حقیقت و روش / ژان گروندن - ترجمه رضا داودی
|۱۱:۲۳,۱۳۹۹/۳/۲۶| بازدید : 246 بار

 

 

علوم انسانی هر روز تخصصی‌تر و پیچیده‌تر می‌شوند؛ اما در این میان باید توجه کرد که اگر علوم انسانی به جبر زمانه، لباس محقر تقلید از علوم روشمند را به تن کند، تقریبا در خطر تبدیل شدن به علمی بی‌معنا خواهد بود. کتاب «حقیقت و روش» بی‌تردید پادزهری برای این انحراف زهرآگین است. سخن گادامر در این اثر، به واقع درک تجربۀ حقیقت علوم انسانی و همچنین حقیقت فلسفه و خود حیات بشری است تا نشان دهد که نقطه تمایز آن با حقیقت روشمند و علم و فنّاوری در چیست که به عنوان تنها نوع دانش معرفی می‌شوند که نتایجش به درد استفاده آنی و بلاواسطه و بررسی «عینی» می‌خورد. قبل از گادامر، علوم انسانی در برابر علوم دقیقه دچار عقده حقارت نسبتا آشکاری بود (پس از او نیز تغییرات زیادی در این خصوص به وجود نیامد)، نیز در جستجوی روش‌شناسی موشکافانه‌ای بود که این امکان را فراهم می‌کرد که درخور احترام علمی باشد. برخی گمان می‌کردند (و همچنان می‌کنند) که علوم ذهنی باید روشهای آزمودۀ علوم محض را به کار بگیرد و برخی دیگر مانند دیلتای فکر می‌کردند که وظیفه دارند تا روش‌شناسی خاصی برای این علوم تهیه کنند، و این روش‌شناسی را می‌شود ذیل عنوان «هرمنوتیک» معرفی کرد.

 

به نظر گادامر «هرمنوتیک فلسفی» می‌توانست چیز دیگری باشد، نه یک روش‌شناسی برای علوم انسانی، بلکه تأملی در باب تجربه حقیقت که مشخصۀ این علوم است؛ علومی که جستجوی معنای حیات بشری را ادامه می‌دهند و مفهوم روش حد و مرز آنها را به‌درستی مشخص نمی‌کنند. برای تعیین حد و مرز این حقیقت، او به طور نبوغ‌آمیزی از مفهوم سنت اومانیسم الهام گرفت (سنت به واسطه زعمای علوم روشمند به ورطه نسیان سپرده شده بود). در سنت اومانیسم، هدف از دانش، بدون کنار گذاشتن سنت، تربیت کسی است که با تلاش برای گسترش افقهای خود، می‌آموزد و درک خود از چیزها را ارتقا می‌بخشد. او سپس به تجربه هنر متوسل می‌شود، چون تجربه هنر نیز فرد ناظر را با خود وارد جریان می‌کند. اثر هنری مفسر می‌خواهد تا معنایش منتقل شود. گادامر تأکید می‌کند که بدون «ارائه»، هیچ هنری وجود ندارد. در هنرهای نمایشی، بازیگرانی که نمایشنامه، قطعه‌ای موسیقیایی و یا تئاتری را اجرا می‌کنند، عهده‌دار ارائه معنای اثر هستند و تماشاگران هنرهای نمایشی نیز به همان اندازه در تولید این معنا دخیلند. در هنرهای تصویری هم چنین ارائه‌ای دیده می‌شود، زیرا اثر وجود پایدار چیزها (حقیقت اشیا) را آشکار می‌کنند و اجازه می‌دهند تا مفسران برای نخستین بار آنها را کشف کنند. در هنرهای کلامی، این زبان است که حامل ارائۀ معناست، چیزی که به طور کامل فقط در خواندن تحقق می‌یابد. تفسیر مفید و مبدعانه به معنای اثر افزوده نمی‌شود، بلکه جزئی از آن است و آن را به کمال می‌رساند. تلاش برای از بین بردن این سهم «سوبژکتیو» بی‌معناست؛ زیرا هنر فقط به واسطه تفسیر معرفی می‌شود. به این ترتیب است که روح هنر در تجربۀ مؤثر حقیقت دمیده می‌شود، اما آگاهی زیبایی‌شناختی که به‌زعم گادامر تولید ثانویۀ آگاهی روشمند دو قرن گذشته است، غایب است، وقتی که این آگاهی در آن فقط مسئله‌ای مربوط به زیبایی می‌بیند. الگوی هنر می‌آموزد که این فقط حقیقت نیست که مستقل از ناظر، قابل بررسی است و یک فرضیه را تأیید می‌کند، بلکه حقیقتی نیز وجود دارد که انتظارات ما را واژگون می‌سازد و از ما انتظار پاسخ دارد.

