بانوی تربیت

صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی به دورانی تعلق دارد که زنان در اندرونی تعریف شده بودند و خواندن نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانستند و در اجتماع حضور معناداری نداشتند او اما تن به این محدودیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نداد. با توجه به اهمیت تربیت و آموزش، نظام آموزشی جدیدی برای دختران بنا کرد و با درک مقتضیات زمانه دل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مشغول حقوق زنان بود.

 

 گزارشی از مراسم رونمایی از کتاب حیات صدیقه نامه ‏ها و نوشته ‏های صدیقه دولت ‏آبادی

 

صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی به دورانی تعلق دارد که زنان در اندرونی تعریف شده بودند و خواندن نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانستند و در اجتماع حضور معناداری نداشتند او اما تن به این محدودیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نداد. با توجه به اهمیت تربیت و آموزش، نظام آموزشی جدیدی برای دختران بنا کرد و با درک مقتضیات زمانه دل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مشغول حقوق زنان بود.

 

مریم گنجی: شاید همین یکه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی و تفاوت است که وقتی عصر روز شنبه یازدهم اسفندماه ۱۳۹۷، در سالن اجتماعات «خانه وارطان» رونمایی از کتاب «حیات صدیقه» برگزار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، نامی که به جناس «حیات یحیی» اثر یحیی دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی، برادر صدیقه انتخاب شده است، مورد استقبال چشمگیر به ویژه زنان قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد. کتاب «حیات صدیقه» مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی توسط انتشارات شیرازه پس از ۱۲ سال انتظار و تلاش به چاپ رسیده است.

 

اولین چاپ این کتاب در سه جلد و در خارج از ایران منتشر شده است. در مراسم رونمایی که به همت ناشر برگزار شد، منصوره اتحادیه، شیوا دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی، الهام ملک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زاده، مینو مرتاضی، زیبا جلالی و فیروزه مهاجر گردهم آمدند تا از صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی و کتابش بگویند. جلسه پس از پخش فیلم کوتاه چهار دقیقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای در مورد نقش زنان پیشرو در انقلاب مشروطه آغاز شد.

 

در ابتدا زیبا جلالی، مدیر نشر شیرازه، با اشاره به روایت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های غالب و مردسالارانه تاریخی که رویکرد جنسیتی و سرکوبگرانه دارند، به اهمیت روایت تاریخ زنان توجه داد: «حال که مورخان تا امروز با این نگاه تاریخ را نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند، برای شناخت بهتر باید تابوهای برساخته ذهن خودمان را بشکنیم. برای فهم درست باید ذهن خود را از شنیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های قراردادی و معیارهای پیشین خالی کنیم و با نگاه بدون ارزش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری و پیش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرض، واقعیت و از خلال آن حقیقت را دریابیم. تلاش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و سختی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که زنان ما کشیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند در تاریخ و روایت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش به دلیل حاکمیت روایت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مردانه چندان مورد توجه قرار نگرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند، از این روست که لازم است زنان روایت خود را از تاریخ بنویسند. این رویکرد به تاریخ باید فارغ از ارزش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری باشد تا امکان خوانش کمتر ایدئولوژیک برای مخاطب فراهم شود.

 

کتابی که امروز رونمایی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود نمودی از مقاومت و ایستادگی در برابر چالش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های عدیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای است که یک بانوی مبارز با آنها مواجه بوده و انتشار این کتاب نیز با چالش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بسیاری همراه بوده و من اکنون خوشحالم که امکانی برای ارائه این اثر به مخاطب فراهم آمده است.»

 

صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی با پایبندی به سنت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها مدرن بود

پس از صحبت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های جلالی، منصوره اتحادیه، مدیر نشر تاریخ و استاد بازنشسته دانشگاه سخنان خود را با اشاره به خاطره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای در ضرورت کشف حجاب برای حضور زنان در اجتماع و آموزش آنان در دوره مشروطه گفت: صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی عقل و دانش را حافظ مقام زن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانست. با وجود تأکید بر تحصیل و سوادآموزی، نهایتاً نقش سنتی زن را نفی نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد، بلکه در سخنرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و مقالات وی که در روزنامه زبانِ زنان به چاپ رسیده است و در مکاتباتی که با اقوامش داشت بر این مسئله همیشه تأکید می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد؛ زن باسواد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانست بانو و مادر بهتری باشد.

 

از نظر صدیقه نقش اول زن همان نقشِ همیشگی و سنتی او بود، منتها با آزادی بیشتر که باید از طریق تحصیل به دست می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمد - البته تصور کنید که این سخنان در سال ۱۳۲۰ نوشته شده است ــ ایده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که برای زن بیان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد از این قرار بود: «رفاقت با شوهر، بردباری در زندگی، پرستاری افراد، نگهداری افرادِ خانواده، دقت در نظم و تربیت، به کار بردنِ علم صرفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جویی، ترحم به زیردستان». دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی مقام زن را مقدس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانست و برای او عفت و عزت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفس ذاتی قائل بود و علو مقام او را بسته به انجام وظایفی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانست که تلویحاً در وجود او به ودیعه گذارده بود. به نظر من مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین دستاورد زنان در دوره مشروطه حق تحصیل بود که قبلاً از آن برخوردار نبودند.

 

روشنفکران بدون اشاره به جنسیت حق تحصیل را در متمم قانون اساسی گنجاندند و سپس زنان با فعالیت و پشتکار خود این امتیاز را به اجرا درآوردند. نهضت مدرسه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازی و تحصیل که از دوره مظفرالدین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شاه آغاز شده بود، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تدریج زنان را هم در بر گرفت و در دوره پهلوی گسترش یافت. ولی فعالیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیگر زنان و انجمن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که اندک فعالیت سیاسی داشتند، در دوره پهلوی تعطیل شد و بعد کانون بانوان توسط صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی تشکیل شد و ماندگار شد.

 

موفقیت صدیقه مدیون حمایت دولت رضاشاه بود، چون باطناً هدف او با سیاست دولت همسو بود. کانون در سال ۱۳۰۴ وقتی او از اروپا برگشت، با اهداف زیر تأسیس شد: «تربیت فکری و اخلاقی، آموزش خانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داری، پرورش اطفال، تشویق به ورزش، ایجاد مؤسسات خیریه برای امداد مادران بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بضاعت و افراد بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سرپرست، ترغیب بر سادگی زندگی و استعمال امطعه وطنی، کلاس اکابر، کلاس زبان فرانسه، انتشار روزنامه و سپس مجله زبان زنان» که البته در اهداف کانون اشاره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به مشارکت سیاسی زنان و حقوق زن نیست.

 

اتحادیه در ادامه با اشاره به مجادله میان مریم فیروز و صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی، تاریخچه این مجادله قلمی و زبانی را بیان کرده و هدف حمله مریم فیروز به عنوان مؤسس سازمان زنان حزب توده را کانون بانوان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داند که در راستای سیاست رسمی قدم برمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داشت. پاسخ صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی از نظر اتحادیه ناقص، گاه مغشوش و بسیار تند است. «عده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از مردان به خیال خودشان، آبادی خود را در خراب کردن دیگران می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند، همین نامردان تصور می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند هرچه به مقامات متین و وزین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر حمله کنند، به مقصود خامِ خود نزدیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند.» یا «بدبختانه در مملکت ما مردمانِ بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خبر از معنی، ظاهرسازی را یک نوع فعالیت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند.»

 

اتحادیه در ادامه با تأکید بر تلقی سنتی دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی از زن، موضع او را در مورد تجمل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرایی زنان تشریح کرد. «واضح است که دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی از پیامد آنچه آزادی زنان تلقی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد راضی نبود، بلکه سخت انتقاد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد و خودِ زنان را متهم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد که به بیراهه رفتند. در سخنرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای در سال ۱۳۲۷ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: «صرف‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نظر از یک عده خانم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های شریف و محترم که البته استثناء هستند، باقی خانم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها وقتی به حقوق جامعه بانوان و سخن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که اطراف آنان گفته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینیم زن ایرانی در جامعه به عوض ترقی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهی رو به قهقهرا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود. البته من بانوان جوان را بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تقصیر نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانم، چون که بعضی از آنها آزادی را بد تعبیر کردند و بیشتر به خود می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پردازند تا به شخصیت زن.»

