دین پژوه نواندیش
|۱۰:۰,۱۳۹۹/۲/۱۴| بازدید : 442 بار

 

به مناسبت چهاردهمین سال درگذشت استاد صالحی نجف‌آبادی

كودكی و نوجوانی در نجف‌آباد؛ دوستی با حسینعلی منتظری

مصطفی ایزدی: نعمت‌الله صالحی فرزند حسینعلی در تیر 1302 خورشیدی در شهر نجف‌آباد پا به عرصه وجود گذاشت. منزل پدری‌اش محل رفت و آمد همگان و به تعبیری قبله حاجات مردم بود. پدر او اگر‌چه كه یك كشاورز ساده بود، اما بزرگ فامیل و خیرخواه و كارگشای مشكلات مردم از همه طبقات بود. نعمت‌الله در خانواده‌ای پرجمعیت رشد و نمو كرد. او دوازدهمین فرزند از 14 فرزند حسینعلی صالحی بوده كه در محله پنج‌جوبه نجف‌آباد زندگی می‌كردند. 10 ساله بود كه پدرش را از دست داد و مادرش خورشید خانم از راه بافتن كرباس هزینه زندگی فرزندان كوچك را تامین می‌كرد. وی در سن 6 سالگی، در مدرسه ملی حاج شیخ حسینعلی مسجدی معروف به مدیر، تحصیل را آغاز كرد. در سال سوم ابتدایی با حسینعلی منتظری كه در بدو ورود به این مدرسه - در كلاس سوم به درس خواندن پرداخته - آشنا می‌شود. این آشنایی به یك دوستی عمیق تبدیل شد و تا 75 سال ادامه یافت.

 

صالحی نجف‌آبادی پس از چهار سال تحصیل، به منظور كمك به اقتصاد خانواده تحصیل را رها كرد و به كار زراعت و چراندن گوسفند پرداخت. اما عشق به فراگیری، كه تا روزهای پایانی عمر همچنان در دلش شعله‌ور بود، وی را روانه كلاس شبانه‌ای كرد كه در منزل مرحوم حاج علی منتظری، پدر آیت‌الله منتظری تشكیل می‌شد كه در آن عربی‌ آموزش می‌دادند. نعمت‌الله، صرف میر و مقداری هم تصریف و روخوانی و مقابله قرآن را نزد حاج علی منتظری خواند و تا 15 سالگی بعضی از دروس حوزوی را در مدرسه علمیه ریاضی نجف‌آباد فراگرفت و چون به تحصیل شایق بود، تصمیم گرفت به اصفهان برود.

 

تحصیل در اصفهان؛ هم‌مباحثه با سیدمحمد حسینی بهشتی

صالحی نجف‌آبادی در سال 1318 به اصفهان رفت و در مدارس علمیه مهم اصفهان چون مدرسه جده بزرگ، مدرسه نیم‌آورد و مدرسه صدر، پای درس دایی‌اش حاج شیخ محمدحسن عالم نجف‌آبادی همچنین مرحوم محمدعلی حبیب‌آبادی، مرحوم سیدمحمدرضا هرندی، مرحوم فقیه ایمانی، مرحوم حاج رحیم ارباب، مرحوم شیخ احمد فیاض اصفهانی، مرحوم حاج میرزاعلی شیرازی و مرحوم شیخ اسدالله نوراللهی نشست و دروس مختلف حوزوی و اسلامی را با علاقه و پشتكار زیاد خواند. استاد صالحی همزمان با استفاده از درس علمای بزرگ اصفهان، به پیشنهاد مرحوم حاج شیخ‌محمدباقر زندكرمانی، سرپرست مدرسه ذوالفقار، تدریس مغنی را در این مدرسه شروع كرد و به عنوان یك استاد مسلم شاگردان زیادی تربیت كرد. مرحوم صالحی در این باره می‌گوید: «از مدرسه جده بزرگ برای تدریس مغنی به مدرسه ذوالفقار رفتم. كلاس‌هایم حسابی شلوغ بود، به ‌طوری كه مدرسه آنقدر پر بود كه دیگر جای خالی نداشت. طلاب حتی از محله‌های دوردست اصفهان از كلاس‌هایم استقبال كردند و خلاصه تدریس مغنی من در اصفهان سر و صدایی به‌پا كرد.» از شاگردان آن دوره استاد صالحی، آیت‌الله شیخ‌محمد یزدی، حاج سیداحمد روضاتی، سیدعلی‌اكبر موسوی‌یزدی و سیدمحمد روضاتی را می‌توان نام برد. وی در مدرسه ذوالفقار با سیدمحمدحسینی بهشتی (شهید مظلوم) آشنا می‌شود. شرح آشنایی این دو بزرگوار در خاطرات استاد صالحی این گونه بیان شده است: «آن موقع دكتر بهشتی معمم نبود، ولی همیشه پالتوی بلندی به تن داشت. ما در درس معالم در حجره حاج ابوالقاسم قهدریجانی هم‌مباحثه شدیم. مرحوم بهشتی فردی بسیار باهوش و سریع‌الانتقال با دركی بالا بود. مباحثه با او زحمتی نداشته و هم‌صحبتی‌اش لذت‌بخش بود.

 

مهاجرت به قم؛ شاگردی آیت‌الله بروجردی

صالحی نجف‌آبادی در سال 1326، برای بهره‌مندی از محیط علمی فراتر از حوزه اصفهان، به قم مهاجرت كرد. به محض ورود به قم در مدرسه حاج ملاصادق ساكن شد و پای درس رسمی و پرجمعیت خارج آیت‌الله‌العظمی بروجردی حضور یافت. صبح‌ها در درس فقه و بعداز‌ظهرها در درس اصول آن مرحوم شركت می‌كرد. تلمذ در حضور آیت‌الله بروجردی تاثیر عمیق و پایداری در شخصیت علمی استاد صالحی گذاشت؛ به ‌گونه‌ای كه وی در هر فرصت از این تاثیر برای شاگردانش سخن می‌گفت. یكی از شاگردان مانوس آیت‌الله صالحی كه نزدیك به 30 سال در محضر این استاد عالیقدر به فراگیری دروس فقه، تفسیر، علم‌الرجال و نهج‌البلاغه پرداخته است پیرامون تاثیر آیت‌الله بروجردی بر آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی می‌نویسد: «تاثیرگذاری شیوه تدریس آیت‌الله بروجردی بر ذهن و زبان شاگردانش كم و بیش از جمله تحولات بدیع و پربركت علمی در حوزه علمیه قم در نیم قرن اخیر به حساب می‌آید كه امروزه هیچ دانشور فقه‌پژوه محققی آن را انكار نمی‌كند و شاید در میان شاگردان آن فقیه بزرگ، هیچ‌ كدام مانند آیت‌الله منتظری و آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی در گفتار و نوشتار، آن سبك و شیوه را ادامه نداده باشند. این دو بزرگوار در مسائل و مباحث مربوط به فقه و اصول و حدیث، شیوه پرارج و ماندگار آیت‌الله بروجردی را به خوبی منعكس كردند و به نحوی آن «منهج استوار» را زنده نگه ‌داشتند و به شاگردان خویش منتقل كردند.»

 

در محضر علامه طباطبایی و امام خمینی(ره)

استاد صالحی پا به‌ پای مباحث فقه و اصول، در دروس فلسفه مرحوم علامه طباطبایی نیز شركت كردند و «منظومه سبزواری» و «اسفار ملاصدرا» را از محضر آن حكیم نامی آموختند و بعدا خود نیز دو دوره به تدریس «منظومه» پرداختند. ایشان به موازات تحصیل علوم عالیه حوزوی در قم به تدریس ادبیات عرب، شرح لمعه، رسایل و مكاسب و كفایه‌الاصول پرداختند و تا سال 1352 شمسی (یعنی سال تبعید شدنش از قم) از مدرسان برجسته دروس مذكور محسوب می‌شدند و پس از آن نیز به تدریس «خارج فقه»، «علم‌الرجال» و «تفسیر» پرداختند. بیان رسا و تفهیم گویای او، حلقه درسش را گرم‌تر و باشكوه‌تر و پرجاذبه‌تر كرده بود. به ‌گونه‌ای كه بیشتر فضلای نامدار حوزه از شاگردان درس او بودند. آقایان مهدوی‌كنی، طاهری ‌اصفهانی، محمدی گیلانی، احمد جنتی، هاشمی‌رفسنجانی، ربانی ‌املشی، حسن صانعی، محمد یزدی، رضا استادی، موسوی ‌یزدی و ناطق‌نوری از آن جمله‌اند.

 

صالحی نجف‌آبادی غیر از حضور در درس مرحوم آیت‌الله بروجردی، در درس اخلاق حضرت امام كه روزهای پنجشنبه هر هفته زیر كتابخانه مدرسه فیضیه تشكیل می‌شد، شركت می‌كرد. همچنین از محضر آیت‌الله‌ سیدمحمدرضا گلپایگانی و مرحوم داماد استفاده‌های زیادی برد.

 

بر كرسی تدریس و تفسیر

همزمان با حضور در جلسات درس علمای بزرگ، تدریس درس مطول را به جمعی از طلاب قم در مدرسه خان شروع كرد و سپس در مقام معلمی درس معالم بر كرسی تدریس نشست. از شاگردان این دوره آیت‌الله صالحی، نام آقایان محمد محمدی‌گیلانی، شیخ مهدی هسته‌ای، عباس محفوظی، محمدرضا مهدوی‌كنی، اكبر هاشمی‌رفسنجانی، حسن صانعی، محمدمهدی ربانی‌املشی و شیخ حسن لاهوتی اشكوری در ذهن ایشان مانده است. بعد از مطول و معالم، شرح لمعه را در مسجد محمدیه سه راه موزه شروع كرد كه شاگردان خوبی داشت. از جمله مرحوم حاج‌آقا مصطفی خمینی، هادی باریك‌بین امام جمعه فقید قزوین، شیخ حسین انصاریان (واعظ مشهور تهران)، بزرگ بنیادی از علمای كازرون، شیخ نادعلی صالحی، محمدعلی كوشا، كاظم صدیقی (امام جمعه موقت تهران)، محمدرضا زمانیان نجف‌آبادی، سیدمحمد موسوی‌خویینی‌ها، شیخ مجتبی لطفی، خسروشاهی كرمانشاهی، شیخ علی دیانت، محمدرضا فاكر، دكتر سیدحسین مدرسی‌طباطبایی (ساكن امریكا)، سیدباقر موسوی، شیخ غلامحسین قیصری، موسوی یزدی، سیف‌الدین محمدی، سیدمحمود دعایی و علمای دیگر دروس مختلف را نزد استاد صالحی خوانده‌اند.

 

آیت‌الله صالحی، بعد از تربیت شاگرد در این كلاس‌ها، به سمت تفسیر قرآن رفت و در مسجد امام قم، تفسیر سوره یوسف را تدریس می‌كرد. كتاب جمال انسانیت، خلاصه درس‌هایی است كه او در مسجد امام گفته است. پس از آن درس كفایه را برای شاگردان خود می‌گفت. شاگردان این دوره درس صالحی، آقایان شیخ اسدالله ایمانی امام جمعه فقید شیراز، رضا استادی، شیخ حسین ایرانی و جمعی دیگر از علما بودند كه امروز در شهرهای گوناگون امام جمعه یا حاكم شرع هستند. آیت‌الله صالحی از شخصیت‌های علمی حوزه قم بود كه آیت‌الله‌العظمی بروجردی به ایشان محبت داشت و بعضی از ماموریت‌های تبلیغی را به عهده ایشان می‌گذاشت.

 

تدریس نهج البلاغه

پس از پیروزی انقلاب، آقای صالحی درس نهج‌البلاغه را در مسجد امام شروع كرد كه خیلی از فضلا و طلاب از این درس استقبال كردند. پس از نهج‌البلاغه، درس استدلالی ولایت فقیه را كه بعدا تحت عنوان «ولایت فقیه، حكومت صالحان» منتشر شد، برای طلاب و علاقه‌مندان فراوانی كه داشت گفت. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، موضوع جهاد، موضوع روز شد و آیت‌الله صالحی علاقه‌مند بود كه مسائل جنگ را از راه مبانی فقهی بررسی كند كه ریشه فقهی آن چیست و اسلام در این باب چه گفته است. لذا از همان موقع برای شاگردان فراوانش، بحث جهاد در اسلام را تدریس كرد. خلاصه مباحث جهاد كه آن روزها مورد نیاز مراكز علمی بود، در كتابی به نام «جهاد اسلامی» منتشر شد.

 

در خلال تدریس جهاد، آیت‌الله صالحی، نامه‌ مفصلی در تاریخ اسفند 1359 خطاب به آقای هاشمی‌رفسنجانی رییس مجلس شورای اسلامی نوشت و در آن با توجه به قرآن و سنت، استدلال كرده بود كه ایران باید در كنفرانس طائف كه برای برقرار كردن صلح بین ایران و عراق تشكیل شده بود، شركت كند. تصویری از این نامه را به همه مقامات موثر جمهوری اسلامی فرستاد. متن این نامه بعد از فوت مرحوم صالحی به صورت یك كتاب 80 صفحه‌ای منتشر شد.

 

در مقام پژوهشگر

آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی از همان سال‌های اولیه كه به قم آمد در خلال درس‌های متعددی كه می‌داد، در موضوعات مورد علاقه‌اش دست به تحقیق و پژوهش می‌زد و این كار بسیار پرزحمت و طولانی در ساختن شخصیت علمی او تأثیر فراوانی داشت، به‌ گونه‌ای كه امروزه بیش از آنكه او را یك مدرس حوزه علمیه بشناسند، یك محقق و پژوهشگر سترگ می‌شناسند. او به تحقیق در عمق مسائل بسیار اهمیت می‌داد و هیچگاه حرفی را نه سرسری می‌زد و نه سرسری می‌پذیرفت. یكی از دین پژوهان معاصر به نام رضا بابایی كه متاسفانه در فروردین امسال (1399) فوت كرد درباره مرحوم آیت‌الله صالحی این گونه اظهارنظر كرده است: «آیت‌الله نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی، دانشی مردی وارسته بود كه بسیار می‌اندیشید و كمتر به دام مشهورات و مسلمات فرقه‌ای می‌افتاد... او چیزی ننوشت، مگر نتیجه تحقیقات و تاملات خویش را. مهار قلمش در دست اندیشه‌اش بود. درباره هر چه نوشت، روز‌ها و سال‌ها خواند و اندیشید. اگر به او می‌گفتی تو را محققی بزرگ می‌دانم، باید همان دم برای او ثابت می‌كردی كه تحقیق چیست و محقق كیست و چرا او را بزرگ می‌شماری؟ وگرنه این تمجید نابهنگام را كم از ناسزا نمی‌دانست.» و «صالحی، مرد كتاب بود و قلم و همه عمر را صرف خواندن و باور نكردن بود. هر باوری را به قلعه ذهنش راه نبود، اگر چه آن باور بر هزاران و میلیون‌ها ذهن و اندیشه، حكومت می‌كرد. جنگجویی بود كه خون صد‌ها خرافه را ریخت و شاید تیغ آخته‌اش، گاه سر و روی حقیقتی را هم خراشیده باشد، اما تعهدی شگفت به حقیقت و پژوهشگری‌های عالمانه داشت تا آنجا كه نمی‌گفت، مگر آنچه را كه خود به آن رسیده بود و نمی‌نوشت مگر دانسته‌های تحقیقی خویش را.» (كانال تلگرامی بزم قدسیان)

 

استاد صالحی، اما هر آنچه را از راه تحقیق به دست می‌آورد، قبل از انتشار در منزل خود برای تعداد بسیار اندكی از شاگردان خوبش به بحث می‌گذاشت تا نتیجه‌ای بهتر به دست بیاید. در این زمینه آیت‌الله صالحی می‌گوید: «در 122 جلسه، روی آن كتاب [الحجه اصول كافی] بحث كردم و آن بحث‌ها خیلی موثر است كه ما چگونه باید امام را بشناسیم و آیا این روایاتی كه در اصول كافی‌ هست، برای اینكه امام را به ما بشناساند، كافی است یا نه؟ احتیاجی به مسائل دیگر هم هست؟ لذا باید بیشتر تحقیق شود، بیش از آنچه كه در متون روایات هست و بررسی كرد كه آیا روایت با قرآن موافق هست یا نیست؟» چكیده‌ای از این 132 نوار در كتابی تحت عنوان «عصای موسی» چاپ و منتشر شده است. اگر چه این كتاب قبل از انقلاب برای چاپ آماده شده بود اما ساواك از انتشار آن جلوگیری كرد و بعد از انقلاب به دفعات منتشر شد.

 

پدیده «شهید جاوید» مهم‌ترین اثر استاد صالحی

شناخته‌شده‌ترین اثر پژوهشی آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی، كتاب «شهید جاوید» است كه در موضوع قیام امام حسین(ع) تالیف شده است. این كتاب، از آثار تحقیقی حوزه‌های علمیه است كه پس از انتشار آن با واكنشی وسیع رو به رو شد، آن هم در زمان بسیار حساس مبارزه روحانیون شجاع و انقلابی با رژیم پهلوی كه مولف شهید جاوید نیز از چهره‌های شاخص آن مبارزه بود،

 

گزارش انتشار كتاب شهید جاوید و بحث‌ها و جدال‌هایی كه بر سر آن در حوزه‌های علمیه، در میان وعاظ، در میان مردم كوچه و بازار و در میان انقلابیون سال‌های 49 تا 52 پیش آورد، بسیار مفصل و خواندنی است، اما ارایه آن گزارش - كه خود كتاب مفصلی خواهد شد - در این مقاله میسر نیست و وسع اندك این نوشته اجازه چنین كاری را نمی‌دهد. اما از استاد صالحی گفتن و از شهید جاوید نگفتن، اقدامی نارواست كه نباید روی دهد لذا به ‌طور اختصار نكاتی درباره آن می‌آورم.

 

در مورد انگیزه كار تحقیق در موضوع امام حسین(ع) و شهید جاوید، استاد صالحی گفته است: یك روز دعوت شدم برای سخنرانی در انجمن مهندسین تهران. قرار بود در جلسه انجمن مهندسین تهران در ایام عاشورا پیرامون نهضت امام حسین (ع) صحبت كنم. طبیعی است در یك چنین جلسه‌ای تحصیلكرده‌های دانشگاه، روشنفكرها و اساتید حضور دارند. باید مطالبی ارایه شود كه مورد قبول واقع شود و تكرار مكررات نباشد. برای این جلسه، خودم تحقیق جدیدی كردم. تمام منابع را باید زیر و رو كنم، از قدیم و جدید و مقایسه كنم و ببینم علمای ما از قدیم چه گفته‌اند و علمای جدید ما چه گفته‌اند و روایات در این باب چیست و حق در مساله كدام است. بنای شهید جاوید شد.» (شوكران اصلاح، خاطرات مرحوم صالحی نجف‌آبادی، تدوین: مجتبی لطفی، انتشارات كویر)

 

چرا شهید جاوید جنجالی شد؟

در مورد اینكه چرا شهید جاوید اینقدر چالش برانگیز شد، باید گفت كه نویسنده كتاب شهید جاوید پس از چندین سال تحقیق و تلاش علمی و با بهره‌گیری از منابع مهم و اولیه تاریخ اسلام، به این نتیجه رسید كه حضرت سیدالشهدا(ع) علیه خلافت و سلطنت یزید بن ‌معاویه و برای جایگزینی حكومت اسلامی قیام كرد اما در میان راه به دست سپاهیان یزید در سرزمین كربلا به همراه جمعی از یارانش شهید شد.

 

چنین نظری در مورد علل قیام حسین‌بن‌علی(ع) این ذهنیت را برای خواننده شهید جاوید ایجاد می‌كند كه امام حسین(ع) وقتی كه مطلع شد فرستاده‌اش، مسلم‌ بن ‌عقیل در كوفه به شهادت رسیده و مردم كوفه از دعوت آن حضرت برای قیام علیه حكومت اموی سر باز زده‌اند، قصد بازگشت به مدینه كرد، اما در سرزمین كربلا با ماموران یزید مواجه شد و آنجا بود كه به شهادت خود آگاه شد. پس در كتاب شهید جاوید دو بحث تاریخی و اعتقادی مطرح شده بود كه همین دو بحث كافی بود كه دو جناح قدرتمند به مخالفت آن برخیزند. یكی بحث كلی مربوط به هدف قیام كه براندازی ستمگران زمان و تشكیل حكومت اسلامی است. این نتیجه تحقیقات مطرح‌ شده در شهید جاوید، رژیم شاه را كه از هفت، هشت سال قبل از آن درگیر علما و روحانیونی بود كه در پی براندازی نظام شاهنشاهی و تشكیل حكومت اسلامی به جای آن بودند، به تكاپو برای مخالفت با شهید جاوید، نویسنده و تقریظ‌نویس‌های بر آن، كه هر سه از عناصر اصلی نهضت امام خمینی بودند، برانگیخت. بحث دیگر منتج در شهید جاوید خدشه‌دار شدن علم امامت بود. این بحث بخش وسیعی از علما، روحانیون و وعاظ و روضه‌خوان‌ها و مداحان را برای مخالفت با شهید جاوید و حامیان آن هماهنگ كرد. نقطه اوج ناشی از همراهی همه مخالفان اعم از حوزوی و حكومتی، كار را برای نویسنده و حامیان شهید جاوید بسیار مشكل كرد و فضای پر سر و صدای سال‌های 49 تا 52 علیه شهید جاوید و نویسنده‌اش را به وجود آورد و كتاب شهید جاوید در ردیف كتاب‌های مشهور پیرامون امام حسین(ع) قرار گرفت.

 

صالحی نجف‌آبادی و سیاست

شهرت استاد صالحی اگر چه از مقام علمی و اندیشمندی او برخاسته و او را بیش از آنكه یك چهره سیاسی بشناسند، یك پژوهشگر ژرف‌اندیش و فقیه نواندیش می‌شناسند، اما روح حقیقت‌طلب او از ناروایی‌های تحمیل‌شده بر جامعه، عمیقا متاثر می‌شد و چون در مقابل نارواها و ستم‌ها سكوت و بی‌تفاوتی را شایسته یك مسلمان واقعی نمی‌دانست همیشه خود را متعهد می‌دید كه به مبارزه با بدی‌ها و پلیدی‌ها برخیزد و دست خویش را در دست كسانی قرار دهد كه راه مبارزه و قیام را بر نشستن و سكوت ترجیح داده‌اند، همان‌هایی كه خداوند به مدلول آیه «فضل‌الله المجاهدین علی‌القاعدین اجراً عظیماً» پاداش بزرگی برای‌شان تدارك دیده است. لذا مرحوم آیت‌الله صالحی‌ نجف‌آبادی همواره در راه مبارزه گام برمی‌داشت. مبارزه با حاكمیت استبداد سلطنتی از دوران جوانی جزو دل‌مشغولی‌های اصلی او بود.

 

استاد صالحی سال‌ها پیش از نهضت امام خمینی(ره) با مسائل سیاسی آشنا شده بود و در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت با حضور در مراسم و میتینگ‌های سیاسی به جرگه روحانیون فعال در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی پیوسته بود. او می‌گوید: « خاطرم هست یك‌بار به اتفاق آقای مطهری به نجف‌آباد رفته بودیم كه به باغ آقای منتظری یا خودمان برویم. پیاده در خیابان قدم‌زنان راجع به سیاست و بحث داغ ملی شدن صنعت نفت و امور مملكتی و مساله‌ آقای مصدق و آیت‌الله كاشانی صحبت به میان آمد. خب آیت‌الله كاشانی كه برای ما یك شخصیت محرز و تراز اول به حساب آمده و نیازی به بحث در مورد ایشان نبود اما شناخت كافی از نوع شخصیت و طرز تفكر آقای مصدق نداشتم. برای همین راجع به او از آقای مطهری پرسیدم: «نظر شما نسبت به دكتر مصدق چیست؟ او چطور آدمی است؟ قابل اعتماد است یا خیر؟ از صحبت‌های آقای مطهری چنین نتیجه گرفتم كه نظر ایشان هم نسبت به دكتر مصدق مساعد است، چون آقای مطهری گفت: دكتر مصدق تقوای سیاسی دارد، یعنی شخصی است كه قصد خدمت كردن به ملت دارد نه نوكری اجانب. در حقیقت نوكر بیگانه نیست و یك رجل ملی و دلسوز ملت است»

 

با آغاز نهضت امام خمینی(ره) آیت‌الله صالحی با توجه به آشنایی دیرینه‌ای كه از استاد خود داشت. بدون هیچ ترس و تردیدی دوباره پای در ركاب مبارزه گذاشت و با همه وجود در كنار فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی به دنیای سیاست وارد شد و از ابتدای نهضت روحانیون در صحنه مبارزه حاضر شد. یكی از مهم‌ترین اقدامات ایشان همراهی با 12 نفر از علمای حوزه قم بود كه بعد از فوت آیت‌الله سیدمحسن حكیم نامه‌هایی در تایید دوباره مرجعیت آیت‌الله خمینی نوشته بودند. ایشان هم نامه‌ای در این باره نوشتند كه در كتاب‌های تاریخ انقلاب اسلامی آمده است.

 

این گونه موضع‌گیری‌های مذهبی سیاسی كه دقیقا هدف‌گیری چشم فتنه بود، برای امثال آیت‌الله صالحی بسیار پرهزینه بود. از طرفی ساواك شاه بر شدت فشارهای روانی خود از طریق تحریك احساسات مذهبی عوام علیه افكار و اندیشه‌ها و آثار قلمی استاد صالحی افزود و از طرف دیگر این عالم صبور و پرهیزگار و شجاع را در زادگاه خود شهر نجف‌آباد، به همراه دوست و همرزم دیرینه‌اش، حضرت آیت‌الله منتظری دستگیر كرده و به قم آوردند سپس آنها را به اتفاق 23 نفر دیگر از روحانیون مجاهد و انقلابی روانه تبعیدگاه‌های خود كردند. این اتفاق نامیمون در تاریخ 30 مرداد ماه 1352 بود. آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی در این تاریخ به ابهر زنجان فرستاده شد. پس از یك سال سكونت سخت در تبعیدگاه ابهر، رژیم شاه به منظور جلوگیری از محبوبیت بیشتر ایشان در میان مردم ابهر و منطقه زنجان، او را از ابهر به تبعیدگاه دیگری به نام تویسركان فرستاد. در شهر تویسركان عوامل ساده‌لوح و متعصب، به تحریك ساواك و بعضی از افراد وابسته یا بی‌اطلاع از اوضاع كشور، به آقای صالحی بی‌حرمتی‌ها كردند كه بیان آن رنجنامه‌ای بلند خواهد شد. استاد صالحی یك سال پردرد را در تویسركان گذراند، سپس او را به مهاباد، در میان برادران اهل سنت تبعید كردند. این جابه‌جایی‌های مكرر او را تسلیم نكرد؛ زیرا پیش از آن نیز زحمات ناشی از آزار و اذیت ساواك را دیده و خم به ابرو نیاورده بود تا اینكه پس از 3 سال دوران تبعید او به پایان رسید و به قم بازگشت.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به‌رغم درخواست‌های مكرری كه از ایشان شد، هیچ مسوولیتی را نپذیرفت و آماده شد در فضای آزاد فراهم آمده از مبارزات ملت مسلمان ایران، به نشر آموزه‌های اسلامی بپردازد. صالحی از چهره‌های شاخص مبارزات حوزویان علیه دستگاه ستمشاهی بود، اما به دلیل تواضع و فروتنی خاصی كه داشت، ذره‌ای خود را طلبكار نمی‌دانست و روح سالم و بی‌پیرایه او، با ترك زی ‌طلبگی سازگار نبود و دوست داشت به همان سادگی كه در 55 سال پیش از آن گذرانده، بقیه عمر را بگذراند. او به عهد نانوشته خویش وفادار ماند و تا آخر عمر پربركتش - با كوچك‌ترین تغییر در زندگی روزانه‌اش - روی تشك مطالعه و تحقیق و پژوهش نشست و آثار ماندنی و ارزشمندی را تقدیم اهل علم كرد.

 

آیت‌الله صالحی از ناملایماتی كه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جامعه پدیدار شد، بسیار رنج می‌برد و هر فرصتی را كه به دست می‌آورد، با قلم و زبان انتقادی خود به نصایح اولیای امور و آگاه كردن نسل جوان می‌پرداخت. او كه در طلوع نظام اسلامی به یاری دوستان خود كه مناصب حكومتی را گرفته بودند می‌اندیشید، اما به ‌مرور و پس از اینكه متوجه شد ادامه جنگ تحمیلی به حال اسلام و ایران مضر است، خود را از دایره دوستان و شاگردان به‌ قدرت رسیده‌اش بیرون آورد و چون منتقدی دلسوز در اندیشه اصلاح امور بود. اتخاذ چنین روشی، روشنفكران دینی را متوجه او كرد به‌گونه‌ای كه منزل ساده و آرام او مركز مراجعاتی شد كه اهل تحقیق و دوستداران واقعی اسلام خرافه‌ستیز، همیشه از نور فروزان این شمع دل‌افروز بهره‌مند شوند. استاد صالحی در این 7 سالی كه از قم به تهران آمده بود، جز دو، سه ماه آخر عمر شریفش، بدون وقفه می‌نوشت و در محافل عمومی و خصوصی، به‌ویژه در جلسات خصوصی به علم‌آموزی مشغول بود. او به هر جا كه روشنفكران دینی و نوآوران عرصه علوم اسلامی می‌طلبیدند، می‌رفت و برای آنان سخن می‌گفت و به پرسش‌های فراوان آنها پاسخ می‌داد. او آزادمردی بود كه مخالفانش را به بحث دعوت می‌كرد و از كوچك و بزرگ، به آنها محبت می‌نمود، اما چه باید گفت كه مخالفین به قدرت رسیده او از گسترش دامنه تاثیر‌گذاری او جلوگیری می‌كردند. استاد صالحی در زندگی شخصی بسیار ساده زیست بود و با حق‌التالیف ناچیز كتاب‌هایش زندگی را سپری می‌كرد و همچنان به تحقیق و تالیف ادامه می‌داد.

 

آثار پژوهشی استاد صالحی

در مورد اهمیت كتاب هایی كه آیت‌الله صالحی تالیف كرده، حرف‌های گفتنی فراوانی وجود دارد اما در این نوشته كوتاه جای پرداختن به آنها نیست و صرفا به ذكر نام آنها بسنده می‌شود:

1– جمال انسانیت، 2– شهید جاوید، 3- ولایت فقیه، حكومت صالحان، 4– غلو، درآمدی بر افكار و عقاید غالیان در دین، 5– پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی، 6– جاهد در اسلام، 7– قضاوت زن در فقه اسلامی و چند مقاله دیگر، 8– نامه سرگشاده درباره كنفرانس طائف و مسائل جنگ، 9– عصای موسی یا نقدی بر نقد‌ها، 10- مجموعه مقالات حقوقی، تاریخی، اجتماعی، 11– نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری، 12– پژوهش‌های تاریخی و حدیثی، 13– پژوهش‌های قرآنی، 14– پژوهش‌های فقهی، 15– نقد و نظر، 16– تاثیر روایات در تفسیر و فهم قرآن، (5 عنوان كتاب اخیر از كارهای تحقیقی استاد صالحی است كه در زمان حیات خود موفق به چاپ آنها نشده بود. پس از آن توسط آقای محمدعلی كوشا جمع‌آوری، تنظیم و منتشر شد.) 17– توطئه شاه بر ضد امام خمینی، 18– حدیث‌های خیالی در تفسیر مجمع‌البیان، 19– شوكران اصلاح؛ خاطرات آیت‌الله صالحی كه توسط آقای مجتبی لطفی تدوین و منتشر شده است.

 

به سوی لقاء‌الله

علامه مجاهد آیت‌الله شیخ نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی پس از یك عمر پر تلاش و سرشار از عشق به خدمت علمی، اما پر رنج، در سن 83 سالگی، در تاریخ 16 اردیبهشت 1386 در تهران به رحمت حق پیوست. آن مرحوم علاقه‌مند بود كه در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی دفن شود، اما با مخالفت تولیت حرم مواجه شد، لذا در گلزار شهدای نجف‌آباد به خاك سپرده شد. رحمت‌الله علیه.

منبع: روزنامه اعتماد

 

 

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما