دانشور تاریخ و جغرافیا / جعفر حمیدی
|۹:۵۱,۱۳۹۹/۶/۱۹| بازدید : 115 بار

 

درباره زندگی و آثار حمدالله مستوفی

حمدالله بن ابی‌بکر بن حمدبن نصر مستوفی قزوینی۱ از اعقاب حربن یزید ریاحی است و جد چهاردهم او فخرالدوله ابومنصور کوفی در سال ۲۲۳ که به امارت لشکر قزوین رسیده و از آن پس اولاد و اعقاب وی بدین شغل یا مشاغل دیوانی منصوب بوده‌اند و حمدالله نیز به شیوه اجدادی، خدمات دولتی برگزید و چند بار جامع‌الحساب ممالک نوشته و سفرهای متعددی به تبریز و شیراز و بغداد و اصفهان نموده و مدتی نیز در بغداد سمت تقدیر اموال داشته و مهمترین مشاغل دولتی وی (حکومت و پیشکاری امور مالی قزوین و زنجان و ابهر و طارمین در حدود سال ۷۱۱ هجری بوده که به دستور خواجه رشیدالدین فضل‌الله، دوست و مخدوم او به وی محول گردیده است.)۲

راجع به نام حمدالله، مصحح تاریخ گزیده آقای دکتر عبدالحسین نوائی حدس زده‌اند که شاید تحریف شده محمد باشد زیرا در آن زمان چنین ترکیب اسمی دیده نشده است.

 

آثار حمدالله مستوفی

از آثار حمدالله مستوفی سه کتاب در دست است که دو کتاب آن مربوط به تاریخ و یکی مربوط به جغرافیا است. تاریخ گزیده و ظفرنامه در زمینه تاریخ و نزهت‌القلوب در زمینه جغرافیا می‌باشد.

 

ظفرنامه

طبق اشاره خود مستوفی در تاریخ گزیده یک منظومه بزرگ تاریخی است که در سال ۷۳۰ هجری پنجاه هزار بیت و در سال ۷۳۵ بیست و پنج هزار بیت آن را سروده است و در حقیقت ذیلی است بر شاهنامه فردوسی. ظفرنامه ارزش تاریخی زیادی دارد که در بیان وقایع دقت خاصی در آن به کار رفته است.۳ ظفرنامه منظوم، از زندگانی پیامبر اکرم آغاز و به زمان زندگی سراینده ختم می‌گردد. یعنی تا سال ۷۳۲ که ابوسعید بهادر سلطنت می‌کرده است و همه حوادث زمان خود را به نظم کشیده. گویا این کتاب در سه مجلد بوده که مجلد سوم آن مشتمل بر تاریخ مغول بوده است.

 

نزهت‌القلوب

کتاب نزهت‌القلوب در علم جغرافیا و هیئت است و پنج سال پس از ظفرنامه و ده سال بعد از تاریخ گزیده تألیف و تدوین کرده است که زمان هرج و مرج و اختلال پس از مرگ ابوسعید بوده است.

مستوفی در نوشتن کتاب نزهت‌القلوب از منابع بی‌شماری استفاده کرده که مهمترین آنها صور الاقالیم ابوزید بلخی، المسالک و الممالک ابن خرداد به طبقات همدانی تألیف محمدبن سعد واقدی، عجایب المخلوقات زکریای قزوینی آثار البلاد قزوینی، فارسنامه ابن بلخی، آثار الباقیه ابوریحان بیرونی کتاب ارشاد در ذکر قزوین تألیف حافظ خلیل قزوینی و چندین کتاب دیگر می‌باشند.

نزهت‌القلوب با اینکه کتابی است در جغرافیا اما از نظر تاریخی نیز حائز اهمیت است، زیرا در پاره‌ای موارد که ذکر شهر یا ولایت یا ناحیه‌ای می‌کند تاریخ و حکومت و طرز کشورداری حکام و پادشاهان آنجا را نیز بیان می‌نماید.

شیوه بیان نزهت‌القلوب ساده و بی‌تکلف است اما مقدمه‌ای مصنوع و متکلف و پر از لغایت مشکل عربی و فارسی دارد. کتاب مشتمل است بر یک فاتحه شامل دیباچه و مقدمه و سه مقاله که مقاله سوم خود بر چهار قسم است. قسم اول در ذکر حرمین شریفین، قسم دوم شامل مطلع، مقصد و مخلص، که مقصد خود شامل بیست باب و مخلص شامل پنج فصل است. قسم سوم در ذکر بلاد و قسم چهارم در ذکر عمارات عالیه و پس از آن خاتمه کتاب آمده است.

نثر نزهت‌القلوب، ساده و روان اما از کاربرد واژه‌های عربی و اخبار و احادیث بدور نمانده است.

ذکر حرمین شریفین، اگرچه آن مواضع از ملک ایران نیست و بیشتر غرض از تألیف این کتاب شرح احوال ایران است اما چون افضل بقاع جهان و قبه اهل ایمان است، تیمن و تبرک را ابتدا کردن بدان و قسمی علی حده در شرح احوال آن بقاع نوشتن اولی است تا این کتاب، مر اکثر احوال را شامل باشد و در اقوال کامل و ذکر این بقاع شریفه در قرآن و حدیث بسیار آمده، منها قوله تعالی، سبحان‌الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد القصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیتنا انه هوالسمیع البصیر (سوره اسری ـ ۱) و در مصابیح از رسول(ص)، مرویست (لایشد الرحال الا الی ثلاثة مساجد، مسجدالحرام، مسجد القصی و مسجدی هذا) ص۱٫

پس از ذکر حرم کعبه، مسجدالحرام، روضه رسول و مسجد الاقصی آمده است تألیف کتاب نزهت القلوب، پنج سال پس از تاریخ نظم ظفرنامه و ده سال بعد از تألیف تاریخ گزیده روی داده است.

 

نثر تاریخ گزیده

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، سپاس و ستایش پادشاهی را که ملک او بی‌زوال است و مملکت او بی‌انتقال، اولی پیش او ابتدا و آخری بعد از انتها، ظاهری مظهر جمیع اشیاء، باطنی چگونگی ذاتش پیش از دانش ما، قدیمی که قدم با وجودش محدث می‌نماید،‌عظیمی که قلم از شرح و وصفش قاصر آید، مختاری که سبب قابلیت انس، انسان را از مخلوقات برگزید و بزیور عقل و منطق مشرف و مکرم گردانید و از ایشان خلاصه موجودات، خواجه کائنات و زبده مکنونات، نور حدیقه آفرینش نور حدقه بینش خاتم‌الانبیا و رسل و رهنمای سبل مصطفی، مجتبی، معلی، مزکی ابوالقاسم محمد، علیه من الصلوات افضلها و اعمها، و من‌التحیات اکملها و اتممها را محبوب خویش گردانید. ص۱ـ۲٫

در این مقدمه که نسبتاً طولانی است از تاریخ منظوم خویش یعنی ظفرنامه نیز یاد می‌کند، آنگاه از چگونگی مطالعه کتب تاریخی برای تدوین تاریخ گزیده سخن می‌راند «کتابهائی مثل سیرالنبی، و قصص الانبیا رساله قشیری، تذکرة الاولیا و تدوین امام رافعی و تجارب الامم و مشارب التجارب و دیوان‌النسب و تواریخ محمدبن‌ جریر طبری و عیون‌التواریخ خازن بغدادی و جهانگشای جوینی و زبدة‌التواریخ ابوالقاسم کاشی و نظام‌التواریخ قاضی بیضاوی و سیرالملوک نظام‌الملک و شهنامه فردوسی و سلجوقنامه ظهیری و جامع‌التواریخ و مجموع این مصنفات این صناعت گزین کرده در سلک کتابت منظوم گردانید و این کتاب را گزیده نام گردانید و ذکر انبیا و اولیا و پادشاهان و وزرای ایران زمین از عهد آدم علیه‌السلام تا زمان تألیف این مختصر که سنه ثلاثین و سبعمائه هجری مصطفوی است.

 

خصوصیات کتاب و مؤلف

تاریخ گزیده با اینکه از لغات و واژه‌های عربی و فارسی فراوان برخوردار است اما روانی و سلاست در همه جای آن رعایت شده است. کتاب دارای مطالب پر ارزش و مفید و مؤلف همانگونه که خود بیان داشته برای نوشتن این کتاب تواریخ و کتب معتبر فراوانی را مطالعه نموده و با اطلاعاتی وسیع و پر دامنه به نگارش این کتاب مبادرت کرده است. او متکی به حافظه خود نیست بلکه آنچه را در تواریخ یافته و بیشتر مورخین بر آن متفقند یاد می‌کند و بنای آن بر فاتحه شش باب و خاتمه نهاده است. باب اول شامل دو فصل، باب دوم چهار فصل، باب سوم مقدمه و شش فصل، باب چهارم دوازده فصل، باب پنجم شش فصل، باب ششم هشت فصل و بالاخره خاتمه (و در ذکر انساب انبیا و پادشاهان و حکما و غیرهم بر سبیل شجره اگرچه شرح نسب پیشتر در ذکرشان آمده است اما تأکید را به شجره نوشته آمد تا اگر در نقل سهوی افتد از شجره زودتر روشن گردد و همه در یک جایگاه جمع باشد) ص۱۴٫ از خصوصیات مهم تاریخ گزیده که در کتب دیگر تاریخ کمتر دیده می‌شود کلی بودن و موضوع را کامل ادا کردن است. مثلاً وقتی سخن از پیامبر اسلام به میان می‌آورد چنان به تفصیل درباره آن حضرت سخن می‌راند که جای ابهام و نکته‌های نگفتنی را باقی نمی‌گذارد و در عین حال رسم امانت را نیز از دست نمی‌دهد در پاره‌ای موارد نیز آنچنان نوشته‌ها مختصر است که صورت خلاصه و یادداشت تاریخی پیدا می‌کند.

 

زبان تاریخ گزیده

زبان مستوفی در تاریخ گزیده زبانی ظریف و شاعرانه نیست بلکه خشن و زمخت است و با بکارگیری واژه‌های مغولی مثل، قورمیشی، یرلیغ، ایلچی، اولاغ، قوبچور تمغا، بیتکچی، تقماق، و تعداد معتنابهی اسامی مغولی و ترکی بر این خشونت زبان می‌افزاید. جالب این است که اینگونه واژه‌ها فقط در فصلی که مربوط به مغولان است بفراوانی دیده می‌شود و در سایر فصول بندرت از این واژه‌ها یافت می‌شود. در عین حال مستوفی فنون ادبی و مباحث بیانی را از یاد نمی‌برد و از صناعات بدیعی بهره می‌گیرد (و نمی‌دانست که در آسیا سپهر، آسیابان قهریه سنگ فنا دانه عمر او آس می‌کند چون دولت از و روی برگاشت به مردی نگه نتوانست داشت) ص ۴۷۰٫

شعر بفراوانی در کتاب دیده می‌شود که غالباً بدون ذکر نام شاعر است واژه‌های عربی، آیات و احادیث نیز در کتاب فراوان است.

 

تأثیر تاریخ گزیده بر کتب دیگر

با توجه به کتب مورد مطالعه مستوفی که در تدوین این کتاب مؤثر بوده‌اند، وسعت اطلاعات و گستردگی معلومات او بر ما آشکار می‌گردد که پاره‌ای از کتب مزبور در آغاز این مقوله ذکر کردیم، بنابر این تاریخ گزیده با این گستردگی مطالب توانسته مورد استفاده کسانی چون قاضی نورالله شوشتری در نوشتن مجالس المومنین و خواند میر در تألیف کتاب حبیب‌السیر و دیگر مورخان قرار گیرد.

پی‌نویس‌ها:

۱- نزهة‌القلوب مقدمه ص نوزده.

2- همان کتاب ص چهارده

3- مقدمه نزهت‌القلوب ص پانزده

منبع: روزنامه اطلاعات

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما