عقل‏گرایی‏ اخلاقی / راس شافر لاندائو - ترجمه حسین عزّتی - بخش اول
|۱۰:۶,۱۳۹۸/۱۰/۲۴| بازدید : 44 بار

 

«عقل‏گرایی اخلاقی» دیدگاهی است که بیان می‏دارد الزامات اخلاقی مستلزم [وجود] ادلّه‏ای برای انجام عمل هستند؛ یعنی اگر کسی الزامی اخلاقی برای انجام کاری دارد، پس وی لزوماً دلیلی برای آن دارد. به گمان من عقل‏گرایی‏ از آنچه بیشتر مردم تصور کرده‏اند، پذیرفتنی‏تر‏ است. پس از اینکه به شکل اجمالی کلیات برخی جهات و ملاحظات مفید در دفاع از عقل‏گرایی‏ اخلاقی را بیان کردم، بر تلاش برای برطرف کردن چهار نقدی که گمان می‏کنم جدی‏تر‏ین نقدها به عقل‏گرایی‏ اخلاقی هستند متمرکز می‏شوم. در انتها با تلاش برای دستیابی به بعضی نتایج و آموزه‏های کلی در مورد دشواری توجیه مدعیات مربوط به منشأ نهایی هنجاری بودن مقاله را به پایان خواهم رسانید.

 

فرض کنید کسی عملی را انجام می‏دهد به این دلیل که آن را درست می‏داند. او با این انگیزه که این عمل وظیفه اوست، انجامش می‏دهد و فرض کنیم او در این وضعیت، در باب آنچه وظیفه ایجاب می‏کند، بر حق است. چه چیز او را در انجام چنین عملی توجیه می‏کند؟ اگر کسی به نحو صحیحی به درست بودن یک فعل، به عنوان دلیل خود برای انجام آن فعل استناد کند، ما به طور معمول مشروعیت و انسجام نظری و مفهومی عمل او بدین نحو را زیر سؤال نمی‏بریم؛ اما اگر خود درستی یک عمل، اصلا نمی‏توانست دلیل انجام آن باشد، آنگاه به ناچار فقط آن عمل را انجام می‏دادیم. در این صورت، درستی یک عمل، هرگز نمی‏توانست انجام آن را با توجه به شرایط موجود، موجّه، مشروع یا مناسب گرداند؛ زیرا مشروعیت، مناسب بودن و توجیه همگی مفاهیم هنجاری است، و به کاربردن صحیح آن در اصل منوط به وجود ادلّه خواهد بود. اگر خود درستی یک عمل، نمی‏توانست دلیل انجام آن باشد، آنگاه حتی توجیه ابتدایی رفتار فضیلت‌مندانه، همیشه مشروط بود به نشان دادن اینکه آن عمل (مثلا) منافع شخصی یا امیال فاعل را تأمین و ارضا می‏کند. تقریبا کسی این را باور ندارد. این امر دلالت دارد بر این که درست بودن یک فعل، دلیل توجیه‏گر قوی و محکمی برای انجام آن است.

 

ما می‏توانیم با ملاحظه اعمال غیر اخلاقی نیز این دیدگاه را مورد تأیید قرار دهیم. وقتی رفتار کسی را به لحاظ اخلاقی ناموجه می‏انگاریم، به طور ضمنی بیان می‌کنیم که او یکی از معیارهای رفتار مناسب را نقض کرده است. فرض کنید معیارهای مذکور به تنهایی ادلّه‏ای برای انجام فعل به دست نمی‏دادند. در آن صورت مجبور بودیم بپذیریم که گرچه بعضی از افعال ناموجه، غیر اخلاقی، ناشایست، غیرمشروع، یا نامناسب هستند، با وجود این ممکن است برای خودداری از آنها اصلا دلیلی وجود نداشته باشد. اما این رأی نادرست به نظر می‏رسد. این دیدگاه نه تنها به لحاظ نظری و مفهومی آشفته، بلکه سخت غیرمنصفانه است. استناد به یک معیار به مثابه راهنمایی برای رفتار و مبنایی برای ارزش‌گذاری (مثلا گفتن اینکه «س» باید به عهدش وفادار می‏بود، و به دلیل نقض عهدش به لحاظ اخلاقی کار نادرستی انجام داده است) و در عین حال ادعای اینکه «س» اصلا دلیلی در دست نداشته که به عهدش وفا کند، یک خطای نظری و مفهومی به نظر می‏رسد. و انتقاد از نقض این نوع معیارها و در عین حال اذعان به این که چه بسا ممکن است فاعلی که مرتکب رفتار زشت و ناخوشایند شده، برای اینکه به گونه‏ای دیگر عمل کند دلیلی نداشته، غیرمنصفانه می‌نماید.

 

منصفانه و مناسب بودن ارزش‌گذاری اخلاقی، متوقف بر معطوف بودن توجه فاعل به ادلّه است. فاعلی که به نحو صحیحی ادعا می‏کند هیچ دلیلی را برای انجام عمل نادیده نگرفته است، نمی‏توان همچون کسی قلمداد کرد که معیاری اخلاقی را نقض کرده است. این عقیده قابل قبول، تنها به شرطی صادق است که عقل‏گرایی‏ صادق باشد.

 

بنابراین ما با یک انتخاب روبرو هستیم: انتخابی میان تأیید عقل‏گرایی‏ اخلاقی، یا صحه گذاشتن بر این عقیده و نظر که سنجش اخلاقی فاعل به نحو درست، هیچ ارتباطی به توجه او به دلایل [انجام فعل] ندارد. کسانی که گزینه دوم را برمی‏گزینند، باید بار سنگین تبیین این امر را بر دوش گیرند که دقیقا چه چیزی (جز ادلّه) می‏تواند به عنوان مبنای ارزیابی اخلاقی به کار رود؟ و دقیقا چگونه این مبنا خواهد توانست از بی‏انصافی آشکار انتقاد از فاعل‏ها به خاطر رفتاری که برای اجتناب از آن دلیلی نداشته‏اند، جلوگیری کند؟

 

به گمان من جهات و ملاحظاتی که در بالا عرضه شد، استدلالی را که احتمال صدق دارد، به نفع عقل‏گرایی‏ اخلاقی به دست می‏دهد. ما می‏توانیم به این مدعا استحکام ببخشیم اگر قادر باشیم قوی‏تر‏ین استدلال‏ها علیه آن را خنثی و بی‏اثر کنیم. اجازه دهید به شکل مستقیم به این کار بپردازیم.

 

استدلال انتقادی

اولین استدلال انتقادی، استدلالی است که من آن را استدلال از منظر درونی‏گر‏ایی ادلّه می‏خوانم:

۱- درونی‏گر‏ایی ادله صادق است: ادله باید توانایی برانگیزاندن کسانی را که برای آنها اقامه شده‏اند، داشته باشند.

۲- به منظور برانگیختن، وجود امیال لازم است.

۳- الزامات اخلاقی مستقل از امیال بر فاعل‏ها اطلاق می‏شوند.

۴- بنابراین عقل‏گرایی‏ اخلاقی کاذب است.

 

طبق این استدلال، ادله‏ای که در دست داریم مبتنی‏اند بر توانایی انگیزشی ما، و توانایی انگیزشی ما نیز به نوبه خود مبتنی است بر امیال ما. الزامات اخلاقی ما مبتنی بر امیال‏مان نیستند؛ بنابراین ممکن است ما به‌کلی برای عمل به الزامات اخلاقی‏مان فاقد دلیل باشیم؛ بنابراین عقل‏گرایی‏ اخلاقی کاذب است.

 

در اینجا تنها می‏خواهم نقاط قوّت و ضعف مقدمه اول این استدلال را بررسی کنم. به زعم طرفداران درونی‏گر‏ایی ادلّه، یک دلیل باید توانایی برانگیزاندن داشته باشد؛ به این معنی که میان دلیل فرضی و انگیزش‏های کنونی انسان، پیوند و نسبتی عقلانی برقرار است؛ همان‌طور که برنارد ویلیامز بیان می‏کند، ‏باید از «مجموعه انگیزشی انفسی» انسان، به باور یا فعلی که دلیلی فرضی برای آن موجود است، یک «مسیر و راه تأملی مطمئن» وجود داشته باشد؛ بنابراین اگر درونی‏گر‏ایی صادق است، آنگاه ادله شخص محدود می‏شود به آن نتایجی که از تأمل عقلانی در باب انگیزش‏های کنونی او قابل حصول‏ است. من معتقدم این محدودیت بی‏پایه و بنابراین درونی‏گر‏ایی ادله کاذب است.

 

شخصی را در نظر بگیرید که آنقدر بیزار از مردم و بی‏اعتنا به رعایت دیگران و مصمم به ظلم و خشونت و بدرفتاری است که هیچ چیز در مجموعه کنونی انگیزه‏هایش، وی را از ارتکاب بدترین نوع وحشت انگیزی باز نمی‏دارد. نمی‏توان او را، به معنای مناسب، واداشت که از چنین رفتاری صرف نظر کند؛ اما چرا باید این واقعیت تأسف‌آور، ما را وادارد که در معیارهای خود برای رفتار مناسب تجدیدنظر کنیم؟ هیچ یک از گفته‏های ما او را متقاعد نخواهد کرد که رفتارش را اصلاح کند. اما آیا این انعطاف ناپذیری، مبنایی برای پایبندکردن او به معیارهایی متفاوت است؟ یا اینکه به عکس، توجیهی برای محکوم کردن او به نوعی فقدان درک اخلاقی به شمار می‌رود؟ گفتن اینکه مردم برای خودداری از رفتار ستمکارانه، سنگدلانه، وحشیانه، تکبرآمیز یا رفتار از روی ترس دلیل دارند، طبیعی است. ما از چنین ارزش‌گذاری‏هایی فقط به این دلیل که فاعل آنها، آن ارزش‌گذاری‏ها را الزام‌آور نمی‏یابد (یا اگر تأمل کند الزام‌آور نخواهد یافت) دست نمی‏کشیم.

 

اینجا درونی‏گر‏ایان در موقعیت دشواری قرار دارند. اگر درونی‏گر‏ایی صادق است، آنگاه فقدان یک ارتباط و پیوند تأملی مطمئن میان انگیزش‏های یک فرد و انجام عمل «الف» به معنی این است که دلیلی برای انجام عمل «الف» وجود ندارد. اکنون اگر نبود این پیوند انگیزشی، مستلزم فقدان ادلّه است و لازمه سرزنش کردن یک فرد، پیروی نکردن او از ادله قوی و محکم، آنگاه اگر اجتناب از بدی، چنین پیوندی را با انگیزش‏ فاعل‏ها نداشته باشد، آنگاه فاعل‏ها به لحاظ اخلاقی بی‏تقصیر و سرزنش ناپذیرند. بدتر از همه این است که بدین وسیله کینه‌ورزان و بیزاران از مردم و هیتلرهای جهان مصون از سرزنش می‏شوند. و از این رو احتمالا در امان از مجازات؛ زیرا مجازات درست و مناسب مشروط بر این است که شخص سزاوار سرزنش باشد.

 

ردّ درونی‏گر‏ایی ادله

استدلال ما در ردّ درونی‏گر‏ایی ادله می‏تواند به صورتی که در پایین می‏آید، ساده‏تر و روشن‏تر‏ بیان شود:

 

۱- اگر درونی‏گر‏ایی صادق است، و اگر انجام عمل «الف» به طور عقلانی به انگیزش‏های کنونی شخص ربط و پیوندی ندارد، آنگاه شخص برای انجام عمل «الف» دلیلی ندارد.

 

۲- اگر شخص دلیلی برای انجام عمل «الف» ندارد، آنگاه نمی‏توان او را به خاطر انجام ندادن عمل «الف» منصفانه و عادلانه سرزنش یا مجازات کرد.

 

۳- بنابراین اگر درونی‏گر‏ایی صادق است، و اگر انجام عمل «الف» به طور عقلانی به انگیزش‏های کنونی شخص ربط و پیوندی ندارد، آنگاه نمی‏توان آن شخص را به خاطر انجام ندادن عمل «الف» منصفانه و عادلانه سرزنش یا مجازات کرد.

 

۴- برخی فاعل‏ها به خاطر اعمال بدشان منصفانه و عادلانه سرزنش یا مجازات می‏شوند، حتی اگر اجتناب از چنین رفتاری به انگیزش‏های آنها به طور عقلانی ربط و پیوندی نداشته باشد.

 

۵- بنابراین درونی‏گر‏ایی ادلّه کاذب است.

 

کسانی که نتیجه را دوست ندارند، تنها دو مقدمه از استدلال را می‏توانند [برای رد کردن] انتخاب کنند؛ زیرا مقدمه اول یک صدق مفهومی و مقدمه دوم متقن و قانع کننده است. مقدمه دوم سرزنش‌پذیری (و سزاوار مجازات بودن) را به وجود ادلّه پیوند می‏دهد. ردّ مقدمه دوم به معنی پافشاری بر این عقیده است که فاعل‌ها ممکن است به‌رغم نداشتن هیچ دلیلی برای خودداری از رفتار ناپسندشان، مستحق سرزنش باشند. چنین موضعی انسان را به این دیدگاه ملتزم می‏کند که شخص می‏تواند به خاطر انجام عمل «الف»، به درستی مستحق سرزنش باشد، ولو اینکه هیچ نوع دلیلی برای انجام ندادن آن نداشته باشد؛ [یعنی] قابل سرزنش به خاطر انجام عمل «الف»، اگرچه اصلا هیچ ملاحظه‏ای او را به خلاف عمل «الف» مایل نکرده باشد. به گمان من این دیدگاه بسیار غریبی است؛ زیرا ما به درستی فکر می‏کنیم که هر گاه کسی مستحق سرزنش باشد، در اساس تبیینی از این واقعیت وجود دارد، [یعنی وجود] یک ویژگی که به موجب آن، فاعل مستحق سرزنش است. آن ویژگی باید نمایانگر قصور و کوتاهی باشد. و این قصور و کوتاهی به بهترین وجه به عنوان قصور و کوتاهی در درک یا رعایت کردن جهات و ملاحظاتی که موافق یا مخالف یک طرز تلقی، یک انتخاب یا یک فعل است، فهمیده می‏شود. اما این جهات و ملاحظات دقیقا همان ادلّه هستند؛ بنابراین ردّ مقدمه دوم شخص را در دیدگاهی قرار می‏دهد که از تشخیص شرایطی که تحت آن فاعل به درستی مورد سرزنش قرار می‏گیرد، ناتوان است.

 

گزینه آخر رد مقدمه چهارم است. در این موقعیت سودمند خواهد بود اگر دوباره به مجرمان مختلف بپردازیم؛ مثلا هرزه‏گر‏ایی که مجازات شده است یا آن فرد افراطی که بر اصول [خشونت بار و بدرفتارانه خود] مصمم است. کسانی که مقدمه چهارم را رد می‏کنند، باید بگویند که این نوع فاعلان باید از سرزنش و مجازات مصون و در امان باشند. با این حال اگر کسانی لایق چنین ارزیابی‏هایی باشد، آنان به یقین کسانی‏اند که خود را یکسره وقف پلیدی و بدی کرده‏اند. تا آنجا که می‏دانم، تنها راه توجیه و خودداری از نکوهش چنین خطاکارانی، خودداری از نکوهش همه افراد، و استدلال علیه وجود هر گونه مسئولیت اخلاقی است. شاید در تحلیل نهایی، هیچ کس به درستی مشمول سرزنش یا مجازات نباشد. استدلال‌های مشهوری برای این نتیجه‏گیری وجود دارند که تقریبا کسی به آنها معتقد نیست. با این همه، این [نیز] گزینه‏ای برای درونی‏گر‏است. بنابراین درونی‏گر‏ایان با یک انتخاب مواجهند: انتخاب میان خودداری از سرزنش بدترین اعمالی که بشریت می‏تواند به آنها دست بزند، و یا پذیرفتن یک دیدگاه ناخوشایند و غیرقابل قبول درباب سرزنش پذیری، که ارتباط خود را با حساسیت نسبت به، و پیروی از ادلّه قطع می‏کند. بیرونی‏گر‏ایی به آسانی از این دو‏راهی اجتناب می‏کند، و این دلیل قوی و محکمی برای ترجیح آن بر درونی‏گر‏ایی است. و چون چنین است، ما در رد مقدمه اول استدلال درونی‏گر‏ایانه، و از این رو خود استدلال، موجه هستیم.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما