درنگ ناخوشایند، پیشرفت تاریخی

چرا ایرانیان تا پیش از ابتلای فرزند سفیر اروپایی به‌هاری، در اندیشه به‌کارگیری درمان نوین این بیماری نیفتادند

 

 

 چرا ایرانیان تا پیش از ابتلای فرزند سفیر اروپایی به‌هاری، در اندیشه به‌کارگیری درمان نوین این بیماری نیفتادند

خاطره اندوه‌بار آشنایی ایرانیان با روش نوین درمان ‌هاری چگونه جای خود را به یک کوشش و پیشرفت تاریخی داد

مهدی یساولی-  دبیر روایت نو| شاید بامزه و اندکی شگفتی‌آور اما شاید هم اندوه‌بار باشد اگر بدانیم ایرانیان در تاریخ معاصر، تا پیش از آن‌که فرزند یکی از سفیران اروپایی در نخستین سال‌های دهه ١٣٠٠ خورشیدی به بیماری‌هاری مبتلا شد و طبابت و طبیبان ایرانی از درمان آن درماندند و کودک را ناچار برای درمان به کشوری دیگر بردند، برآن نشده بودند از دستاوردهای نوین جهانی در درمان این بیماری دیرینه واگیرپذیر انسان از حیوان بهره جویند. تلخی این رخداد آن‌جا بیشتر می‌شود که دریابیم همزمان با آن، سال‌ها از کشف لویی پاستور برای پیشگیری و درمان نوین ‌هاری در جهان آن روزگار گذشته، آوازه وی برپایه همین کشف، جهانگیر شده و بنیان‌گذاری انستیتو پاستور پاریس را برای درمان این بیماری و بعدها دیگر بیماری‌های همه‌گیر و واگیر در پی آورده بود؛ از همه اینها تلخ‌تر آن‌که ایرانیان چند‌سال پیش‌تر از آن رخدادِ ابتلای فرزند دیپلمات اروپایی به‌هاری، شعبه‌ای از انستیتو پاستور در ایران راه انداخته بودند اما تا آن اضطرار پیش نیامد، در اندیشه بهره‌گیری از درمان نوین ‌هاری نیفتادند. از همه این تلخی‌ها که بگذریم، اندوه‌بارتر آن است که ایرانیان یا دست‌کم پاره‌ای از آنان، سه دهه پیشتر، از کشف لویی پاستور دانشمند فرانسوی آگاه بوده اما برای دستیابی به آن نکوشیدند؛ و افسوس که چه کسانی در این میانه شاید به بیماری ‌هاری مردند. قهرمان میرزا سالور (عین‌السلطنه) در کتاب «روزنامه خاطرات عین‌السطنه» درباره آشنایی پیشین با لویی پاستور و کشف مهم او می‌نویسد «دكتر پاستور دو ماه قبل [به‌سال ١٨٩٥ میلادی برابر با ١٢٧٤ خورشیدی] فوت شد. این طبیب یكی از مشاهیر اطباء عالم بلكه اول شخص بود. معالجه سگ ‌هار گزیده را پیدا كرده و اسباب شهرتش یكی همین معالجه سگ ‌هار است.» او ٢٨‌سال پیش از کنش ایرانیان در بهره‌گیری از روش نوین درمان ‌هاری، اینگونه آگاهی داده است! درمان‌هاری به روش نوین اما چگونه در ایران راه افتاد؟ مهدی قدسی، طبیب ایرانی در اواخر دوره قاجار و یکی از رئیسان انستیتو پاستور ایران در دوره پهلوی، این رخداد تاریخی را در کتاب «تاریخچه خدمات پنجاه ساله انستیتو پاستور ایران» روایت کرده است «تا‌سال ١٩٢٣ میلادی [١٣٠٢ خورشیدی] که سه‌سال از تأسیس انستیتو پاستور در طهران می‌گذشت هنوز بخش ‌هاری تشکیل نشده بود در صورتی‌که در بعضی از کشورهای جهان نام انستیتو پاستور تنها بسرویس ضد‌هاری که شاهکار اکتشافات پاستور است اطلاق می‌شود. در آن ایام فرزند یکی از سفرای خارجه مقیم طهران بوسیله سگی مظنون به‌هاری زخمی می‌شود و او را برای معالجه بانستیتو پاستور می‌آورند درحالی‌که این موسسه هنوز فاقد سرویس درمان ضد‌هاری بوده است، بناچار او را برای درمان بخارج می‌برند و این پیش‌آمد اولیای آنروز انستیتو پاستور ایران را بفکر تأسیس سرویس ضد‌هاری میاندازد.»
 