 

همین تجربه از حقیقت است که گادامر در تاریخ و علوم ذهنی می‌یابد. کار اصلی هرمنوتیک علوم انسانی ایجاد روش‌شناسیِ نافی سهم ناظر نیست، بلکه به رسمیت شناختن حق این سهم است و نشان‌دادن این اصل که چگونه این سهم ضامن تجربۀ شناخت است، همان‌طور که در تجربه هنر این‌چنین است. گادامر می‌کوشد در ابتدا به شیوه‌ای تحریک‌آمیز، پیش‌فرض‌های مربوط به فهم را دوباره احیا کند. در اینجا نباید کلمه «پیش‌فرض» را در مفهوم عادی و مدرن یا دکارتی آن درک کرد که بر اساس آن، پیش‌فرض به معنی پیش‌ادراکی غلط و زمخت تحمیل‌شده به چیزهاست، بلکه پیش‌فرض به معنی انتظار معنا، پرسشی پیشین و جهتی هدایت‌کننده‌ برای تحقیق است.

 

تمام علوم انسانی با پیش‌فرض‌هایی از این نوع هدایت می‌شوند و مسئله اساسی این است که فقط پیش‌فرض‌های درست و پرسش‌های مناسب را تصور کنیم. گادامر با رویکردی هگلی می‌گوید سنت و تاریخ دریافت اثر به ما در این زمینه کمک می‌کند؛ زیرا ممکن است عنصری از خرد در آنچه دلایلی برای او فراهم کرد و آنچه در تاریخ دریافت اثر تحمیل شد، وجود داشته باشد. در هر صورت بدین شکل است که مراجع کلاسیک در هنر، فلسفه و علوم انسانی و نیز معیارهایی که به ما امکان مخالفت با آنها را می‌دهند، توسعه می‌یابند.

 

گادامر به عنوان میراث‌دار آگاهی تاریخی معتقد است که آگاهی یافتن و توسعۀ «آگاهی از اثر تاریخی» یا «تاریخ دریافت هر نوع فهمی»، اهمیت دارد. موضوع این است که در هر فهمی نوعی «آمیزش افقها» وجود دارد که به کمک آن افق مفسر، افق چیزی که باید فهمیده شود و افق سنتی که آنها را یکی می‌کند، ترکیب می‌شوند. هیچ‌کس به طور کامل نمی‌تواند افق خود را به کناری نهد و این مطلوب هم نیست؛ زیرا افق ما در شنیده شدن معنای آثاری که می‌خوانیم، سهیم است. موضوع بازشناسی منابع پیش‌داوری‌ها و قضاوت‌های ما و همچنین آگاهی یافتن از محدودیت‌های چنین آگاهیی است؛ زیرا آگاهی غوطه‌ور در تاریخ نمی‌تواند در زمینه مشخص‌کردن خود به شفافیتی تمام و کمال دست یابد؛ بنابراین این آگاهی از اثر تاریخ، به آگاهی از محدودیت خود ما تبدیل می‌شود و به گشایشی به روی عقاید دیگر می‌انجامد. گادامر بعدها گفت: روح هرمنوتیک در این است که دیگری می‌تواند حق داشته باشد.

 

این گشایش گفتمانی به دیگری، باعث شد تا گادامر در قسمت سوم و پایانی کتاب خود که در آن از چارچوب علوم انسانی فراتر می‌رود و به شکل تأملی فلسفی و جهانشمول درمی‌آید، بر ماهیت اساساً زبانی فهم و موضوع آن تأکید کند. فهم ما اساسا زبانی است؛ زیرا مشخصۀ آن، جستجوی کلمات است برای گفتن آنچه باید فهمیده شود. آنچه فهمیده می‌شود نیز از این عنصر زبانی بهره‌مند است، به معنایی که هر چیزی فقط با زبان و کلماتی که آن را بیان می‌‌کند، درک می‌شود. گادامر در یکی از جملات مشهورش می‌گوید: «هستی‌ای که فهمیده می‌شود، زبان است».

 

تأکید هرمنوتیک بر روی عنصر زبانی و تاریخی فهم، به‌زعم گادامر به جز محدودکردن، به معنی همه چیز است. از دید او بُرد فهم و در نتیجه بُرد زبان، در اصل جهان‌شمول است و همین باعث می‌شود هرمنوتیک او خود را به جایگاهی جهان‌شمول ارتقا دهد: همیشه امکان یافتن کلمات، حتی لکنت‌آمیز برای آنچه قرار است فهمیده شود، وجود دارد؛ بنابراین فهم (Verstehen) اصلی همیشه ممکن است؛ تفاهم (Verständigung) نیز چنین است. گادامر خوش‌بین است و اعتقاد دارد فرد بدبینی که به خود می‌گوید همه چیز خراب خواهد شد، فاقد درستی است. او انتظارات را تا حد آرزوی مخفیانۀ شگفت‌زده شدن با روند خوش اتفاقات پایین می‌آورد.

 

کتاب «حقیقت و روش» مورد ستایش خوانندگان ممتازی چون یورگن هابرماس، کارل اوتوـ اپل، پول ریکور، ژاک دریدا، ارنست توگندهات، هانس روبرت یائوس، ولفگانگ ایسر، ریچارد رورتی، رونالد دورکین، چارلز تیلور و جیانی واتیمو که اولین مترجم کتاب نیز بود، قرار گرفت. هابرماس تحت تأثیر فضای عصر خود و اعتراضات عمومی سالهای ۱۹۶۰، نخست انتقاد سختی از احیای سنت در هر تفسیر گادامر کرد: «آیا سنت آن چیزی نیست که تأمل، یعنی همان نقد ایدئولوژی، باید به هر قیمتی متزلزل کند؟» گادامر در پاسخ گفت همیشه بر این تأکید داشته که: اقتدار سنت فقط می‌تواند به واسطه عمل به رسمیت شناختن و خرد متکی باشد، خود «نقد ایدئولوژی» در چارچوب سنتی است که مدعی رهایی‌بخشی است و عقلانیت آن فرض گرفته می‌شود. وی افزود: وقتی در جامعه صحبت از برداشتن نقاب از چهرۀ صورت‌های ارتباطات «تحریف‌شده به طور سامان‌مند» می‌شود، منتقد ایدئولوژی می‌گوید اینها را تشخیص داده است. پرسش این است که: «اقتدار و قدرت او از کجا نشأت می‌گیرد؟» مناظره میان هرمنوتیک و نقد ایدئولوژی، باعث نشد که هابرماس در نزد گادامر ایدۀ خرد ارتباطی را که خانه در زبان دارد و جستجوی فهم و تفاهمی که مشخصۀ آن است، نیابد.

 

ریکور که عادت به ایجاد آشتی میان نوابغ مخالف را داشت، پیشنهاد میانجیگری میان آن دو را داد: گادامر تأکید بیشتری بر ساحت تعلق داشت و هابرماس بر فاصله‌ای که ایدۀ فهم را به دنبال دارد، اصرار می‌کند. به نظر ریکور، تفکر در باب هر دو موضوع اهمیت دارد؛ اما در آثار بعدی خود بیشتر دنباله‌رو گادامر شد و در خواندن و اعمال معنا از سوی مفسر، نتیجۀ فرایند فهم را دید و این همان کاری است که یائوس و ایسر در تصویری که از مفهوم اثر ادبی داشتند، کردند.

 

دریدا با مفهوم گادامری فهم کنار نیامد، و در آن تلاشی برتری‌جویانه برای نادیده‌گرفتن دیگری را احساس کرد. گادامر در یک مناظره دشوار و آموزنده گفت: «این درست نیست؛ فهمی که من از آن صحبت می‌کنم، همواره باعث رهایی از خود و گشایش به سوی دیگری و خرد او می‌شود.» رورتی و واتیمو نیز در تأکید گادامر بر تاریخ‌مندی و زبان‌مندی فهم، انتقادی بر وسوسه‌های بنیادی مدرنیته و دعوت به تسامح بیشتر در برابر تفسیرهای مخالف را دیدند. اخیراً چارلز تیلور با استقبال از نظریۀ آمیزش افقها در نزد گادامر که در بر دارندۀ شناخت از محدودیت‌های خود و گشایش به سوی دیگری است، آن را الگویی برای درک میان فرهنگ‌ها خواند. شاهکار گادامر همچنان مخاطبان بسیاری دارد و به همین واسطه نظریه معنای آثار موجود در کتاب «حقیقت و روش» تأیید می‌شود.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما