ادبیات ایران پیش از اسلام / زهره زرشناس - بخش اول
|۱۱:۱,۱۳۹۸/۱۰/۲۵| بازدید : 148 بار

 

منظور از «ادبیات ایران پیش از اسلام»، مجموعه فعالیت‌های ادبی ایرانیان باستان به دو صورت شفاهی و مکتوب و به تمامی زبان‌های ایرانی است. بخشی از آنها دولتی است، مانند سنگ‌نوشته‌های شاهان و نوشته‌های روی سکه‌ها و بخشی دیگر، مبتنی بر داستان‌های ملی، افسانه‌ها و بعضی از آداب و رسوم اجتماعی است و پیکره اصلی ادبیات شفاهی غیردینی پیش از اسلام را تشکیل می‌دهد. اما بیشتر آثاری که از این دوران به صورت مکتوب بر جای مانده، با دستگاه‌های دینی زردشتی، بودایی، مانوی و مسیحی مرتبط است و بدنه اصلی ادبیات دینی ایران پیش از اسلام را می‌سازد.

 

در ایران پیش از اسلام، آثار دینی و ادبی معمولا به کتابت درنمی‌آمد و بیشتر به صورت روایی، سینه به سینه، منتقل و حفظ می‌شد؛ مثلا کتاب اوستا، پس از سده‌ها انتقال شفاهی، سرانجام در دوره ساسانی به کتابت درآمد. پایبندی ایرانیان به حفظ سنت ادبیات شفاهی و نیز جنگها و تعصبات دینی و فرهنگی و تغییر خط و زبان و بسیاری عوامل دیگر موجب نابودی گنجینه ادبی پرارزش ایران پیش از اسلام شده است. از این رو، آنچه از زبان‌های مختلف ایرانی به صورت مکتوب باقی مانده، در برابر حجم گسترده ادبیات ایران باستان بسیار ناچیز است.

 

«زبان‌های ایرانی» شاخه‌ای از زبان فرضی «هندوایرانی»‌اند که از قدیم‌ترین روزگاران تاکنون درون مرزهای ایران یا بیرون آن متداول بوده‌اند و زبان‌ها و گویش‌هایی را شامل می‌شوند که از نظر ویژگی‌های زبانی وجوه مشترک دارند. از زبان‌های ایرانی، در طی تاریخی دراز، اسنادی در دست است که چگونگی تحول آنها را نشان می‌دهد. تاریخ این تحول را می‌توان به سه دوره اصلی بخش کرد: ۱٫ دوره باستان؛ ۲٫ دوره میانه؛ ۳٫ دوره جدید.

 

از زبان‌های ایرانی دوره باستان، که از قدیم‌ترین زمان تا انقراض هخامنشی (۳۳۰ق.م) در گستره بسیار پهناوری رواج داشته است، چهار زبان مادی، سکایی، پارسی باستان و اوستایی را می‌شناسیم. در مآخذ باستانی اشاراتی به ادبیات شفاهی این چهار زبان شده است، ولی تنها از دو زبان اوستایی و پارسی باستان آثار ادبی مکتوبی بر جای مانده است.

 

از زبان‌های ایرانی دوره میانه، که پس از فروپاشی هخامنشی تا انقراض حکومت ساسانیان (۶۵۱م) و آغاز دوره اسلامی در مناطق مختلف متداول بوده، آثار ادبی عمده‌ای در دست است. زبان‌های این دوره از نظر ویژگی‌های زبانی به دو گروه غربی (شامل زبان‌های: پارتی یا پهلوی اشکانی و فارسی میانه یا پهلوی ساسانی) و شرقی (شامل زبان‌های سُغدی، خوارزمی، سَکایی و بلخی) بخش می‌شوند.

 

مانی و پیروانش، برخلاف سنت ایرانی انتقال شفاهی آثار ادبی، به نگارش آثار خود بسیار اهمیت می‌دادند. از این رو از آنها آثار ادبی ارزشمندی به زبانِ‌های ایرانی (فارسی میانه، پهلوی اشکانی و سغدی) برجای مانده است.

 

دوره باستان

الف) ادبیات مادی

از زبان مادی، زبان قوم ماد که در غرب و شمال غرب ایران رایج بوده اثر مکتوبی در دست نیست؛ اما در نوشته‌های مورخان یونانی مانند کتسیاس،۱ هرودت و دینون۲ به داستان‌های عشقی و حماسی مادی و اشعار این دوره اشاره شده است؛ مثلا داستان غنایی زریادرس۳ و اوداتیس۴ را می‌توان نام برد که در مآخذ متعددی دیده می‌شود و به نظر بویس دارای اصل مادی است و بعدها در شاهنامه فردوسی به صورت داستان «گشتاسب و کتایون» بازتاب یافته است. داستان‌های حماسی مادی، یا داستان‌های مربوط به کوروش، از دیگر آثار ادبی مادی است.

 

ب) ادبیات سکایی

از زبان‌ها سکاها، که طوایفی ایرانی بودند و در دو سوی دریای خزر، دشتهای جنوب روسیه و ماوراء‌النّهر می‌زیستند، اثر مکتوبی برجای نمانده است. هرودت از افسانه‌هایی مربوط به اصل و منشأ سکاها و نیز از داستان‌هایی به زبان سکایی دربارة اَریمَسپی۵ یک چشم و گریفین۶‌های‌ محافظ طلا نام می‌برد. گرشویچ احتمال می‌دهد که داستان رستم ـ قهرمان نامی شاهنامه ـ که فقط در منابع سُغدی و فارسی شناخته است، از داستان‌های حماسی سکایی باشد. داستان‌های حماسیِ زبان آسی، از زبان‌های ایرانی شرقی جدید و میراث ادبی درخور توجه این زبان که تا آغاز سدة نوزدهم سینه به سینه روایت و حفظ می‌شده است، احتمالا بازتاب بخشی از بُن‌مایه‌های ادبیّات سکایی باستان است.

 

ج) ادبیات پارسی باستان

زبان پارسی باستان، نیای زبان فارسی امروزی است که در دورة هخامنشیان (۵۵۰ ـ ۳۳۰ ق.م) بدان تکلم می‌شده است. تنها آثار مکتوب زبان فارسی باستان، کتیبه‌های برخی از شاهان هخامنشی به خط میخی است که علاوه بر سنگ، بر الواح زرّین و سیمین، سنگ وزنه، مُهر و ظرف برجای‌مانده و کتابت آنها همزمان با تألیف آنهاست. مهمترین کتیبه‌هایی که به زبان فارسی باستان نگاشته شده، عبارت است از: کتیبه‌های داریوش در بیستون (مهمترین و مفصل‌ترین کتیبة داریوش به سه زبان فارسی باستان، اَکَّدی و ایلامی)، فارس (تخت‌جمشید و نقش رستم)، سوئز و الوند و کتیبه‌های خشیارشا در تخت‌جمشید (که از آن میان سنگ‌نوشتة سه زبانة مشهور به دَیْوَه از مهمترین کتیبه‌های این زبان است) و الوند.

 

آنچه در این سنگ‌نوشته‌ها آمده، مربوط به سیاست و حکومت است. هر متنی که به نام داریوش اول نوشته شده شامل مقدمه، بخش اصلی و مؤخره است و سنگ‌نوشته‌های جانشینان او، جدا از کتیبة دیوة خشیارشا (که اندک تقلیدی از عبارت‌بندی‌های نوشته‌های داریوش در آنها دیده نمی‌شود و حکایت از تسلط کافی نویسنده بر نوشتن دارد)، تکرار عبارات پیشین داریوش است. طرح اصلی کتیبه‌ها به‌طور کلی و با اندکی تفاوت (بسته به مراد نویسنده) به‌ صورت زیر است: ستایش اهوره‌مزدا، معرفی شاه، نام سرزمین‌های خراجگزار یا یاد کردن ساختن بنا، ذکر فرونشاندن شورش‌ها، دعا یا اندرز به شاهان آینده، همراه با شکرگزاری از اهوره‌مزدا.

 

داریوش در سنگ‌نوشته‌ها، با لحنی به دور از مبالغه، با دقت بیان، سادگی واژه‌ها و کوتاهی جملات، یکنواختی زبان آنها را جبران می‌کند. این نوشته‌ها طبعاً عاری از تخیلات ادبی و صوَر خیال است و به‌رغم ارزش آنها از نظر تاریخی و زبان‌شناختی، فاقد اهمیت ادبی است.

 

بنابر گزارش نویسندگان یونانی، ادبیات حماسی زبان پارسی باستان نیز احتمالا به صورت شفاهی وجود داشته است. افسانة زوپیر۷ یا برخی روایات مربوط به کوروش و داستان‌های مربوط به بردیای دروغین، از آن جمله است.

 

د) ادبیات اوستایی

زبان اوستایی که در ایرانویج سرزمینی از نواحی شرق ایران (احتمالا‌ خوارزم، یا مرو و یا بلخ)، بدان سخن می‌گفته‌اند، زبانی است که کتاب دینی زردشتیان (اوستا) بدان نوشته شده است. از این زبان جز کتاب اوستا و آثار وابسته به آن، اثر دیگری بر جای نمانده است. قدیم‌ترین آثار این زبان به سده‌های دهم ـ هشتم ق.م تعلق دارد؛ اما به سبب اهمیت سنت شفاهی، کتاب اوستا تا سدة چهارم میلادی مکتوب و مدوّن نشده بود. در این تاریخ، مقارن پادشاهی شاپور ساسانی (۳۰۹ ـ ۳۷۹م) و پس از رسمیت‌یافتن دین زردشتی، این مجموعه با خطّی مخصوص به نام «دین‌دبیری» (= خط دینی)، که به همین‌منظور از روی خط فارسی میانة کتابی و خط پهلوی زبوری ابداع شده بود، با تلفظ موبدان اواخر دورة ساسانی به کتابت درآمد.

 

«اوستا»یی که امروز در دست است، در حدود یک سوم یا یک‌چهارم اوستای دورة ساسانی است. اوستای مکتوب روزگار ساسانیان، بنا بر کتاب دینکرد، در ۲۱ نَسْک (باب) تدوین شده بود. این کتاب تألیف عظیمی بود، در بر دارندة مطالبی دربارة پیدایش جهان و رستاخیز، نجوم و پزشکی، زندگی زردشت و تاریخ انسان، حماسه‌ها و اسطوره‌های کهن و مجموعه‌ای از دانستنی‌های گوناگون. همة اوستا از نظر زبان یکدست نیست. این تفاوت را می‌توان ناشی از اختلاف گویشی یا قدمت بعضی از بخش‌های آن دانست.

 

متنهای اوستایی را براساس قدمت زبانی و ویژگی‌های دستوری و زبان‌شناختی و نیز از دیدگاه آموزه‌های بنیادی و محتوای مذهبی می‌توان به دو دستة «اوستای گاهانی» و «اوستای متأخر» بخش کرد:

 

۱-اوستای گاهانی:

متنهای گاهانی که در حدود یک‌ششم از اوستای موجود را در بر می‌گیرد، تنها مأخذ معتبر در خصوص زندگی زردشت است و در مجموع، آموزة خالص بنیانگذار آن را بازمی‌نماید. اوستای گاهانی شامل این بخشهاست:

 

الف) گاهان (گات‌ها یا گاثاها) قدیم‌ترین بخش اوستا ظاهراً سرودة خود زردشت و مشتمل بر هفده سرود است که در اوستای کنونی جزئی از «یَسنا»ست. اشعار گاهان هجایی است و از نظر ساختمانی با اشعار ودایی مشابهت دارد. متأسفانه ناآشنایی کامل با اندیشه‌های زردشت (مانند رابطة خاص انسان و دانای همه چیز)، مشکلات دستوری (صرفی و نحوی)، ابهامات واژگانی و پیچیدگی زبان شعر موجب شده است که اوستاشناسان در فهم و ترجمة گاهان با دشواری مواجه شوند. ترجمة گاهان به زبان فارسی میانه (پهلوی) نیز کمک چندانی به فهم بهتر آن نمی‌کند. به نظر گرشویچ، به‌رغم این دشواری‌های زبانی، عقاید والای زردشت از میان این اشعار غنایی دینی که برای بیان اندیشه‌های روشن و انسانی و تحولی در اندیشه، در قالبی زیبا و لطیف سروده شده، مشهود است. گاهان را به پنج «گاه» (بخش) تقسیم کرده‌اند و هر «گاه» دارای فصلهایی به نام «هات» است.