 

هاری در سپیده‌دم تاریخ
تمدن بشری از روزگار دیرینه با بیماری ‌هاری آشنا بوده است. نویسندگان نوشتار «بیماری‌هاری و وضع آن در ایران» پیشینه این آشنایی را به ٢‌هزار و ٣٠٠‌سال پیش از میلاد بازمی‌گردانند. دهقانان و چوپانان، نخستین کسانی در تمدن بشری شاید بوده باشند که با بیماری‌ هاری از نزدیک رویاروی شده و با آن آشنایی یافته‌اند و «می‌دانستند این بیماری معمولا از سگ‌هار و گهگاه از گرگ‌ها به انسان سرایت می‌کند.» برپایه آنچه در سند «پیش‌نویس دستورالعمل کشوری حذف‌ هاری انسانی در ایران» به کوشش انستیتو پاستور آمده «اکتئون شکارچی معروف اسطوره‌ای، که توسط سگ‌هایش پاره‌پاره شده بود و جسدش توسط ملازمانش در حمام پیدا شده بود، به نظر می‌رسد توسط سگ ‌هار از بین رفته است.» منابع یونان باستان بارها به وجود این بیماری در آن روزگار اشاره داشته، بیشترشان برآن بودند این بیماری از حیوان وحشی‌ هار به انسان می‌تواند برسد. ارسطو شاید در این میانه یگانه اندیشمند پرآوازه یونان باستان بوده که چنین باور نداشته است. مرتضی راوندی، این دیدگاه را از «انديشه‌هاي خرافي ارسطو» دانسته، از زبان او می‌نویسد «گزيدن سگ ‌هار باعث ديوانگي انسان نمي‌شود ولي جانوران ديگر را ديوانه مي‌كند.» پاره‌ای منابع واژه rabies به معنای ‌هاری را از واژه rabhas در زبان سانسکریت به معنای خشن برشمرده‌اند. سگ به همراه گوشتخواران وحشی به‌ویژه گرگ و روباه، مهمترین عاملان جابه‌جایی بیماری‌ هاری از حیوان به انسان در تاریخ تمدن بشری بوده‌اند؛ هرچند سگ بیشترین فراوانی را در این زمینه داشته است.
ایران از گذشته‌های دور، سرزمینی به شمار می‌آمده که بستری مناسب برای بروز و پیوستگی زیست بیماری‌هاری در میان پاره‌ای حیوان‌های وحشی و جابه‌جایی آن به انسان بوده است. این بیماری خطرناک، به باور پزشکان و دامپزشکان، همچون بسیاری کشورها مانند آمریکا، کانادا و سرزمین‌های اروپایی، بومی ایران نیز به شمار می‌آمده است. جالب این‌که پاره‌ای سرزمین‌ها از این ویژگی برکنار بوده‌اند. گروهی از دامپزشکان و پژوهشگران در نوشتار «بیماری‌هاری و وضع آن در ایران» به کشورهایی چون «اسکاندیناوی، بریتانیا، ایرلند، اسکاتلند، استرالیا، نیوزلند» اشاره کرده‌اند که ‌هاری در آنجاها دیده نشده است که «این حالت بیشتر در ارتباط با وضع جغرافیایی این کشورها به‌ویژه محصوربودن آنها به وسیله آب» بوده است.
ایرانیان از گذشته‌های دور برپایه دریافت‌ها و دستاوردهای پزشکی خویش، روش‌های گوناگون درمانی برای پیشگیری یا درمان ‌هاری داشتند. مرتضی راوندی در کتاب «تاریخ اجتماعی ایران» به پرداختن منابع اوستايي به «طرز معالجه حيوانات اهلي و سگ‌هار» اشاره کرده است. حسن تاج‌بخش در نوشتار «بیماری ‌هاری در طول تاریخ ایران»، بند ٣٥ باب ١٣ وندیداد را برای نمایاندن آگاهی ایرانیان از این بیماری وام گرفته است «ای دادار اگر در خانه مزداپرست، سگ ‌هار که کم‌عقل است باشد مزداپرستان چه بکنند. پس اهورامزدا گفت او را همان‌طور درمان کنند که شخص پرهیزکار دیوانه را می‌کنند.» حکیمان و پزشکان پرآوازه ایران در سده‌های نخست دوران اسلامی، روش‌هایی مترقی برای درمان ‌هاری به کار می‌بسته‌اند. تاج‌بخش با اشاره به روش ابوریحان بیرونی و ابن سینا در بهره‌گیری کبد و خون سگ ‌هار برای درمان این بیماری در آن روزگار، آن را گونه‌ای «سرم‌درمانی و واکسیناسیون ضد‌هاری» برشمرده که البته گویی در گستره پزشکی ایران تا سده‌های متأخر پیوستگی نیافته و دانشمندان و پزشکان ایران، از آن‌رو که پزشکی ایران پس از دوره‌های درخشان سده‌های نخستین و میانه تاریخ دوران اسلامی به رکودی چشم‌گیر به‌ویژه در روزگار قاجار رسید، نتوانستند از آن روش مترقی در روزگار خود بهره روزآمد بگیرند «ابوعلی سینا به موضوع، کاربرد علمی و عملی بخشید: «گفته‌اند و بسیاری از اطباء بر آن صحه گذاشته‌اند که اگر کبد سگ‌ هار را بر زخم‌گزیده سگ‌هار گذارند بسیار مفید است [...]». از این مهم‌تر هم‌او گوید: «خون سگ‌هار، پادزهر گزشِ سگ‌هار است [...]». [...] امروز سرم ضد ‌هاری را در ناحیه زخم تزریق و از راه عمومی نیز تجویز می‌نمایند. ابوعلی سینا نیز همین کار را منتهی از راه زخم توصیه کرده است. این بنده وقتی این نکته بدیع را در مهرماه ١٣٧٤ در دانشگاه وین عنوان کردم یکی از خبرنگاران پرسید: پس چرا این کار ادامه نیافت؟ باید گفت بسیاری از پزشکان بعدی مفهوم گفته شیخ‌الرئیس را درک نکردند. دانشمندانی دیگر همچون خوارزمی، رازی و جرجانی نیز از روش‌های گوناگون درمان‌هاری سخن رانده‌اند.
 

 

روش‌های سنتی درمان در سده‌های متأخر
بیماری ‌هاری، از گذشته‌های دور تا روزگار معاصر همواره بلایی بر تن جامعه ایران بوده است. جدا از سگ که در سراسر جهان، عامل‌هاری و جابه‌جایی آن از حیوان به انسان بوده، گرگ ‌هار، ماندگاری آن را در سرزمین ایران موجب شده است. گستردگی و مرگ‌آوری این بیماری در این سرزمین به گونه‌ای بوده که مهدی قدسی در کتاب «خاطرات ایام تحصیل و سال‌های خدمت در انستیتو پاستور ایران» تصریح می‌کند «ایران هولناک‌ترین کانون بیماری‌هاری در جهان بود.» حسن تاج‌بخش در نوشتار «بیماری‌هاری در طول تاریخ ایران» به روایت از نجم‌الملک، ریاضیدان و جغرافیدان ایرانی در روزگار قاجار می‌نویسد «نجم‌الملک در شرح سفری که در‌سال ١٢٩٩ ق به خوزستان داشته از واگیری‌های شدید ‌هاری در سگ و انسان یاد می‌کند. وی می‌گوید: گاهی فراگیری بیماری در شوشتر به‌حدی می‌رسد که حکومت دستور اعدام سگ‌های ولگرد را صادر می‌کند.» ایرانیان در سده‌های متأخر، تا پیش از آشنایی با روش نوین پاستور، سپس دگرگونی‌های دیگر علمی در این‌باره، از روش‌های سنتی در درمان‌هاری و آسیب‌های گزش حیوان‌هار در انسان بهره می‌جستند؛ هرچند درباره سودبخشی اینگونه درمان‌ها آگاهی چندان وجود ندارد. البته از میزان تأثیر روش‌های نوین در درمان‌ هاری، حتی پیشرفت‌هایی که در این زمینه نیز پدید آمد و جلوی تلفات گسترده ‌هارگزیدگان را گرفت، می‌توان دریافت آن روش‌های سنتی چندان نیز سود نمی‌بخشیده‌اند و بیشتر‌ هارگزیدگان به مرگی هراس‌انگیز می‌مرده‌اند. جعفر شهری در کتاب «طهران قدیم» از روش‌های گوناگون سنتی ایرانیان در اواخر دوره قاجار سخن رانده است. او نخست در بخش «معالجات امراض از دانش عوام و کتب قدیمه‌» به یک باور و روش جالب اشاره می‌کند «علاج گزیدن سگ‌هار آن بود که موی همان سگ را سوزانده بر جراحت آن بگذارند.» این تاریخ‌نگار سپس اشاره می‌کند خوردن آب آهن، سرکه، روغن بادام، یک بلدرچین پخته «بتمامی که چیزی از او باقی نماند» و مخلوط عسل و آب جوشانده زیره، به روایت جعفر شهری در درمان گزیدگی و جراحت سگ سودمند بوده است. همچنین گذاشتنِ ضماد انجیر نارسِ کوبیده‌شده با سرکه و نمک، کوبیده برگ انجیر یا ساییده میوه نارس خشک آن، پشم گرم، پوشیدن پوست شغال، ضماد پیاز همراه سوزانده موی آدمی، کوبیده گردو با پیاز و نمک، آرد گندم، خیسانده فضله مرغ در سرکه و گذاشتن کوبیده نعنای تازه با نمک بر جای زخم دندان سگ ‌هار، یا آن را التیام بخشیده یا درد را کاهش می‌داده است.
 

 

ناگهان انستیتو پاستور  و کشف نوین ‌هاری در ایران
کشف درخشان لویی پاستور در سال‌های پایانی سده نوزدهم میلادی، دریچه‌ای نو به قلمروی پزشکی گشود. او با تزریق ویروس وحشی‌هاری به مغز خرگوش، سپس تزریق مغز آلوده خرگوش با خرگوش سالم، دوره کمون ویروس و نیروی بیماری‌زایی آن را بر انسان کاهش داد و توانست به نخستین درمان مترقی بیماری ‌هاری در منظومه پزشکی نوین دست یابد. او در ‌سال ١٨٨٥ میلادی کودکی ٩ ساله به نام ژوزف میستر را که سگی‌ هار شهر آلزاس فرانسه از ١٤ نقطه گزیده بود، با ١٤ تزریق از مرگ رهانید. او انستیتو پاستور را در شهر پاریس به ‌سال ١٨٨٧ میلادی برپایه همین کشف یگانه بنیان نهاد.
نخستین بخش درمان ‌هاری در ایران به روش نوین برپایه دستاوردهای لویی پاستور، از ‌سال ١٣٠٢ خورشیدی در انستیتو پاستور ایران گشایش یافت. کار انستیتو پاستور ایران، سه‌ سال پیشتر در ١٢٩٩ خورشیدی با توافق دولت ایران و انستیتو پاستور پاریس و همراهی و نیکوکاری عبدالحسین میرزا فرمانفرما آغاز شده بود. این نهاد نوبنیاد در ایران اواخر قاجار، برخلاف مادر و همزاد فرانسوی خود که برپایه کشف روش درمان‌ هاری بنیان گرفته بود، کار را نخست با تهیه و کاربرد مایه واکسن آبله آغاز کرد و سه ‌سال زمان برد تا به این گستره نیز وارد شد. مهدی قدسی در کتاب «تاریخچه خدمات پنجاه ساله انستیتو پاستور ایران» در این‌باره می‌نویسد «دکتر منار اولین رئیس فرانسوی انستیتو پاستور ایران وقتی در ‌سال ١٩٢٠ میلادی بایران آمد وسایل تأسیس بخش‌ هاری و ساختن واکسن ضد‌ هاری را همراه نداشت و نقل انتقال این وسایل از پاریس بطهران در آن زمان خالی از اشکال نمی‌بود. بعلاوه بیماری‌ هاری مانند بیماری آبله یک ناخوشی همه‌گیر انسانی نبود و فقط گاه‌گاه از سگ یا گرگ ‌هار بانسانی آنهم غالبا از طبقه دهقانان و شبانان در نقاط دورافتاده کشور سرایت میکرد و موجب مرگ هراس‌انگیز انسان میشد.» پس از ‌هارگزیدگی فرزند سفیر یک کشور اروپایی در ایران و فرستادن او به کشوری دیگر برای درمان، ایرانیان ناگهان این نیاز را احساس کردند «دکتر ابوالقاسم بهرامی همکار مرحوم دکتر منار مامور مسافرت باروپا و آوردن وسایل تأسیس این بخش می‌گردد. مرحوم دکتر بهرامی در اوایل ‌سال ١٩٢٢ میلادی از طریق روسیه مستقیما بانستیتو پاستور پاریس میرود و پس از چند ماه کارآموزی [...] در ماه ژوئیه همین بطهران بازمیگردد و سرویس ضد ‌هاری در انستیتو پاستور طهران دایر می‌شود.»
ایرانیان هر چند با درنگی تاریخی و خاطره‌ای ناخوش از نخستین علت روی‌آوری به بهره‌گیری از روش نوین، به درمان‌ هاری روی آوردند اما با کوششی تاریخی، آن درنگ و خاطره ناخوشایند را به تاریخ سپردند. بیماری ‌هاری بومی در ایران با دیگر کشورها به‌ویژه اروپایی تفاوت‌هایی داشت. روش درمانی پاستور به تصریح مهدی قدسی در کتاب «تاریخچه خدمات پنجاه ساله انستیتو پاستور ایران» تنها «برای اشخاصی که جراحت معمولی از سگ‌ هار در دست و پا داشتند، رضایت‌آمیز بوده ولی آنهايیکه از سر و صورت بوسیله گرگ‌ هار زخمی میشدند با وجود اجرای درمان کلاسیک ضد‌ هاری غالبا در حین معالجه یا پس از اتمام دوره درمان مبتلا به بیماری‌هاری میشدند و با وضع وحشت‌ناک جان می‌سپردند.» همین ویژگی موجب شد دانشمندان و پزشکان ایرانی بر پایه دستاورد چشمگیر لویی پاستور در درمان این بیماری، به روش‌هایی نو و مترقی دست یافته، آن را به جهانیان بشناسانند. مهدی قدسی خاطره‌ای جذاب در این‌باره روایت می‌کند. او با اشاره به سفر ناگهانی پروفسور لگرو رئیس دروس عالی فوق دانشگاهی انستیتو پاستور پاریس از راه زمینی بیروت- بغداد به تهران در ‌سال ١٣١٤ خورشیدی، آن را به خواسته مدیرالملک جم وزیر داخله ایران دانسته است «آقای مدیرالملک رو به من نموده و گفت: «هنگامی که من والی ایالات خراسان بودم مکرر اشخاص‌هارگزیده را که به انستیتو پاستور تهران می‌فرستادیم در مراجعت به وطن خود از بیماری‌ هاری می‌مردند. به این جهت من شرحی به انستیتو پاستور پاریس نوشته و متذکر شدم چگونه است که این شاهکار علمی پاستور در کشور ما نتیجه معکوس دارد؟» مدیرالملک نمی‌دانست که این واقعه اختصاص به ایران نداشته و در زمان پاستور هم‌ هارگزیدگانی که از روسیه به پاریس می‌رفتند غالبا در مراجعت به وطن خود از وضع بیماری ‌هاری می‌مردند. [...] هیچ‌کس هم جرئت نداشت به نقصان درمان ضد‌ هاری پاستور ایرادی وارد آورد. [...] درمان ضد‌ هاری، درمانی برای پیشگیری از بروز این بیماری است، آن هم به شرطی که معالجه بعد از وقوع جراحت انجام شود.» نویسنده کتاب «خاطرات ایام تحصیل و سال‌های خدمت در انستیتو پاستور ایران» سپس می‌نویسد «[پروفسور لگرو] طریق درمان کلاسیک پاستور را به مناسبت تابستان‌های گرم تهران در ایران جایز ندانست و به جای آن یکی از اقسام ایتالیایی را برگزید و نگارنده را مکلف و موظف کرد که این طریقه را دقیقا و شخصا به کار بندم و نتیجه آن را به اطلاع او برسانم. [...] من طریقه جدید درمان پیشگیری از ‌هاری او را به مدت ده‌ سال متوالی در تهران به کار بستم و نتیجه کار خود را به وسیله مقاله‌ای به اطلاع او رسانیدم. پروفسور لگرو مقاله مرا شخصا بررسی کرد و به وسیله درج در سالنامه انستیتو پاستور پاریس محتوای آن را به اطلاع محافل علمی ذی‌صلاح جهان رسانید. [...] پس از ده ‌سال با کمال جرئت به دنیای مطالعه و تحقیق اعلام داشتیم که درمان ضد ‌هاری پاستور اگر برای مردم اروپا و آمریکا کافی است برای گرگ‌هارگزیدگان ایران و ترکیه و روسیه و شبه‌جزیره بالکان کافی نیست.» این روش بازنگری‌شده نیز اما باز تلفاتی در میان ‌هارگزیدگان داشت؛ همین مسأله راه را به سوی رسیدن به درمان قطعی‌ هاری در ایران گشود. مهدی قدسی خاطره‌ای دیگر در این‌باره روایت می‌کند «در خلال سفر آمریکا روزی که در نیویورک با پروفسور کپ‌روسکی، محقق معروف لهستانی، صحبت عدم کفایت درمان ضد ‌هاری پاستور برای گرگ‌هارگزیدگان ایران کردم به فکر عمیقی فرورفت و بلافاصله دستور داد مقداری از سرم ضد‌هاری هیپرایمن که به‌تازگی به سرم خود خرگوش ساخته بود، برای انستیتو پاستور ایران ارسال دارند. نظیر این سرم را بعدا هم از ایتالیا برای انستیتوی ما ارسال داشتند که هر دو را نزد گرگ‌هارگزیدگان استعمال کردیم.» انستیتو پاستور ایران این روش نو را در مقاله‌ای منتشر و نتیجه‌بخشی آن را به جهانیان اعلام کرد. این روش نیز اما کامل نبود و مردم پاره‌ای هراگزیدگان را در پی داشت «متاسفانه پس از مدتی دوباره تلفاتی از ‌هاری با وجود درمان توأم واکسن و سرم مشاهده شد تا آن‌که بالاخره به اکتشاف واکسن ضد‌ هاری سلولی منتهی گردید. یعنی بهترین واکسن ضد‌ هاری در انستیتو مریو در فرانسه فراهم شد و به دنیا عرضه گردید. در این موقع نگارنده که سال‌ها رئیس بخش ضد‌ هاری در انستیتو پاستور ایران بوده و شاهد تلفات ناشی از‌ هاری شده بودم، استعمال واکسن‌ هاری قدیمی را تحریم کرده و علیرغم بهای گران واکسن سلولی قرار شد این واکسن را به هر قیمتی که هست از انستیتو مریو خریداری کنیم و در سراسر ایران به نیازمندان تزریق نماییم.»

 

 

روایت نادرست پزشک اروپایی ... ‌هار شدن سگ شاهزاده

ادوارد پولاک، جهانگرد و پزشک اتریشی دربار ناصرالدین شاه قاجار، روایتی جالب درباره سگ‌های ولگرد در ایران آن روزگار دارد. او در کتاب «سفرنامه پولاک «ایران و ایرانیان» می‌نویسد «دیگر از خصوصیات اجتناب‌ناپذیر شهرهای شرقی سگ‌های ولگرد، حشرات و جانوران دیگری است که خانه از آنها پر می‌شود. در تمام شهرهای ایران، مانند قسطنطنیه سگ‌ها در کوچه‌ها، میدان‌ها، قبرستان‌ها و بازار فراوانند.» او در این میانه به یک خطای تاریخی دچار شده است؛ آن‌جا که بر آن می‌شود اینگونه سگ‌ها هیچ‌گاه ‌هار نبوده‌اند «معمولا این سگ‌ها رام هستند و بندرت به کسی حمله‌ور می‌شوند. [...] هیچ ‌هار نمی‌شوند. هر چند که من به مواردی از گزیدگی سگ برخورده‌ام اما هرگز نشانی از ‌هاری در آنها ندیده‌ام. خطای او آن‌جا نمایان می‌شود که نویسندگان و تاریخ‌نگاران ایرانی نشانه‌هایی فراوان از رواج‌ هاری در میان سگ‌ها و گرگ‌های ایرانی و جابه‌جایی آن به انسان ثبت کرده‌اند. عبدالله مستوفی «شرح زندگاني من، يا، تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه» از ميرزا حبيب‌اللّه، یکی از عموهایش در منطقه سناوند یاد می‌کند برای‌ هارگزیدگان دعا می‌نوشت. نجم‌الملک نیز «از طبیبی به نام حاجی‌آقا حسین یاد می‌کند که برای ‌هارگزیدگان دعا می‌نوشت و در ضمن به‌ عنوان دارو عصاره حشره‌ای به نام ذُراح را در انسان و حیوان به کار می‌برد.» قهرمان‌ میرزا سالور (عین‌السلطنه) در کتاب «روزنامه خاطرات عین‌السلطنه» به فراوانی سگ‌های‌ هار در ده کوریجان در همدان اشاره می‌کند که در میانه درگیری‌های روس‌ها و عثمانی‌ها جولان می‌دادند و آن‌جا هنگامی که علی‌مردان‌خان معتضد الممالك، مباشر عین‌السلطنه به منطقه وارد می‌شود «فقط تل خاكی بود مملو از نعش‌های متعفن و سگ‌های ‌هار كه چندین روز با عمله‌جات خودش سگ ‌هار می‌كشتند و نعش‌های متعفن را دفن می‌كردند.» این شاهزاده قاجاری تاریخ‌نگار همچنین از‌ هارشدن یکی از توله‌های شکاری‌اش به نام «شکن» سخن می‌راند «توله ماده شكاری خوبی بود. سنش یك‌ سال بود. [...] روز جمعه گذشته صبح بیرون آمدم سلیمان میرزا پسر محمد حسن میرزا را دیدم كه تمام سرداریش پاره شده است. پرسیدم گفت توله‌شكن نموده است. آمدم در حیاط خلوت خودم توله را دیدم آنجاست. چوبی برداشتم كه او را بزنم شلوار مرا گرفته پاره نمود [...] معلوم شد از دیشب تا صبح چندین نفر را گرفته و تمام رخت مردم را پاره كرده. به دقت كه ملاحظه شد معلوم شد توله ‌هار شده است [...] خیلی سگ ضعیفی بود و حال به هر سگ كه از آن بزرگتر نبود می‌رسید به یك دندان آن سگ را بر زمین می‌زد و می‌رفت. امروز كه شنبه است از خانه آقای عمادالسلطنه آمدند كه توله‌شكن را مهترهای ما گرفته‌اند. حضرت والا حكم به قتل توله دادند.»

 

 

 

منبع: شهروند