چرا هگل دغدغه ایرانیان شد؟
گزارشی از جلسه نقد و بررسی کتاب «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» اثر دکتر محمدمهدی اردبیلی
آذین آقاجانی: درباره هگل و آثار او ترجمههای بسیاری به زبانهای مختلف انجام شده است و شرحهایی نیز نوشته شده است. اما چه در میان آثار فلسفه غرب و چه در میان خود آثار هگل کتاب «پدیدارشناسی روح» اثری مهم و قابل تأمل بوده و از جایگاه ویژهای برخوردار است.
گزارشی از جلسه نقد و بررسی کتاب «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» اثر دکتر محمدمهدی اردبیلی
آذین آقاجانی: درباره هگل و آثار او ترجمههای بسیاری به زبانهای مختلف انجام شده است و شرحهایی نیز نوشته شده است. اما چه در میان آثار فلسفه غرب و چه در میان خود آثار هگل کتاب «پدیدارشناسی روح» اثری مهم و قابل تأمل بوده و از جایگاه ویژهای برخوردار است. این کتاب را زیباجبلی با عنوان «فنومنولوژی روح» و باقر پرهام با عنوان «پدیدارشناسی جان» به زبان فارسی ترجمه کردهاند. دکتر محمدمهدی اردبیلی نیز اخیراً شرح و تفسیری بر بخش نخست و دوم این اثر نوشته است که به مفهوم آگاهی و خودآگاهی در نگاه هگل اختصاص دارد. عنوان این اثر «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» است که از سوی انتشارات روزبهان منتشر شده است. نشست نقد و بررسی کتاب مذکور با حضور دکتر علی اصغر مصلح، دکتر میثم سفیدخوش و مؤلف آن روز سه شنبه نوزدهم فروردین ماه در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.
دکتر محمد مهدی اردبیلی، نویسنده کتاب «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» در آغاز نشست با بیان اینکه اکنون حدود دو سال است که از انتشار این کتاب میگذرد و زمان مناسبی برای نقد آن است، گفت: <اینکه هگل از نازلترین مرتبه آگاهی در اندیشه بشری آغاز میکند و به سمت بالاترین اندیشه بشری به نام دانش مطلق حرکت میکند و سعی میکند کل تاریخ بشری را در یک نسبت دیالکتیک قرار دهد، به طوری که از ابتدای تاریخ تا انتهای آن را قانونمند تبیین کند و تصویر آن را با زبان خاص خود به دست دهد، صورت کتاب «پدیدارشناسی روح» را از کتابهای دیگر متفاوت میکند؛ اما نکتهای که باید به آن پرداخته شود این است که مسأله هگل در کتاب «پدیدارشناسی روح» چه بوده است؟!>
این پژوهشگر حوزه فلسفه با بیان اینکه دغدغه هگل را از چند وجه میتوان مورد نظر قرار داد، افزود: <هگل دغدغه سیاسی داشته است. به این معنا که او سعی میکرد در میان یک دو راهی که یک طرف آن جزمگرایان بودند و طرف دیگر دینستیزان روشنگری بایستد و با نفی هر دو طرف راه سومی را به دست دهد. او درحوزه منطق، اخلاق و... نیز اینگونه عمل میکرد و میتوان گفت که هگل، فیلسوف این راه سومها است و دیالکتیک یعنی همین. >
اردیبلی با اظهار اینکه چنین ایدهای است که تألیف درباره کتاب «پدیدارشناسی روح» را به زبان فارسی توجیه میکند، گفت:< وضع ما هم مشابه وضع هگل است؛ به این معنا که ما نیز با بسیاری از مشکلاتی که هگل با آنها مواجه بوده است، مواجه هستیم. از این رو هگل میتواند در ایران زیست کند و بارقههایی را به مسائل ما بتاباند.>
این نویسنده هدف خود را از تألیف این کتاب، شرح و بسط اثر «پدیدارشناسی روح» با تأکید بر تفاسیر موجود دانست و افزود: <در این کتاب تلاش بر این بوده که دو بخش نخست یعنی «آگاهی» و «خودآگاهی» شرح داده شود؛ از همین رو یکی از نقدهایی را که میتوان به آن وارد دانست این است که کتاب کاملی نیست و تا نیمه راه را شرح داده است. اما صرف نظر از این موضوع، در این کتاب سعی شده است فرایند تکوین دیالکتیکی آگاهی در پدیدارشناسی روح، گام به گام و بدون گسست نشان داده شود. بهعلاوه در این کتاب، دغدغههای غیرفلسفی مؤلف لحاظ شده است.>
در ادامه نشست دکتر علی اصغر مصلح، استاد فلسفه و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی درباره سنت هگلپژوهی در ایران گفت: <اکنون حدود 60 سال است که در محیط آکادمیک و کلاسهای خود هگل میخوانیم و اگر این امتداد را به گزارش گوبینو یعنی 150 سال پیش وصل کنیم به این نتیجه میرسیم که حدود 150 سال است نام هگل حداقل به گوش نخبگان ما خورده است؛ بنابراین گزافه نیست اگر از «سنت هگلپژوهی در ایران»یاد کنیم.>
دکتر مصلح برای اینکه بحث را تاریخیتر طرح کند که آموزه خود هگل است به بیان برداشت خود از هگل پرداخت و گفت: <در میان فیلسوفان غربی، ما ایرانیها بیش از همه به هگل پرداختهایم.
دانشجویان ما در میان فیلسوفان مدرن به سه فیلسوف علاقهمند شدهاند: نیچه، هایدگر و هگل؛ در عین حال در سالهای اخیر علاقهمندی به هگل بیشتر شده است و این ماجرا که چرا این فیلسوف، ذهن ایرانیان را به خود مشغول کرده است خود پژوهشی را میطلبد!>
مصلح در این زمینه اعتقاد دارد که سنت هگلپژوهی در ایران استوارتر بوده است و علت آن را از سویی به شأن هگل در تاریخ فلسفه غرب مربوط دانست و از سوی دیگر به فلسفهخویی ما ایرانیها. وی گفت: <بدون تردید هرکسی که در صدد فهم فلسفی عالم مدرن و معاصر است بیش از همه با هگل سروکار دارد و شاید نیچه و هایدگر هم از لحاظ شأن، تأثیر و پذیرش بیش از همه به هگل توجه داشتند.>
وی با اظهار این نکته که در کشور ما نیز تمام متفکران برجسته تأثیرگذار که به گونهای دغدغه فلسفی داشتند به شناخت هگل مشغول شدند، به رابطه هگل و مرحوم مطهری پرداخت و افزود: <بدون تردید استاد مطهری به عنوان یک فیلسوف برخاسته از حوزه علوم دینی اسلامی بیش از همه به هگل اندیشیده است. دکتر مصلح نشانه این امر را کتاب «فلسفه تاریخ» استاد شهید مطهری دانست که از طریق مارکس به هگل متصل میشود.>
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی همچنین بیان کرد: اگر بخواهیم برای این سیر توجه به هگل و هگلپژوهی در ایران تاریخی بنویسیم شاید این تاریخ بسیار آموزندهتر از سایر پژوهشها در باب فیلسوفان غربی باشد و اگر برای گفتوگو در فرهنگ ایرانی اهمیت قائل شویم یکی از جاهای مناسب برای گفتوگو هگل است.
وی درباره کتاب «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» گفت:<دکتر اردبیلی با یک نوع آگاهی نسبت به تاریخ تفکر در ایران این کتاب را نوشته است که این نکتهای مثبت و حائز اهمیت محسوب میشود. او راهی میان ترجمه و تألیف را در پیش گرفته است.>
دکتر مصلح ادامه داد: <موضوع این کتاب یعنی «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی» بسیار مهم است، چرا که در تاریخ روشنفکری ایران هنوز توجه کافی به خود مفهوم «آگاهی» سراغ نداریم. یکی از بزرگترین آموزههای هگل در پدیدارشناسی، این است که نشان میدهد آگاهی در صیرورت است؛ آگاهی امری تاریخی است و در نسبت به وجود میآید. اما به نظر میرسد که همچنان روشنفکران ما به این آموزه بسیار مهم هگل توجه کافی نکردهاند و در نتیجه کار دکتر اردبیلی از این جهت مورد توجه قرار میگیرد که چیستی آگاهی و دانایی را مورد پرسش قرار میدهد.>
این استاد فلسفه در نقد کتاب «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» بیان کرد: در این کتاب به سنت آلمانیها در قرائت پدیدارشناسی کمتوجهی شده است؛ اگر در ارجاعات و در توجه به سنتهای متنوع، این بخش اضافه میشد کتاب درخشش بیشتری پیدا میکرد. نکته دیگر این که کتاب با قلمی جوانانه نوشته شده است.
به طور بدیهی فلسفه با سن و سال نسبت دارد؛ منظور سن و سال تقویمی نیست و پختگی و تجربه مراد است.
دکتر مصلح که خود نیز مؤلف کتابی با عنوان «هگل» است، افزود: نکته مهم دیگر این است که خود آموزههای هگل را در باب خودآگاهی بیشتر مورد توجه قرار دهیم. به عبارت دیگر مؤلف در مقام نگارش باید با نوعی خودآگاهی بداند در کجا قرار دارد و سپس آن را صادقانه اظهار کند.
دکتر میثم سفیدخوش عضو هیأت علمی گروه فلسفه و کلام دانشگاه شهیدبهشتی نیز از دیگر حاضران در این نشست بود. وی با اشاره به این مشکل که بیشتر نویسندگان «هگلی» ما هنگام نوشتن جزایر جداگانهای را برای خود قلمداد میکنند، گفت: کمتر مشاهده میشود که یک اثر فلسفی نوشته شود، به گونهای که پیش از انتشار چند نفر از صاحبنظران آن حوزه، اثر را مطالعه کنند و پیشنهادهایی را به نویسنده ارائه دهند. بنابراین جوان بودن این اثر که دکتر مصلح به آن اشاره کردند میتوانست با این روند برطرف شود.
دکتر سفیدخوش ادامه داد: همچنین کتابهایی که در رابطه با هگل نوشته شده است معمولاً از دو مشکل «کلیگویی» و «جزئیبینی» رنج می برند، اما به نظر میرسد در کتاب «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» به استثنای بخش مقدمه، مؤلف تلاش کرده است، خود را از آفت کلیگویی نجات دهد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی در توضیح اینکه چرا در بخش مقدمه کتاب صورتی از تعجیل هویدا شده است، گفت: مشکل از تردید مؤلف در نوشتن مقدمه نشأت میگیرد که البته تردیدی بسیار آموزنده است؛ چرا که این تردید را هگل در مؤلف ایجاد کرده است و تردیدی طبیعی و فکر برانگیز است.
وی با اشاره به تفاوت بین خوانش یک اثر یا فیلسوف ذیل سنت خاص یا خوانش آن در سایه دیگران، هگلخوانی درایران را نوعی خوانش در سایه دیگران تلقی کرد.
سفید خوش در پایان با بیان اینکه درگیری مداوم مؤلف با هگل، اثر «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» را به اثری آموختنی بدل کرده است، افزود: پیشنهاد بنده به کسانی که هگل تدریس میکنند یا تعلیم میبینند این است که برای آشنایی با بخش آگاهی و خودآگاهی هگل حتماً این کتاب را مطالعه کنند.
منبع: روزنامه ایران