پس از انتخاب دكتر فرجی دانا از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان وزیرعلوم، تحقیقات و فناوری، یكی از مسائل مهم برای ایشان شیوه انتخاب رییسان دانشگاهها بوده است. رییس دانشگاه بالاترین مقام اجرایی یك دانشگاه است. در دنیا، دو روش برای انتخاب رییسان دانشگاه وجود دارد: روش انتصاب و روش انتخاب. هر دو روش نیز دارای مزایا و كاستیهایی است. روشهای انتخابی نیز متنوع و گوناگون است: روش انتخاب از سوی هیات امنا، روش انتخاب از سوی اعضای هیات علمی و كاركنان، روش انتخاب از سوی هیات علمی، كاركنان و دانشجویان. برای نمونه، در برخی دانشگاههای امریكا، دانشجویان میتوانند رییس دانشگاه را عزل كنند.
پس از انتخاب دكتر فرجی دانا از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان وزیرعلوم، تحقیقات و فناوری، یكی از مسائل مهم برای ایشان شیوه انتخاب رییسان دانشگاهها بوده است. رییس دانشگاه بالاترین مقام اجرایی یك دانشگاه است. در دنیا، دو روش برای انتخاب رییسان دانشگاه وجود دارد: روش انتصاب و روش انتخاب. هر دو روش نیز دارای مزایا و كاستیهایی است. روشهای انتخابی نیز متنوع و گوناگون است: روش انتخاب از سوی هیات امنا، روش انتخاب از سوی اعضای هیات علمی و كاركنان، روش انتخاب از سوی هیات علمی، كاركنان و دانشجویان. برای نمونه، در برخی دانشگاههای امریكا، دانشجویان میتوانند رییس دانشگاه را عزل كنند.
در دولتهای اقتدارگرا و تمركزگرا، سیستمهای اقتدارگرایانه معمولا سعی میكنند به روش انتصابی روی آورند. اما در روش مشاركتی و جامعه محور معمولا تلاش میشود تا مقامات اعم از سیاسی و حرفهیی به صورت انتخابی باشد.
در سالهای متمادی، مدیران گروههای آموزشی – پژوهشی در دانشگاهها به صورت انتخابی بود. در ایران از سالهای پایان دوره اصلاحات، وزارت علوم تلاش كرد تا روش و شیوه انتخابی روسای دانشگاهها را اجرا و عملی كند. این روش به انتخاب رییسان دانشكدهها نیز تسری داده شد و در برخی دانشكدهها از جمله دانشكده اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز، آخرین رییس دانشكده دوره اصلاحات به صورت انتخابی صورت گرفت.
در دولت نهم و دهم همانند سایر تصمیمات سعی بر این بود كه روشی تك صدایی و آمرانه در دانشگاهها حاكم شود، از این رو، پس از سالها موفق شدند در سال 1390 به موجب آیین نامه جامع مدیریت دانشگاهها و موسسات آموزش عالی، پژوهشی و فناوری مصوب جلسه 684 مورخ 10/12/1389شورای عالی انقلاب فرهنگی (زین پس آییننامه جامع)، تمامی سمتهای علمی- آموزشی دانشگاهها نظیر مدیران گروهها، رییسان دانشكدهها و دانشگاهها و موسسات آموزش عالی به صورت انتصابی تعیین شد. بند ب ماده 4 آییننامه فوق ذیل عنوان نحوه انتصاب مقرر میدارد: «رییس هر موسسه برحسب مورد از سوی وزیر هر یك از وزارتین، به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد خواهد شد. در صورت تایید شورا، وی با حكم وزیر به مدت چهار سال به انجام وظایف خود خواهد پرداخت...»
با پا گرفتن دولت اعتدال (اصلاحات) و در پیش گرفتن مشی مشاركتی، وزیر فرهیخته علوم مجددا به روش گزینش رییسان دانشگاهها از طریق انتخابات غیررسمی روی آوردند[زیرا گزینش به روش انتخابی از حیث قانونی فعلا امكانپذیر نیست] و توانستند این رویكرد را در برخی دانشگاهها نظیر دانشگاه سیستان و بلوچستان و تهران به عنوان نماد آموزش عالی كشور عملی و اجرا كنند.
آن چه باعث نگارش این مقاله شد، این بود كه به نقل از خبرگزاری فارس اعلام شد كه در جلسه روز سهشنبه 16/2/1392 اعضای شورای انقلاب فرهنگی ایرادات حقوقی و ساختاری به شیوه جدید وزیر علوم در انتخاب رییسان دانشگاه وارد كردند، و از توضیحات وزیر علوم قانع نشدهاند و خواستهاند كه نحوه انتخاب روسای دانشگاهها به روش گذشته برگردد.
با نگاهی به پیشینه و شیوه انتخاب رییسان دانشگاهها و حتی دانشكدهها و مدیران گروهها، به نظر میرسد این اقدام وزیر دارای مبنای منطقی و حقوقی است. روش انتخابی دارای مزایا و معایبی است كه به نظر من مزایای آن بسیار بیشتر از معایب آن است. همچنین این روش موافقان و مخالفانی دارد كه موافقان آن را یك نقطه قوت میدانند حال آنكه مخالفان آن را مشكل زا میدانند. برخی دلایل مخالفان عبارتند از: سكولاریزه كردن دانشگاهها، دموكراسی كانالیزه شده وزیر، هرج و مرج به دلیل انتخابی شدن و عدم پاسخگویی وزیر علوم.
به نظر میرسد دلایل موافقان نوعی فرافكنی غیرمسوولانه برای دوركردن وزیر از روش مورد نظر است كه در زیر به مبانی منطقی و حقوقی این روش اشاره خواهم كرد:
الف- مبانی منطقی
1- از حیث منطقی میتوان گفت كه بهترین شیوه در مورد انتخاب رییسان یا مدیران یك مجموعه انتخاب یك روش دموكراتیك با استفاده از مشاركت و نظرات كاركنان آن است؛ 2- نهادینه كردن یك روش نظرخواهی مبتنی بر مشاركت اعضای هیات علمی، به نفع جامعه علمی كشور است. 3- اگر اعضای هیات علمی به عنوان نخبگان یك جامعه نتوانند مدیران خود را انتخاب كنند چگونه میتوان در سایر دستگاههای اجرایی این اقدام را تعمیم داد. 4- در دانشگاههای سایر كشورها نیز روش انتخابی با مشاركت اعضای هیات علمی و حتی كاركنان دانشگاهها نیز وجود دارد. 5- سرپرست فعلی دانشگاه چمران با یك روش انتخابی- ابتكاری برخی اعضای هیات علمی صورت گرفت و به وزیر علوم معرفی و سپس حكم انتصاب ایشان صادر شد و از مقبولیت نسبی حداكثری در دانشگاه برخوردار است. 6- چگونه است كه این همه در مجامع، همایشها، كنفرانس و رسانههای گروهی صحبت از مشاركت عموم مردم در تصمیمگیری میشود، و ادعا میشود كه عوام مردم میتوانند رییسجمهور، نمایندگان مجالس مختلف، نمایندگان شوراها و... را انتخاب كنند ولی نخبگان و صاحبان تخصص و حرفه نمیتوانند این اقدام را انجام دهند؟
ب- مبانی حقوقی
1- از حیث حقوقی میتوان گفت، آنچه در ماده 4 آیین نامه جامع انتخاب مدیران آمده، واگذاری انتخاب رییس به عهده وزیر است. لیكن در مورد ساز وكار شناسایی و معرفی فردی به عنوان رییس دانشگاه به شورای عالی انقلاب فرهنگی، ذكری به میان نیامده است. بنابراین، اعم از اینكه وزیر خود شخصا كسی را بشناسد و به شورای انقلاب فرهنگی معرفی كند یا از طریق ایجاد یك شورا این كار را انجام دهد، چیزی بیان نشده است. در واقع میتوان گفت، استفاده وزیر علوم از مشاورانی اعم از رسمی یا غیررسمی جهت یاری رساندن به وی برای انتخاب رییسان دانشگاهها و معرفی به شورای عالی انقلاب فرهنگی هیچ مباینتی با ماده 4 آییننامه جامع ندارد. ضمن آن كه، انتخاب رییسان دانشگاهها به صورت انتخابی، كمك فراوانی به حفظ و تحكیم آزادی علمی و استقلال دانشگاهها، مراكز علمی و تحقیقاتی موضوع بند «و» قانون اهداف، وظایف و تشكیلات وزارت مصوب 1/6/1383 میكند.
*عضو گروه حقوق دانشگاه شهیدچمران اهوازو رییس اداره حقوقی امور قراردادها
روزنامه اعتماد