 

اتحادیه با اشاره به رساله آداب معاشرتی که دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی به همراهی دولیتل، مدیر مدرسه آمریکایی در سال ۱۳۱۵ چاپ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند، گفت: «این رساله آداب فرنگی رفتار را با آداب و رسوم ایران مجموع دارد. دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی در مدرن کردن زنان، با دولت رضاشاهی همراه بود، اما معیار مناسبی نداشت و از پیامدهای این سیاست راضی نبود. به زعم اتحادیه دلیل این امر عدم مطالعه، شناخت جامعه، زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازی و شتاب و اجبار در کشف حجاب و آزادی زن بود.

 

در اینجا دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی به نتیجه مدنظر خود نرسیده است، در‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صورتی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که زنانی بودند که تلفیقی بین زندگی مدرن و سنتی ایجاد کردند، خانم دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی، خود نمونه این زندگی است که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند هم زندگی سنتی و خانوادگی را ادامه بدهد، هم زنی تحصیل کرده و در اجتماع کار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و فعالیت دارد، اما نتوانست این الگو از زن را جا بیندازد، یعنی نتوانستند الگوی زن مدرن که بتواند فارغ از بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بندوباری به سنت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ایرانی وفادار بماند، معرفی کنند.»

 

علم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموزی راه خروج زنان از فرودستی

پس از اتحادیه، شیوا دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی، رئیس هیئت مدیره انجمن روانشناسی و از بستگان نزدیک صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی سخن گفت. او با ابراز خوشحالی از انتشار کتاب و نامی که برای آن برگزیده شده است، گفت: «آنچه درمورد صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی از منظر روانشناسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان مورد توجه قرار داد، انگیزه فعالیت اوست. او با توجه به اهمیتی که برای آموزش زنان قائل بود، کانون زنان را راه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندازی کرد و برای آموزش زنان بزرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سال، کلاس اکابر دایر کرد. صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی راه خروج زنان از فرودستی را علم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموزی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانست و بر علم، دانش و استقلال مادی زنان تأکید داشت.» او در ادامه با ذکر خاطراتی از صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی گفت؛ او برای من نمود اقتدار کامل زن بود. این اقتدار به قدری تثبیت شده بود که فکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردم همه زن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها باید این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گونه باشند.

 

ذهنیت من از زن بودن بر مبنای منش صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی شکل گرفت. او ذهنی قوی داشت و البته کمی هم خودمحور بود. این خودمحوری برای آنکه زنی بتواند در فضایی مردسالار رشد کند و ببالد و استقلال خود را به دست بیاورد لازم بوده است. وضعیت کنونی ما که قابل مقایسه با عصر صدیقه نیست، برآمده از همان تلاش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و گاه خودمحوری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاست.» دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی در پایان گفت: «آنچه از ایشان در ذهنم ماندگار است، وطن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دوستی اوست. هیچ چیز به اندازه پیشرفت زنان وطنش نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانست او را خوشحال کند. او بسیار صادق و پرشهامت بود و زیستش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانست و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند الگوی عمل زنان قرار بگیرد.»

 

ترویج گفتمان عدالت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهی

در ادامه نشست، مرضیه مرتاضی، فعال حقوق زنان، در تلاش برای تبارشناسی زمینه و زمانه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی از گفتمان او و امکان گفتمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازی او سخن گفت. «چه شرایطی باعث شد صدیقه آن شود که هست؟ تلاش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها برای پویایی زنان به قبل از مشروطه و ماجراهای مربوط به زمان قحطی نان و نیز قتل گریبایدوف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد. صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی نیز در بازه زمانی بین انقلاب مشروطه و کودتای رضاخان فعال می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و در این دوره با رویکردی انقلابی و تند به فعالیت در راستای حقوق زنان از مسیر نوشتن مقالات در روزنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و نیز تلاش برای تاسیس مدارس برای آموزش زنان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پردازد. گفتمان انقلابی صدیقه بعد از کودتا تبدیل به گفتمان مدنی شد. او با پذیرش سیاست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های رضاشاه از سال ۱۳۱۴ با تاسیس کانون زنان به نهادسازی رو آورد درعین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌حال استقلال خود را نیز از کف نداد.»

 

مرتاضی در اشاره به فعالیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی گفت: «کنش سیاسی انسان را وادار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند اطراف خود را ببیند و ورود به جنبش مشروطه باعث شد زنان وارد این روند شوند. زمانه و زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی، بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خانم استرآبادی و زنانی از این دست را ساخت و شکل داد، انقلاب مشروطه و در نتیجه فراهم شدن امکان حضور زنان در اجتماع بود. صدیقه دولت‌آبادی در ترویج گفتمان عدالت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهانه در ایران نقشی اثرگذار دارد. او توانست با ترویج گفتمان خود مقاومت را که به گفته میشل فوکو امکان فراهم آمدن بدیل برای قدرت را فراهم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازد، رواج دهد.»

 

توجه به فقر شدید زنان

فیروزه مهاجر، مترجم و فعال حوزه زنان نیز از دیگر سخنرانان این برنامه بود. مهاجر با اشاره به یکی از نویسندگان کتاب «حیات صدیقه» سخن خود را آغاز کرد. «من عضو کتابخانه زنان صدیق دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی که مرکز فرهنگی حقوق زنان در سال ۱۳۸۳ تأسیس کرد، بودم. از این طریق افتخار آشنایی با زنان بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نظیری از جمله مهدخت صنعتی را پیدا کردم. خانم صنعتی مشوق اصلی تاسیس کتابخانه صدیقه دولت‌آبادی بود. یکی از عمده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین مسائل برای دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی در مقوله فعالیت در زمینه حقوق زنان توجه او به فقر شدید زنان بود و در این زمینه او تلاش جالب توجهی کرد که از جمله آنها مشارکت در تاسیس شرکت خواتین اصفهان بود.»

 

او گفت: «در آن نسل از فعالان زن ایرانی، شیفتگی به غرب آنچنان که بعدتر مورد تبلیغ قرار گرفت وجود نداشت و یکی از فعالان زن در آن عصر به نام مستوره افشار در متنی به خوبی این موضوع را در همان زمان تبیین کرده است و به این اشاره کرده که هدف فعالان زن، گرفتن ظواهر غرب نیست. تلاش برای علم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموزی و استقلال مالی زنان است. همین استقلال مالی خود مبنای اساسی احقاق حقوق زنان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند باشد.»

 

مهاجر با اشاره به نقش تحولات دوره قاجار در تغییر بنیاد ارزش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خانواده گفت: «تحول قوانین به نفع زنان در دوران پس از قاجار نه به دلیل لطفی که در حق زنان وجود داشته، بلکه به این دلیل بوده که با تحول نظام خانواده و خروج از ساختارهای خانواده گسترده این نیاز احساس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده که برای ثبات نظام خانواده، قوانینی بر مبنای شرایط جدید تصویب شود. در این میان نقش افرادی مانند صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی و فعالانی مانند او را نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان نادیده گرفت.»

 

اولین استفاده از فایل صوتی در آموزش

در پایان الهام ملک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زاده، پژوهشگر حوزه تاریخ با مروری بر بیوگرافی صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی به نقش پدر در تربیت و بالندگی صدیقه اشاره کرد. پدر صدیقه، میرزا هادی دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی که از عالمان زمان خود بوده است در نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای برای صدیقه چنین نوشته بوده است: «حالا که پس از هفت برادر در محیطی پر از جهل و تبعیض به دنیا آمده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای بدان که اگر مانند برادرانت درس بخوانی مانند آنها از من ارث خواهی برد و در غیر این صورت از ارث محروم خواهی شد.»

 

همین پدر پیش از مرگ دفترچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای را به امانت پیش صدیقه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذارد. پس از مرگ او روشن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود حق طلاق اوست. با استفاده از همین حق است که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند طلاق بگیرد و برای تحصیل در رشته تعلیم و تربیت به اروپا برود. ملک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زاده به پیشتاز بودن دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی در استفاده از فایل صوتی برای آموزش در ایران نیز اشاره کرد: «صدیقه دولت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبادی یک سال پیش از مرگش در سال ۱۳۴۰، از اینکه توانسته بود آموزش سال دوازدهم دبیرستان را هم برای زنان راه بیندازد خوشحال بود و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گفت دیگر از خدا هیچ چیز نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد و آماده مرگ است.»

 

در پایان نشست، وکیل نشر شیرازه، نکاتی درباره انتشار کتاب بیان کرد. نشست با پرسش و پاسخ پایان یافت.

منبع: سازندگی