شهید مطهری، مصلح یا انقلابی در گفت ‌و گو با رضا مختاری اصفهانی
|۱۰:۳۸,۱۳۹۹/۲/۱۳| بازدید : 285 بار

 

نواندیش دینی درون گفتمانی

كاوه رهنما: شهید مطهری به عنوان یكی از نظریه‌پردازان اصلی انقلاب اسلامی و از نزدیك‌ترین یاران بنیانگذار جمهوری اسلامی، همواره یكی از محبوب‌ترین چهره‌های فكری نظام سیاسی حاكم بر ایران محسوب می‌شود و تاكنون درباره او هزاران هزار صفحه كتاب و مقاله منتشر شده و كتاب‌هایش به شكل وسیع در جامعه منتشر می‌شود اما جای تاسف است كه تاكنون یك زندگینامه انتقادی و دانشگاهی كه با نگاهی علمی و بدون حب و بغض به همه جنبه‌های زندگی ایشان بپردازد، وجود ندارد و آثاری كه منتشر شده معمولا با رویكردهای جانبدارانه و با ادبیاتی غیردانشگاهی نگاشته شده‌اند. در غیاب این موضوع برای پی بردن به ابعاد متفاوت و كمتر شناخته شده زندگی شهید مطهری ناگزیر از مراجعه به افراد و چهره‌هایی با نگرش‌ها و دیدگاه‌های متفاوت هستیم كه با او حشر و نشر داشته‌اند و او را از نزدیك می‌شناختند. رضا مختاری‌اصفهانی، پژوهشگر و محقق تاریخ معاصر در كتاب تازه منتشر شده «مطهری مصلح یا انقلابی»(نشر پارسه) درباره منش سیاسی و فكری شهید مطهری با شماری از چهره‌های سیاسی و فكری معاصر كه بیشتر آنها متعلق به جریان ملی- مذهبی هستند، گفت‌وگوهای جذاب و خواندنی منتشر كرده است. از این رو به مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری با او پرسش‌های زیر را در میان گذاشتیم.

 

 ***********

 

در آغاز بفرمایید هدف اصلی شما از این گفت‌وگوها و سپس انتشار آنها چه بود؟

این گفت‌وگوها بخشی از گفت‌وگوهایی است كه نزدیك به دو دهه پیش برای كتاب تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات شهید مطهری كه مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر كرد، انجام دادم. این مصاحبهها را به مناسبت در بخشهایی از كتاب آوردم اما با توجه به نوع نگاه مركز حذف شدند. آوردن آن بخشها میتوانست به روایات افراد از مطهری توازن و تعادل ببخشد اما متاسفانه چنین امری با همه تلاشم میسر نشد. البته از همان ابتدا معلوم بود كه این روایات در كتاب جایی نخواهند یافت اما از آنجا كه به انجام كاری دقیق و درست میاندیشیدم، مصاحبهها را بر مبنای علایق پژوهشی خودم انجام دادم. همین كه این مصاحبهها انجام و بالاخره منتشر شد، نشان از آن دارد كه كاری بیهوده انجام ندادم. یادم هست زندهیاد دكتر ابراهیم یزدی به انتشار مصاحبهاش در كتاب امیدوار نبود و حتی در مقابل اصرارهایم انقلتهایی میآورد. در نهایت به او گفتم بالاخره این مصاحبه در جایی مورد استفاده قرار میگیرد و برای همیشه هم در آرشیو باقی نمیماند. با توجه به اینكه گفت‌وگوها به جز اطلاعاتی درباره مطهری، آگاهیهای ذیقیمتی درباره مسائل انقلاب و برخی از حوادث و اشخاص داشتند، تصمیم گرفتم آنها را منتشر كنم. گفتنی است درگذشت مرحوم مهندس علیاكبر معینفر جرقه این فكر را زد.

 

به رغم انبوه مطالب و گفتارهای پدید آمده درباره شهید مطهری، یك زندگینامه انتقادی و دانشگاهی درباره شهید مطهری نوشته نشده است. مشكل به نظر شما از كجاست؟

بخشی از مشكل در همان پاسخ نخست نهفته است. زندگینامهنویسی پژوهشی و انتقادی به معنای واقعی در ایران كمیاب است. بسیاری از كتابهایی كه در این حوزه نوشته شدهاند به محیط زندگی و زمانه فرد توجه نداشتهاند. گویا شخصیت مورد مطالعه در خلأ نشو و نما یافته و فعالیت كرده است. این كار در خصوص كسانی كه صاحب اندیشه و تالیفی هستند، كار را سختتر میكند. بخشی از مشكل هم به نگاه‌های سیاسی نزد پژوهشگران مستقل و نهادها و مراكز مطالعاتی حكومتی برمیگردد. پژوهشگران مستقل با این تصور كه نگارش و پژوهش درباره بعضی از مقاطع و شخصیتها در حوزه كاریشان نیست به سراغ آنها نمیروند. البته اگر از باب این باشد كه پژوهش و نگارش درباره بعضی حوادث و اشخاص هنوز جنبه تاریخی پیدا نكرده و درباره آنها حب و بغض وجود دارد تا حدودی درست است. دلیل را اما از این جهت نمیبینم بلكه محذورات سیاسی و اجتماعی وجود دارد و گویی ورود و نوشتن در برخی حوزهها را غیرعلمی و دور از شأن علمی خود میدانند. همین اجتناب پژوهشگران مستقل موجب شده مراكز مطالعاتی با صبغههای سیاسی و بعضا امنیتی در این حوزهها ورود كنند كه نتیجه كار، ایدئولوژیك، غیرعلمی و تمجیدگونه شده است. وگرنه درباره شهید مطهری همانگونه كه شما اشاره كردید، كتاب و مقاله بسیار نوشته شده اما پژوهشهایی با وزانت علمی نیستند.

 

به نظر شما آیا اصلا ضرورتی دارد كه یك زندگینامه انتقادی و تا سر حد امكان جامع و مانع درباره شهید مطهری تهیه و تدوین شود؟ چرا؟

نگارش پژوهشی مستقل، جامع و انتقادی درخصوص آیتالله مطهری امری ضروری است. او نه تنها یك فقیه و شارح فلسفه كه یكی از نزدیكان آیتالله خمینی است كه در بسیاری از موارد طرف مشورت رهبر انقلاب بوده است. او با مجامع نواندیشی دینی در تعامل بود و با فقیهان سنتی نیز مراوده داشت. از همین رو پژوهش علمی و غیرایدئولوژیك درباره او به فهم ما از نهاد روحانیت و اتصال جریان روشنفكری مذهبی به روحانیان انقلابی كمك میكند. بسیاری از انقلابیون مذهبی كتابهای مطهری را مطالعه میكردند هر چند به میزان محبوبیت و فراوانی آثار شریعتی نبود. او در میانه انقلابیون و محافظهكاران ایستاده بود. بررسی زندگی و زمانه او نیاز به شناخت عمیق از حوزههای علمیه، جریانهای فكری و حوادث سیاسی دارد. پژوهشی با چنین مختصاتی میتواند از تاریخ انقلاب و جمهوری اسلامی گرهگشایی كند. متاسفانه بعضی از كتابهایی كه درباره فقیهان اعم از سیاسی و سنتی نوشته شده از فقر اطلاعات راجع به مناسبات حوزه و ویژگیهای زیستی و طبقاتی فقیهان رنج میبرند یا آنها را حوزویانی نوشتهاند كه با روش علمی و اصول زندگینامهنویسی بیگانهاند.

 

در ضمن بفرمایید به نظر شما چه كسی یا نهادی باید متقبل چنین كاری شود و انجام آن مستلزم چه شرایطی است؟

اگر نهادی متكفل امر باشد، مشكل همان میشود كه هست. اگر نهادها و مراكزی سفارش كار بدهند اما كار سفارشی نخواهند، اشكالی ندارد. گاهی این مراكز ممیزیها و خطوط قرمز برساخته بیشتری از ممیزان وزارت ارشاد دارند. ناظران به جای آنكه ناظر علمی باشند، ممیز ایدئولوژیك و گاه سلیقهای هستند. وقتی میخواستم با زندهیاد دكتر احسان نراقی قرار مصاحبه را بگذارم، او سخن جالبی گفت؛ او گفت «مطهری را باید از این مطهری برساخته روایت رسمی نجات داد.» البته این نكته را هم فرو نگذارم پژوهشی كه بنیادش بر مادیات باشد، چندان ره به صواب نمیبرد. گاهی در چنین پژوهشهایی، كتابسازی و سطحینگری رخ میدهد.

 

روایت‌ها و گفتارها درباره شهید مطهری بعد از ترور عمدتا توسط نیروهای منتسب به حزب جمهوری اسلامی صورت می‌گرفت و كمتر صدای نیروهای متفاوت با این جریان درباره او به گوش رسیده است. در حالی كه شما در كتاب عمدتا با نیروهای ملی- مذهبی و حتی سكولار گفت‌وگو كرده‌اید. آیا در انتخاب این چهره‌ها هدفی داشته‌اید؟

حتی میتوان گفت اعضای جناحی از حزب جمهوری اسلامی كه بعدها راست‌گرایان نظام را نمایندگی كردند بیشتر راوی مطهری شدند. درست است كه آیتالله مطهری نسبت به آیتالله بهشتی با راست‌گرایان قرابت بیشتری داشت و آنان هم بودند كه در حزب جمهوری اسلامی دوگانه مطهری- شریعتی را مانند دوگانه مصدق- كاشانی در حزب جمهوری اسلامی به وجود آوردند اما لااقل مطهری در زمان حیات از حیث رفتار و تفكر متفاوت از آنی بود كه بعضی از میراثدارانش مدعی و عامل آن رفتارها و تفكرات هستند. اكثر روایات این افراد هم روایات پسینی است. بیش از آنكه حاوی خاطرات و مشاهدات باشد، تحلیلهای امروزی آنان را در بر میگیرد. بعضی از این روایات به نوعی اهانت به شهید مطهری محسوب میشود. در این روایات، مطهری به گونهای تصویر شده كه با وجود مناسبات شخصی، اجتماعی و فكری با افرادی مانند مهندس بازرگان در مجامعی دیگر دربارهشان به نوعی دیگر سخن میگفته است. نسل جدید انقلاب بیشتر با چنین روایاتی از مطهری مواجه بوده است. به گونهای شده كه گویی همراهان و رفیقان سابق مطهری در بیان خاطراتشان از او دچار نوعی خودفراموشی شدهاند. به نظر میرسد آنان نیز با چنین روایاتی احساس غربت با مطهریای میكنند كه با او مأنوس بودند. پس صلاح و صواب را در واگذاری بازشناسی مطهری به مدعیان دیدهاند. بر این مبنا سعی كردم به سراغ كسانی بروم كه بخشی از هویتشان با آیتالله مطهری تعریف میشود و درباره او بیشتر خاطره و روایت دارند تا تحلیل و تجلیل. جالب اینكه در پیش از پیروزی انقلاب اختلافات بیشتر عقیدتی و فكری بود تا سیاسی. از همین رو افرادی مانند مرحومان بازرگان و معینفر از لحاظ فكری با مطهری قرابت بیشتری داشتند تا با شریعتی. در مقابل هم آیات طالقانی و بهشتی با شریعتی قرابت فكری بیشتری داشتند. آن طور هم كه از روایت برخی افراد مانند مرحوم آیتالله طاهری‌خرمآبادی برمیآید، مطهری به عمد به حزب جمهوری اسلامی دعوت نشد تا دوگانه مطهری- شریعتی در حزب شكل نگیرد. هر چند این دوگانه بعد از انفجار هفتم تیر و در غیاب بهشتی توسط جناح راست حزب جمهوری اسلامی شكل گرفت. مقصود سخن آنكه درباره بسیاری از اشخاص و حوادث انقلاب به چنین روایات و انتشار اسناد مقوم چنین روایاتی نیازمندیم تا از یكسویه روایت كردنهای تاریخ معاصر رها شویم. نكته آنكه نتیجه روایات یكسویه از انقلاب، آسیب مهمی چون روایات یكسویه طرفداران سلطنت و مخالفان انقلاب را به همراه داشته است.

 

آیا از مجموع گفت‌وگوها، روایت‌ها و نگرش‌های متفاوتی از آن دیدگاه رایج رسمی در مورد شهید مطهری به عنوان یك روحانی نوگرا و متكلم مدافع اسلام پدیدار می‌شود؟

آیتالله مطهری نسبت به بسیاری از فقیهان و خطیبان مذهبی نوگرا بوده است. او منتقد عوامگرایی روحانیت بود و پیشنهاد تنظیم امور مالی مراجع تقلید را میداد. همچنین از خرافات و عوامزدگی در عزاداریهای شیعه انتقاد میكرد و درباره حجاب در اسلام، نظری متفاوت از اكثر همسلكانش داشت. هر چند در مورد خرافات و حجاب آیتالله شیخمحمد خالصیزاده بر او تقدم دارد. مطهری با توجه به تدریس در دانشكده معقول و منقول(الهیات بعدی) و سخنرانی در انجمنهای اسلامی دانشجویان، پزشكان و مهندسین و حسینیه ارشاد در تعامل با نسل جدید و تحصیلكرده بود. او برخلاف بسیاری از همسلكانش متكلم وحده نبود. در پاسخ و چالش با منتقدان و مخاطبان قرار داشت. در این كتاب علاوه بر این ویژگیها، راویان از اصولگرایی مطهری در بعضی عقاید و نظراتش گفتهاند. او كه قائل به تدریس ماركسیسم به صورت علمی در دانشگاه‌ها بود با شریعتی اختلافی عمیق پیدا كرد و به روایت بعضی از راویان به رگههای التقاط در تفكر او انتقاد داشت. البته به گفته عبدالمجید معادیخواه، این انتقاد از این نظر بود كه او «رهبری یك جریان فكری را عهدهدار بشود و در واقع قرائتی را جایگزین قرائت دیگری بكند برای دكتر شریعتی صلاحیت قائل نبود.» در واقع میتوان گفت آیتالله مطهری در مقابل این موضوع كه رهبری فكر دینی در دست غیرفقیهان بیفتد، میایستاد. لااقل درباره فكر دینی قائل به ولایت فقیهان بود. بنابراین درباره اندیشه مطهری نیز باید از یكسویهنگری اجتناب كرد. او دارای ابعاد گوناگون فكری است كه از جمع روایات افراد با دیدگاه‌های گوناگون به دست میآید.

 

استاد مطهری و دكتر شریعتی، دو چهره فكری اصلی برای نیروهای مذهبی و دینی در سال‌های آغازین انقلاب بودند كه اتفاقا در سال‌های پایانی منتهی به انقلاب به ویژه از سوی شهید مطهری میان‌شان كدورتی ایجاد شده بود و این اختلاف نظر و دیدگاه‌ها بعدا در میان شاگردان و پیروان‌شان هم اثر گذاشت. به نظر شما آیا این اختلاف‌ها واقعا به همین اندازه بود و یا علت یا علل اصلی اختلاف این دو از مسائل شخصی و حسادت‌ها و مسائلی از این قبیل ریشه می‌گرفت یا عللی عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر داشت؟

اختلاف مطهری و شریعتی ابعاد و جنبههای گوناگون دارد. بخشی از آن مربوط به تعلق رهبری فكر دینی با فقیهان بود. از این رو شهید مطهری اصرار داشت، متن سخنان سخنرانان حسینیه ارشاد(بخوانید شریعتی) به تصویب او برسد. علاوه بر این، مطهری نسبت به التقاط حساس بود. گویا این حساسیت پس از انشعاب ماركسیستها از سازمان مجاهدین خلق بیشتر شده بود. معینفر و احسان نراقی بر این وجه از اختلاف مطهری با شریعتی تاكید میكنند. مطهری نواندیشی دینیاش درونگفتمانی بود. او بر مبنای فقه و فلسفه اسلامی نظراتش را بیان میكرد. در حالی كه نواندیشی دینی كسانی مانند شریعتی را خارج از گفتمان دینی و تحت تاثیر گفتمان چپ میدید. بخشی از موضوع اختلاف هم به همراهی او با همصنفانش برمیگشت. به‌ طوری كه در ماجرای ممانعت از سخنرانی مرحوم فخرالدین حجازی با مرحوم محمدتقی فلسفی همراه شد. گفتنی است، سخنرانیهای حجازی كه از فردی معمم به شخصی مكلا مبدل شده بود مورد توجه نسل جوان قرار داشت. البته در این باره بسیاری حق را به مطهری و همراهانش میدادند كه سخنان حجازی را بیشتر حماسی میدانستند. بخشی از اختلاف مطهری با شریعتی هم به انتقاد او از سلوك دینی شریعتی برمیگشت. به گفته زندهیاد عزتالله سحابی «مطهری مقداری ایرادات مثلا اخلاقی و شرعی به شریعتی میگرفت. میگفت، شریعتی رعایت ساعت نماز و اینها را نمیكند، عمدا صحبتهای خود را طول میدهد، كش میدهد و نماز خیلیها قضا میشود.» در مورد حسادت با وجود اشاره بعضی از راویان، نمیتوانم نظری بدهم چون امری درونی است و نیتخوانی محسوب میشود. بنابراین در ماجرای اختلاف باید ابعاد گوناگون را دید و فروكاستن موضوع به حسادت موجب میشود، اختلافات بعدی در جمهوری اسلامی را دقیق نظاره و تحلیل نكنیم. همین اختلافاتی كه بعدها فراتر از اختلاف مطهری و شریعتی با تكیه زیاد بر اسلام فقاهتی به اختلافات عمیق با بسیاری از همراهان انقلاب و باورمندان به گفتمان دینی رسید.

 

عنوان كتاب شما با توجه به شرایط كنونی ما بسیار هوشمندانه و پرسش‌برانگیز است. مطهری: انقلابی یا مصلح؟ آیا در كتاب برای این پرسش پاسخی یافت می‌شود؟

آیتالله مطهری بیش از آنكه انقلابی باشد، مصلح بود. او حتی گاهی به محافظهكاری تنه میزد. هر چند این روزها از افراد شخصیتی میسازند كه با خود واقعیشان متفاوت است و بیشتر انگیزهها و منافع سیاسی و جناحی مد نظر است تا واقعیت تاریخی. شخصیتها و حوادث تاریخی میتوانند برای امروزمان راهگشا باشند به شرط آنكه واقعیت باشند نه آنكه دچار جعل و تحریف شده باشند.

 

عطف به پرسش پیشین، می‌توان میان شخصیت فكری و شخصیت سیاسی و اجتماعی شهید مطهری با همه ارتباطی كه میان این دو وجه هست، تمایز گذاشت و مثلا گفت شهید مطهری در زمینه فكری و اندیشه‌ای، انقلابی است و در زمینه سیاسی و اجتماعی، مصلح یا بالعكس. آیا این تمایز و صورت‌بندی متناظر با آن را قبول دارید؟

همان‏ طور كه قبلا گفتم، نواندیشی دینی مطهری درونگفتمانی بود. در این باره اما انتقاداتی كه به نهاد مرجعیت و همسلكانش درباره نظام مالی، عوامگرایی و بعضا عوامزدگی و ترویج خرافات دینی داشت در زمانه خودش تا حدودی انقلابی محسوب میشد. در این باره هم البته مصلحانه سعی میكرد، نهاد روحانیت را به مثابه یك سازمان اصلاح كند تا در برابر رقیبان، ناكارآمد جلوه نكند. در حوزه سیاست هم از نظر انقلابیون افراطی بیش از آنكه مصلح به حساب آید، محافظهكار شمرده میشد. او در سالهایی كه دارالتبلیغ مرحوم آیتالله سیدكاظم شریعتمداری مورد انتقاد روحانیون انقلابی قرار داشت با آن همكاری میكرد. به گفته مهندس سحابی حتی در نظر داشت سیدحسین نصر را به عضویت شورای انقلاب دربیاورد. در مقابل به روایت دكتر یزدی با انتخاب علیاصغر حاجسیدجوادی به سمت وزیر فرهنگ و هنر در دولت موقت بازرگان مخالفت كرد. به گفته دكتر احسان نراقی، مطهری در جریان دیدارهای او با شاه در بحبوحه انقلاب قرار داشت. مخالفتهای او با احكام دادگاه‌های انقلاب و خشونتها از مطهری در نگاه انقلابیون افراطی یك محافظهكار ساخته بود. نهایت، گروه فرقان كه خود را انقلابی میدانست، او را به عنوان ضد انقلاب نشانه گرفت. آنچه هم بعدها برخی از حضور او در هیاتهای موتلفه اسلامی گفتهاند توسط دكتر یزدی مورد تشكیك قرار گرفته است. با توجه به سوابق و كارنامه مطهری، این نظر به صواب نزدیكتر است.

 

در نهایت اینكه(البته این می‌توانست سوال نخست باشد) بفرمایید به نظر شما با توجه به انبوه آثاری كه درباره شهید مطهری نوشته شده و گفتارهایی كه بیان شده در روزگار كنونی چه اهمیتی دارد، پرداختن به اندیشه‌ها و زندگی فكری و سیاسی او؟ آیا این پرداختن‌ها صرفا از جهت كنجكاوی‌های مورخانه اهمیت دارد یا دلایل دیگری دارد؟

یك پژوهشگر از منظر دغدغههای تاریخی و كنجكاویهای مورخانه به سراغ یك موضوع اعم از شخصیت و پدیدههای تاریخی میرود. دلایل و انگیزههای سیاسی و ایدئولوژیك نزد پژوهشگر میتواند او را به خطا و گاه تحریف سوق دهد. همین انگیزهها در بهترین حالت بخشی از وقایع را مغفول گذاشته و بخشی دیگر را برجسته میكند. حاصل پژوهش علمی اما میتواند مورد بهره طیفهای گوناگون اجتماع قرار گیرد. پژوهشگر در جست‌وجو و كشف است نه آنكه بر اساس چارچوبهای ذهنی و تصوراتش منابع را چینش و گزینش كرده و مورد بهرهبرداری قرار دهد. از همین رو اساس پژوهش، تحلیلهایی مستند است نه تجلیلهایی شعارگونه. گزینش منابع بر مبنای صحت و اتقان آنهاست نه بر اساس ذهنیت ما. به عنوان كسی كه سالهاست در حوزه سندپژوهی و تاریخ شفاهی كار كرده است همواره سعی داشتهام در پژوهشهایم به كشف برسم. درباره شهید مطهری هم اگر پژوهشهایی با چنین ویژگیهایی انجام شود در جنبههای گوناگون تاریخی به كار میآید و نیز به فعالان حوزههای سیاست، دین، فرهنگ و... مدد میرساند.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما