میراث پهلوانی / نصرالله حدادی
|۱۳:۲۲,۱۳۹۹/۳/۲۰| بازدید : 107 بار

 

ورزش باستانی، برخاسته از فرهنگ ناب ایرانی است و برگرفته از اعتقادات ما، بر دو پایه اعتقادات دینی و ملی. تلفیق مروت و مدارا و رادمردی و گذشتِ امیر مؤمنان علی (ع)، با اشعار حماسی فردوسی توسی.

سه‌شنبه، بیستم خرداد، مصادف است با روز بزرگداشت فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه‌ای، و این در حالتی است که تقریباً در روی کره ارض، اکثر ورزش‌ها، فعلاً تعطیل می‌باشند و المپیک 2020 توکیو، قرار است در سال 2021 میلادی، در این کشور برگزار شود، به شرط این که، کووید 19، به کووید 21 مبدل نگشته و اجازه دهد، زندگی و ورزش به حالت عادی خود بازگردد، امری که در حال حاضر، هیچ‌کس، از پزشکان گرفته، تا سیاستمداران و اهالی علم، حاضر نیستند، نقطه تقریبی پایانی کرونا را حدس زده و فعلاً، امور ورزشی و مسابقات بین‌المللی «کان لم یکن» اعلام شده‌اند و اگر، در جایی ـ مثلاً آلمان ـ مسابقات فوتبال به راه افتاده، علاوه بر وضع پروتکل‌های درمانی سفت و سخت، خبری از تماشاگر نیست و تا کی این وضع ادامه خواهد داشت، خدا عالم است. اما فرهنگ پهلوانی ما و آنچه که ما ایرانی ها، از زور‌آزمایی و هماورد طلبی از نیاکان‌مان به یادگار داریم، با آنچه که در دنیا وجود دارد، حداقل درگذشته، تفاوت بسیاری داشت و امروز را در ادامه بحث، بازگو خواهم کرد.

 

ورزش، در اشکال و ابعاد گوناگون آن، امروزه به یک امر کاملاً گره خورده با عالم سیاست، جلوه‌گر شده و تمامی کشورهای جهان، سعی می‌کنند، در میادین بین‌المللی، جهانی، المپیک، قاره‌ای و منطقه‌ای و غیره، با تمام قوا حاضر شوند و شکست در زمینه ورزش، ناکامی در بسیاری از زمینه‌ها تلقی می‌شود و رویارویی ابرقدرت‌های جهان در المپیک، بیان‌کننده همین امر است و جنگ تمام عیار چین، آمریکا و روسیه در عرصه المپیک‌های سه دهه گذشته، نشان می‌دهد که چه سرمایه‌گذاری عظیمی در این رابطه صورت گرفته و می‌گیرد و هر کشوری که بتواند سکوی اول المپیک را از نقطه‌نظر تعداد مدال مرغوب کسب نماید، فتح‌الفتوح کرده و به گونه‌ای آقای جهان است و این در حالی است که تا قبل ورود چین به مجامع ورزشی جهان در بازی‌های آسیایی 1353 تهران، میدان المپیک، جنگ بین اتحاد جماهیر شوروی ـ با تمام اقمارش، از جمله آلمان شرقی ـ با آمریکا بود و با ورود چین، ضلع سوم آن نیز شکل گرفت و ضلع چهارم را باید به دیگر کشورهای آسیایی، آفریقایی، اروپایی و اقیانوسیه اختصاص داد.

میراث پهلوانی؛ ابراهیم مختاری و هدی صابر، 548 صفحه وزیری، سازمان میراث فرهنگی، چاپ اول، 1381، تهران.

 

ورزش ایران، تا قبل از شروع قرن حاضر، تقریبا در کشتی پهلوانی و میل و کباده و سنگ گرفتن و «شنو رفتن» در زورخانه‌ها متجلی می‌شد و با آشنایی عموم مردم با ورزش‌های فرنگی و بخصوص آن دسته که با توپ انجام می‌شود، آن‌گاه بروز و ظهور یافت که در گوشه و کنار کشور، مستشاران و یا خارجیان مقیم ایران، به این بازی‌ها پرداختند و رفته رفته عمومیت یافت و کم‌کم، با گسترش این‌گونه ورزش‌ها و حاکم شدن قوانین بین‌المللی، زور و قدرت به جای حرمت نشست و برنده و بازنده شدن ملاک ورزشکار بودن شد و ورزشی که در ذات و ماهیت خود، هرگز صاحب حد نصاب و رکورد نبود، با کج‌اندیشی مسئولین ورزشی کشور، به مذلت کشیده شد و آن‌گاه که امثال شعبان جعفری‌ها، به جای آقا سید حسن رزاز (شجاعت) و حاج محمدصادق بلور فروش، دو پهلوان نامی تهران که به آنها در مسجد اقتدا می‌شد و میاندار گود بودند، براریکه فدراسیون کشتی پهلوان تکیه زدند، آنچه که گم شد، فتوت و گذشت و مردانگی بود و پهلوانی رفت و قهرمانی آمد و اگر تا دیروز، پهلوانی به گود مقدس زورخانه اعتبار بخشید و باعث قوام و دوام آن می‌شد، این بار قهرمان، از آن اعتبار گرفت، تا صاحب معدن گشته، به شورای شهر راه یابد، بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه زند و به هزار «آلاف و اولوف» دیگر برسد، چراکه قهرمان است و میراث‌دار پهلوانان شده است!

ورزش کشتی، رسماً از سال 1323 از کشتی پهلوانی جدا شد و با راه‌اندازی فدراسیون و تشکیلات سازمانی و گماردن ارتشی‌ها در رأس آن، و عضویت در «فیلا» و حضور در میادین جهانی، نقض غرض بزرگی در ورزش ایران پدید آمد.

 

دخالت دولت‌های وقت در راه‌اندازی زورخانه‌های دولتی ـ مثل بانک ملی در سال 1324، شعبان جعفری در 1336 و امثالهم ـ وضع را بدتر کرد و از آن پس عنوان «ورزش باستانی» جانشین جمله «ورزش زورخانه‌ای و کشتی پهلوانی» شد و از آنجا که مردم، پهلوانان خود را برمی‌گزیدند و به آن‌ها احترام می‌گذاشتند، این بار، دولتی‌ها، رییس برای این امور می‌گماشتند و رفته رفته، قلب ماهیت شد و رسم پهلوانی، ورافتاد.

 

این ورزش، در ذات و ماهیت خود، با فتوت گره خورده است و آن‌گاه که جهان پهلوان تختی در المپیک 1956 ملبورن (1335 شمسی) بالاتر از بوریس کولایف روس و پت بلر آمریکایی، صاحب گردن آویز طلا شد، بار دیگر ورزش پهلوانی معنا و مفهوم دیگری پیدا کرد، چرا که این مهم پس از کودتا 28 مرداد سال 1332 به وقع پیوسته بود و تختی، هوادار مصدق و نهضت ملی‌شدن صنعت نفت بود و بی‌اعتنا به دربار:

حماسه جهان پهلوان تختی؛ به کوشش محمدعلی سفری، 368 صفحه، وزیری، چاپ دوم، نشر نامک، 1380، تهران.

 

این امر پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آن هم پس از هشت سال جنگ تحمیلی، که به ورزش توجه چندانی نمی‌شد، با قهرمانی علیرضا سلیمانی، در مسابقات جهانی 1989 (1368 ش) مارتینی سوییس، بار دیگر رخ نمود و مسوولین کشور را به فکر فرو برد که در دیگر عرصه‌ها نیز می‌توان، حرفی برای گفتن داشت و این در حالی بود که دو المپیک مسکو و لوس‌آنجلس، از سوی ایران تحریم شده بود و حضور چندان پررنگی در عرصه ورزش در سطح جهان نداشتیم و با پیروزی سلیمانی بر بوریس بومگارتنر امریکایی و قرار گرفتن او بر روی سکوی اول، در حالی که در سکوی سوم اصلان بیک خاداراتسف روس ایستاده بود، بار دیگر حماسه تختی و المپیک ملبورن معجزه کرد و عزت و خودباوری در عرصه ورزش، متوجه ایران و ایرانی شد و از آن پس بود که به ورزش، با توجه به استعدادهای مختلف، توجه شد و طی سه دهه گذشته، سرود و پرچم کشورمان، در صحنه‌های بین‌المللی ورزشی، بارها مترنم شده و به اهتزاز درآمده است.

 

ورزش پهلوانی، نزد اخیان، شطّاران، صعلوکان، و عیاران ریشه در فتوت داشت و با جوانمردی گره خورده بود و دو رکن اساسی، پوشاندن راز و نان دادن، از جمله صفات بارز آنان بود. عفاف و پاکدامنی، دستگیری از ضعفا، فداکاری و بی‌نیازی و استغنا و دوری‌گزینی از دروغ گفتن، حتی به صورت مصلحتی، از دیگر شاخصه‌های پهلوانان بود و این رسم، ریشه‌ای بس عمیق در تاریخ ایران دارد و بعد از پیوندخوردن اعتقادان دینی و مذهب حقّه تشیع با باورهای اساطیری ایرانیان و اقتدا به مولای متقیان علی (ع)، به‌عنوان سلسله جنبان رادمردی و گذشت و آنچه که میراث فردوسی بزرگ و شاهنامه، برگرفته از تاریخ کهن این سرزمین بود، سرفصل جدیدی در این راه و رسم گشود و طی هزار سال گذشته، اساس ورزش پهلوانی بر این دو پایه استوار بوده است.

سَمَک عَیّار؛ فرامرز بن خداداد بن عبدالله الکاتب الارجانی، بازنویسی سیدعلی شاهری، با مقدمه دکتر محمد روشن، دو جلد، 1591 صفحه وزیری، چاپ دوّم، انتشارات صدای معاصر، 1383، تهران.

 

«فراز و فرود رسم جوانمردی و گذشت» را طی قرون و اعصار گذشته تاکنون را می‌توانیم در لابه‌لای سطور صفحات کتاب‌های معرفی شده، بیابیم. از یعقوب لیث صفار، تا نسیم و سمک عیار، به روزگاران قدیم و پهلوان اصغر نجار و سیدمحمد علی مسجد حوضی و میرزا باقر دراندرونی، تا عباس کوره‌پز و حاج عبدالحسین فیلی (فعلی) و مهدی قصاب و اصغر بازارچه، در روزگارانی که هنوز ورزش پهلوانی تحت سلطه دولت پهلوی‌ها نبود، و به روزگار ما، قهرمانی که پهلوانی را معنا بخشید: غلامرضا تختی.

برای تدوین تاریخ ورزش پهلوانی، طی هفتاد سال گذشته تلاش‌هایی صورت گرفته و در میان چند اثر برجسته و خوب، حسین پرتو بیضایی، با:

تاریخ ورزش باستانی ایران (زورخانه‌) 472 صفحه وزیری، انتشارات زوار، 1382، تهران.

 

اطلاعات ذی قیمتی را در برابر دوستداران این ورزش قرار می‌دهد و «فرهنگنامه» این ورزش را بازگو می‌کند. لغات و اصطلاحاتی که بعضاً هنوز هم به هنگام کشتی گرفتن، به زبان راوی و یا گزارش‌گر می‌آید: تو حلق، حمال بند، اشکل‌گربه، قفل قیصر، شتر غلت، چنارانداز، درخت کن، قصاب شکن، پلنگ شکن، مشکِ سقا، دست در شکن، حمال بند، گاوتاب، گوسفندانداز، زشت و زیبا، آفتاب مهتاب، دم گاو، میان‌کوب، و ... مهجورتر از این لغات اصطلاحاتِ: بدل‌کار، لنگ‌انداختن، سنگِ کشتی، واگیر، حرامی گرفتن، نوخاسته، و ... که اگر ثبت و ضبط نمی‌شدند، به یقین از بین می‌رفتند و اشعاری که خاص این ورزش است و سروده «میرنجات اصفهانی» که تمامی اصطلاحات روزگار خودش در ورزش پهلوانی را در غالب مثنوی، به زیبایی سروده است. (ص 427 ـ 396، شامل 268 بیت). و غلامرضا انصاف‌پور نیز در:

تاریخ و فرهنگ زورخانه و گروه‌های اجتماعی زورخانه، 352 صفحه، وزیری، نشر اختران، چاپ اول، 1386، تهران.

 

دانشنامه خاصی از این رشته ورزشی را در برابر خواننده‌اش می‌نهد و از جمله دوازده صفت را برای آنان، از اهم کارها می‌داند: ترس از خدا، متابعت شرع، تن قوی، زبان خوش، دل دلیر، خرد کامل، صبری تمام، علمی به کمال، جهد دائم، خلقی پسندیده، مستوری از حرام و نعمتی پردوام. در صفحات پایانی این کتاب (343 به بعد) با اسامی قدیمی‌ترین روزخانه‌های تهران، قم، کاشان، اصفهان، بروجرد، تبریز، کاشان، آبادان، رشت، کرمانشاه و ... جای جای ایران آشنا می‌شویم؛ زورخانه‌هایی که بسیاری از آنان همانند مرشدهای معروفی، چون: مرشد ابراهیم حمزه‌ای، مرشد حسینی اوراقچی، مرشد تقی حمامی، مرشد حسین سنگلجی، مرشد عباس نقاش، و ده‌ها مرشد دیگر، فقط نامی از آنها باقی مانده است.

نجفی تهرانی، مرشد فرامرز، ریتم‌های ورزشی، با همکاری دکتر اسدالله حجازی، رحلی، 208 صفحه، انتشارات پارت، چاپ اول، تابستان 1370، تهران.

 

ضرب، یار و یاور مُرشد برای راه‌اندازی پهلوانان، در داخل گود است و با هر برخورد انگشتان دست، بر روی ضرب، پهلوانان، یکی از شیرینی کارهایی مخصوص این ورزش را، به نمایش می‌گذارند و اساساً نواختن ضرب در زورخانه تابع «نت» نیست و سینه به سینه، آموخته شده و مرشد فرامرز نجفی ـ که یکی از خوش صداترین مرشدهای تهران بود و امروز فرزندش به جای او، ضرب و زنگ می‌نوازد ـ آن را به قاعده آورده و بزرگانی چون کامبیز روشن‌روان و مرحوم جابر عناصری ضمن نوشتن مقدمه، این کار را ستوده‌اند و به ریتم و نت کشیدن، گام مهمی است در ثبت و ضبط یکی دیگر از ابعاد این ورزش کاملاً ایرانی.

***

در ادبیات عامیانه، کم نیستند تکیه کلام‌ها و اشعاری که توسط مرشدها و هنگام حضور ورزشکاران در گود، خوانده می‌شود و اغلب این اشعار را به پهلوان محمود قتالی خوارزمی، ملقب به پوریای ولی نسبت می‌دهند:

پریای ولی گفت که صیدم به کمند است

از همت داوود نبی بخت بلند است

افتادگی آموز، اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

***

گر مرد رهی نظر به ره باید داشت

خود را نگه از کنار چه باید داشت

در خانه دوستان چو گشتی محرم

دست و دل و دیده را نگه باید داشت

***

گر بر سر نفس خود امیری مردی

ور بر دگری خرده نگیری مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن

گر دست فتاده‌ای بگیری مردی

***

از لطف تو هیچ بنده نومید نشد

مقبول تو جز، مقبل جاوید نشد

لطفت به کدام ذره پیوست دمی

کان ذره به از هزار خورشید نشد

 

ورزش باستانی، برخاسته از فرهنگ ناب ایرانی است و برگرفته از اعتقادات ما، بر دو پایه اعتقادات دینی و ملی. تلفیق مروت و مدارا و رادمردی و گذشتِ امیر مؤمنان علی (ع)، با اشعار حماسی فردوسی توسی.

 

طی چند سال گذشته مسوولین ورزش کشور، اصرار زیادی برای این امر داشته و دارند که ورزش باستانی ما در ابعاد جهانی بروز و ظهور پیدا کند. این خواسته چند آفت را می‌تواند به همراه داشته باشد. اول: چنانچه این ورزش دارای قواعد و قوانینی جهانی شود، آیا گریز و گزیری از آن داریم و می‌توانیم آن را اطاعت نکنیم؟ دوم: ورزش پهلوانی در گود زورخانه‌، معنا و مفهوم پیدا می‌کند و نه کف خیابان و صاحب حد نصاب (رکورد) نیست و چناچه این امر را در سطح مسابقات بین‌المللی، مثلاً تعداد میل گرفتن و یا شنا رفتن ورزشکاران را ملاک قرار دهیم، تا بر روی سکوهای سه‌گانه قرار گیرند، به گونه‌ای نقض غرض با ذات و سرشت این ورزش است که اساس آن، غلبه بر نفس اماره است و هماورد طلبی نیست، نمی‌باشد؟ و سوم: ورزشکار خارجی، چه درک و فهمی از اعتقادات شیعه و اشعار حماسی فردوسی می‌تواند داشته باشد، تا دریابد که، نه تعداد میل گرفتن، نه زورآزمایی، نه هماورد طلبی، نه پیروز شدن بر رقیب، ملاک نیست و تنها و تنها، آموختن آداب پهلوانی صلاح و صرفه است و اگر پهلوانی در گود زورخانه، رخِ حریف را زرد نمود، دیگر او پهلوان نیست و نمی‌باید در این ورزش مقدس دل کسی را شکست، بلکه باید دلی به دست آورد.

 

ورزشکار اهل کشور بورکینافاسو، چه می‌داند پوریای ولی، همان کاری را کرد که امیر مؤمنان، با عمر بن عبدوود. نه علی(ع) از سرکین و دشمنی به مبارزه با دشمن خدا و دین برخاست و نه پوریای ولی، حاضر شد به هر قیمتی بر حریف غیر ایرانی خود پیروز شود. این مفهوم، فقط در فرهنگ ما مستتر است و بس و امکان بسط و توسعه آن به دیگر کشورها، حتی کشور همسایه‌ ما، ترکیه، که در برخی از زمینه‌ها،‌از فرهنگ مشترکی برخورداریم، وجود ندارد و چرا این ورزش در افغانستان و تاجیکستان، به رغم هم ریشه بودن تاریخی، جایگاه خاصی را پیدا نکرده است؟ در تاجیکستان، آن‌ها به فردوسی عشق می‌ورزند، اما اهل سنت‌اند و این ورزش در این کشور جاگیر نشده است. سرمایه‌های کشورمان را به هبا و هدر ندهیم و آن را در داخل کشور، برای پرورش قهرمانانِ پهلوان منش، خرج کنیم.

منبع: ایبنا

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما