هشتاد و نه سال پس از تولد سهراب سپهری در روز بارانی پانزدهم مهر، فروشگاه مرکزی شهر کتاب میزبان علاقه مندان این شاعر معاصر بود. سبک زندگی و شعر سهراب برای دوستدارانش آشناست، اما آنها میخواهند درباره خیلی چیزهای دیگر ازجمله صدایش، اخلاقیاتش، علایق و زندگی شخصیاش بدانند و همه اینها نیازمند گپ و گفت با خویشاوندی نزدیک و آشنا به اوست. اکنون و در سالروز تولد سهراب، خواهرزاده او «جلال فاطمی» رو در روی علاقه مندان به این شاعر نشسته بود تا از سهراب بگوید.
در مراسم سالروز تولد سهراب سپهری مطرح شد
مهدی نوروز: هشتاد و نه سال پس از تولد سهراب سپهری در روز بارانی پانزدهم مهر، فروشگاه مرکزی شهر کتاب میزبان علاقه مندان این شاعر معاصر بود. سبک زندگی و شعر سهراب برای دوستدارانش آشناست، اما آنها میخواهند درباره خیلی چیزهای دیگر ازجمله صدایش، اخلاقیاتش، علایق و زندگی شخصیاش بدانند و همه اینها نیازمند گپ و گفت با خویشاوندی نزدیک و آشنا به اوست. اکنون و در سالروز تولد سهراب، خواهرزاده او «جلال فاطمی» رو در روی علاقه مندان به این شاعر نشسته بود تا از سهراب بگوید.
از دایی جان سهراب تا سهراب سپهری
مرد میانسال خوش پوش، که بر خلاف دایی خود ریشهایی بلند و مشکی ندارد، موهای بلند و پرپشتِ سرش تقریباً سپید شده است و البته ته چهرهاش شباهتی به سهراب سپهری می زند؛ حالا می خواهد از سپهری بگوید جلال فاطمی شانزده ساله بود که برای آخرین بار سهراب را میبیند، پس از آن برای تحصیل به امریکا رفته و درزمانی که آنجا اقامت داشته، مرگ سهراب فرا میرسد. فاطمی اینگونه تعریف میکند: «در کودکی و نوجوانی سهراب برای من بیش از آنکه یک شاعر و هنرمند باشد، «دایی جون سهراب» بود. به خانه که میآمد با لحنی جالب سلام میداد و میگفت «من آمدم!»؛ سپس دقایقی تنها با خواهرانش صحبت میکرد.» فاطمی در ادامه گفت در دورانی که خارج از ایران بودم، سهراب بهعنوان شاعر معاصر مطرح شده بود، بنابراین من هم تصویر «دایی جان سهراب» را کناری نهادم و تصمیم گرفتم با زاویه نگاه او و در واقع با «سهراب سپهری» آشنا بشوم.
تمام اشعار سهراب در هشت کتاب آمده
یکی از پرسشهای حاضران در مراسم این بود که آیا سهراب به غیر از اشعاری که تاکنون از او منتشر شده، شعر منتشر نشده دیگری نیز داشته است؟ فاطمی در این باره گفت: همه اشعار او در هشت کتاب منتشر شده است و شعر نخواندهای وجود ندارد، البته سهراب تا پیش از ورود به شعر نو اشعار دیگری در دفترچههایش داشته که بعد از انتخاب سبک شعر نو آن دفترچهها را سوزانده است.
صدای سهراب کجاست؟
صدای سهراب سپهری یکی از زوایای پنهان زندگی اوست، بر خلاف فروغ فرخزاد و دیگر شاعران معاصر صدایی از سهراب در دسترس نیست، جلال فاطمی درباره وجود صدایی از سهراب گفت: یک بار در جمعی سهراب در حال نقد معماری نیویورک بود که اتفاقی بخشی از صدای وی توسط دستگاه ضبط میشود و این از معدود صداهایی است که از سهراب وجود دارد.
لجباز، مأخوذ به حیا و عاشق طبیعت
فاطمی در ادامه به توصیف سهراب پرداخت و گفت: وقتی کسی با او مکالمه داشت خودش را همسطح طرف مقابل میآورد، شوهر خاله من در حوالی مشهد اردهال ویلایی داشت که البته به اشتباه خانه سهراب معرفی شده است؛ سهراب با جیپ که شمایلی خاص داشت راهی آنجا و قریه گلستانه میشد و من شاهد رفتار توأم با متانت، افتادگی و احترام او با رعیتها و مردم ده بودم. همچنین او یکدنده و لجباز و کمی هم خجالتی بود و در کل انسانی دوست داشتنی او همچنین بهدلیل آنکه در باغ، بزرگ شده بود از همان ابتدا به طبیعت و جانوران علاقه داشت، تا جایی که مادرم میگفت یک بار وقتی که در فاصله دبیرستان تا دانشگاه در اداره دفع آفات بوده، او را به همراه تیمی برای مقابله با هجوم ملخها میفرستند؛ سهراب حتی پا روی ملخها نمیگذاشته و نمیتوانسته سم روی آنها بپاشد! فاطمی همچنین درباره مجرد ماندن سهراب گفت آن طور که بعدها فهمیدم، خانواده برای او یکی دو نفر را در نظر داشتند اما او به شوخی میگفت «آن دختر به این خوبی چه گناهی کرده زن من شود!» از طرفی نیز سهراب و دیگر فرزندان عشق مفرطی به خانواده داشتند و پدر و مادر را تنها نمیگذاشتند بخصوص آنکه پدر از جوانی مریض بود.
آخرین لحظات زندگی سهراب
جلال فاطمی همچنین درباره ادعای کسانی که میگویند آخرین لحظات زندگی سهراب کنار او بودند گفت: من البته آن هنگام ایران نبودم اما به گفتههای برادرم اطمینان کامل دارم و او این ادعاها را رد میکند، چرا که خودش به هنگام مرگ سهراب بر بالین او حاضر بوده، مکالمهای داشتند که یکباره سهراب جواب نمیدهد و نگاهش خیره میشود. فاطمی همچنین درباره کتابخانه سهراب گفت که مادربزرگم در سالهای پایانی زندگی خود کتابخانه سهراب و برادر او را به یکی از آشنایان اهدا کرد.
منبع:ایران