ژاله آموزگار: بدرالزمان قریب با آثار ارزنده اش همچنان در خاطره ها زنده خواهد ماند
|۱۰:۸,۱۳۹۹/۶/۱۹| بازدید : 92 بار

 

گزارش مراسم چهلم خانم دکترقریب، عضو فقید شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی / 2

دبا: مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی به‌مناسبت چهلمین روز درگذشت دکتر«بدرالزمان قریب» مجلس یادبودی را به شکل مجازی در روز یکشنبه 16 شهریور 1399 برگزارکرد. آنچه در زیر می خوانید متن سخنرانی خانم دکتر ژاله آموزگار، عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است.

 

 

نمی دانم چندمین بار است که در طول آشنایی و همکاری با بدرالزمان قریب دربارۀ ایشان سخن می گویم. در جلسات گذشته او با لبخندش در برابر من نشسته بود و وقتی مناقبش را برمی شمردم لبخندی می زد و دوستانه سر تکان می داد و گفته هایم را که هرگز رنگ تملق و مداهنه نداشت و ذکر واقعیت ها از زندگی علمی او بود، با رضایت و خرسندی گوش می کرد.

 

در جلسه ای که به همت آقای دهباشی در28/6/96 در سری شبهای بخارا برگزار شد او دیگر آن بدری قریب سابق نبود و ادراک کمتری داشت و باید اقرار کنم که من دوست نداشتم که دوستداران او، او را در آن حالت ببینند.

 

در آخرین بزرگداشتی که در کتابخانه ملی در 29 دی 1397 بر پا شد و من از مناصبات دیرپایم با او سخن می گفتم، نتوانسته بود در جلسه حضور پیدا کند.

 

آخرین خاطره از ارتباط با او به حدود ده روز یا یک هفته پیش از درگذشتش برمی گردد. ایشان در آسایشگاهی جای داشتند وبه دلیل بیماری تفرقه افکن کرونا امکان ملاقات و دیدار حضوری با ایشان نبود. یکی از خویشاوندان تصویری با ایشان تماس گرفته بودند و من تلفنی به جمع این دو پیوستم. با این که خویشاوندشان مرا معرفی کرد، نمی دانم مرا به خاطر آوردند یا نه، ولی مناسب ترین و شیرین ترین جملاتی را که می توانستم در تعریف و تمجید ایشان با صدای بلند برشمردم. بنا به اظهار این خویشاوند او با لبخندی با نوعی رضایت به سخنان من واکنش نشان داده بود و در پاسخ این پرسش که آیا این خانم را شناختید ظاهرا با لبخند سر تکان داده بود.

 

دریغا که این آخرین ارتباط ما بود و من این خاطره لطیف را در بهترین جای حافظه ام جای داده ام و برای دوستان بارها تکرار کرده ام. کاش دوباره لبخند رضایت آمیز و سرتکان دادن های مهربانانه اش را می دیدم.

 

من از قدیمی ترین همکاران خانم دکتر قریب هستم. سالهای متمادی ما از پله های دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بالا رفته بودیم، در دفتر گروه در طبقه سوم دانشکده به هم سلام گفته بودیم و با همکاران دانشمندمان هم نشینی و هم سخنی کرده بودیم. مصاحبت اهل علم و تفکر نعمت بزرگی اسن و یکی از خوشبختی های من این بوده است که در طول زندگی ام ساعات دلپذیری را در کنار نامداران این سده گذرانده ام و در طی خدمات دانشگاهیم با بزرگانی همکار و همنشین بوده ام که هر کدام جزء مفاخر این سرزمین بوده اند و هستند و بدرالزمان قریب یکی از آنها بود که صادقانه زندگی اش را وقف دانش کرد و با تلاش های مفید و خستگی ناپذیر بر قلۀ افتخار دست یافت. عمر پربار و دراز او که نماددش خط تیره ای میان سالهای 1308 و 1399 است هرگز به بیهودگی نگذشت. او همیشه رو به پیش داشت.

 

او ضمن برخورداری از استعداد ذاتی، با کوشش فراوان و تاش های شبانه روزی و با پشتکار، این مسیر نه چندان هموار را درنوردید.

 

بخت یارش بود که در تهران در خانواده ای فرهنگی به دنیا آید، در دبستان و دبیرستان های خوب آن دوران ، ژانداک و نوربخش تحصیل کند. نخست با وجود داشتنقریحۀ شاعری مایل به تحصیل در رشتۀ پزشکی بود، ولی وقتی به دلیل بیماری چشم وقفه ای در ادامۀ تحصیلش پیش آمدو دوباره راه دانشجویی را در پیش گرفت انتخابش دانشکده ادبیات بود.

 

او توانست در محیط مناسب و پربار آن زمان دانشکده ادبیات، محضر استادان گرانقدری را درک کند که دغدغه شان علم بود و پژوهش و نگارش آرمان شان.

 

او خوب آموخت و سپس با گنجینه ای از فرهنگ و ادب غنی این سرزمین، با استفاده از بورس شاگردان اول راهی غرب شد. من بارها گفته ام که در آن دوره به دست آوردن چنین امکاناتی تنها با تلاش علمی میسر بود و نه وابستگی های خاص. پله های ترقی علمی را آنهایی که استعداد داشتند و تلاش علمی کرده بودند درمی نوردیدند. دیگر مطرح نبود که این داوطلب زن است یا مرد، ازدواج کرده است یا مجرد است و چه اعتقاداتی دارد.

 

او به نسلی از تحصیل کرده های خارج از کشور تعلق داشت که پس از فراگیری های لازم و مفید و بهره بردن از محضر دانشمندان آن سوی مرز، با خلوص نیت باز می گشتند تا دین خود را به این سرزمین ادا کنند.

 

بدری قریب هم با دست پر بازگشت، دانسته هایش را با عشق و علاقه و با احساس مسئولیت در قبال فرهنگ سرزمین ش در اختیار مشتاقان قرار داد.

 

 خدمات دانشگاهیش را از دانشگاه شیراز آغاز کرد. سپس در سال 1350 از دانشگاه شیراز به دانشگاه تهران و به گروه فرهنگ و زبانهای باستانی منتقل شد و تا سال 1381 که به افتخار بازنشستگی نائل شد صادقانه و مسئولانه به تدریس پرداخت و آثار ارزنده ای به وجود آورد که سخنرانان محترم بعد بدان خواهند پرداخت.

 

دوران بازنشستگی دوران خاموشی بدری قریب نبود. برای دانشمندانی مانند او بازنشستگی مفهومی ندارد. او همچنان می نوشت و تعلیم می داد. در تمام این مدت طبع لطیف شعری او نیز شکوفا بود و سروهد های شیوای او زینت بخش و گرمی دهنده محافل ما بود.

 

از میان آثار ایشان منن به تنها موردی که می خواهم اشاره کنم فرهنگ سغدی، ماندگارترین یادگار ایشان است.

 

وقتی بدری قریب از رساله دکتری خود در سال 1344 برابر با 1965، در دانشگاه پنسیلوانیا، با عنوان«تحلیل نظام فعل در زبان سغدی» دفاع کرد و به ایران بازگشت و پایه درس زبان سغدی را در دانشگاه گذاشت، مفهوم روشنی از این زبان در ذهن های پژوهشگران ایرانی نبود. ولی اکنون پس از سالیان، به پایمردی او و سپس در سایه تلاش دست پرورده هایش که همکاران و استادان بعدی این بخش از مطالعات ایران باستان شدند. این دانش در اینجا چنان پای گرفته است که هم اکنون در دانشکده های مختلف ایران تدریس می شود و متخصصان معتبر و متعددی در این زمینه فعالیت می کنند و آثار ارزنده ای را به چاپ می رسانند.

 

زمانی که کتاب فرهنگ سغدی اثر ارزنده و ماندگار بدری قریب منتشر شد و به عنوان کتاب سال برگزیده گردید ما و همه پژوهشگران و علاقه مندان رشته فرهنگ و زبان های باستانی به خود بالیدیم. چون این رویداد نخست درخشش و گستردگی فرهنگ ریشه دار ایران را در پهنه ای گسترده از ایران بزرگ آن روزگاران را نشان می داد که می توان آن را در شرق یا سیحون و جیحون کشاند، در شمال تا دشتهای اوراسی جنوب روسیه پیش برد و در غرب تا میان رودان و در جنوب تا کرانه فیروزه فام خلیج فارس. از سوی دیگر باعث افتخار ما بود که این کار سترگ به دست بانویی دانشمند از سرزمین ایران پا گرفته بود.

 

اینجاست که باید گفت که خط تیره میان تولد و مرگ همه یکسان نیست. زندگی تنها گذران سالها نیست. چگونه گذراندن این سالهاست وگرنه هر جانداری لحظۀ تولد دارد و دم مرگ.

 

همه عمر می کنند ولی همه ماندگار نمی شوند. آنهایی نمی میرند که در طول زندگی رشد عقلی و فرهنگی کرده باشند و ورقی بر علوم گذشته افزوده باشند که آیندگان را به کار آید. چنین افرادی جسم شان به خاک سپرده می شود. ولی آثارشان گواهی زنده بودن آنهاست.

 

در ده مرداد 1399 جسم بدری قریب به خاک سپرده شد ولی او با آثار ارزنده اش همچنان در خاطره ها زنده خواهد ماند.

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما