مراسم رونمايي از جلد اول كتاب «تاريخ شفاهي آموزشعالي ايران» به روايت دكتر مصطفي معين وزير اسبق وزارت فرهنگ و آموزشعالي، ديروز باحضور فرهيختگان و استادان دانشگاه در كتابخانه ملي برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما در مراسم رونمايي از اين كتاب ابتدا دكتر صالحي اميري رئيس كتابخانه ملي در سخناني با اشاره به ضرورت توجه جديتر به تاريخ شفاهي گفت: كتابخانه ملي ايران در دوره جديد مديريت خود، هشت اولويت استراتژيك را براي خودش تعريف كرده است، كه يكي تأسيس پژوهشكده و انديشگاه است.
مراسم رونمايي از جلد اول كتاب «تاريخ شفاهي آموزشعالي ايران» به روايت دكتر مصطفي معين وزير اسبق وزارت فرهنگ و آموزشعالي، ديروز باحضور فرهيختگان و استادان دانشگاه در كتابخانه ملي برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما در مراسم رونمايي از اين كتاب ابتدا دكتر صالحي اميري رئيس كتابخانه ملي در سخناني با اشاره به ضرورت توجه جديتر به تاريخ شفاهي گفت: كتابخانه ملي ايران در دوره جديد مديريت خود، هشت اولويت استراتژيك را براي خودش تعريف كرده است، كه يكي تأسيس پژوهشكده و انديشگاه است.
وي با اعلام اينكه از زمان تأسيس انديشگاه براي ظهور و بروز فرهيختگان تقريباً هر روز بين يك تا سه مراسم در انديشگاه برگزار ميشود، گفت: كتابخانه ملي در دوره جديد تلاش ميكند بين كتابخانه و فرهيختگان آشتي برقرار كند.
صالحي اميري يكي ديگر از اولويتهاي كتابخانه ملي را نگارش تاريخ شفاهي ايران ذكر كرد و گفت: متأسفانه تاريخشناسي در كشور ما درحال انحراف است و برخيها به جاي تاريخنويسي، تاريخسازي ميكنند. وي سپس به رونمايي از كتاب تاريخ شفاهي پهلوي در سهشنبه هفته آينده اشاره كرد و گفت: در اين مراسم از اين كتاب كه 10 سال صرف نوشتن آن شده است رونمايي ميشود. در اين كتاب با صدها شخصيت مصاحبه شده است و احتمالاً به 50 جلد خواهد رسيد كه فعلاً از 6 جلد آن رونمايي خواهد شد.رئيس كتابخانه ملي افزود: در مورد تاريخشفاهي دانشگاه هم كه نوشته شده است و اگر راجع به تاريخ شفاهي جنبش دانشجويي تاريخنگاري شود، دهها مجلد كتاب نوشته ميشود و همينجا اعلام ميكنم كه كتابخانه ملي آمادگي دارد براي نگارش مجموعه تاريخ جنبش دانشجويي با تاريخشناسان و محققان قرارداد منعقد كند.وي افزود: من وقت زيادي براي بررسي جنبشهاي اجتماعي گذاشتم و 15 جنبش اجتماعي را مورد بررسي قرار دادم كه دو جنبش آن از تبار مهمي برخوردار است يكي جنبش زنان و ديگري جنبش دانشجويي است كه ميتوان از اين دو به عنوان حركت از جنبش كلاسيك به جنبش نوين نام برد.
بنابر همين گزارش سپس دكتر غلامرضا ظريفيان معاون اسبق دانشجويي وزارت فرهنگ وآموزش در سخناني گفت: تاريخ، يكي از منابع مهم معرفت بشري است كه متأسفانه تا قرون جديد چه در جهان اسلام و چه در جهان قديم و قرون وسطي مورد توجه قرار نگرفته است، اما از اواخر قرن هفدهم تاريخ به عنوان فهم تحولات بشري وارد دانش جهان شد و در ايران هم از مشروطيت تاريخ به عنوان معرفت تاريخي مطرح و آموزش تاريخ در دارالفنون آغاز شد.
وي افزود: بحث تاريخ در دوره جديد با اين پرسش شروع شد كه دلايل انحطاط جامعه چيست؟
وي سپس به تاريخ شفاهي اشاره كرد و گفت: تاريخ شفاهي يكي از روش هاي انتقال اخبار و رويدادها و جزء قديميترين روشهاي انتقال اخبار است اما در دوره جديد با نگاه نوين و متكي به فناوريهاي نو است و در اين رويكرد انجام مصاحبههاي فني و هدفمند در جهت روشنسازي تاريخ و تبيين آن است.
ظريفيان افزود: در تاريخ جديد، منظور از تاريخ فهم عالمانه اكنون است و تاريخ شفاهي همگونهاي سند است كه حوادث را از روزنهاي خاص نميبيند بلكه يك تجربه جمعي است و راهي براي دموكراتيك كردن تاريخ است.
وي با انتقاد از ضعف تاريخنگاري در كشور گفت: مسئوليت آموزش تاريخنگاري با دانشگاهها است ولي دانشگاهها واقعاً از اين لحاظ عقب هستند. وي افزود: تمامي دانشگاههاي بزرگ جهان كه تاريخ شفاهي را شروع كردهاند با تاريخنگاري از علم و فنون دانشگاه خود شروع كردهاند و دانشگاه الازهر قسمتي از خرابههاي دانشگاه خود را نگه داشتهاست ولي از دانشگاه جندي شاپور ما چه چيزي باقيماندهاست.
ظريفيان به كتاب تاريخ شفاهي آموزش عالي اشاره كرد و گفت: دكتر معين تاريخ زنده آموزش عالي بعد از انقلاب است و كمتر شخصيتي را ميتوانيم پيدا كنيم كه مانند دكتر معين با فراز و فرودهاي اين مقوله آشنا باشد. مطالعه اين كتاب نشان ميدهد كه نقاط كانون آموزش عالي ما كجاست.
وي افزود: بعد از انقلاب ما نياز به طراحي نوين آموزش عالي داشتيم كه با آقاي دكتر معين شروع شد و شما متوجه خواهيد شد كه در اين دوره هيات امناها و تفويض اختيار به دانشگاه و تكريم دانشگاهيان دوباره شكل گرفت. وي افزود: معمولاً تاريخ شفاهي را با مستندات بايد تكميل كرد كه دكتر معين اين كار را در كتاب كردهاست ولي كامل نيست. وي در پايان سخنانش با تجليل از دكتر معين و انتقاد از كساني كه از حلقه دكتر معين به عنوان باند و مافيا ياد ميكنند، گفت: واقعا دكتر معين آموزش عالي نوين را طراحي و اجرا كرد و ايشان واقعا فردي آكادميسين، متدين، منضبط و معتقد به ايران و اسلام است و تمامي كساني هم كه همراه ايشان شدند بر اثر مديريت وي با اخلاص در كنار ايشان باقي ماندند كه فقط منحصر به چند نفر نميشود، بلكه تمامي استاداني كه عشق به وطن و اسلام دارند جزء حلقه ايشان محسوب ميشوند.
دكتر جعفر توفيقي وزير اسبق علوم، ديگر سخنران اين مراسم بود. وي گفت: من 30 سال است كه مشغول خدمت در نظام آموزش عالي هستم و بدون اغراق شيرينترين و پربارترين دوران مديريت من، مربوط به سال 76 تا 84 است كه مستقيماً در خدمت دكتر معين بودم و دو سالي هم كه وزير بودم در واقع دنباله رو سياستهاي دكتر معين بودم كه از قبل پايه گذاري شده بود.
وي با اعلام اينكه سياستهايي كه در اين دوره اعمال شد، نقطه عطف محسوب ميشود، افزود: بسياري از مفاهيم و دستاوردهاي آموزشعالي مندرج در قانون برنامه سوم و چهارم توسعه حاصل فعاليتهاي دكتر معين است. دستاوردهاي پژوهشي كه امروز ميبينيد. پاركهاي فناوري و تجاريسازي، تحول در نظام آموزشعالي و از همه مهمتر بند الف ماده 49 قانون برنامه چهارم كه دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي را مستثني از كليه قوانين ميكند، همه حاصل برنامه چهارم است.
وي افزود: جايگاهي كه دانشگاه و هيأت امناها از نظر تئوري و عملي دارند و همينطور استقلال دانشگاهها جزء افتخارات دكتر معين است.
توفيقي به سيرتحول آموزشعالي كشور بعداز انقلاب اشاره كرد و گفت: در مقطعي توسعه آموزشعالي عدالت آموزشي و توسعه تحصيلات تكميلي جدي گرفته شد و ما اين مقطع را پشتسر گذاشتيم و سياستهاي پژوهشي مطرح شد، بهطوري كه هماكنون از نظر تعداد مقالات و رشد علمي، جزء برترينها در دنيا هستيم.
وزير اسبق وزارت علوم با تأكيد براينكه من احساس ميكنم نظام آموزشعالي بايد به تراز بالاتر برسد، گفت: واقعيت اين است كه با تمامي دستاوردهاي علمي و دانشگاههاي توسعه يافته، چه اتفاقي رخ ميدهد كه اين انباشت دانش در كشور رفتارهاي اجتماعي و علمي ما را تحتتأثير قرار نميدهد، ما دانش سياست را در دانشگاه داريم ولي برنامهريزي در كشور نداريم، دانشسياست را در دانشگاهها ميآموزيم ولي جامعه سياستزده است، ما چه گمشدهاي داريم كه اين حجم عظيم از علم را داريم.
اما اينها منجر به تغيير جامعه نميشود. توفيقي با تأكيد بر اين كه پاسخ اين پرسش را دانشگاهها بايد بدهند، افزود: نظام آموزش عالي نياز به بازنگري جدي دارد، يك نقيصه بزرگ در آموزش عالي اين است كه ما بيشتر دانشگاهي فكر كردهايم بدون اين كه به تقاضا و نياز مردم توجه كنيم.وي افزود: وقت آن رسيده است كه دانشگاه بداند چگونه خودش را در بستر جامعه و مردم تعريف كند، انصافاً ما تا حالا فرصت كردهايم از مردم سئوال كنيم كه انتظار آنها از دانشگاه چيست؟ ما حتي از دولت هم نپرسيديم كه انتظار آنها از دانشگاه چيست؟
وزير اسبق علوم تأكيد كرد: دانشگاه به رغم فراز و فرودها، كارنامه مثبتي داشته است بحث اين است كه بايد به يك تراز بالاتري در حوزه علم برسيم و يك بازنگري جدي در برنامههاي خودمان داشته باشيم.
بنابر اين گزارش سپس سيدمحمود دعايي مديرمسئول روزنامه اطلاعات در سخنان كوتاهي به تجليل از شخصيت دكتر معين پرداخت و با ذكر خاطرهاي از دكتر معين گفت: در زمان وزارت دكتر معين برخي دوستان مرا مأمور كردند تا مجوز يك واحد آموزشي در شهرستان يزد را از دكتر معين بگيرم ولي او با قاطعيت مخالفت كرد و هر چند كه من در مقابل قاطعيت وي شكست خوردم ولي هميشه قاطعيت و اصولگرايي ايشان را تحسين كردهام.
دكتر هادي خانيكي استاد دانشگاه و معاون اسبق فرهنگي وزارت علوم، ديگر سخنران اين مراسم بود كه با قدرداني از دستاندركاران كتاب شفاهي آموزش عالي به دشواريهاي تأليف اين كتاب اشاره كرد و گفت: فقط روايت يك ماهه تاريخ معاصر براي نشان دادن دشواري تأليف اين كتاب كافي است، حتماً دوستان در كتابخانه ملي گواهي ميدهنديك ماه پيش قرار بود اين كتاب معرفي شود كه مصادف با بررسي وزارت دكتر نيلي در مجلس شوراي اسلامي شد و ما براي اين كه خللي در بررسي صلاحيت دكتر نيلي پيش نيايد كار را عقب انداختيم و قرار شد هفته بعد از اين كتاب رونمايي شود كه باز بررسي صلاحيت دكتر دانش آشتياني در مجلس مطرح شد و ما يك هفته ديگر عقب انداختيم تا رسيد به امروز كه از كتاب رونمايي شد.
وي با طرح اين پرسش كه چرا اين كتاب بايد نوشته ميشد، گفت: براي پاسخ به اين پرسش بايد به تاريخ فرهنگي و اجتماعي ايران بپردازيم و اين كه چه ضرورتي دارد وارد تاريخ فرهنگي و اجتماعي ايران بشويم و آموزش عالي چه نسبتي با آن دارد.
وي با اشاره به اين كه تعريف شناخته شدهاي از تاريخ فرهنگي و اجتماعي وجود دارد، افزود: نميشود فاصلهاي بين گذشته و حال ايجاد كرد كه نمود اين مسأله در فرهنگ ديني خيلي بيشتر است، علي (ع) ميفرمايد: اگر كسي از گذشته عبرت بگيرد، تقوا به او كمك ميكند تا شبهاتش كمتر شود.
وي با انتقاد از عدم توجه به رويكرد فرهنگي در تاريخنگاري معاصر گفت: وقتي در نظام آموزش اين بحث مطرح بود كه رشتههاي علوم انساني و فيلسوفان، در كجاي آموزش عالي قرار دارند و چرا پزشكان و مهندسان جمع وزيران را تشكيل ميدهند، اما وقتي از نظر تاريخ اجتماعي به اين موضوع نگاه ميكنيم، اينها در كنار هم قرار ميگيرند و نهاد دانشگاه را تشكيل ميدهند.
خانيكي اضافه كرد: يك ويژگي مهم مديريتي دكتر معين اين بود كه در جايي كه ايشان حضور داشتند يك فضاي اخلاقي شكل ميگرفت و هركس در آنجا در بحران كار ميكرد با هم دوست ميشدند و دوستي آنها با هم پايدار ميماند.
وي افزود: ما كساني بوديم با ديدگاههاي مختلف و در ساحتهاي علمي مختلف اما هنگامي كه در كنار هم قرار گرفتيم به ديدگاه مشتركي ميرسيديم. اين جمع بعد از 15 سال كار مشترك مشغول بازنگري در افكار خود شدند و از نگاه امروز به ديروز نگريستند.
وي افزود: اگر موضوع آوردن پروفسور جوان به ايران كه نابغه فيزيك ليزري در خارج بود براي ارتباط با نوابغ ايران محقق نشد و روز دانشجو كه در گفتمان رسمي و غير رسمي با هم تمايز داشت چطور شد كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به يك روز رسمي تبديل شد، اين كه هرم استادان دانشگاهها تغيير كرد. يا اين كه چگونه توسعه دانشگاهها در مناطق محروم باعث تغيير بافت در اين مناطق شدند و از منظر تأمين عدالت آموزشي بخشهاي محروم جامعه مورد حمايت قرار گرفتند و ايثارگران جامعه اعتبار علمي پيدا كردند همه اينها به اين دليل بود كه ما ميخواستيم شكاف بين سياست و دانشگاه را كم كنيم.
اينها همه زمينهاي بود كه كار را براي تدوين تاريخ اجتماعي يا فرهنگي آموزشعالي فراهم كرد.
وي سپس به بخشهايي از اين كتاب اشاره كرد و گفت: ما در اين كتاب به گذشته 15 ساله خود نگاه كرديم و براساس آن 10 تصوير از چرخش فرهنگي ارايه كرديم. در تصوير اول داشتههاي تاريخي از آموزشعالي در ايران از جنديشاهپور و دارالحكمه و مدرسه بيهقي نيشابور، بيش از نظاميه الازهر، بيمارستان عضدي، نظاميه و ربعرشيدي است. تصوير دوم نهادهاي مدرن دارالفنون و آموزشعلوم و فنون جديد توسط اميركبير است كه پس از مرگ اميركبير از بين رفت و هماكنون فقط در آغاز سال تحصيلي زنگ مدرسه در آن نواخته ميشود.وي با طرح اين پرسش كه چه چيزي باعث انقطاع فرهنگي بين تمدناسلامي و تاريخ جديد شده است، گفت: دانشگاه الازهر بخشهايي از تاريخ هزارساله را در خودش دارد اما وقتي من از دوستان پرسيدم چه چيزي از دانشگاه جنديشاهپور باقيمانده، گفتند چون بودجه نداريم چيزي از آن باقينمانده است.
وي تصوير سوم را مشروطه دانست و گفت: در مشروطه انديشه توسعه منابع انساني و علومانساني شكل گرفته، در تصوير چهارم تأسيس دانشگاه تهران و تجدد آمرانه و در تصوير پنجم استقلال دانشگاه، در تصوير ششم وزارت علوم نهاد مستقل دولتي و تصوير هفتم دانشگاه از نوعي ديگر و تصوير هشتم نهاد دانشگاه در بحران و در تصوير نهم دانشگاه در گذر انقلاب و در تصوير دهم دانشگاه در توسعه مدنظر قرار گرفته است.
بنابراين گزارش سپس دكتر مصطفي معين وزير اسبق وزارت علوم در سخناني با اشاره به اينكه متأسفانه فرهنگ و تاريخ ما شفاهي بوده و انباشت تجربه در آن صورت نگرفته است، افزود: از طرف ديگر مسئوليت يك فرد، امانت اجتماعي است و وظيفه شخصي نيست.وي در خصوص تأليف اين كتاب گفت: اصل تأليف اين كتاب، اين بود كه كار انجام شود و اگر در زمان نگاشتن و بعد از آن احساس نياز نشد، آيندگان حتما از آن استفاده خواهند كرد.
وي به سرعت تحولات علمي در دنيا اشاره كرد و گفت: باتوجه به رشد سرعت تحولات علمي در جهان اگر كشوري حتي يك دقيقه دچار وقفه شود، حتما دچار ركود خواهد شد.
دكتر معين سپس با اشاره به اينكه از سال 48 تاكنون ارتباط من با وزارت علوم قطع نشده است، گفت: آيا ميشود اين تجربه را ناديده گرفت و از آن گذر كرد. باتوجه به اينكه حافظه تاريخي ملت ضعيف است، حتي حافظه موقت آن هم كم است.
وي افزود: در دوره اول فقط تلاش شبانهروزي بود كه بتوانيم عدالت را در تمامي وجوه آن گسترش دهيم. دوره دوم از 76 تا 80 بود كه هم تحول ساختاري آموزش عالي مدنظر بود و در سال 82 هم به بن بست رسيديم و تنها موفقيت من انجام اين كار بود.وي افزود: اين اولين كتاب از 3 جلدي است كه نوشتن آن تمام شد و انشاءالله به چاپ ميرسد.
وي سپس به فصلهاي اين كتاب اشاره كرد و گفت: فصل اول شيراز؛ از دانشجويي تا رياست دانشگاه است فصل دوم: تهران از دانشگاه به مجلس و ستاد انقلاب فرهنگي و فصل سوم چالشهاي آموزش عالي در دهه شصت و ورود به وزارت بود.
وي به نحوه انتخاب همكاران خود اشاره كرد و گفت: در حال حاضر از حلقه دكتر معين ياد ميكنند، اين حلقه كه اكتسابي نبود. مبناي اين حلقه اخلاقي و الهي است و وقتي افراد با انگيزه پاك وارد يك كار ميشوند كار الهي ميشود من متاسفم كه برخيها بداخلاقي ميكنند و در آن به عنوان باند ياد ميكنند، اين نگاه بايد تغيير كند و اگر تغيير كرد، كشور هم توسعه مييابد. وي فصل چهارم را ورود به وزارت فرهنگ و آموزش عالي و ارتباط با مجلس دانست و گفت: در آن زمان ارتباط مجلس و دولت بسيار خوب بود و مجلس و قوه قضائيه حامي دولت بودند و امام هم تأكيد داشتند كه مجلس و ساير قوا بايد حامي دولت باشند.وي فصل پنجم را شوراي انقلاب فرهنگي و مسائل آن ذكر كرد و گفت: از سياستگذاري فرهنگي تا پدر خواندگي آموزش عالي يكي از بخشهاي اين فصل است البته من بعد از استعفا از وزارت علوم از شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم بيرون آمدم. چون چالش بين ما بسيار جدي بود.
دكتر معين «دانشگاه آزاد، زمينه و پيامدها» را فصل ششم اين كتاب ذكر كرد و گفت: وضعيت دانشگاه آزاد در آن زمان بسيار نابسامان بود و خوشبختانه به تدريج اين دانشگاه قانونمند شد.
دكتر معين فصل هفتم را «منزلت گمشده دانشگاه و چارچوبي براي آن» دانست و گفت: وقتي دكتر فرجي دانا استيضاح شد من يادداشتي در اينستاگرام خودم گذاشتم كه آموزشعالي واقعا يتيم است و دليل آن هم اين بود كه پيوند واقعي علم و اجتماع بايد از دانشگاه شروع شود. رسالت مهم دانشگاه رسالت اجتماعي است و رسالت دانشگاه فقط تربيتي و علمي نيست، رسالت دانشگاه اجتماعي هم هست.
وي فصل هشتم اين كتاب را «هيأتهاي امنا، گامي براي استقلال دانشگاهها» معرفي كرد و گفت: دانشگاهها بايد مختار و امين نظام باشند از ديدگاه بنده در آينده تمامي وظايف شورايعالي انقلاب فرهنگي ميتواند به هيأتهاي امناي دانشگاهها واگذار شود، در كشورهاي پيشرفته هم اينگونه است. هيأتهاي امنا تمامي كارها را انجام ميدهند متأسفانه در دولت قبل هيأتهاي امنا صوري شدند و تمامي اختيارات به وزارتخانه برگشت كه بايد اين اختيارات به تدريج به هيأتهاي امنا بازگردد.
دكتر معين فصل نهم را تأسيس دانشگاهها، فرهنگستانها و مراكز پژوهشي جديد و فصل دهم با نخبگان و مفاخر علمي و فصل يازدهم را روزنههايي براي همكاري علمي با جهان دانست و گفت: استادان در تمامي دنيا به دليل مناعت طبع مورد ظلم يا كمتوجهي قرار ميگيرند، انتظار اين است در كشورهايي كه ميخواهند آينده داشته باشند به استادان و فرهيختگان خود توجه كنند. در مجلس سوم حقوق استادان به صورت جهشي افزايش يافت اگر اين كار نميشد، امروز ما استاد نداشتيم.
وي افزود: تجليل از فرهيختگان يكي از كارهاي ديگر ما بود متأسفانه در دولت دهم بسياري از استادان برجسته و ممتاز مانند آيتالله آشتياني بازنشسته شدند كه سلامتي برخي از آنها در معرض خطر قرار گرفت. وي افزود: در دوره ما از استاداني مانند غلامحسين يوسفي و سيد جعفر شهيدي تجليل شد و سعي كرديم در هيأتهاي امنا و فرهنگستانها از اين افراد استفاده كنيم.
وي فصل يازدهم را روزنههايي براي همكاري علمي با جهان و فصل دوازدهم را آموزش عالي در كمند مسايل سياسي، اجرايي و دانشجويي دانست و گفت: چون كار ما بعد از جنگ شروع شده بود هنوز مسايل خطي و جناحي آغاز نشده بود و وقت ما صرف اين بحرانها نميشد و وزارت علوم موفق شد خيلي از سياستهاي خودش را اجرايي كند.
وي افزود: ماهوارهاي كه دو سال قبل به فضا پرتاب شد در زمان ما كار روي آن شروع شد و 20 سال طول كشيد تا به مرحله اجرا برسد. اصولا جهش علمي كه اين قدر از آن سوء استفاده شد يك شبه پيش نميآيد.وي فصل سيزدهم را از زمان معاونتها و فصل چهاردهم را كارهاي آخر و آخر كار ذكر كرد و گفت: در فصل آخر چالشهاي وزير علوم شدن مطرح شده است.
وي در پايان گفت: ما با يك افت اخلاقي مواجه شدهايم. گفتمان اصلاحات گفتمان اخلاقي و عزت انسان بود كه جاي خودش را به وضعي داده است كه با عزيزترين شخصيتهاي كشور اين گونه برخورد ميكنند.
اطلاعات