راز بگشا ای علی مرتضی
|۱۰:۴۹,۱۳۹۹/۲/۲۷| بازدید : 161 بار

 

گذری به تعدادی از ترجمه‌های معتبر نهج‌البلاغه

بهمن فاطمی: جایگاه نهج‌البلاغه در جهان اسلام به ویژه نزد شیعیان، چنان رفیع است كه دومین كتاب مهم مسلمانان بعد از قرآن محسوب می‌شود. كتابی كه نزد ایرانیان هم اهمیت بسیار زیادی دارد. چنان‌كه در اغلب خانه‌ها نسخه‌ای از آن را در كنار قرآن می‌بینیم.

سابقه ترجمه نهج‌البلاغه به زبان فارسی به قرن دهم هجری برمی‌گردد. یعنی دور و بر 5 قرن بعد از آنكه سیدرضی این كتاب را گردآوری كرد. زمانی كه صفویان به عنوان حكومتی شیعی بر ایران حكم می‌راندند.

پس از آن رفته‌رفته تمایل به برگرداندن این اثر مهم تاریخ اسلام به فارسی زیاد شد؛ چنان‌كه در میان مترجمان و شرح‌نویسان، تنها شیعیان دیده نمی‌شدند و شماری از علما و نویسندگان اهل تسنن هم به ترجمه و تفسیر این كتاب رغبت نشان دادند و وارد عمل شدند. نهج‌البلاغه در زبان فارسی مترجمان مختلفی دارد. اعم از شیعیانی كه به این كار مبادرت كرده‌اند یا اهل تسننی كه نسبت به انجام آن تكلیفی فرهنگی احساس كردند.

در اینجا بنا داریم گذری كنیم به تعدادی از ترجمه‌هایی كه از این كتاب به زبان فارسی شده است.

 

برآمده از رویای صادق

نام علامه محمدتقی جعفری با اندیشه اسلامی پیوند خورده است. از این عالم فقید فلسفه اسلامی به عنوان یكی از معتبرترین مفسران نهج‌البلاغه نیز یاد می‌شود. او یكی از ترجمه‌های قابل ‌اعتنای نهج‌البلاغه را به دست داده. ترجمه‌ای كه بنا به روایات نقل‌‌ شده از او، حكایت غریبی دارد. موضوع به خوابی برمی‌گردد كه كسی در آن علامه امینی، از علمای معروف شیعه و هم‌قوم و همزبان علامه جعفری را دیده و علامه امینی در آن توصیه‌ای كرده است كه در نهایت منجر به ترجمه نهج‌البلاغه شد. علامه امینی كه در سال 1349 از دنیا رفت؛ در آن خواب - كه به رویای صادقه تعبیر شده است- از شخص خواب‌دیده خواسته است كه توصیه‌ای را به علامه جعفری برساند: «به محمدتقی جعفری سلام مرا برسان و بگو ما در عالم برزخیم نمی‌توانیم كاری بكنیم ولی شما كه در دنیایی شرح نهج‌البلاغه را شروع كن و به تاخیر نینداز.» علامه جعفری بنا به آنچه خودش گفته، با شنیدن این خواب كارهای دیگرش را رها كرد و دست به كار نگارش شرح نهج‌البلاغه شد. اگرچه سرطان مانع از آن شد كه شرحش را به بیش از 185 خطبه برساند اما ترجمه نهج‌البلاغه هر طور كه بود در 27 جلد آماده شد. ترجمه‌ای كه امروز مورد كاربرد علاقه‌مندان و پژوهشگران است.

 

خویشتن‌داری در برابر تفسیر

در میان ترجمه‌های نهج‌البلاغه، ترجمه عبدالحمید آیتی ویژگی خاصی دارد و آن پایبندی فارغ از هر گونه تفسیر به متن اصلی است. این پژوهشگر، نویسنده و مترجم معاصر عربی كوشیده است كه ترجمه‌اش از نهج‌البلاغه تا حد ممكن از تفسیر او در مقام مترجم خالی باشد و در عین حال بیشترین شباهت نحو فارسی را با نحو عربی نهج‌البلاغه داشته باشد. مثالی كه برای این خویشتنداری می‌زنند، جالب و تا حد زیادی گویاست. اینكه آیتی حتی در برگرداندن ضمیر مجهول از معادل استفاده نمی‌كند و آن ضمیر را همان طور از عربی به فارسی می‌آورد و تنها تغییری كه می‌دهد، افزودن گیومه‌هایی است كه نشان دهد این كلمه از متن اصلی به متن مقصد آمده. به معادل كلمه «فلان» به جای خودش در ترجمه فارسی در نمونه زیر توجه كنید:

«اما واللّهِ لقدْ تقمّصها فلان و اِنّهُ لیعْلمُ انّ محلّی مِنْهامحلُّ الْقُطْبِ مِن الرّحی» (آگاه باشید. به خدا سوگند كه «فلان» خلافت را چون جامه‌ای بر تن كرد و نیك می‌دانست كه پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب» (خطبه سوم)

 

از این رویكرد آیتی در ترجمه تعابیر متفاوتی می‌شود. برخی آن را حفظ امانت متن اصلی در متن مقصد می‌دانند و دیگرانی از آن به این جهت انتقاد می‌كنند كه این خویشتنداری منجر به انتقال نیافتن برخی مفاهیم از عربی به فارسی شده است.

به هر روی، نثر آیتی از یك سو و دانش او در زبان‌های عربی و فارسی از سوی دیگر به ما می‌گوید كه نمی‌توان از او به عنوان یكی از بهترین مترجمان عربی به فارسی یاد نكرد. چنان‌كه بسیاری بر این باورند كه ترجمه قرآن او یكی از فرهیخته‌ترین ترجمه‌های موجود در زبان ماست.

 

از ادبی‌ترین ترجمه‌ها

از دیگر ترجمه‌های نهج‌البلاغه، كار سیدجعفر شهیدی است كه در دهه 60 انجام داد و منتشر كرد.

از این ترجمه به عنوان یكی از ادبی‌ترین ترجمه‌های نهج‌البلاغه یاد می‌شود. بهره‌گیری از آرایه‌های ادبی و به كار بستن صنایعی چون مراعات‌النظیر (كه ماهیتا به صنایع ادبیات عرب نزدیكی زیادی دارد)، استعاره، تشبیه و... از خصلت‌های ترجمه سیدجعفر شهیدی است.

شهیدی در ستایش كتاب در مقدمه خود به نامگذاری درخشان آن می‌پردازد و می‌نویسد: «در میان هزاران نام كه مصنفان، مولفان یا مترجمان حوزه مسلمانی بر كتاب‌های خود نهاده‌اند هیچ نامی چون نهج‌البلاغه (راه سخن رسا گفتن) با محتوای كتاب منطبق نیست و می‌توان گفت این نام از عالم غیب بر دل روشن شریف رضی افاضه شده است كه «الاسماء تنزل من السماء». راه سخن گفتن را در این مجموعه باید آموخت.»

 

ترجمه‌ای پرطرفدار

ترجمه محمد دشتی در میان ترجمه‌های موجود از نهج‌البلاغه یكی از پرطرفدارترین‌هاست. این را استقبال وسیع فارسی‌زبانان علاقه‌مند به این كتاب نشان می‌دهد. زبان همه‌فهم ترجمه، نامگذاری خطبه‌ها و... در 1500 عنوان، ثبت شأن صدور خطبه‌ها و نامه‌ها و حكمت‌ها از مهم‌ترین دلایل استقبال عمومی از ترجمه دشتی است. در آخر كتاب جدولی تعبیه شده است و در آن اختلاف نسخه‌های مختلف نهج‌البلاغه آمده است كه از این كار می‌توان به ابتكار محمد دشتی یاد كرد. به باور بسیاری از خوانندگان كتاب، این جدول مزید بر علت اهمیت ترجمه دشتی شده است. ترجمه‌ای كه زمستان 78 به پایان رسید. مصطفی محقق داماد ترجمه شهیدی از نهج‌البلاغه را یكی از بهترین ترجمه‌ها از این كتاب دانسته است.

 

حاصل 10 سال كار جدی

علینقی حسینی دیباجی معروف به سیدعلینقی فیض‌الاسلام صاحب یكی از معروف‌ترین ترجمه‌های نهج‌البلاغه است. این روحانی شیعه كه یكی از كارهایش ترجمه متون اسلامی از عربی به فارسی بوده، علاوه بر نهج‌البلاغه، مترجم آثار معروف دیگری از متون اسلامی از جمله قرآن و صحیفه سجادیه هم هست.

ترجمه حاج سیدعلی نقی فیض‌الاسلام از نهج‌‌البلاغه 10 سال طول كشید و این تا حدی گواه جدیت كار نزد او می‌تواند باشد. ترجمه او از این كتاب، شامل شش جلد است.

از ویژگی‌های ترجمه او می‌توان به بیان گیرا و قلم روان اشاره كرد.

بسیاری از كسانی كه درباره ترجمه‌های نهج‌البلاغه به فارسی نظر داده‌اند، معتقدند كه در طول نیم‌سده گذشته، یكی از پراستقبال‌ترین ترجمه‌های این كتاب مهم تاریخ اسلام، ترجمه حاج سیدعلینقی فیض‌الاسلام است.

نسخه‌ای كه از ترجمه فیض‌الاسلام وجود دارد، به لحاظ فرم ظاهری هم جذاب است. خط زیبای طاهر خوشنویس تبریزی یكی از جلوه‌های نهج‌البلاغه‌ای است كه سیدعلینقی فیض‌الاسلام ترجمه كرده است. خود مترجم درباره آنچه او را به ترجمه این اثر واداشت گفته است: «گاهی در بعضی مجالس دینی و مذهبی پاره‌ای از كلمات این كتاب را خوانده و معنی می‌كردم. شنوندگان به شگفت آمده و می‌گفتند: اگر علما و رجال دینی ترجمه فرمایشات امام علی(ع) در كتاب نهج‌البلاغه را به‌ طوری كه در خور فهم فارسی‌زبانان باشد نوشته بودند، همه از آن بهره‌مند می‌شدند ولی افسوس كه از ترجمه و شرح‌هایی كه در دسترس است، چنان‌كه باید استفاده نمی‌شد. بنابراین بر نگارنده واجب شد كه دست از كار بردارم و این كتاب جلیل را به زبان فارسی سلیس و روان ترجمه كنم.»

 

اهمیت وزین و ارزشمند بودن / مصطفی محقق‌داماد

در میان مترجمان نهج‌البلاغه استاد سید‌جعفر شهیدی یكی از مترجمان برجسته بود. همچنین جناب استاد عبدالمجید معادیخواه یكی دیگر از این مترجمان ارزشمند است. معتقدم در حق آثار ایشان بی‌لطفی شده است. ایشان در یك مجموعه ده جلدی با نام فرهنگ آفتاب روی نهج‌البلاغه كار كرده‌اند و یك ترجمه هم از نهج‌البلاغه با نام «خورشید بی‌غروب» دارند. به روانی قلم ترجمه ایشان كمتر مترجمی دیده‌ام!

 در كنار این ترجمه، ترجمه مرحوم فقیهی است. ایشان دبیر من در قم بودند. در كنار این سِمت، كارهای بسیار مهمی كرده‌اند. ترجمه ایشان از نهج‌البلاغه بسیار وزین و ارزشمند است.

«برای از بین بردن نام حضرت علی (ع) از همان روزهای نخستین هزینه‌های بسیاری صرف شده است. معاویه برای از بین بردن نام ایشان پول كلانی خرج كرد. این كار تا به آنجا رسید كه به تمام امامان جمعه خود دستور داد تا در نمازهای جمعه لعن علی(ع) را رایج كنند و لعن ایشان را یك كار اداری دفتری كرد. جاحظ نقل این موضوع را داشته است و ابن ابی‌الحدید از جاحظ این نقل‌ها را بیان داشته است.

به‌رغم تمام این هزینه‌ها ترور امیرالمومنین به دست افرادی انجام نشد كه تحت‌تاثیر این بدگویی‌ها و تخریب‌های دولت وقت قرار گرفته باشند، بلكه این ترور به خاطر جهل مقدس بود. یك جاهل مقدس این كار را در راه خدا انجام داد.

 

از مهم‌ترین كتب ادب عربی / احمد پاكتچی

نهج‌البلاغه دربردارنده مجموعه‌ای از خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات قصار امیرالمومنین علی(ع)، در عین آنكه یك اثر ارزشمند حدیثی و منشوری از تعالیم سازنده اسلام است، یكی از مهم‌ترین كتب ادب عربی و نماد بلاغت در آن زبان نیز شمرده می‌شود. این كتاب، از دیرباز تاكنون، مورد توجه عالمان مسلمان واقع شده و بی‌تردید پس از قرآن كریم، بیشترین آثار و تالیفات در ارتباط با آن نگاشته شده است؛ شناسایی آثار و نویسندگان برتر و معرفی شایسته آنها به جامعه علمی، تشویق و حمایت از نویسندگان كتب برتر و دیگر مترجمان، مصححان و پژوهشگران، ترویج سبك زندگی علوی در فرهنگ عمومی با معرفی آثارِ برگزیده و قابل استفاده در حوزه نهج‌البلاغه و ترویجِ فرهنگ كتابخوانی به‌ویژه كتاب‌های مرتبط با نهج‌البلاغه و امیرالمومنین(ع) در میانِ عموم مردم و جریان‌سازی فرهنگی با ایجاد شبكه نخبگان پژوهشگر در عرصه آموزه‌های علوی به‌ویژه معارف نهج‌البلاغه ازجمله مهم‌ترین اهداف جایزه جهانی كتاب نهج‌البلاغه [كه دبیری آن را برعهده داشتم] بود. مساله‌محور بودن پژوهش، بهره‌مندی از قدرت تحلیل و استنتاج منطقی، ارایه هر چه بهتر راهكارهای امیرمومنان(ع) برای حل مشكلات جامعه، كمك به استحكام تئوریك مبانی سبك زندگی با رویكرد علوی، جریان‌سازی مثبت فرهنگی پیرامون

امام علی(ع) و نهج‌البلاغه و ارتقای سطح سواد عمومی جامعه در حوزه معارف علوی از مهم‌ترین معیارهای انتخاب آثار برگزیده در این طرح به شمار می‌رفت.

 

ضرورت فهمیدنی و عام بودن ترجمه / عبدالحمید معادیخواه

«حقش بود كه نهج‌البلاغه خیلی زودتر از اینها در جامعه ما مطرح شود. خوشبختانه خراسانی‌های ما با فاصله هفتاد و دو سه سال این كتاب را در دست گرفتند. «احمد بن محمد بن وبری خوارزمی» در نیشابور نهج‌البلاغه را تدریس می‌كرد و شرح بزرگی بر آن نوشته است. حدود ۹۵ سال بعد، بیهقی در «معارج نهج‌البلاغه» نود مورد از وبری نقل می‌كند. براساس فهرستی كه آقای دانش‌پژوه شمرده است، ۹۴ مورد معارج نهج‌البلاغه وجود دارد.

كلام علی، كلام عجیبی بود. خوشبختانه ما ترجمه‌های زیادی داریم، ولی حقا اگر مجموعه امتیازها را روی هم بگذاریم ترجمه آقای فقیهی بی‌نظیر است. مثلا اگر از ویژگی‌های ترجمه بگوییم كه ترجمه باید فهمیدنی و فهمیدنی بودنش عام باشد، باید دقیق و ادیبانه و استوار باشد. در میان آنها كلام علی است كه هیچ مترجمی نتوانسته بدون پرانتز این اثر را ترجمه كند.

خب استاد فقیهی هشت سال این اثر را ترجمه كرده‌اند و چهار سال باقی را به تصحیح كلمه به كلمه آن پرداخته‌اند، ولی تامل‌ها و دقت‌های بسیار خوبی دارند. ما از عربی به فارسی ترجمه می‌كنیم و گاهی ذهنیت فارسی ما رهزنی می‌كند و عربی را به فارسی برمی‌گردانیم كه آن فارسی ترجمه شده خود، كلمه عربی است. در حالی كه در این اثر به این مسائل دقت شده است.‌

 

قلمی در اوج و بی‌نظیر/ محمدعلی مهدوی‌راد

قلم و سخنی كه امیرالمومنین داشت در اوج بود و بی‌نظیر. گرچه ابن خلكان گفته است كه این نوشته‌ها را رشیدالدین رضی ساخته است ولی با خواندن این متون و سخنان متوجه می‌شویم كه اصلا این امكان وجود ندارد و همگی متعلق به حضرت علی (ع) است. از طرفی سید رضی «نقیب النقب» است. نقابت در آن روزگار یعنی دولت در دولت. اولین نقیب النقبا پدر رضی بود و دومی سیدرضی است. رضی به‌شدت با خلافت عباسی مخالف بود و در دیوان خود، چهار قصیده بسیار بلد در نقد خلافت و تندی بر خلافت سروده است. از داستان‌های این مخالفت‌ها و اتفاقاتی كه رخ داده می‌توان گفت كه نهج‌البلاغه آیین‌نامه حاكمیت و حكومت است و سید‌رضی نهج‌البلاغه را به عنوان مرام‌نامه حكومت نوشته است. هر چه كه سیاسی است و بعد حاكمیتی است اما سید گزینش نكرده است.

خطبه «قاصعه» طولانی‌ترین خطبه است و بزرگ‌ترین متن برای شناخت نفسانیتی است كه از فطرت به استكبار می‌رود و در خاتمه به شكست جامعه منتهی می‌شود. «نامه مالك اشتر» یك مرام‌نامه حاكمیت است كه به‌طور كامل آمده است. با تمام این توصیفات گمان می‌كنم كه سیدرضی به مرگ طبیعی از بین نرفت بلكه كشته شد! از طرفی سیدمرتضی (برادرش) در تشییع سیدرضی شركت نكرد و گفتند كه اندوه مرگ برادر باعث شد اما او شخص بزرگی بود. رفت حرم و گوشه نشست و ظاهرا این حالت نشان اعتراض او بود.

منبع: روزنامه اعتماد

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما