ادبیات نقد در فرهنگ اسلامی / حسن انوشه
|۱۱:۴۵,۱۳۹۹/۳/۱۳| بازدید : 579 بار

 

پس از تشکیل دولت اسلامی و گردآمدن ملتهای گوناگون به زیر پرچم اسلام رفته رفته تمدن شکوهمندی شکل گرفت که آن را به نام تمدن اسلامی می شناسند. چندین ملت که از کران رود سند تا دامنه های کوه پیرنه پراکنده بودند در پدید آوردن این تمدن و بارور کردن آن سهم داشتند. اما آیا صرف گردآمدن چندین ملت به زیر یک پرچم و احیاناً فرمان بردن آنها از دولتی واحد سبب  زایش تمدنی تازه می شود؟

اگر چنین است پس چرا فی المثل امپراتوری عثمانی  که روزگاری دراز کمابیش بیست ملت را زیر فرمان خود داشت نتوانست تمدنی پدید آورد که به نام آن امپراتوری آوازه یابد؟

اعراب مسلمان پس از آنکه از شبه جزیره عربستان پا بیرون گذاشتند در عراق، سوریه، ایران و مصر به ملتهایی برخوردند که دارای تمدن و فرهنگی پیشرفته بودند و در تمامی شاخه های علوم آن روزگار دستاوردهای بزرگی داشتند. اعراب در سرزمین های نو گشوده به همان فرمانروایی بسنده کردند و سررشتۀ کارها را به دست کار به دستان پیشین وانهادند. آنها چندان پروای دین فرمان گزاران خود را نداشتند و نگران بهشت و دوزخ ایشان نبودند، بلکه گه گاه ای بسا ترجیح می دادند که آنها بر دین گذشتۀ خود بمانند و در عوض به فرمانروایان خود جزیه بدهند و آنها نیز از راه گرفتن این جزیه ها زندگی را آسوده بگذرانند. کسانی که هنوز از شور ایمان سرشار بودند داوطلبانه به ثغور یا مرزهای سرزمین های اسلامی می رفتند و در کنار آنهایی که به بوی رسیده غنایم به سرحدات آمده بودند با کافران می جنگیدند و در آنجا یا کشته می شدند یا با دست پر از غنایمی که از کافران گرفته بودند به خانه های خود باز می گشتند.

نامه فرهنگ، تابستان 1381 ، شماره 44

 

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما