ادبیات ایران پیش از اسلام / دکتر زهره زرشناس - بخش دوم و پایانی
|۱۰:۱۰,۱۳۹۸/۱۱/۲| بازدید : 142 بار

 

 

اشاره: در بخش نخست آمد که منظور از «ادبیات ایران پیش از اسلام»، مجموعه فعالیت‌های ادبی ایرانیان باستان به دو صورت شفاهی و مکتوب و به تمامی زبان‌های ایرانی است که شامل سنگ‌نوشته‌های شاهان، نوشته‌های روی سکه‌ها، داستان‌های ملی، افسانه‌ها و بعضی از آداب و رسوم اجتماعی می‌شود و پیکره اصلی ادبیات شفاهی غیردینی پیش از اسلام را تشکیل می‌دهد. «زبان‌های ایرانی» را نیز می‌توان به سه دوره اصلی بخش کرد: ۱٫ دوره باستان (از قدیم‌ترین زمان تا انقراض هخامنشی، با چهار زبان مادی، سکایی، پارسی باستان و اوستایی)؛ ۲٫ دوره میانه (از فروپاشی هخامنشی تا انقراض ساسانیان؛ با زبان‌های پارتی، پهلوی، سُغدی، خوارزمی، سَکایی و بلخی)؛ ۳٫ دوره جدید. در شماره پیشین زبان‌ها و ادبیات دوران باستان بررسی شد. اینک دنباله سخن:

 

۲- دورۀ میانه

۱- ادبیات میانۀ غربی

الف) ادبیات پارتی (یا پهلوی اشکانی):

 پارتی، زبان رسمی ایران در دورۀ فرمانروایی سلسلۀ اشکانی (میانه سده سوم ق‌م ـ ربع‌اول سده سوم میلادی)، یکی از زبان‌های ایرانی میانه است. از صورت باستانی این زبان اثری به دست نیامده است؛ اما از دوره میانه آن نوشته‌هایی بر روی سنگ، چرم، سفال، فلز، سکه، مهر و جز آنها به خط کتبیه‌ای پارتی و نوشته‌هایی از مانویان به خط مانوی در دست است. سنگ نوشته‌های دو یا سه‌زبانه شاهان ساسانی، بنچاق اورامان و آثار دورا اوروپوس ‌مهمترین آثار برجای مانده از این زبان‌اند در میان آثار برجای مانده از زبان فارسی میانه (پهلوی) دو رساله «درخت آسوریگ» و «یادگار زریران» وجود دارد که با توجه به شواهد زبان‌شناختی می‌توان آنها را متنهایی دستکاری شده از زبان پارتی به خط فارسی میانه دانست.

 

آثار کتیبه‌ای این زبان از نظر تاریخی، زبان‌شناختی اجتماعی و گاه دینی حائز اهمیت بسیارند؛ اما از نظر ادبی ارزش و اهمیت چندانی ندارند. از ادب پارتی در دوره پارتیان متنی به شکل اصلی به دست ما نرسیده است، تنها از روی شواهد می‌توان گفت که در دوره اشکانیان آثار ادبی غیردینی خواه به شعر و یا به نثر موجود بوده است. این آثار به صورت سنتی شفاهی تا پس از ظهور اسلام نیز ادامه داشته و پیشینه ادبیات درخشان مکتوب صدراسلام است. گویا ادبیات غیردینی پارتی بیشتر منظوم بوده و قصه‌گویان و نقالان حرفه‌ای، با همراهی ساز، آنها را روایت کرده‌اند: گروهی از این خنیاگران حرفه‌ای «گوسان» نام داشتند. گوسان‌ها شاعران و موسیقی‌دانانی دوره‌گرد و در حقیقت حافظ داستان‌های ملی ایران بودند و آنها را به‌ویژه به زبان شعر نقل می‌کردند. از این داستان‌ها، بعدها در گردآوری و تدوین «خدای‌نامه» پهلوی استفاده شده است. «ویس و رامین» یکی از منظومه‌های عاشقانه فارسی است که اصل پارتی دارد. «داستان بیژن و منیژه» در شاهنامه نیز شاید دارای اصل پارتی باشد.

 

ب) ادبیات فارسی میانه

فارسی میانه (پهلوی) زبان رسمی ایران در دوران ساسانیان (۲۲۴ ـ ۶۵۱م) و دنبالۀ زبان فارسی باستان است. خطهایی که در کتابت نوشته‌های فارسی میانه به کار رفته، مأخوذ از خط آرامی و عبارت است از: خط فارسی میانۀ کتیبه‌ای، خط فارسی میانۀ کتابی، خط فارسی میانۀ مسیحی (=زبوری) و خط مانوی. آثار ادبی برجای‌مانده از زبان فارسی میانه به دو گروه دینی و غیردینی تقسیم می‌شود. «آثار دینی» بیشتر در سده‌های سوم و چهارم قمری، یعنی زمانی که دیگر دین زردشتی دین رسمی ایران نبود، تدوین نهایی یافت و در طی زمان به سبب تعصبات دینی، جنگها و ستیزها و به‌ویژه حملۀ مغول نابود شد. اما «آثار غیردینی» و ادبی محض و گاه تفننی (به شعر یا نثر) به سبب اهمیت سنت شفاهی در ایران پیش از اسلام، به ‌صورت نوشتاری درنیامد و سینه به سینه حتی به دوران پس از اسلام منتقل شد و پس از آن به‌تدریج رو به فراموشی نهاد. صورت مکتوب آنها نیز با تغییر خط پهلوی به عربی و تحول زبان پهلوی فارسی و یا به علل سیاسی و مذهبی از میان رفت. البتۀ ترجمۀ عربی و فارسی برخی از آنها مانند «کلیله و دمنه» در دست است. شعر پهلوی نیز با تحول زبان و تغییر وزن هجایی به عروضی و از رونق‌افتادنِ موسیقی (چون این اشعار غالباً همراه با موسیقی خوانده می‌شد)، به وضعی مشابه دچار شد.

 

آثار برجای‌مانده از زبان فارسی میانه عبارت است از: ۱) آثار کتیبه‌ای (غیرکتابی)؛ ۲) آثار کتابی؛ ۳) زبور پهلوی؛ ۴) برخی جملات و لغات پراکنده که در کتاب‌های عربی و فارسی (به خط عربی ـ فارسی) آمده است؛ ۵) آثار مانویان.

 

آثار کتیبه‌ای فارسی میانه مکتوب در دوران ساسانیان تنها از جهات زبان‌شناختی و تاریخی (تنها منبع ایرانیِ تاریخ ساسانی)، اجتماعی و حتی دینی اهمیت دارند. این کتیبه‌ها که متن آنها به دست دبیران اداری نوشته شده، پر از لفاظی است. در میان آنها شاید بتوان کتیبۀ شاپور یکم در کعبۀ زردشت را مستثنی کرد؛ زیرا بسیار اندیشیده و سنجیده نوشته شده است و علاوه بر آگاهی‌های تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی و آگاهی‌های ارزشمندی در زمینۀ شناخت زبان فارسی میانه به دست می‌دهد.

 

آثار کتابی که بخش بزرگی از آنها در زمرۀ ادبیات دینی زردشتی است، دارای ارزش ادبی چندانی نیست و اهمیت آنها بیشتر از جهت زبان‌شناسی و ریشه‌شناسی است. بخش برجسته و متمایز ادبیات فارسی میانه را اشعار غیردینی تشکیل می‌داد که اساس آنها به گوسان‌ها بازمی‌گردد و با نگرش دینی پیوندی نداشت. سنت شفاهی خنیاگری که با برافتادن حکومت ساسانی ضربۀ سختی دیده بود، در زمان حکومت‌های محلی دودمان‌های ایرانی در جامه‌ای نو حیات تازه‌ای آغاز کرد. جوهر شعری، صوَر خیال و تصویرسازی شعر ساسانی با رنگی غیرزردشتی و یا وزن و قافیۀ اشعار عربی به حیات‌ خود ادامه داد. به طور کلی ادبیات غیردینی فارسی میانه را باید در ادبیات اسلامی به زبان فارسی پی گرفت. در مجموع ادبیات فارسی میانه دارای خصیصه‌های ادبیات شفاهی، یعنی گمنامی مؤلف، اجتماع سبکها، محافظه‌کاری در موضوع و وفاداری به مطلبی خاص همراه با آزادی سرقت ادبی است.

 

ارزش و اعتبار سنت شفاهی در ایران پیش از اسلام تا بدان حد بود که گرچه نوشتن برای مقاصد رسمی مانند نوشتن اسناد و نامه‌های اداری و دیوانی از سدۀ ششم‌ق.م در ایران آغاز شده بود، اما آثار ادبی تا دوران ساسانی به کتابت درنیامد، لذا بخش اعظم این آثار پس از اسلام به دست فراموشی سپرده شد یا به دلایل گوناگون از میان رفت و آثار ادبی موجود زبان فارسی میانه به نسبت دورانِ طولانیِ کاربرد آن (بیش از ۵۰۰ سال) اندک است.

 

۲- ادبیات میانۀ شرقی

الف) ادبیات سغدی، سُغدی زبان مردم سرزمین سغد به مرکزیت سمرقند و درّۀ زرافشان (در تاجیکستان امروزی) بود. به علاوه زبان میانگان (یا زبان میانجی) جاده ابریشم در سده‌های ششم تا دهم مر چهارم ق و زبان اداری، تجاری و فرهنگی در مناطقی مانند واحه‌های تورفان در ترکستان چین بوده است. متون سغدی شناخته به سه خط سغدی، مانوی و سریانی نوشته شده است و آثار به دست آمده از این زبان را در دورۀ میانه بر حسب موضوع می‌توان به دو گروه غیردینی و دینی بخش کرد. شمار آثار غیردینی که به خط خاص سغدی نوشته شده بسیار کمتر از آثار دینی به زبان سغدی و شامل سکه، نامه، سنگ‌نوشته، سند و نوشته‌هایی بر چرم و کاغذ و پوست است؛ ولی آثار دینی از نظر تنوع و حجم، مهمترین بخش ادبیات زبان‌های ایرانی میانۀ شرقی و متعلق به دورانی مابین سده‌های هشتم تا یازدهم مر دوم تا پنجم ق است و به پیروان ادیان بودایی، مسیحی و مانوی تعلق دارد.

 

آثار بودایی: که نوعی ادبیات ترجمه‌ای و مشحون از اصطلاحات فلسفی و احکام آیین بوداست، شاید حجم‌ترین آثار ادبی زبان سغدی باشد. متنهای سغدی بودایی که به خط سغدی نوشته شده است، بیشتر ترجمه‌های متنهایی چنین است که اکثر آنها خود از اصل سنسکریت به زبان چینی ترجمه شده است و محتوای آنها از مکتب «مَهایانه» بودایی نشأت گرفته است. دو کتاب «وسَنْتَره جاتَکهَ» و «سوتره چم» و پادافره کردارها از مهمترین آنهاست. رساله‌های دیگری در مجموعه‌های آثار سغدی بودایی به چاپ رسیده است که متنهای سغدی محفوظ در کتابخانه ملی پاریس و متنهای سغدی کتابخانه بریتانیا از آن میان شایان ذکرند.

 

آثار مسیحی: نوعی ادبیات ترجمه‌ای شامل ترجمه بخشهایی از کتاب مقدس، زندگی و اعمال قدیسان، چندین موعظه و تفسیر، اعمال شهدای مسیحی، آرای بزرگان کلیسا و کلمات قصار و عبارات پندآموز است که به خط سریانی سترنجیلی و نیز به خط سغدی نوشته شده است. این آثار بیشتر از زبان سریانی، زبان دینی مسیحیان نسطوری آسیای مرکزی، ترجمه شده است.

 

آثار «مانوی» این متنها که به خط مانوی نوشته شده، در بر گیرنده ترجمه سغدی سرودها و منتهای مربوط به کتاب‌های دینی مانوی از اصل فارسی میانه و پارتی و آثاری است که اصلا به زبان سغدی نوشته شده است. تاریخچه آیین مانوی، جدول‌های تقویمی، توبه‌نامه‌ها، داستان و تمثیل‌ها از اهم این آثار است.

 

نوشته‌های غیردینی سغدی نماینده بخشی از فرهنگ جوامع سغدی زبان است که روزگاری دراز (در حدود پنج تا شش سده) رکن اصلی جامعه و فرهنگ خراسان بزرگ (آسیای مرکزی) بوده‌اند. متنهای سغدی بودایی به استثنای متن وِسنتره جاتکه، که دارای سبک ادبی پیشرفته‌تری نسبت به دیگر متنهاست، فاقد ارزش ادبی خاص، حتی از جهت زبان‌شناختی، و غالباً بازتاب ادبیات جوامع بودایی مذهب و چینی‌ زبان همعصر خویش‌اند. ادبیات سغدی مسیحی نیز گونه‌ای ادبیات ترجمه‌ای و فاقد ارزش ادبی است.

 

ادبیات مانوی برخلاف متنهای بودایی و مسیحی، از تخیلی رنگین، درخشان و زنده و تشبیهات و استعاراتی زیبا سرشار است که ملهم از شخص مانی بوده و برای درک بیشتر فلسفه مانوی، ارزشمند و گرانبهایند و به همان اندازه نیز از ارزش زبان‌شناختی برخوردارند. مانویان هم مهارت نویسندگی داشتند و هم مترجمان بسیار زبردستی بودند و زبان متنهای سغدی مانوی روان، زیبا و کاملا متمایز از ترجمه‌های گنگ، پیچیده و ناقص مترجمان مسیحی و بودایی سغدی زبان است.

 

ب) ادبیات خوارزمی: خوارزمی زبان قدیم خوارزم (بخشی از ازبکستان و جمهوری ترکمنستان امروزی) بوده که تا اواخر سده چهاردهم.‌م (۸ق) زبانی زنده بود. آثار بازمانده آن شامل آثار و مدارک خوارزمی میانه (خوارزمی قدیم) متعلق به سده‌های سوم یا دوم ق م تا سده نخست قمری (۷۰۰م) و به خط قدیم خوارزمی، مقتبس از خط آرامی، یعنی خط آرامی ـ خوارزمی است. سکه‌ها و کتیبه‌هایی بر چوب، چرم، ظروف نقره و دیوار استودان‌ها اهم این آثار را پدید می‌آورد.

 

آثار و مدارک خوارزمی متأخر متعلق به دوران اسلامی و به خطی مقتبس از الفبای عربی ـ فارسی، که معمولا عربی ـ خوارزمی نامیده می‌شود و مشتمل است بر جمله‌هایی به خوارزمی که در برخی از دست‌‌نویس‌های دو کتاب فقهی عربی، به نامهای «یتیمه‌الدهر فی فتاوی اهل الدهر» و «قُنْیَه المنُیه» (سده هفتم ق) آمده است، و رساله کوچکی با عنوان «رساله الالفاظ الخوارزمیه التی فی قنیه المبسوط» (سده هشتم ق) مشتمل بر شرح لغات خوارزمی قنیه المنیه، و همچنین معادل کلمات و جملات فارسی به زبان خوارزمی، در نسخه‌ای از کتاب لغت مشهور زمخشری، با عنوان «مقدمه‌الادب» و معادل خوارزمی کلمات عربی نقل شده در دو نسخه دیگر این کتاب. جمله‌های خوارزمی مقدمه الادب نسبتاً ساده و روان و وفادار به متن اصلی عربی است، ولی با عبارت‌هایی تکراری، یکنواخت و ساختاری واحد و کسل‌کننده؛ با این‌همه، اطلاعات کم‌نظیری درباره زبان خوارزمی و گنجینه واژگان این زبان در دسترس خواننده می‌گذارد. در مجموع، آثار بر جای مانده از این زبان را به دشواری می‌توان ادبیات نامید.

 

ج) ادبیات سکایی: آثار بر جای مانده از زبان سکاها در دوره میانه، که از سین کیانگ (ترکستان چین) در آغاز سده بیستم به دست آمده است، شواهدی از دو گویش متفاوت این زبان را ارائه می‌کند: گویش شمال غربی (معروف به تُمشُقی که گویش کهن‌تری است) و گویش شرقی (معروف به خُتَنی). تقریباً تمامی این آثار متعلق به بوداییان است و از سنسکریت ترجمه شده و گونه‌ای ادبیات ترجمه‌ای دینی است. گرچه آثار غیردینی آن نیز رنگ بودایی دارد. گویش ختنی تا سده پنجم ق در پادشاهی ختن کاربرد داشته است. مفصل‌ترین متن ختنی کتاب «زَمبَسَته» به شعر است. به طور کلی منتهای ختنی مشتمل است بر تمثیل‌ها، روایات، توبه‌نامه‌ها، رسالات طبی، واژه‌نامه‌های چینی ـ ختنی، واژه‌نامه‌های ترکی ـ ختنی، یک متن کوچک جغرافیایی و داستان هندی «رامه و همسرش سیتا» که منظومه‌ای حماسی با تفسیری بودایی به این زبان است. نسخه‌های موجود ختنی در زمان میان سده‌های هفتم تا دهم میلادی به خط براهمی، مقتبس از خط سنسکریت، نوشته شده است.

 

آثار ترجمه‌ای بدنه اصلی ادبیات سکایی را پدید می‌آورد؛ اما دخل و تصرف مترجم ختنی زبان، مثلا داستانی مانند رامه و سیتا را به شعر حماسی اصیلی در زمان ختنی مبدل می‌سازد و اشعار غنایی زیبایی پدید می‌آورد که بازتاب سنتی دیرپا و ریشه‌دار در شعر و اندیشه دینی سکاهاست. استفاده از واژگانی غنی برای ترجمه گونه‌های مختلف ادبی نظیر شعر، افسانه و حماسه و حتی فلسفه، شاهدی دیگر بر این مدعاست.

 

در مجموع نوشته‌های موجود زبان ختنی حکایت از وسعت کوشش‌های ادبی و گستردگی دامنه ادبیاتی دارد که تنها بخش کوچکی از آن به دست ما رسیده است. این نوشته‌ها از نظر زبان‌شناختی نیز حائز اهمیت بسیار است؛ زیرا به شناخت ما درباره زبان‌های شرقی ایران می‌افزاید.

 

د) ادبیات بلخی: بلخی زبان مردم سرزمین بلخ باستانی (شمال افغانستان کنونی) یگانه زبان ایرانی میانه است که نظام نوشتاری آن بر الفبای یونانی بنا نهاده شده است. آثار بازمانده از این زبان که به اواسط سده دوم تا اواسط سده نهم میلادی تعلق دارد، اینهاست: سکه‌های شاهان کوشانی، به خط تحریری یونانی ـ بلخی، چهل مُهر به همان خط، کتبیه نوکونزوک،۱ در مدخل دژ ـ معبد بَغْْلان در سرخ‌کُتَل و سنگ‌نوشته رَبَتک،۲ معلق به کنیشکۀ بزرگ مکشوف در استان بغلان افغانستان از مهمترین آثار زبان بلخی‌اند. اندک شمار بودن متنها، ناقص یا ناخوانا بودن آثار موجود زبان بلخی و نیز دشواری قرائت و ترجمه آنها، ادبیات زبان بلخی و نیز دشواری قرائت و ترجمه آنها، ادبیات زبان بلخی را به صورت حوزه‌ای گسترده برای پژوهش در آورده است که تنها حایز اهمیت زبان شناختی است.

 

۳ـ ادبیات مانوی

آثار مانوی قدیم‌ترین آثار ادبی مدون به زبان‌های ایرانی (فارسی میانه، پارتی، سغدی و بلخی)، صرف‌نظر از آثار کتبیه‌ای هستند. این آثار که به خط مانوی نوشته شده و متعلق به دورانی میان سده‌های سوم و نهم است، به صورت قطعه‌های پراکنده و آسیب‌دیده در اوایل سده بیستم از ویرانه‌های صومعه‌های مانوی در تورفان، واقع در ترکستان چین به دست آمده است. محتوای آثار مانوی اساساً دینی و متشکل از عناصر سامی، و سامی ـ یونانی است. ادبیات مانوی مشتمل است بر:

 

الف) هفت کتاب مانی: به گویش آرامی بین‌النهرین جنوبی که به دست پیروانش به زبان‌های گوناگون ترجمه شده است به نامهای انجیل زنده، گنجینه زندگان فِرَقْماطیا، رازها (ابن ندیم: سِفرالاسرار، غولان (ابن ندیم: سفرالجَبابره)، نامه‌ها (رسائل) و زبور. بخش بزرگی از این آثار نابود شده و فقط از انجیل زنده، غولان، نامه‌ها و زبور مانی قطعاتی به زبان‌های فارسی میانه، پارتی و سُغدی در دست است. مانی افزون بر این هفت اثر، کتاب مصوری با عنوان «ارژنگ» و کتاب دیگری به نام «شاپورگان» به زبان فارسی میانه داشته است.

 

ب) آثار منثور پیروان مانی که عبارت است از: «کفالایا»۳ (مجموعه روایت‌های منسوب به مانی)؛ شرح حال مانی، داستان‌های تمثیلی، نامه‌ها، چکیده تعلیمات مانوی، مواعظ مَنوهْمِدروشْن و تفسیر جان.

 

ج) اشعار مانوی: که بخش عمده‌ای از ادبیات مانوی را تشکیل می‌دهد و اغلب به زبان‌های فارسی میانه و پارتی است. اشعار مانوی در دست‌نوشته‌ها معمولا به صورت نثر نوشته می‌شده، اما پایان ابیات با نقطه‌ای رنگین مشخص شده است. متنهای منظوم مانوی را از نظر صورت ظاهر می‌توان به سه دسته سرودهای بلند، مدایح دینی بلند و سرودهای کوتاه تقسیم کرد. وزن اشعار مانوی را گروهی هجایی، و گروه دیگر ضربی یا تکیه‌ای دانسته‌اند. بنا بر آخرین پژوهش‌ها، در وزن اشعار پارتی و به احتمال بسیار فارسی میانه، علاوه بر شمار هجاهای تکیه‌دار، ضرب وزن نیز ممکن است متفاوت باشد.

 

برخی نوشته‌ها و ترجمه‌های منثور مانویان به زبان‌های ایرانی، نظیر شاپورگان، ثقیل و غیراستادانه است و این ویژگی در برخی ترجمه‌های منثور به زبان پارتی نیز دیده می‌شد. اکثر نوشته‌های مانوی اکنون ناقص و پراکنده است؛ اما این مجموعۀ مکتوب بی‌همانند که از کهن‌ترین تألیف‌های ایرانی به شمار می‌آید، سیر تحول سنت ادبی این سرزمین را نشان می‌دهد و نه تنها برای شناخت آیین مانوی، بلکه برای بررسی زبان و ادب ایرانی نیز سودمند است.

 

داستان‌های تمثیلی مانوی به سه زبان فارسی میانه، پارتی و سغدی بخش مهمی از ادبیات مانوی را تشکیل می‌دهد. مانویان در همۀ نواحی از امکانات ادبی بیگانه برای تبلیغ آیین خود بهره می‌بردند و خود نیز عامل مهمی در شناساندن داستان‌های شرقی به اروپائیان شدند. آثار منظوم مانوی اغلب بدیع و نومایه است و در آنها از صنایع لفظی و صور خیال، خصوصا تشبیه و مجاز، استفاده شده و از این نظر اشعار پارتی از اشعار میانه دلکش‌تر است. خط مخصوص مانویان که برای نوشتن این آثار به کار رفته، تکامل بخش سنت نوشتاری زبان‌های ایرانی است و مطالعات زبان‌شناختی را سهولت می‌بخشد.

 

*دانشنامه زبان و ادب فارسی (با تلخیص)

 

پی‌نوشت‌ها:

۱-Nokonzok

۲- Rabatak

۳- kephalaia

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما