به گفتهٴ تیتوس بورکهارت، هنر اساساً «صورت» است. این سخن به ویژه دربارهٴ «هنردینی» مصداق دارد. زیرا «هنر دینی»، به گفتهٴ وی، به هنری گفته می شود که نه تنها «موضوع» آن، بلکه «صورت» آن نیز دینی است. برای همین، میان «صورت» و «معنی» یا «صورت» و «موضوع» در هنر دینی پیوندی ناگسستنی وجود دارد. داوری دربارهٴ دینی بودن یا نبودن یک اثر هنری نیز بر اساس همین پیوند، ممکن است. بنابراین، در این مقاله نخست به «جایگاه صورت در هنر دینی» و سپس به مسئلهٴ «بحران صورت در هنر دینی معاصر ایران» می پردازیم.
شهاب الدین سهروردی با تأسیس حکمت اشراقی تحوّلی عظیم در تاریخ اندیشهٴ ایرانی ایجاد کرد. حکمت اشراقی نگرش نوینی فراهم آورد که بر وجوه مختلف حیات فکری ایرانیان، و از جمله اندیشهٴ سیاسی ایرانی، تأثیری جدّی و تعیین-کننده برجای گذاشت. نظام وجودی و معرفتی اشراقی میدان فلسفی و فضای نوینی فراهم آورد که در ذیل آن شرایط امکان پیدایش افقی نو در تاریخ اندیشهٴ سیاسی ایرانی فراهم گشت. از آنجا که مهم ترین پرسش در فلسفهٴ سیاسی اسلامی به حاکم آرمانی و خصوصیات او مربوط می شود، شیخ اشراق با عرضهٴ پاسخی جدید به این پرسش تحوّلی در تاریخ اندیشهٴ سیاسی فراهم آورد.
تحقیقات دانشمند مصر شناس آلمانی، یان اسمان نه فقط درباره دوران باستان، بلکه درباره حافظه مصر، ظهور تک خداگرایی و روابط میان آن با خشونت است. با او درباره رابطه این دو فرایند، گفتگویی انجام شده که در زیر می خوانیم
در کتابخانه ملی ایران جزوهای مختصر وجود دارد تحت عنوان «کتابچه بازدید خزینه حضرت امیر المؤمنین علیه السلام در نجف اشرف» به شماره ۷۲۱۴/۲۹۵ که از کتابخانه کاخ گلستان به کتابخانه ملی منتقل شده و اینک به صورت تمام متن از طریق این نشان قابل دستیابی است.
نیچه یکی از بزرگترین فیلسوفان قرن نوزدهم است، او اندیشمند را با نیزهای مقایسه میکند که طبیعت افکنده است و اندیشمندی دیگر آن را برمیگیرد تا جایی دیگر پرتاب کند. بنا بر نظر او، فیلسوف نه سرمدی است و نه تاریخی، بلکه همواره نابهنگام است. نیچه هیچ پیشگامی ندارد، او گذشته از پیشاسقراطیان باستانی فقط یک نفر را پیشگام خود میداند: اسپینوزا. فلسفهی نیچه حول دو محور بزرگ سامان مییابد، محور نخست به نیروها میپردازد و گونهای نشانهشناسی را شکل میدهد، بر اساس این محور، پدیدهها، سازمانها، جوامع، آگاهیها و ذهنها نشانه یا به بیان دقیقتر علامت هستند و وضعیت نیروها ر ا نشان میدهند؛ مفهوم فیلسوف در مقام فیزیولوژیست و پزشک از همین جا نشئت میگیرد.
جمال، امروزه احتمالاً مغفول ماندهترین صفت از صفات الهی است. در عین حال بسیاری از آباء صدر مسیحیت و متفكران قرون وسطی در مباحث خویش پیرامون ذات الهی جایگاهی اساسی برای این صفت قائل شده و معدودی از نویسندگان برجسته متأخرتر، از جمله جاناتان ادواردز و سیمون وی، از آنها پیروی كردهاند. در این مقاله زمینه تاریخی و دلایلی را كه طبق معمول برای استناد صفت جمال به خداوند،اقامه شده است به اختصار مورد بحث قرار میدهم، برخی مسائل و مشكلات [این موضوع] را طرح میكنم و بحث را با طرح چند پیشنهاد ایجابی به پایان میبرم.
به بهانه پنجاهمین سالگرد انتشار كتاب «خلقیات ما ایرانیان» اثر «محمدعلی جمالزاده» اخیرا همایشی با عنوان «خویشكاوی ایرانیان در دوران مدرن در «پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات» با همكاری گروه اخلاق انجمن جامعهشناسی ایران برگزار شد. در این همایش «مقصود فراستخواه» مدرس جامعهشناسی و عضو هیات علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، «محمدرضا جوادی یگانه» جامعهشناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، «آرمین امیر» جامعهشناس، «تقی آزاد ارمكی» جامعهشناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، «سیدحسین مجتهدی» روانشناس و مدرس دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی و «نصراله پورمحمدی املشی» مدرس تاریخ و عضو هیات علمی دانشگاه بینالمللی امامخمینی(ره) سخنرانی كردند.
امبرتو اکو «نشانهشناسی مؤلف»، «زیباییشناس» و «نویسنده»ای است که در رشتههای دیگری چون ترجمهشناسی، روایتشناسی، نقد ادبی و اسطورهشناسی نیز صاحبنظر و صاحب تألیفاتی است. اما این بدان معنا نیست که این چندگانگی دانشها، موجب چندپارگی شخصیت علمی وی نیز شده است.
صفحه اول روزنامه های امروز شنبه 4 اردیبهشت
کتاب پیش رو ترجمه ای از دو اثر برجسته در مطالعات مهرشناسی از دو محقق صاحب نام این حوزه دومینیک کولون و ادیت پرادا است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید