سرآغاز پیدایش فلسفه ایرانی
|۱۱:۴۲,۱۳۹۹/۵/۲۹| بازدید : 176 بار

 

 

اعلی تورانی -  فریبا رخداد

چکیده : شاید هرگز نتوان بطور دقیق و مسلّم معلوم کرد که علم و فلسفه در کدام نقطه از عالم و در نزد کدام مردم شروع شد و چگونه رشد و تکامل یافت؛ ولی قدر مسلّم این است که علم و فلسفه نمیتواند دارای یک زادگاه مشخص باشد. هرگز نباید تصور کرد که یک عده خاص و معینی یا ملتی مشخص آن را ساخته و پرداخته باشند، ولی اینکه کدام ملت گامهای اولیه را در بسط و ترقی و تکامل این معرفت پر ارج برداشته‌اند، جای بحث است .در یکی دو قرن گذشته، پژوهشگران و شرق‌شناسان، مطالب مختلفی درباره فلسفه و مرکزیت علم و اندیشه به تحریر درآورده‌اند که اغلب مغرضانه بنظر میرسد. عمده این متفکرین تلاش کرده‌اند که یونان و اروپا را اولین پایگاه و خاستگاه علم و فلسفه نشان دهند که اگر بخواهیم منصفانه‌تر قضاوت کنیم باید بگوییم که شاید چون منابع مکتوبی از گذشته‌های درخشان علمی شرق و خاورمیانه در دسترس آنها نبوده است، بیشتر دچار اشتباه شده‌اند و مدارک و شواهد تاریخی بسیاری وجود دارد که علما و بزرگان مشهور یونانی به مصر، هند، بابل و ایران سفر کرده و با کوله‌باری پر از دانش، فلسفه و عرفان و اشراق به یونان بازگشته‌اند و منابع موثقی وجود دارد مبنی بر اینکه کسانی همچون فیثاغورس و سقراط و... نزد مغان ایرانی تعلیم دیده‌اند. بدین ترتیب، فلسفه مغان مادستان ایران زمین در تاریخ فلسفه، دانش و عرفان قومهای شرق و غرب جهان نقش ویژه‌یی داشته است و این فیلسوفان، از جمله استانس، گبریاس، پازاتاس و استرامپ سی‌خوس میباشند که به فیلسوفان خسروانی یا فهلویون شناخته میشوند که نقش مهمی را در انتقال دانش ایرانیان به سراسر جهان داشته‌اند. بنابرین، در این نوشتار به دو تن از این فیلسوفان یعنی استانس و گبریاس پرداخته میشود .

 

دریافت مقاله

منبع: تاریخ فلسفه، شماره 21، تابستان 1394

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما