میر جلالالدین کزازی معتقد است: شاید بیشتر از هر سامانه ادبی در جهان شادی در ادبی پارسی بازتاب یافته باشد، اما برخی پژوهندگان ژرفای شادمانی را به درستی درنیافتهاند. ما هر چه به گذشته ایران نزدیکتر می شویم، شادی در رفتار و خوی ایرانیان را بیشتر مییابیم.
کتاب «درآمدی به روایتشناسی» با حضور دکتر فرزان سجودی، دکتر امیرعلی نجومیان و دکتر هوشنگ رهنما در مرکز فرهنگی شهر کتاب نقد و بررسی میشود.
در پاییز سال ١٣٣٨ خورشیدی، میرزا محمدتقی طاهری برادر همسر حاج حسین آقا ملک در ضمن صحبتهای متفرقه، داستان زمینهایی را که قرار است از طرف آستان قدس به خادمان فرهنگ واگذار شود، مطرح میکند و به اطلاع آقای ملک میرساند که مدتها است فرهنگیان تقاضا کردهاند از سوی آستان قدسرضوی برای ایجاد منزل قطعات کوچکی طبق ضوابط در اختیارشان گذاشته شود ولی مالالاجارهای که آستان قدس برای تفویض اراضی مطالبه میکند، چنان زیاد است که پرداخت آن برای کارمندان فرهنگ مقدور نیست.
آنگاه که یادداشتهای شاهنامه را مینوشتم و به چاپ میرسید، مصادف با فرمانروایی نخستوزیری بود که با زبان و فرهنگ غرب از کودکی الفت داشت، ولی با فرهنگ ایرانی کمتر آشنا بود. به شکوه ادب فارسی و ظرافت شاهنامه دلبستگی نداشت و شیفته صور ماشینی غرب بود.
در ایران دیرپا، بودهاند بسا کسان که تعین و تمکنی خاص داشتهاند و بودهاند از میانشان شماری که مال، صرف گردآوردن کار کردهاند، نه کار، که کارستانهای اهل فضل و هنر. اما نادرند نمونههایی که مجموعشان را ورقگردانی ایام پریشان نساخته باشد. هزار نکته در این کاروبار دلداری است.
دریدا برخورد فیلسوفهای در مسند با دریدا در جهان انگلیسیزبان شرمآور بود، کاملاً شرمآور. به او در مضحکترین اشکال توسط استاد-فیلسوفها افترا زده میشد، اما آنها خود بهتر میدانستند که این ناشی از کینهتوزیِ کوتهبینانهای که انعکاس ناچیز انزاوای فرهنگیشان، خودشیفتگی روشنفکرانهشان، نافرهیختگی و حسادت سادهشان به شهرت، کاریزما و فروش فوقالعادهی کتابهای دریدا بدون اشاره به ظاهر خوب و شیکپوشیاش بود.
به مناسبت چهل و سومین سال درگذشت «حاج حسین آقا ملک» بزرگترین واقف و اهداکننده تاریخ معاصر ایران روایت امروز، بازگویی داستان یک انسان نیست؛ بیان راهورسم نکویی است که تنها انسانهایی ویژه را در این قلمرو راه هست. ایران از گذشتههای دور تا امروز، مالداران و ثروتمندانی فراوان به خود دیده است که همه نیک نمیاندیشیدهاند. نیز نیکاندیشانی بسیار داشته است که مال به فراوانی نداشتهاند. از میان آنان، ستارگانی درخشیدهاند که هر دو دارایی «مال» و «نیکاندیشی» را با هم یکجا آوردهاند.
تاریخ سیاسی چیزی نیست جز یك معمای بزرگ. ویترین مجللی دارد كه چشمنوازی میكند. جذابیتش، سحركننده است. پر از رمز و راز است. زیر پوست صورتش هزار «اما و اگر» دارد. اعجاز نیست اما اعجابآور است. حتی اگر كسی از ابتدا پای سن تاریخ، ناظر و شاهدی ایستاده پا باشد همان آن، نمیتواند بفهمد كه در پس و پیش شدن دستان تاریخ، چه داستانی در حال نگارش است. به چرخ فلكی میماند كه دستانی آن را میچرخاند. مدام هم تكرار میشود. این تاریخ، زمانی هیجانآورتر میشود كه با گذر عمر، مویی سپید میكند و بازنشسته میشود.
تأملاتی در باب سرقت ادبی جدال دیرین بین «قاعده عدالت» و «قاعده انصاف» در محافل علمی و دانشگاهی بحث «سرقت ادبی»، تاریخی به درازنای تاریخ کتابت دارد. در این زمینه، حکایت آن «شیاد گیسوبافته» که «شعرش را در دیوان انوری یافتند1» نمونهای کوچک از این دست است.
تلاش دیرینه ایرانیان برای دستیابی به جامعهای آزاد و آباد، علاوه بر مخالفان مستبد داخلی، با مخالفان زورمند خارجی نیز مواجه بود که با روشهای گوناگون و ازجمله اعمال نفوذ در ارکان حکومت، سعی در سنگاندازی داشتند و به همین جهت بارها و بارها موانعی جدی بر سر راه ملت ایجاد کردند. ناکام کردن جنبش مشروطیت و روی کار آوردن رضاخان یک نمونه آن است و کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت ملی مصدق، نمونه دیگر آن. در مقاله مفصل حاضر، بخشهایی از این ظلم تاریخی به طور مستند مرور میشود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید