باد جوی مولیان / دکتر محمد امین ریاحی

1393/11/6 ۰۹:۵۳

باد جوی مولیان / دکتر محمد امین ریاحی

ستون تحقیقات آکادمیک در آیینه «ایران»، مجالی است برای معرفی تحقیقات و پژوهش‌های آکادمیک محققان ممتاز معاصر. در شماره اول این ستون، به معرفی مقاله‌ای از دکتر فتح‌الله مجتبایی با عنوان «پیل چرا در خانه تاریک بود؟» پرداختیم. در دومین شماره این ستون نیز رأی و نظر زنده یاد دکتر محمدامین ریاحی (1302-1388ش)، محقق توانا و مصحح ارجمند معاصر، در مقاله «باد جوی مولیان»، از کتاب ارزشمند «گلگشت در شعر و اندیشه حافظ»، مجال طرح یافته است.

 

  مهران نیکخواه: ستون تحقیقات آکادمیک در آیینه «ایران»، مجالی است برای معرفی تحقیقات و پژوهش‌های آکادمیک محققان ممتاز معاصر. در شماره اول این ستون، به معرفی مقاله‌ای از دکتر فتح‌الله مجتبایی با عنوان «پیل چرا در خانه تاریک بود؟» پرداختیم. در دومین شماره این ستون نیز رأی و نظر زنده یاد دکتر محمدامین ریاحی (1302-1388ش)، محقق توانا و مصحح ارجمند معاصر، در مقاله «باد جوی مولیان»، از کتاب ارزشمند «گلگشت در شعر و اندیشه حافظ»، مجال طرح یافته است.

٭ ٭ ٭

شاید کمتر کسی باشد که این بیت دل‌انگیز و مشهور رودکی، پدر شعر فارسی، «آن تیره چشم شاعر روشن بین» را با نوای دلنشین استادان موسیقی ایران نشنیده باشد:

«بوی جوی مولیان آید همی / بوی یار مهربان آید همی»

 این بیت بیش از هزار سال است که با این خوانش ورد زبان فارسی‌زبانان بوده‌است، اما همان‌طور که مرحوم دکتر محمد امین ریاحی با دقت و تیزبینی نشان داده‌است، دست تصرف کاتبان این بیت را از سده‌ها پیش تحریف کرده و ذوق عامه و حتی پسند اهل ادب معنای آن را فدای موسیقی خوش آهنگ و دلاویز الفاظ کرده است(ریاحی، 365). باری صورت اصلی و قرائت صحیح این بیت، آن‌گونه که رودکی سروده به گونه‌ای دیگر بوده است. زنده یاد دکتر ریاحی در این مقاله خواندنی سیر تحریف این بیت را به نیکی شناسانده، شیوه صحیح خوانش آن را فرایاد داده و در آخر نیز به موضوع تضمین خواجه شیراز از آن پرداخته‌است.

به باور مرحوم ریاحی، سیر تحریف این بیت چنین است که در دستنویس‌های جدید کتاب «چهار مقاله» نظامی عروضی، که مبنای چاپ آن بوده‌اند، بیت مورد اشاره به شکلی که ذکر آن رفت، آمده است؛ حال آنکه «بوی جوی» مفهوم دلنشینی ندارد و تکرار «بوی» نیز در دو مصرع پیاپی ناخوشایند و در‌ واقع، به دور از فصاحت است به منظور رفع این عیب، تصرفات دیگری نیز صورت گرفت؛ به گونه‌ای که در نسخه‌های کهن برخی متون دیگر، که این بیت در آنها ثبت و ضبط شده‌است، «بوی جوی مولیان» در مصرع اول به صورت «بانگ جوی مولیان» در آمده و در مصرع دوم «بوی یار» به «یاد یار» تغییر کرده‌است. همچنین، زنده یادان، بدیع‌الزمان فروزانفر و سعید نفیسی آن را به این صورت چاپ کرده‌اند: «یاد یار مهربان آید همی». حال آنکه ترکیب «آمدن یاد یار» نه در زبان پارسی به کار رفته و نه مقرون به فصاحت است(همو، 363 – 364). مرحوم ریاحی با دقت و تأمل در این بیت به صورت صحیح و اصل فراموش شده آن، که در برخی متون کهن، ازجمله کشف الاسرار، تاریخ وصاف، تاریخ گزیده، حبیب السیر و دیوان سنایی آمده، رسیده است: «باد جوی مولیان آید همی / بوی یار مهربان آید همی».

طرفه اینکه در این بیت مولیان را باید به فتح اول، سکون دوم و فتح سوم خواند (مَوْلَیان)، بر وزن ارغوان، ارمغان و پهلوان – نه بر وزن حوریان و لولیان و لوطیان – و َموْلَیان مخفف موالیان است. موالی در زبان تازی جمع مولی به معنی بنده است؛ اما، در نخستین سال‌هایی که تازیان ایران زمین را به تصرف درآوردند، ایرانیان زبان آنان را از سر زبان‌ها یاد می‌گرفتند نه از کتاب و لغت و بر وفق دستور زبان تازی و قالب جمع تازی (مانند سایر قالب‌های آن زبان) برای ایرانیان مفهوم نبود. از اینجا بود که موالی را (همچون بسیاری از جمع‌های تازی دیگر) در معنای مفرد به معنی بنده به کار برده‌اند و جمع آن را با علامت جمع پارسی «موالیان» گفته‌اند (همو، 370).  شادروان دکتر ریاحی با استناد به کتاب «تاریخ بخارا» به‌درستی نشان داده‌اند که «جوی مولیان» نه اسم‌جویی بلکه نام کوی و محله‌ای در بخارا بوده‌است: این محل ضیاعی (ملک و مزرعه) بود در خارج حصار بخارا و امیر اسماعیل سامانی که همیشه دلنگران حال بندگان خود بود آن را خرید و در اختیار موالیان (غلامان آزاد کرده) خود نهاد تا «جوی مولیان» نام شد و عامه مردم «جوی مولیان» گویند. (نک: نرشخی، 39 - 40).

با پایان کار سامانیان کاخ محله جوی مولیان و خانه‌های آن کوی یا به دست فرمانروایان بعدی یا در سوانح آتش سوزی از میان رفت(1) نرم نرمک ارتباط ساکنان ایران کنونی نیز با آن سوی جیحون ضعیف‌تر و آوازه بلند کوی جوی مولیان از خاطره‌ها زدوده شد. بدین‌سان بود که این بار با شنیدن نام «جوی مولیان» نه مفهوم محله، بلکه مفهوم نهری به ذهن می‌رسید و برخی کاتبان در عالم خیال شرشر آب جوی را می‌شنیدند و بی‌اختیار «بانگ جوی» کتابت می‌کردند یا اینکه موسیقی حروف سبب می‌شدکه به جای «باد»، «بوی» را در کنار آن بنشانند، و مولیان را نیز نه به تلفظ معمول عصر رودکی بلکه هم‌آواز با بوی جوی به ضم میم تلفظ کنند و ترکیب «بوی جوی مولیان» را بر جای گفته رودکی بنشانند.  باری ترکیب «بوی جوی مولیان» با دستکاری ذوق لطیف ایرانی در خلال یازده قرن و با موسیقی دلنشینی که یافته ـ همراه آن داستان شیرین خیال‌انگیزی که شأن نزول این بیت و قصیده رودکی بوده است (در این باره، نک: نظامی عروضی، 31 - 34) ـ بر جان و دل ایرانیان نشسته است. پر واضح است که در اینجا هم‌آوایی و هم‌حرفی کلمات چنان موسیقی دلپذیر و خوشایندی دارد که گوش شنونده بیش از آنکه از معنی کام ببرد سرمست الفاظ می‌شود(ریاحی، 370 – 372).

نکته آخری که شادروان دکتر ریاحی بدان پرداخته‌اند موضوع تضمین و استقبال حافظ از این بیت رودکی است. بر اهل ادب پوشیده نیست که خواجه شیراز در بسیاری اشعار خود ابیات و اشعار متعددی از شاعران دیگر استقبال کرده و در بیت زیر نیز به بیت مشهور رودکی نظرداشته‌است: خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم/ کز نسیمش «بوی جوی مولیان» آید همی.

همان طور که ملاحظه می‌کنیم، از این بیت حافظ و همچنین از نسخه‌های سده‌های هفتم و هشتم آشکار می‌شود که خواجه نیز به قرائتی از بیت رودکی دسترسی داشته که همان قرائت تحریف شده مشهور (بوی جوی مولیان) بوده‌است. با توجه به اینکه دیوان رودکی نیز همانند بسیاری از کتاب‌های دیگر پس از هجوم ویرانگر مغولان از میان رفته بود‌ه‌است به نظر می‌رسد که خواجه آن را به طور غیرمستقیم و در ضمن آثار دیگر، از جمله کشف‌الاسرار، نامه‌های عین القضات، مرصاد العباد و غیره خوانده‌بوده و بیت رودکی از این رهگذر در شعر وی راه یافته‌است(همو، 374 - 375).

پی نوشت:

1. نظیر «آب سردار» که نام محله یا چهار راهی است در تهران که اگر چه ممکن است در اصل نام خود را از قناتی گرفته باشد، اما امروزه وقتی این نام را می‌شنویم، آن محل به ذهن ما متبادر می‌شود نه قنات یا جویباری. همچنین، گفتنی است که، به گفته بارتولد، امروزه روستایی در دو کیلومتری بخارای کنونی واقع است که «جوی مولیان» نام دارد(نک: ریاحی، 371).

منابع:

ریاحی، محمد امین، گلگشت در شعر و اندیشه حافظ، تهران، 1368؛نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ترجمه ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القبادی، تلخیص محمد بن زفر بن عمر، به کوشش مدرس رضوی، تهران، 1363؛ نظامی عروضی، احمد بن عمر بن علی، کلیات چهار مقاله، به کوشش محمد قزوینی، تهران، 1327 ش.

روزنامه ایران

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: