متفکر مهاجر، فیلسوف خندان
|۱۱:۵۱,۱۳۹۸/۱۱/۷| بازدید : 168 بار

 

شب «داریوش شایگان و شناخت هند» در سالروز تولد او

محسن آزموده: چهارم بهمن ماه، هشتادمین سالروز تولد داریوش شایگان است، متفكر برجسته ایرانی كه اگرچه در هشتاد و چهارسالگی درگذشت، اما به اعتراف همه دوستان و آشنایان، خیلی زود از دنیا رفت، چراكه نه فقط به لحاظ جسمانی و ظاهری، همچنان بسیار سلامت و سر حال می‌نمود، بلكه مهم‌تر از آن از نظر اندیشه و فكر، كماكان پرشور و نشاط بود و اهل بحث و گفت‌وگو و نوشتن و خواندن و حضور متعهدانه در حوزه عمومی. وقتی عصر پنجشنبه 5 بهمن 96، یعنی یك روز پس از تولدش خبر سكته مغزی او منتشر شد، هیچ كس باور نمی‌كرد كه او كمتر از دو ماه بعد و در آغاز سال 97 از دنیا می‌رود. از این جهت فقدان او بسیار محسوس و برای اهل فكر و اندیشه در ایران سخت تالم برانگیز است. آن طور كه علی دهباشی، سردبیر مجله بخارا گفت، پانصد و هفتاد و نهمین شب از شب‌های بخارا به نام گرامی دكتر داریوش شایگان و به خواستاری استاد كاظم موسوی‌بجنوردی اختصاص داشت. داریوش شایگان از اعضای شورای عالی دایره‌المعارف بزرگ اسلامی بود و به این مركز و اساتید آن علاقه داشت و احترام خاصی برای تلاش‌هایی كه در این مركز علمی صورت می‌گرفت، قائل بود. در این مراسم استاد فتح‌الله مجتبایی، دكتر نیر طهوری، تورج اتحادیه و محمدمنصور هاشمی سخنرانی كردند. در ادامه گزارشی از سخنرانی‌های ارایه شده در این نشست ارایه می‌شود، با این توضیح كه متن سخنرانی خانم دكتر نیر طهوری به دلیل مفصل بودن، به‌صورت خلاصه ارائه می شود و ان‌شاءالله به زودی متن كامل آن منتشر خواهد شد.

 

******

 

روشنفکری ایرانی / کاظم موسوی بجنوردی

داریوش شایگان افتخاری برای ایران بود و هست. او الگوی نمونه‌ای برای همه روشنفكران ایرانی است. معمولا روشنفكران جذب یكی از جریان‌های فكری می‌شوند اما او هیچگاه استقلال فكری خود را از دست نداد و مستقل و آزاد زیر آسمان‌های جهان سیر و سیاحت كرد. شایگان از طریق مطالعه در تمدن‌ها و اسطوره‌ها، فرهنگ‌های گوناگون را می‌شناخت و به 40 تكه می‌رسید. او وجوه مشترك تمدن‌ها را پیدا می‌كرد و دنبال راهی برای انسان و انسانیت بود. او جهانی و انسانی می‌اندیشید. در زمینه‌های مختلف مثل هندشناسی، فلسفه غرب، ادبیات اروپایی و... تخصص داشت. داریوش شایگان از سال 1382 عضو شورای عالی علمی مركز دایره‌المعارف اسلامی شد. غیر از آن با ایشان جلسات شبانه‌ای داشتیم و من از نظرات و افكار بكر و هوشمندانه ایشان بسیار سود می‌جستم. در این جلسات پر ثمر غیر از ما، اساتیدی چون آقای محقق‌داماد، استاد مجتهدشبستری، آقای فولادوند و گاهی آقای فانی و گاهی آقای معصومی‌همدانی شركت می‌كردند. آقای داریوش شایگان یكی از افراد شاخص این جلسات بود. هر وقت در ایران بود حتما در این جلسات شركت می‌كرد.

 

دو سال است كه كمك دولتی به مركز دایره‌المعارف اسلامی قطع شده و یك سال است كه معوقات پرداختی داریم و كسانی كه اینجا زحمت می‌كشند، یك سال است كه حقوق نگرفته‌اند و ما هر دو ماه یك بار حقوق می‌دهیم! زیرا دولت همه كمك‌هایش را قطع كرده است. شاید گرفتار است. اما به هر حال به اینجا كمكی نمی‌شود. یك سال و نیم است كه حق‌التالیف پرداخت نكرده‌ایم. با وجود این مركز دایره‌المعارف در كارهایی كه می‌كند، موفق است. ما به تازگی جلد 24 دایره‌المعارف بزرگ اسلامی را منتشر كرده‌ایم كه به 3 زبان فارسی، عربی و انگلیسی(به نام اسلامیكا كه در لندن ترجمه و در هلند توسط انتشارات بریل منتشر می‌شود) نوشته می‌شود. همچنین جلد ششم دانشنامه فرهنگ مردم(فولكلور) را منتشر كرده‌ایم. بیش از 150 مجموعه كتابخانه‌ای به این مركز اهدا شده و بیش از یك میلیون جلد كتاب دارد.

 

 

هند شناس بزرگ / فتح‌الله مجتبایی

وقتی خبر درگذشت آقای دكتر شایگان را شنیدم بسیار نگران شدم. عمر دراز این اشكال را دارد كه آدم باید به ختم دوستان و عزیزان برود. من به مراسم ختم بزرگانی چون مرحوم مینوی، زریاب‌خویی، تفضلی و خانلری رفته‌ام و این خیلی دردناك است. اما درگذشت دكتر شایگان یك مصیبت مضاعف بود. شخصیت فردی او بسیار قابل احترام بود، فرد بسیار با محبت و انسان‌شناس و در دوستی بسیار پایدار بود. از طرف دیگر شخصی بود كه در زمینه‌های مختلف چون هندشناسی، ادب فارسی، فرهنگ ایرانی، جهان‌شناسی، فرهنگ غرب و ارتباطش با شرق استاد بسیار موثری بود. او در هندشناسی اولین كسی است كه تاریخ فكر و فلسفه هندی را به زبان فارسی نوشت به گونه‌ای كه بشود در كنار آثار هندشناسان بزرگ خواند. هیچ كاری حتی بزرگ‌ترین كارها، جای سخن دارد اما اینكه فردی در دو جلد مفصل تاریخ فكر و فلسفه هند را از دوران ودایی و پیش از آن بنویسد، ارزشمند است.

 

یكی از نكات مهم این است كه تاریخ فكر هندی از وداها و آمدن آریایی‌ها به این نواحی شروع نمی‌شود. در ایران نیز چنین است. پیش از آمدن آریایی‌ها، فرهنگ بسیار گسترده و دامنه‌داری در این منطقه وجود داشته است. ریشه ادیانی چون ویشنوپرستی و شیواپرستی و برهمنی به دوران پیش از آمدن آریایی‌ها می‌رسد. كتاب داریوش شایگان، جامعیتی دارد كه هیچ كدام از آثار موجود به زبان فارس آن را ندارد. او با یك دید تازه به تفصیل از دوره ودایی آغاز كرده و بعد از بررسی قرون وسطای هند به دوران جدید پرداخته است. اهمیت این كار آن است كه با وجود بهره‌گیری از منابع هندی و اروپایی، دید او به هند غربی نیست بلكه نگاه یك ایرانی شرقی به هند است و همه جا از اصطلاحات رایج در عرفان ما بهره می‌گیرد. كتاب مهم دیگر او در هندشناسی «آیین هندو و عرفان اسلامی» است كه راجع به تاثیرپذیری داراشكوه از فرهنگ هندی و ایرانی است.

 

اولین آشنایی‌های من با داریوش شایگان حدود سال‌های آغازین 1350 به مسائل مربوط به هندشناسی مربوط می‌شود. آن زمان كتاب «شهر زیبای افلاطون و شاهی آرمانی در ایران باستان»(1352) منتشر شده بود. من در این كتاب از ضرورت حكیم بودن حاكم از دید افلاطون سخن گفته بودم. آقای شایگان این كتاب را برای جایزه معرفی كرده بود. در آن زمان آقای شجاع‌الدین شفا، رایزن فرهنگی دربار و فرد متنفذی بود. من پیش از آنكه او به این مقام برسد در مجله سخن به چند تا از كارهای او انتقاد كرده بودم. یك بار هم ترجمه او از كمدی الهی دانته را نقد كردم، تفصیل آنكه آن زمان در اراك معلم بودم و در سفری متوجه شدم كه بر خلاف ادعای آقای شفا این كتاب از اصل ایتالیایی ترجمه نشده بلكه عینا از یك ترجمه فرانسه به فارسی ترجمه شده است. در نتیجه مقاله نسبتا مفصلی در نقد این ترجمه نوشتم. این مقاله را به مرحوم دكتر خانلری برای انتشار در سخن دادم. آقای جعفری، مرحوم فریدون‌كار را نزد من فرستاد تا از چاپ این مقاله صرف نظر كنم. خلاصه مقاله در سخن چاپ نشد اما تلخی رابطه من با آقای شفا باقی ماند. وقتی داریوش شایگان كتاب «شهر زیبا» را برای جایزه معرفی كرده بود، آقای شفا گفته بود كه این كتاب تبلیغ ولایت مطلقه را می‌كند! به همین دلیل این كتاب فراموش شد. بعدا برای اولین بار به مناسبت همین كتاب با دكتر شایگان دیدار كردم و با شخصیتی بسیار دوست داشتنی آشنا شدم. به زودی این آشنایی به یك دوستی عمیق بدل شد كه تا زمان وفات ایشان دوام داشت. هر وقت به ایران می‌آمدم حتما یكدیگر را می‌دیدیم و همواره از نظریات او استفاده می‌كردم. او انسانی خوش فكر و نوفكر بود.

 

داریوش شایگان در كتاب «افسون‌زدگی جدید: هویت چهل تكه و تفكر سیار» كه ترجمه فارسی آن (از فاطمه ولیانی) بسیار خوب و استوار است، زندگی اجتماعی امروز غرب را چهل تكه و پاره پاره می‌داند كه دیگر آن انسجام، اتحاد و یگانگی قبلی را ندارد. او معتقد است كه با اختراعات جدید، دنیا چند پاره شده و دیگر آن شخصیت‌های یكپارچه گذشته را نمی‌بینیم. كتاب ارزشمند دیگر او «پنج اقلیم حضور» است كه به خصوص مقدمه‌اش هم بسیار ارزشمند است. او در این كتاب به شاعران بزرگ ایرانی حافظ، سعدی، فردوسی، مولوی و خیام و به مساله هویت ملی ما و مواجهه آن با جهانی شدن و فرهنگ غرب می‌پردازد. او فرهنگ غرب را به خوبی می‌شناسد و به آن فكر كرده و كوشیده، راه‌حل‌هایی برای مواجهه ما با فرهنگ غرب بپردازد.

 

 

متفكر مهاجر و سیار / تورج اتحادیه

داریوش شایگان در دو كتاب «ادیان و مكتب‌های فلسفی هند» و «آیین هندو و عرفان اسلامی:(بر اساس مجمع البحرین داراشكوه) » به شناخت هند پرداخته است. كتاب نخست در سال 1346 توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. نزدیك به 50 سال بعد دكتر شایگان، امتیاز انتشار آن را به نشر فرزان روز داد كه پس از اصلاحات مختصری در سال 1393 منتشر شد. كتاب دوم با عنوان اصلی « Les relations de l’Hindouïsme et du Soufisme d’après le Majma’ Al-Bahrayn de Dârâ Shokûh » در سال 1347 به عنوان رساله دكترای ایشان در دانشگاه سوربن نوشته شده است. با تاسیس نشر فرزان این متن توسط استاد جمشید ارجمند با همكاری تنگاتنگ خود دكتر شایگان به فارسی ترجمه شد و ایشان پیشگفتاری هم بر آن نوشتند. این كتاب در سال 1382 برای اولین بار طبع شد و الان چاپ ششم آن در دسترس است.

 

دكتر شایگان آگاهانه و با كمال تواضع با شركت در سمینارها و انتشار مقالات در مطبوعات و مصاحبه با اصحاب رسانه همواره در صحنه فرهنگی ما حضور داشت. فردی خوش سخن و خوش برخورد بود و توجه خاصی به دانشجویان و نسل جوان داشت. به این دلایل او محبوب خوانندگان بود و آثارش نزد مخاطبان طرفدار داشت. به خصوص دو كتاب «زیر آسمان‌های جهان» و «آمیزش افق‌ها» جذابیت بیشتری دارد. كتاب نخست در اصل به زبان فرانسه است و حاصل گفت‌وگوهایی میان داریوش شایگان و رامین جهانبگلو در سال‌های حدود 1370 است. ترجمه این كتاب توسط خانم نازی عظیما زیر نظر خود دكتر شایگان صورت گرفته كه در سال 1374 منتشر شد و الان به چاپ هشتم رسیده است. در این كتاب با تنوع و تعدد تجربه‌های یك متفكر از طریق سخنان خودش به صورت گفت‌وگویی آزاد آشنا می‌شویم. هر بخش كتاب زمینه‌ای برای پرسش‌های جدید است. در این كتاب ضمن آشنایی با افق وسیع زندگی و نظرات دكتر شایگان با بسیاری از وقایع زندگی او از دوران طفولیت، خردسالی، تحصیل در ایران و اروپا و ارتباط با استادانی چون علامه طباطبایی و هانری كربن آشنا می‌شویم. این كتاب شناختی دلپذیر و صادقانه از ایشان است.

 

«آمیزش افق‌ها» نیز گزیده‌ای از آثار داریوش شایگان است كه با نظر مساعد خودشان توسط آقای محمدمنصور هاشمی گردآوری و ترجمه شده است. در این كتاب آشنایی با دكتر شایگان از زبان متفكری جوان‌تر صورت گرفته است. آقای هاشمی درباره شایگان نوشته او فیلسوف خندانی است كه به مرقع كاری بازیگوشانه مشغول بوده و دلبسته فرهنگ‌های گوناگون است، شیفته سنت‌های كهن است و در عین حال كاملا متجدد. هم عاشق فرهنگ و هنر هندی و هم دوستدار فرهنگ و هنر جدید است. او به راستی دارای هویتی چهل تكه است و نمونه متفكر و مهاجر سیار. حكیمی هم شرقی و هم غربی.

 

 

طرح بزرگ گفت‌وگوی تمدن‌های شایگان / نیر طهوری

داریوش شایگان چنان زیست كه آغاز و پایان عمر دنیایی‌اش در قوس صعود و نزول بر هم منطبق شد. بنابراین ما همیشه تولد او را گرامی خواهیم داشت، زیرا كه نقطه پایانش برای همیشه خبر از تولدی دیگر می‌دهد، نوعی تصادفی پرمعنی. در بحث كنونی به كتاب «آیین هندو و عرفان اسلامی» می‌پردازم كه رساله دكترای او در سوربن و بحثی تطبیقی میان عرفان در آیین هندو و دین اسلام است و به عبارت دیگر شرح و نقد كتاب «مجمع البحرین» نوشته داراشكوه (ادیب و عارف هندی پارسی‌گوی قرن هفدهم میلادی) است. كتاب حاصل بیش از 10 سال مطالعه زبان سانسكریت، خواندن متون هندی و بررسی تمام آثار كهن هندی است.

 

مجمع البحرین رساله كوچكی است حدود 40-30 صفحه در 22 باب. شایگان آن را در كتابی حدود 400 صفحه، معرفی، شرح و نقد كرده است. جزییات آن را به تفصیل كاویده، افزوده و نتیجه گرفته این رساله بیش از آنكه تحقیق تطبیقی در قلمرو ادیان باشد، تلاشی در تایید و تثبیت مفهومی بنیادین و پیشین بر محور بینش كل‌نگر دو دین همسان است تا تحقیق را به سوی مطلوب سوق دهد، یعنی آنچه داراشكوه می‌خواست.

 

هدف آن است كه همسانی دو دین در حد پیوند و رابطه هرچند اندك نشان داده شود. همین نقطه نزدیكی است كه مورد توجه دارا قرار گرفته است. اینكه اسلام اسطوره ندارد و فكر آواتارا را نمی‌پذیرد، به نظرش مهم نیست. دشمنی‌هایی كه میان دو جامعه مسلمان و هندو وجود داشت و به پیكر آنها آسیب‌های بزرگی وارد كرده بود، به اختلافی طبقه‌ای انجامید كه علمای اسلامی را برابر برهمن‌ها قرار می‌داد. دارا با نادیده گرفتن این اختلافات می‌خواست آنها را در نظام هماهنگ وحدت جهانی ادیان كند كه خودش بنیانگذار آن باشد.

 

شایگان در مطالعه تطبیقی خود به نقد كتاب هم پرداخته و سبك آن را سست و خنك و نتیجه‌گیری‌هایش را در یكسان‌سازی در حد شگفت‌انگیزی سطحی توصیف می‌كند، نتیجه‌گیری‌هایی از سر شتاب‌زدگی و هیجان‌های ذهنیتی كمابیش ساده‌انگار كه چیزی جز همسانی‌های ظاهری نمی‌بیند و از وجوه اختلاف و ناهمخوانی‌هایی مثل اسلام و هندوئیزم است، به راحتی می‌گذرد. اثر همچنین فاقد زیرساخت مناسب و استدلال‌های مكفی است و به نظر می‌رسد دارا مفاهیم مورد نظر را نه به شكلی انتقادی بلكه با بینشی غریزی درك كرده است.

 

در انتها می‌توان طرح بزرگ گفت‌وگوی تمدن‌های شایگان را ادامه همین مطالعات و دغدغه‌های ذهنی همیشگی او دانست كه در پی آن بود كه چگونه تمدن‌های شرقی باید از حالت پیرامونی خارج شوند، از تعطیلات بازگردند و دوباره به شكلی فعال در پویایی تاریخی نقشی بیابند تا بتوانند با كشورهای مركزی معاصر همراه شوند.

 

 

مبانی نظری شایگان در شناخت شرق / محمد منصور هاشمی

موضوع بحث حاضر از این حیث اهمیت دارد كه من جسارتا با مبانی نظری شایگان در شناخت شرق اختلاف‌نظرهایی دارم و نقدهایم را به خودشان گفته‌ام و برخلاف برخی كه گفته‌اند شایگان نقدپذیر نبوده، اتفاقا بسیار نقدپذیر بود. مبانی نظری شایگان در شناخت شرق متاثر از سه جریان است.

 

سنت‌گرایی

جریان اول بیش از هر جایی در كتاب ادیان و مكتب‌های فلسفی هند بروز پیدا كرده است. شایگان در زمان نگارش این كتاب بسیار ارزشمند و پر اطلاع سنت‌گرا بود و پس پشت آن این گرایش كاملا مشخص است. سنت‌گرایی (traditionalism) نام یك جریان خاص فكری و یك فرقه عرفانی در قرن بیستم در غرب است كه بنیانگذار آن رنه گنون و یكی از چهره‌های برجسته آن فریتهیوف شوان است و مشهورترین ایرانی منتسب به این جریان سیدحسین نصر است. در نگاه سنت‌گرایان هر چه متعلق به دنیای غرب است از جمله درك تاریخ‌مندی و تاریخ‌نگری نفی می‌شود و سنت‌های ماقبل مدرن دارای ارزش‌های مشترك تلقی می‌شوند. شایگان در همان جوانی از این فرقه فاصله گرفت و نسبت به آن نگاه نقادانه یافت، اگر چه تا اواخر عمر به رنه گنون احترام می‌گذاشت و برایش اهمیت قائل بود.

 

حلقه اورانوس

جریان دوم را می‌توان حلقه ارانوس كه گروهی متفكر همدل با علایق معنوی بودند، خواند. شایگان مطالعه تطبیقی خود را به لطف آشنایی با هانری كربن شروع كرد و در همه زندگی به او وفادار ماند و بهترین و همدلانه‌ترین تك‌نگاری موجود درباره كربن در تمام زبان‌ها را شایگان نوشته است. شایگان به واسطه كربن با حلقه معنوی ارانوس كه به گونه‌ای رقیب سنت‌گرایان محسوب می‌شود و با آن فاصله دارد، آشنا شد. به تعبیر شایگان روح سرگردان حلقه ارانوس كارل گوستاو یونگ، روانكاو مشهور با علایق معنوی است، از دیگر چهره‌های این جریان می‌توان به رودولف اتو دین‌شناس مشهور و میرچا الیاده دین شناس برجسته اشاره كرد. متفكران حلقه ارانوس نیز علایق سنتی دارند و به نوعی منتقد دنیای جدید هستند و به دنبال گنوس (غنوس یا شناخت عرفانی) می‌گردند. كتاب «بت‌های ذهنی و خاطره ازلی» شایگان به وضوح تحت تاثیر جریان حلقه ارانوس است كه در آن راجع به یونگ و تقارنات معنی‌دار آن سخن می‌گوید. كربن و الیاده هم همواره در آثار شایگان حضور دارند. در كتاب «آیین هندو و عرفان اسلامی» هم جنبه‌های سنت‌گرایانه كمتر شده و تاثیر حلقه ارانوس بیشتر شده است. مبنای نظری شایگان در مطالعه تطبیقی هم از پل ماسون اورسل، (فیلسوف و شرق‌شناس فرانسوی) گرفته شده كه بنیانگذار فلسفه تطبیقی به معنای مورد نظر حلقه ارانوس است و به نظر من یك روش تطبیقی مطالعه ادیان و عرفان است كه از شباهت‌یابی ساده فراتر می‌رود.

 

جریان هایدگری- فردیدی

جریان سومی كه شایگان در شناخت شرق متاثر از آن است را تلویحا «هایدگری- فردیدی» می‌خوانم. شایگان در كتاب «آسیا در برابر غرب»، به این جریان بسیار نزدیك است. مارتین هایدگر (فیلسوف برجسته آلمانی) منتقد جدید و بلكه تفكر مابعدالطبیعی است و ریشه تمدن و فرهنگ جدید را در یونان باستان و تفكر موجودانگار مابعدالطبیعی می‌داند و نقد رادیكالی نسبت به شناخت بشر از هستی دارد و به جست‌وجوی شناختی شاعرانه از هستی است. سیداحمد فردید، راوی ایرانی اندیشه هایدگر است؛ البته او نمی‌خواهد شارح هایدگر باشد، بلكه برای توضیح اندیشه خودش از تركیبی از هایدگر و ابن‌عربی و اموری دیگر بهره می‌جوید كه در آن مفهوم غربزدگی و نقد رادیكال غرب وجود دارد و معتقد است یك پریروز و پس‌فردای شرقی وجود دارد كه باید به آن رسید. شاید بتوان گفت بهترین كتاب در زمینه این اندیشه «آسیا در برابر غرب» است. البته شایگان رسما از مریدان و شاگردان فردید نبوده و به عنوان فردی مستقل تحت تاثیر آن اندیشه بوده و از آنجا كه جستارنویسی درجه یك است، توانست چكیده آن اندیشه را در این كتاب ارایه كند به گونه‌ای كه تا پیش از انتشار «آسیا در برابر غرب» و طرح انتقادات شایگان به فردید، عموم فردیدی‌ها به آن كتاب ارجاع می‌دادند. البته شایگان در این كتاب می‌كوشد دچار رادیكالیسم نشود و در فصلی تحت عنوان «تاریك اندیشی جدید» به تندروی در غرب‌ستیزی هشدار می‌دهد.

 

بنابراین سه جریان فوق مبانی نظری شناخت شایگان از شرق را بر می‌سازند به گونه‌ای كه مثلا در «آسیا در برابر غرب»، فرهنگ چین و هند و ژاپن و فرهنگ ایرانی- اسلامی را كنار هم می‌گذارد در حالی كه شاید بتوان گفت فرهنگ ایرانی- اسلامی با یونان و روم جنبه‌های مشترك بیشتری دارد. شاید بتوان عدم توجه شایگان به این نقش واسطه‌ای فرهنگ ایرانی-اسلامی میان شرق و غرب را ناشی از سه جریان فوق ارزیابی كرد.

 

مغالطه سنت‌گرایی

معتقدم سنت‌گرایی دارای اشكال منطقی است. سنت‌گراها به درستی می‌گویند كه فرهنگ‌های ژاپن، چین، هند و اسلامی، مدرن نیستند كه سخن درستی است، اما مغالطه منطقی جایی صورت می‌گیرد كه در این فرهنگ‌های متفاوت و غیرمدرن، یك وحدت متعالی می‌جویند و نام آن را «سنت» (Tradition) می‌خوانند. واقعیت تاریخی هم این وحدت را تایید نمی‌كند. این فرهنگ‌های غیرمدرن با یكدیگر اختلاف‌های فراوانی داشتند و دارند. در میان هر یك از این فرهنگ‌ها نیز جریان‌ها و گروه‌های مختلفی ظهور و بروز كرده است و گاهی این اختلافات بسیار شدید است. بنابراین نمی‌توان از یك سنت برساخته و آرمانی شده سخن گفت. سنت‌گرایی خودش یك ایدئولوژی مدرن و ضدمدرنیته است. آندره برتون (نویسنده فرانسوی) می‌گوید ما می‌خواستیم رنه گنون را رهبر سوررئالیست‌ها بخوانیم كه قبول نكرد و یك گروه دیگر ساخت. سنت‌گرایی، به هیچ ‌وجه سنتی نیست. بنابراین تحقیقات سنت‌گراها به رغم فضلی كه در آثارشان هست از نظر مبنای نظری سست است. كتاب «ادیان و مكتب‌های فلسفی هند» خوشبختانه زیاد متاثر از این مبنای نظری نیست، اما به هر حال متاثر از مبانی نظری سنت‌گرایی است، مثل اینكه از دوره‌ای به قبل چیزی به اسم تاریخ وجود نداشته و هندی‌ها نیز تاریخ نداشتند و مفهوم «تاریخ» را نمی‌شناختند و از این رو كتاب را غیرتاریخی نوشته‌اند. شایگان خودش به ویژه در اواخر عمر نسبت به سنت‌گرایی انتقاداتی داشت و تغییر دین و آداب عرفانی آنها به نظرش ادای غربی و ساختگی می‌آمد.

 

فقدان نگاه تاریخی

حلقه ارانوس متفكران برجسته‌ای هستند و شایگان نیز همواره به آنها علاقه داشت. البته می‌توان این متفكران را نقد كرد. دشمنی هانری كربن با تاریخ و تاریخ‌مندی جنبه ضعف به اندیشه او می‌دهد. كربن بسیار باسواد است و به فرهنگ ایرانی بسیار خدمت كرده و در واقع یك فیلسوف شرق‌شناس است و با سایر شرق‌شناسان از این حیث (فیلسوف بودن) تفاوت جدی دارد. اما به عنوان یك فیلسوف فرانسوی قرن بیستم انتقاداتی نسبت به جریانات فكری زمانه خودش از جمله ماركسیسم داشت و به دنبال گمشده خودش در فرهنگ ما می‌گشت. اما اینكه آن اندیشه چقدر برای ما مفید است و چقدر مطابق واقع است، قابل بحث است. اولا نیازهای مردم ایران امروز مطابق با نیازهای مردم فرانسه در نیمه نخست قرن بیستم نیست. ثانیا نگاه غیرتاریخی كربن باعث می‌شود كه همه آنچه راجع به تشیع و فرهنگ ما رشته می‌كرد، با اتفاقاتی به راحتی پنبه شد. از نظر كربن تشیع یك دین فراتاریخی بود كه در تاریخ قدسی اتفاق می‌افتاد. بنابراین كربن هرگز انتظار نداشت كه دنیوی شدن برای تشیع رخ بدهد. این اتفاق دقیقا همزمان با مرگ كربن (1978) با انقلاب اسلامی رخ داد. انقلاب اسلامی ورود اندیشه تشیع به تاریخ است. علت اشتباه كربن و حلقه ارانوس فقدان نگاه تاریخی و اجتماعی است. وقتی راجع به نمونه آرمانی امری بحث كنید، واقعیت تاریخی و عینی آن را نادیده می‌گیرید. درك آنها از سنت نه فقط در شناخت تشیع، بلكه در بسیاری موارد دیگر هم اشتباه از كار در آمده است. مطابق درك این معنویت‌گرایان، هندوئیزم نباید بنیادگرایی داشته باشد، در حالی كه امروز هندوئیزم بنیادگرای رادیكال دارد. بنابراین فقط مبانی نظری نیست كه سرنوشت تاریخی یك جریان فكری را رقم می‌زند و واقعیات اجتماعی و تاریخی و سیاسی هم در تطور اندیشه‌ها موثر است. این جنبه تاریخی در حلقه ارانوسی‌ها عالمانه و عامدانه نادیده گرفته می‌شود. دكتر شایگان این نقد را می‌پذیرفت، اما به شوخی به من می‌گفت كه شما در دوره‌ای زندگی می‌كنید كه دچار اشباع معنویت شده‌اید! او نه فقط نقدپذیر بود، بلكه اهل گفت‌وگو و بحث كردن بود و تا روز واپسین حیات از این جهت بسیار بانشاط بود. با او تا پایان عمر می‌شد داد و ستد فكری كرد.

 

شایگان و فردیدی‌ها

در كتاب «هویت‌اندیشان و میراث فكری احمد فردید» كه در 28 سالگی نوشتم، راجع به جریان سوم مفصل بحث كرده‌ام. من با دكتر شایگان به واسطه این كتاب آشنا شدم. ایشان كتاب مرا كه فصلی از آن به ایشان اختصاص داشت، خوانده بود و با من تماس گرفت و وقتی درباره نقدها كه امروز به نظرم كمی بی‌پروا به نظر می‌رسد، از او پرسیدم با لحنی بزرگوارانه گفت، فكر می‌كنم پروبلماتیك آسیا در برابر غرب هنوز سر جایش است. از همین جا آشنایی من با ایشان عمیق شد و یك رابطه خیلی نزدیك با او پیدا كردم. سعه صدر او در مواجهه با فردی كه 40 سال از او كوچك‌تر است، مثال‌زدنی و شگفت‌انگیز بود. او خودش راجع به جریان سوم (به خلاف جریان دوم) انتقاد داشت. نقدش به فردید در «زیرآسمان‌های جهان» بسیار منصفانه آمده است. در آثاری چون «انقلاب دینی چیست؟» و «نگاه شكسته» نقدهای مهمی به «آسیا در برابر غرب» می‌كند. شایگان بعدا با «افسون‌زدگی جدید» از جست‌وجوی هویت اصیل شرقی به هویت چهل تكه سیاره‌ای می‌رسد. این سیر فكری شایگان نشان می‌دهد كه از یك شرق آرمانی شده، به هویتی غیرذات‌گرا می‌رسد. اینجاست كه به جریان تاریخی نزدیك می‌شود. هر چند آقای شایگان در جایی از وجودش با گفتمان شرق- غرب درگیر بود. برای ما بعد از انقلاب، بیشتر مساله سنت و مدرنیته مطرح بود. این جنبه‌ها برای دكتر شایگان چندان معنادار نبود و فاصله جدی میان تجدد و سنت می‌دید. یك بار به ایشان گفتم نسبت به تعابیری چون رنسانس اسلام یا رنسانس ایران كه آدام متز و جوئل كرمر مطرح می‌كنند، همدلی دارم و معتقدم عناصری كه آنها از تاریخ اسلام و ایران به عنوان عناصر رنسانسی و اومانیستی بر می‌شمارند، جدی است و ظرفیت این را دارد كه برای آینده ما كار كند. آقای شایگان مطلقا به این سخن اعتقادی نداشتند و معتقد بودند كه مدرنیته و رنسانس یك اتفاق یگانه و یكه در بخش خاصی از تاریخ بشر در غرب است و بنابراین همیشه یك دلبستگی وجودی نسبت به گفتمان شرق- غرب داشت. من او را بیشتر به دلیل مفهوم‌پردازی‌هایش راجع به وضعیت تاریخی خودمان و جستارنویسی‌شان دوست دارم و متفكر درجه یكی می‌دانم. این جنبه اندیشه او مساله شخصی من نبود، اما هیچ دلیلی ندارد كه فكر كنم درست می‌گویم و شاید چند سال دیگر به این نتیجه برسم كه در این زمینه هم حق با اوست. به نظرم كار متفكر این است كه وقتی كارش را می‌خوانیم، ذهن ما را درگیر كند و باعث شود كه بیشتر به ماجرا فكر كنیم و جنبه‌های مختلف آن را ببینیم. نوشته‌های دكتر شایگان و مفهوم‌پردازی‌های او همیشه این كار را انجام داده است و از این جهت متفكر كم‌نظیری میان ایرانیان معاصر است.

منبع: روزنامه اعتماد

 

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما