درواقع از زمان محمدشاه قاجار آغاز شد. در همان دوره بود که حاجی میراز آقاسی صدراعظم شاه قاجار، برآن شد که آب کرج را از راه کانالهایی به تهران بکشاند تا بتواند مسأله را حل کند. در دوره بعد اما مشکلاتی جدی بروز کرد. عبدالله مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من»، مسأله را اینگونه روایت میکند «تهران قنواتى كه اكثر آنها مثل سرچشمه و حاجى محمد على و نظاميه و سنگلج و قنات شاه بود و شهاب آهنگ وقف بر محلات شهر بود، از قديم داشت. ولى از زمان ناصرالدينشاه ... شهر را بزرگ كرده بودند قنات تازهاى ايجاد نشده بود. درست است كه باغاتى مانند لالهزار و نگارستان و سردار كه از خود قنات داشتند نيز متروك شده بود، ولى آب اين قنوات همينقدر بود كه خانههایى را كه در اراضى همان باغات ساخته بودند، مشروب كند و مابقى شهر جديد بىآب بود»,١١ متولیان حکومتی سرانجام در اواخر دوره قاجاریه به مسأله آب توجه کردند. مقدمات لولهکشی آب در سال ١٣٢٦ خورشیدی، فراهم آمد و از سال ١٣٢٨ مجوز قانونی یافت. بهرهبرداری از مرحله اول لولهکشی آب، در سال ١٣٣٤ آن آغاز شد. از این زمان بود که آب لولهکشی و تصفیه شده در همه کشور رواج یافت.
با وجود توصیفی که از چگونگی مدیریت آب در تاریخ ایران بهویژه در شهرها ارایه شد، به نظر میرسد مردم در روستاها برخلاف شهرها، به دلیل لزوم آبرسانی پیوسته به زمینهای کشاورزی نظامی دقیقتر و منظمتر برای آبیاری درانداخته بودند. این مسأله در پروندهای دیگر به تفصیل واکاوی خواهد شد.
* مصرعی از فردوسی
* منابع در روزنامه موجود است
روزنامه شهروند