 

ب) یَسن‌های هفت‌ها: این بخش که به نثر است و پس از گاهان، قدیم‌ترین بخش اوستا را شامل می‌شود، «یسنهای هفت فصل» نیز نامیده می‌شود و مشتمل بر یسنهای ۳۵ تا ۴۱ است.

 

ج) دعاهای یسن ۲۷: در این بخش از اوستای گاهانی متن دعاهای معروف زردشتی آمده است.

 

۲- اوستای متأخر

این بخش از اوستا تقریباً پنج‌ششم تمامی کتاب مقدس زردشتیان را در بر می‌گیرد و «اوستای جوان» نیز نامیده می‌شود .در این بخش، گرچه دشواری‌های زبانی کمتری وجود دارد، لکن با اشکالات بسیاری در فهم متن روبرو می‌شویم که حاصل تلفیق عقاید پیش از زردشت با گفته‌های او و جذب عناصری از آیین‌های گوناگون در دین زردشتی به سبب گسترش آن در نواحی مختلف ایران است. اوستای متأخر بازنمای دین زردشتی متأخر و به‌طور کلی نمایندة تفکر مذهبی ایران پیش از اسلام است. دربارة تاریخ تألیف و تدوین آن نمی‌توان به یقین سخن گفت؛ اما احتمال دارد که یشتهای کهن، یعنی قدیم‌ترین بخش اوستای متأخر، به سده هشتم یا نهم ق.‌م تعلق داشته باشد. اوستای متأخر بخشهای زیرا را شامل می‌شود که از آن میان فقط ارزش ادبی یشتها را با گاهان می‌توان سنجید و دیگر بخشهای آن ارزش ادبی چندانی ندارد:

 

الف) یسنا: یسن به معنی «ستایش و نیایش»، مشتمل بر دعاها و سرودهای دینی و ذکر ایزدانی که برای شرکت در مراسم یسنه یا یسنا خوانده می‌شوند و نثارهایی که به آنان تقدیم می‌شود. این بخش از ۷۲ «ها» (= فصل) تشکیل شده و هر «ها» شامل بندهایی با اندازه‌های متفاوت است. گاهان و «یسنهای هفت‌ها» در میان یسنها جای دارند؛ از این رو، این بخش ۴۸ «ها» را در بر می‌گیرد.

 

ب) ویسپرد: به معنی «همة ردان = سروران)»، شامل ۲۴ «کرده» (= فصل) و مطالب آن اغلب برگفته از یسنها و مکمل آنهاست. که به خصوص در اعیاد مذهبی مانند گاهنبارها(= جشنهای فصلی) خوانده می‌شود.

 

ج) خرده اوستا: این مجموعه که «اوستای کوچک» نیز نامیده می‌شود، در بردارندة دعاها و نیایش‌های کوتاه مخصوص دینورز زردشتی در برابر دعای خاص روحانیان است. آذرباد مهرسپندان، موبد موبدان زمان شاپور دوم ساسانی، این مجموعه را مدون کرد و مهمترین بخشهای آن عبارت است از: نیایش، سی‌روزه و آفرینگان یا دعاهایی که همراه با اهدای نذورات خوانده می‌شد.

 

د) وَندیداد: صورت قدیم‌تر واژة وندیداد، ویدیوداد به معنی «قانون جدایی و دوری از دیوان» است. این کتاب در ۲۲ فرگرد (= بخش) تدوین شده و در حقیقت رسالة عملیه‌ای است به صورت پرسش و پاسخ (اهوره‌مزدا به پرسش‌های زردشت پاسخ می‌دهد). وندیداد نوزدهمین نسک از اوستای دورة ساسانی و یگانه نسکی است که از آن دوران به صورت کامل به دست ما رسیده است. پرسش‌های وندیداد در باب قوانین تطهیر و کفاره گناهان است. چند داستان اسطوره‌ای نظیر داستان جم (فرگرد۲) و بخش جغرافیایی مشروحی دربارة سرزمین‌های گوناگون (فرگرد۱) از دیگر بخشهای وندیداد است. گرشویچ این بخش اوستا را مهمترین بخش آن و مرجعی آگاهی‌دهنده دربارة واقعیت‌های زندگی باستانی شرق ایران می‌داند.

 

هـ) یشتها: یشت به معنی «ستایش و نیایش» و از نظر لغوی همریشه با واژه کهن یسن و واژه‌های «جشن» و «ایزد» در زبان فارسی است. این بخش شامل ۲۱ یشت است و هر یشت به چند کرده (=بخش) تقسیم می‌شود. تفاوت یشتها با یسنا در مضامین آنهاست. یسن نیایش‌هایی عام برای آیین‌های مختلف ستایش و یشت سرودهایی در ستایش ایزدان است.

 

یشت‌ها از نظر کمیّت و قدمت یکسان نیستند. هر یشت بزرگ (از جمله یشت۵، ۸، ۱۰، ۱۳، ۱۷، ۱۹) که دارای بخشهای کهن است، معمولا شامل وصف، مدح و به یاری خواندن ایزدی است که آن یشت بدو اختصاص دارد و در جای‌جای آن اسطوره‌ها و حوادث تاریخی به صورت ضمنی و بسیار فشرده و مبهم یاد می‌شود. می‌توان گفت که بخشی از تمامی یشت‌ها موزون است. برخی ایران‌شناسان وزن آن را هجایی (بر اساس شمار هجاها در هر مصراع)، و گروهی دیگر ضربی (بر اساس تکیه) می‌دانند.

 

برتری یشت‌ها بر دیگر بخشهای اوستا به سبب پویایی و شاعرانه بودن آن است که با ویژگی آیینی و دینی دیگر بخشهای اوستا همخوانی ندارد. ایزدان در یشتها از مهارت‌ها و ویژگی‌های حماسی و جذابی برخوردارند و با زبانی شاعرانه وصف شده‌اند؛ مثلا مهریشت در ۳۵ کرده، اثری برجسته و بدیع‌ از نظر توانایی توصیف و تشبیهات شاعرانه و صور خیال در ادبیات متقدم هندواروپایی است. قرینه‌سازی در نقل روایت‌های اساطیری و حماسی مانند نبرد تیشتر با دیو «اپوش» در تیشتریَشت و کاربرد دو مجموعه متفاوت اسامی و افعال برای موجودات اورمزدی و اهریمنی از دیگر ویژگی‌های یشت‌هاست.

 

علاوه بر متنهای نسبتاً مشروحی که نام برده شد، متنهای کوتاه‌تری نیز در شمار متنهای اوستای متأخر جای دارند که عبارتند از: هیربدستان و نیرنگستان؛ هادُخت نسک، اوگمدیچا؛ ویثا نسک؛ آفرین پیغامبر زردشت، وشتاسب (گشتاسپ)یشت و شماری واژه و جمله اوستایی موجود در فرهنگ اویْم، شایست نشایست، پرسشنیها و غیره آخرین بخش اوستای متأخر را تشکیل می‌دهد.

 

در میان متنهای موجود اوستایی، گاهان و یشت‌ها ارزش ادبی خاصی دارند. این دو بخش اوستا که منظوم‌اند، از نمونه‌های والای ادبیات متقدم هندواروپایی و دارای ارزش ادبی درخور توجهی‌اند.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- Ctesias 2. Dinon

3. Zariadres 4. Odatis

5.Arimaspi 6. Griffin 7.Zopyrus

منبع: روزنامه اطلاعات

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما