تغییر رؤسای دانشگاهها این روزها به یک چالش و نزاع میان گروههای سیاسی تبدیل شده است. موضوعی که در ادوار مختلف دولتهای گذشته نیز مسبوق به سابقه بوده و حتی با جنجال بیشتری صورت میگرفت و برخلاف تمام رویههای بینالمللی، وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی قدرت مطلقه را در تعیین رؤسا و مدیران دانشگاهها ایفا میکردند. در آن سالها انتخاب رؤسای دانشگاهها به تقابل گروههای سیاسی و زد و بندهای احزاب مختلف تبدیل شده و با روی کار آمدن یک حزب و کنار رفتن دیگری بهطور کلی رویه حاکم بر دانشگاه تغییر میکرد.
رویهای که در کمتر دانشگاه معتبری در سطح جهان میتوان دید. این گفته منتقدان ساختار و سازمان دانشگاههای کشور قابل تأمل است که دانشگاههای ما به سبک مدارس اداره میشوند، در حالی که در کشورهای پیشرفته و دانشگاههای معتبر انتخاب رئیس دانشگاه به هیأتهای امنای هر دانشگاه واگذار شده است.
نگاهی به نحوه مدیریت دانشگاهها در گفتوگو با صاحبنظران
محسن غلامی: تغییر رؤسای دانشگاهها این روزها به یک چالش و نزاع میان گروههای سیاسی تبدیل شده است. موضوعی که در ادوار مختلف دولتهای گذشته نیز مسبوق به سابقه بوده و حتی با جنجال بیشتری صورت میگرفت و برخلاف تمام رویههای بینالمللی، وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی قدرت مطلقه را در تعیین رؤسا و مدیران دانشگاهها ایفا میکردند. در آن سالها انتخاب رؤسای دانشگاهها به تقابل گروههای سیاسی و زد و بندهای احزاب مختلف تبدیل شده و با روی کار آمدن یک حزب و کنار رفتن دیگری بهطور کلی رویه حاکم بر دانشگاه تغییر میکرد.
رویهای که در کمتر دانشگاه معتبری در سطح جهان میتوان دید. این گفته منتقدان ساختار و سازمان دانشگاههای کشور قابل تأمل است که دانشگاههای ما به سبک مدارس اداره میشوند، در حالی که در کشورهای پیشرفته و دانشگاههای معتبر انتخاب رئیس دانشگاه به هیأتهای امنای هر دانشگاه واگذار شده است.
اعضای هیأت امنا در دانشگاههای معتبر جهــــان اصلیترین اموردانشگا ه اعم از قانونگذاری، تعیین رئیس و مدیران و بهطور کلی سیاستهای دانشگاه را بر عهده دارند. این اعضا از میان شاخصترین چهرههای علمی، دانشگاهی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انتخاب میشوند و رئیس دانشگاه نیز بدون دخالت دولتها و سیاستمداران و براساس سوابق علمی و اجرایی افراد انتخاب میشود. بنابراین دانشگاهها دارای استقلال و قدرت مستقل تشکیلاتی هستند و اجازه دخالت دولتها را در تصمیمگیری دانشگاه نمیدهند، موضوعی که در کشور ما نادیده گرفته شده است.
مخالفت دولت نهم با استقلال دانشگاهها
در دولت دوم اصلاحات و حتی پس از آن تلاشهایی برای انتخابی شدن رؤسای دانشگاهها صورت گرفت اما هیچگاه این موضوع اجرا و عملیاتی نشد. در زمان مسئولیت جعفر توفیقی در وزارت علوم موضوع استقلال دانشگاهها بهطور جدی دنبال شد و کمکم میرفت که انتخابی شدن رؤسای دانشگاهها به یک رسم همیشگی و قانونی تبدیل شود، اما با روی کار آمدن دولت نهم این روند متوقف شد.
در دولت نهم فراکسیون اقلیت مجلس هفتم که اصلاحطلبان را در خود جای داده بود، طرحی را با عنوان «انتخابیشدن رؤسای دانشگاهها» با امضای 05 نماینده مجلس به کمیسیون آموزش فرستاد، ولی نمایندگان اصولگرا ضمن مخالفت با این طرح، مانع از رفتن آن به صحن علنی شدند و اجازه ندادند که این طرح به نتیجه برسد.
موافقان این طرح، معتقد بودند که در صورت تصویب آن تا حد زیادی از تنشها و رویاروییهای جامعه دانشگاهی با مسئولان دولتی کاسته میشود و اجرای این طرح را حق ذاتی استادان و هیأتهای علمی میدانستند، مخالفان هم میگفتند این طرح مغایر
با اصول قانون اساسی، قانون برنامه چهارم توسعه و اهداف وزارت علوم است و عملیکردن آن تغییر بسیاری از مفاد قانونی را به دنبال دارد.
همین مخالفتها سرانجام جلوی تصویب این طرح را در مجلس هفتم گرفت. محمد مهدی زاهدی، وزیر علوم دولت نهم که در هفته اول مسئولیتش، رئیس 7 دانشگاه و در دوماه نخست مسئولیتش، رئیس 01 دانشگاه و در پایان دوره وزارتش نزدیک به 06 رئیس دانشگاه را تغییر داده بود درخصوص مخالفتش با این طرح گفته بود: <به دلیل وابستگی شدید بودجه دانشگاهها به دولت، انتخابی شدن رؤسای دانشگاهها در حال حاضر جوابگو نیست و در این صورت مطمئناً دانشگاهها دچار مشکل خواهند شد.>
به گفته وی، تا وقتی بودجه دانشگاه وابسته به دولت است بنابراین باید اشراف دولت بر دانشگاه در بعد سیاستگذاری وجود داشته باشد، در صورت انجام این طرح دانشگاهها به سرعت دچار مشکل خواهند شد و مسلماً این امر به نفع دانشگاه نیست.
در سالهای بعد (دولت دهم) نیز با تدوین آیین نامههایی در آموزش عالی، برخی اختیارات دانشگاهیان همچون انتخاب رئیس گروه آموزشی یا رؤسای دانشکدهها، اعضای هیأت علمی و جذب دانشجویان مقطع دکترا به صورت متمرکز در آمد که این امر به همراه تمرکزگرایی امور در وزارت علوم، دلخوری و نارضایتی دانشگاهیان بویژه اعضای هیأت علمی را به دنبال داشت. البته ناگفته نماند که بحث انتخابیشدن رؤسای دانشگاه، پیش از انقلاب و در زمان پهلوی اول هم مطرح بود. دانشگاه تهران پیش از انقلاب برای سالها یک سیستم انتخابی داشت؛ هم رؤسای دانشکدهها و هم رئیس این دانشگاه از طریق انتخابات برگزیده میشدند اما این سیستم انتخابی کمکم و از زمانی که پهلوی دوم تصمیم به دخالت در دانشگاهها گرفت، از بین رفت.
استقلال دانشگاه از سیاست دولتی
صادق زیباکلام، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران با تأکید بر اینکه یکی از مطالبات اساسی جنبشهای دانشجویی که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشتند، استقلال دانشگاه از حکومت و سیاست دولتی بوده است به ایران میگوید:< به دلایل مختلف بعد از انقلاب نه تنها گامی در جهت استقلال دانشگاه برداشته نشد، بلکه مراکز آموزش عالی به وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی سپرده شد.>
وی تصریح میکند: <هرچند در دولت دوم سید محمد خاتمی تلاشهایی برای استقلال دانشگاهها صورت گرفت، ولی با پایان این دولت و شروع به کار دولت محمود احمدینژاد، اختیار دانشگاه از افراد دانشگاهی گرفته شد؛ تا آنجایی که در این سالها اختیار انتخاب مدیر گروهها را نیز به شورای عالی انقلاب فرهنگی سپردند.>
این استاد دانشگاه میافزاید:
< دانشگاهیان باید درانتخاب رئیس دانشگاه نقش پررنگی داشته باشند، هماکنون نقش دانشگاهیان در انتخاب رؤسای دانشگاهها کمرنگ است. اگر هشت سال اخیر، بویژه چهارسال گذشته را هم بررسی کنیم، میبینیم تقریباً همه امور دانشگاهها در اختیار شورایعالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم بوده است؛ از استخدام استادان گرفته تا تعیین مدیرگروههای آموزشی و پذیرش دانشجویان دکترا. در این سالها اختیار همه اینها از دانشگاهها گرفته و به وزارت علوم و در برخی موارد به شورایعالی انقلاب فرهنگی سپرده شده است.>
به گفته وی، ما از دولت روحانی توقع نداریم کاری را که در 53 سال گذشته انجام نشده پیگیری کند و به یکباره انتخاب رئیس دانشگاه را به دانشگاهیان واگذار کند اما این دولت میتواند نشان دهد که در جهت همفکری با استادان گام بر می دارد.
عزم دولت یازدهم برای احیای استقلال دانشگاهها
با آغاز به کار دولت یازدهم، طرح «استقلال دانشگاهها» چند وقتی است که دوباره از سوی وزارت علوم دنبال میشود و دکتر رضا فرجی دانا مسئولیت این کار را به مرد شماره 2 وزارت علوم یعنی جعفرتوفیقی ســپرده است.
دکتر توفیقی با تأکید بر اینکه دادن اختیارات به هیأتهای امنای دانشگاهها براساس قانون برنامه چهارم و مفاد بند الف ماده 94 و ماده 02 قانون پنجم است، به ایران میگوید: <هیأت امنا رکن اصلی آموزش عالی است و کمیسیونهای دائمی نیز مهمترین جایگاه تصمیمسازی برای هیأت امنا هستند.>
به گفته وی، وزارت علوم به دنبال آن است اختیاراتی را که از دانشگاهها گرفته شده به خود دانشگاهها برگرداند. برنامه ما این است که هیأتهای امنا را به عنوان مرجع امور قرار دهیم و سعی کنیم دانشگاه را به یک دانشگاه پاسخگو تبدیل کنیم.
مشاور عالی وزیر علوم میافزاید:
<هیأتهای امنای دانشگاه در برخی اصول و قواعد بنیادی مشترک هستند و باید وحدت رویه داشته باشند ولی در بسیاری از امور دیگر باید مستقل و متناسب با مؤسسه خود تصمیمگیری کنند برای نمونه نباید نحوه ارتقای عضو هیأت علمی یک دانشگاه در حال توسعه شهرستانی با دانشگاههای برتر کشور یکسان باشد.>
وی با اشاره بهبند الف ماده 94 قانون برنامه چهارم و ماده 02 برنامه پنجم توسعه که تصویب آیین نامههای اداری مالی دانشگاهها و پژوهشگاه ها را منحصراً در اختیار هیأتهای امنا قرار داده است، این موضوع را نشانه اوج اعتماد نظام جمهوری اسلامی به نهادهای علمی و آموزشی میداند.
توفیقی تصریح میکند: < در چهار سال گذشته بسیاری از اختیارات دانشگاهها به سمت وزارت علوم رفت و دانشگاه از نظام تصمیمگیری محروم شد، بنابراین اکنون باید اعتدالی در اختیارات وزارت علوم و دانشگاهها ایجاد شود چراکه اگر دانشگاه را از تصمیمسازی محروم کنیم، دانشگاه در اجرای تصمیمها نیز مشارکت نمیکند.>
وی مهمترین دغدغه خود را این میداند که دانشگاه چگونه مدیریت شود تا از همه ظرفیتهای آن برای توسعه علمی استفاده شود.
به گفته وی مدیریت مبتنی بر اخلاق از نظرات کارشناسان استفاده میکند و به دنبال ایجاد وحدت است اما مدیریت سیاسی تفرقهآفرین است. در مدیریت مبتنی بر عقلانیت و اخلاق، دانشجویان احساس آزادی و عزت میکنند.
بنابراین باید این گفتمان را در دانشگاه توسعه دهیم تا دانشگاه به خانه امنی برای استادان، دانشجویان و کارمندان تبدیل شود.
در حالی که تغییر رؤسای دانشگاهها به یک قاعده کلی درآمده و با تغییر دولتها رؤسای دانشگاهها هم تغییر میکنند و چندان هم مهم نیست که عملکرد رئیس قبلی دانشگاه چگونه بوده است، باید دید که آیا وزارت علوم که در مدت کوتاهی بارقهای از امید را در میان دانشگاهیان افروخته و شور و نشاط را به دانشگاهها برگردانده باوجود فشارهای سیاسی منتقدان میتواند استقلال دانشگاهها را از حرف به عمل در بیاورد یا اینکه این خواست دانشگاهیان که میتواند انقلاب فرهنگی دیگری باشد در میان نزاعهای حزبی و سیاسی فراموش خواهد شد؟
منبع: روزنامه ایران