آیا کشور معنای مناسبی برای دولت است؟ / سالار سیف‏ الدینی
|۱۰:۲۷,۱۳۹۸/۱۱/۲۶| بازدید : 208 بار

 

نگاهی به تاریخچه پیدایش دوگانگی دولت و حکومت به مناسبت اظهارات اشرف غنی درباره زبان فارسی و افغانستان

تاریخ معاصر ایران به لحاظ تفکیک و استفاده از دو مفهوم دولت و حکومت به دو بخش مجزا قابل تقسیم است. به نظر در دوره قاجار تا اوایل دوره پهلوی در ادبیات عرفی، دولت در معنای کل نظام سیاسی به کار می‏ رفت. «دفترچه تنظیمات» نوشته میرزا ملکم خان که فریدون آدمیت آن را باارزش‌ترین اثر سیاسی دوره ناصری می‏ نامد و همچنین کتابچه‏ای کمتر شناخته‌شده (در پاسخ و نقد دفترچه تنظیمات از نویسنده‏ای گمنام) به نام «شرح عیوب و علاج نواقص مملکتی ایران» که آدمیت آن را واجد اهمیت توصیف کرده است،به عنوان دو اثر مهم معاصر در خصوص اداره کشور از مفهوم دولت در تداول کلاسیک آن استفاده کرده‏اند. رویه غالب در رساله «یک کلمه» نوشته مستشارالدوله و کتابچه ترجمه «حقوق ملل» نیز بر همین مبنا قرار دارند. این رساله‏ ها از سوی دیوان‌سالاران یا روشنفکران قاجار ترجمه یا تألیف شده و نخستین کوشش فکری ایرانی‏ها برای تأسیس دولت مدرن و مشروطه به شمار می‏ روند. در آثار میرزا حسین‏خان سپهسالار که نماینده تفکر ترقی‌خواه لیبرال ملی‏گرا است نیز می‏توان به مفاهیمی از جنس وطن‏ داری و دولت‌خواهی برخورد سپهسالار که واسطه ‏دوستی و دیدار ناصرالدین‌شاه با بیسمارک بود، نامه وی به شاه ایران را به‌وسیله سفیر ایران در آلمان (معین الملک) به فارسی ترجمه کرد. در این نامه آمده بود: «... پولیتیک دول مستقیم و لایتغیر نیست، و به جزئی چیزی تغییر می‏کند.باید هر دولتی در فکر استقلال خود باشد و استقلال خود را از دیگران نخواهد. محرک چرخ پولیتیک دول، امروز افکار عمومیه است. هیچ دولتی برخلاف میل و افکار ملت خود بکاری اقدام نمی‏ تواند کند» در ادبیات سیاسی دوره قاجار می‏ توان به ترکیب‏ هایی مانند «دولت‏خواه» و «دولت‏پرست» برخورد کرد. این مفاهیم تقریباً معادل وطن‏پرستی توام با وفاداری به نظام سیاسی کاربرد داشته است. برای نمونه یکی از جراید عصر ناصری می‏نویسد: «آنچه موجب ازدیاد سلیقه و معرفت و دولت ‏پرستی و نظم طلبی ملت است غنا و بضاعت است» دولت در اینجا مفهومی نزدیک به کشور را می‏ رساند. میرزاحسین خان سپهسالار در یکی از آثار خود چنین می‏ نویسد: «وطن‌پرستی در ملک هستی جوهری است که در فطرت انسانی و قریحه جسمانی تعبیه شده است. این سیما در اهل ایران روشن و هویدا است. حال‏که در ایران بنای نظامات دولتی برای خصوصیات ملتی بنیان‌ گذارده شده است و نویسنده در نیکوخواهی دولت و در تمدن ملت جان‌فشان است...» محمدعلی فروغی نیز که نخستین رساله حقوق اساسی پس از انقلاب مشروطه را تنظیم کرد، تحت تاثیر ادبیات سیاسی فرانسه دولت را در معنای کلی‏ تر از حکومت به‌کار برد. منصورالسلطنۀ عدل نخستین حقوق‏دانی بود که شرحی بر قانون اساسی مشروطه نوشت و در خلال رسالۀ خود در خصوص ابهام‏های واژه ‏های حکومت و دولت نوشت: «کلمۀ حکومت دو معنای عمده دارد: اولاً حکومت ترتیبی را گویند که به موجب آن اقتدارات سلطنتی ملت مُجرا می‏شود، مثلاً مملکت فرانسه حکومت جمهوری دارد، یعنی در آن مملکت اقتدارات سلطنتی به موجب ترتیبات جمهوری مُجرا می ‏شود. ثانیاً حکومت قلمرو یک حاکم را می‏گویند. مثلاً حکومت آذربایجان یا گیلان...کلمۀ دولت نیز دو معنا دارد: اولاً کلیۀ اعضای مملکت را گویند که مأمور اجرای اقتدارات سلطنتی ملت هستند. مثلاً وقتی می‏گویند قرض دولت، معلوم است، شخص واحدی که موسوم به دولت باشد مدیون نیست، بلکه آن هیئتی که مأمور اجرای حقوق سلطنتی است، به سِمَت این مدیریت مقروض می‏باشد. ثانیاً کلمۀ دولت را تعیین یکی از قوای مملکتی که بعدها در تحت اسم قوۀ اجرائیه ذکر خواهیم کرد، استعمال می ‏کنند» اگر کمی به عقب‌تر بازگردیم در آثار تاریخی- سیاسی دوره صفوی و نادری نیز «دولت» در معنای نظام سیاسی کشور کاربرد داشته است. آثار این عصر مانند جهانگشای نادری به مفهوم «دولت ایران» برخورد می‏کنیم. میرزا مهدی خان‏استرآبادی در خصوص نقش نادر شاه افشار در به دست گرفتن اقتدار سیاسی می‏نویسد: «چون دوست و دشمن استوانه ذات نادری را باعث قوام بنیان و موجب قرار و اساس دولت ایران می ‏دانستند...» بنابراین در سنت سیاسی ایران دولت به معنای نظام سیاسی کاربرد داشته است.

 

کشور واژه‏ای باستانی در زبان فارسی که از گذشته برای اطلاق به سرزمین و زیست‌بوم کاربرد داشت. در اساطیر ایرانی جهان به هفت «کشور» تقسیم می‏شد که «ایرانشهر» یا «ایران‏ویچ» به عنوان کشور چهارم در مرکز آنها قرار می‌گرفت از آن عبارت «افسر هفت کشور» یا دل زمین پدید آمد. شعر معروف نظامی گنجوی، «همه عالم تن است و ایران دل» اشاره به همین اسطوره دارد. برخی از دانشمندان جغرافیای سیاسی مانند دره میرحیدر و محمدرضا حافظ ‏نیا برای رهایی از این معضل پیشنهاد کرده‏ اند از مفهوم کشور به‌جای State استفاده شود. برخی دیگر مانند پیروز مجتهدزاده بر این عقیده ‏اند که کشور در صورتی که با حکومت همراه شود به معنای state نزدیک می‌شود. این شیوه درگذشته نیز رایج بوده است. برای مثال «روزنامه رسمی» پیش از انقلاب اسلامی با عنوان «روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران» منتشر می‏شد یعنی به‌جای استفاده از هرکدام از مفاهیم حکومت یا دولت از مفهوم «کشور» استفاده‌شده است. در دوره قاجار نیز عنوان «روزنامه رسمی دولت علیّه ایران» در سربرگ این روزنامه درج شده بود. همچنین در صورت مذاکرات مجلس شورای ملی در دوره پهلوی با عنوان «کشور شاهنشاهی ایران» ثبت و ضبط شده است. همان‌طور که قبلاً اشاره شد در آثار و پژوهش‏های مراد‏کاویانی‏ راد نیز این شیوه به شکل محسوس و حساب‌شده‌ای کاربرد دارد. البته با وجود مناسبت استفاده از مفهوم کشور در معنای استیت، به نظر می‏رسد، باید همچنان از عبارت دولت به عنوان مکمل آن استفاده کرد. زیرا سایر رشته‏ ها مرتبط مانند روابط بین‌الملل، حقوق بین‌الملل، علوم سیاسی و حقوق عمومی از عبارت دولت معادل استیت استفاده می‏شود و جغرافیای سیاسی نیز تافته‏ ای جدا بافته از این علوم نیست و نمی‏ تواند در شیوه استفاده از این مفاهیم تکنیکی جداگانه و منحصربه‏ فرد به کار گیرد.

 

مفاهیم همسایه و رایج در زبان فارسی و بیشتر زبان‏های زنده دنیا برای اشاره به حکام و سرزمین کم نیستند. در زبان فارسی واژگانی چون حکومت، کشور، دولت، هیات حاکمه، حاکمیت،نظام، دربار، کابینه، هیات وزیران و... برای ادای این منظور مورد استفاده قرار می‏ گیرد. رواج این مفاهیم هر یک به‌جای دیگر موج هرج‌ومرج و آشفتگی مفهومی شده است. سطوح مختلف قدرت نیز به این آشفتگی دامن می ‏زند. در تجربه سیاسی دولت مدرن دو دوره پادشاهی و جمهوری اسلامی هر یک با دو سطح از قدرت یعنی «قدرت پادشاه و نخست‌وزیر» و نیز جمهوری اسلامی با دو سطح اجرایی از قدرت یعنی «رهبری- نخست‌وزیری – ریاست‌جمهوری» و پس از تغییر قانون اساسی در ۱۳۶۸ «رهبری- ریاست‌جمهوری» موجب درهم تنیدگی حوزه‏های صلاحیت در عمل و حوزه‏های مفهوم در ساحت نظر شده است. در سه سطح آکادمیک، ادبیات عامیانه و ادبیات سیاسی و رسانه‏ای این مفاهیم کاربست کلان پیدا کرده و هر یک فراخور سلیقه یا عرف از آنها استفاده می‏ کنند. از نظر عامه مردم هر نهاد عمومی(حتی شهرداری‏ها) که حایز صلاحیت اعمال حاکمیت بر یک حیطه است ماهیت دولتی دارد. بنابراین عوام بدون توجه به تفکیک قوا و صلاحیت‏های حقوق عمومی از منظر عام از مفهوم دولت استفاده می‏ کنند. در ادبیات آکادمیک تفکیک مشخصی بین دولت (کل تشکیلات سیاسی و اداری یک کشور و یک شخصیت حقوقی پایدار) و حکومت (به عنوان کارگزار دولت) وجود دارد. تنها در برخی رویکردهای جغرافیای سیاسی و احتمالاً علوم فقهی عدم تفکیک دیده می ‏شود. در ادبیات سیاسی روزمره اعم از رسانه ‏ها و فعالان سیاسی، دولت در معنای قوه مجریه کاربرد دارد و با توجه به نمود فراگیر آنها احتمال، چربش این ادبیات به حیطه دانشگاهی وجود دارد. نباید پنداشت که این دوگانگی فقط در زمینه دولت/حکومت وجود دارد. در ادبیات سیاسی جهان مفاهیمی مانند دولت/ ملت نیز به‌جای یکدیگر به‌کاربرده می‏ شود. برای نمونه هنگامی از «سازمان ملل» صحبت می‏کنیم در حقیقت از سازمان دولت‏ها که احتمالاً منافع ملت‏ها را نمایندگی می‏ کنند صحبت کرده‌ایم. اصولاً باید در نظر داشت که مفاهیم در کنه خود مستعد داشتن چند معنا نیز هستند به‌ویژه مفاهیم سیاسی پیچیده دارای ابعاد نظری مختلفی‌اند. موضوع ترجمه نیز در زبان فارسی مزید بر علت شده است. برای نمونه هنگامی که در حقوق و رشته‏ های سیاسی از مفهوم حاکمیت (در معنایی که ژان بدن مفهوم‌پردازی کرده است) صحبت می‏ کنیم از یک مفهوم کاملاً ذهنی سخن رانده‌ایم که فاقد مصادیق عینی در بیرون است و فقط قادر به مشاهد و آثار و تبعات آن هستیم. اما جامعه سیاسی ممکن است این کلمه را در یکی از مشتقات حکومت‏گری به کار ببرد یا ترکیب‏هایی همانند «نهادهای حاکمیتی» از آن بسازد که ارتباط کمی با مفهوم «ساورنیتی» دارد. رویه تاریخی کاربرد دو مفهوم دولت و حکومت در ایران با استناد به متون کلاسیک تاریخی بر این مبنی بود که اصولاً دولت به معنای استیت کاربرد داشت و گاه با نام اشخاص و سلسله‏ ها به عنوان مجاز کل به‌جز همراه می‏شد.

 

در پاسخ به این پرسش که این رویه چرا و تحت چه عواملی دستخوش دگرگونی شده است می‏ توان به عوامل زیر اشاره کرد:

 

۱

تفکیک قوا و پیدایش سطوح متفاوت از قدرت در قانون اساسی مشروطه و قانون اساسی جمهوری اسلامی در نتیجه شکل‌گیری دولت مدرن

 

۲

عادت‏های ادبی ایرانی و آرایه‏ های ادبی زبان فارسی به‌ویژه در خصوص کاربرد مجاز کل از جزء؛ به‌طوری برای اشاره به یک کلیت به بخشی از آن اشاره می‏شود. قوه مجریه در حقیقت بخشی از سازمان «دولت» است اما از آنجایی که نمود بیشتر در اجرا دارد و اخبار و تحولات آن زیر ذره‌ بین رسانه‏ ها و مردم قرار دارد. از آنجایی قدرت اجرایی قوای مملکتی در این قوه متمرکز شده، طی یک آرایه ادبی «مجاز کل از جز» از عنوان دولت برای اشاره به قوه مجریه اشاره می‌شود. به نظر می‏ رسد این روند از اوایل دوره پهلوی دوم آغاز شده است و پیش از آن اغلب از اصطلاح کابینه (برای مثال: کابینه سیاه) استفاده می‌شد.

 

۳

جایگزینی زبان انگلیسی و منابع سیاسی این زبان به‌جای زبان فرانسه، آثار و پیامدهای خود را داشته است و باعث شده است نسل‏های متأخر از مکتب انگلیسی به‌طوری‌که شرح آن رفت پیروی کنند.

 

۴

تثبیت «جمهوری اسلامی» به عنوان نظام حکومتی که اندیشه سیاسی آن بر اساس اسلام سیاسی و نظریه‏ های فقهای شیعه بنا شده بود، احتمالاً در ترجیح مفهوم حکومت به‌جای دولت و در نتیجه اولویت دادن به آن، بی‌تأثیر نبوده است.

منبع: سازندگی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما