ذکر جمیل رضا / دکتر احمد مهدوی دامغانی
|۱۴:۴۰,۱۳۹۸/۱۰/۴| بازدید : 148 بار

 

باوفات مرحوم پروفسور فضل‌الله رضا، یکی دیگر از باقی‌ماند‌گان «نوعی» از دانشمندان که متأسفانه آن نوع در حال انقراض است، کاسته شد. این ناچیز تعبیر «کاسته شده را از خود آیه شریفه وام گرفته است: «اولم یروا انّا نأتی الارضَ ننقُصها من اطرافها: آیا نمی‌بینید که ما از کرانه‌های زمین می‌کاهیم؟» (رعد، ۴۱؛ انبیاء، ۴۴). از جمله تفسیراتی که حضرت امام صادق ـ صلواه الله علیه ـ و بعضی از صحابه و تابعین (رضی الله علیهم) از این آیه کرده‌اند، یکی این است: «نَنقُصها بذَهابِ علمائها و فقهائها و خیار أهلها» (مجمع البیان). گمان نمی‌کنم کسی در اینکه «علما» به معنی عام خود یعنی «دانشمندان» است و تخصیص «فقها» ذکر خاص بعد از عام است، تردید داشته باشد.

 

باری، پروفسور رضا از این دنیا رفت و به‌راستی «مردن این مرد نه کاری‌ست خُرد»! آن نوعی که عرض کردم، تا اوائل قرن چهاردهم هجری برای افراد بسیاری در ایران داشت؛ فی‌المثل در اوائل آن قرن، فردی مانند حاج میرزاعبدالغفار نجم‌الدوله (متوفای ۱۳۲۶ قمری) وجود داشت که در ریاضیات و نجوم و هیئت و ادب و زبان تسلط داشت و همو بود که برای اولین ‌بار کتاب مستطاب عیون اخبارالرضا علیه‌السلام را با پاورقی‌ها و حواشی سودمند به چاپ سنگی رسانید. پس از او مرحوم محمدحسین فروغی ذکاء‌الملک و دامادش مرحوم مهندس عبدالرزاق بُغایری و سپس در اواسط آن قرن، مرحومان غلامحسین رهنما (متوفی ۱۳۶۵ق) و محمدضیاء هشترودی (متوفی ۱۳۸۰ق) و سیدحسن مشکان طبسی (متوفی ۱۳۶۸ق) و حاج میرزا ابوالحسن شعرانی حکیم و فقیه و ادیب و هیوی و ریاضیدان (متوفی ۱۳۹۳ق) که از باب «انّما یعرفُ ذاالفضل ذَوُوه) (همانا که برتری و فضل در باب فضیلت را آنان که خود صاحب فضل‌اند می‌شناسند)، استاد اجلّ مأسوف علیه جلال همائی رحمه‌الله علیه در مرثیه مرحوم شعرانی سروده است:

چون که از دار فنا رخت به جنّت بربست

 

عالم متقی پاکدل روحانی طبع محزون «سنا» در پی تاریخش گفت:

«وای پیوست به حق، بوالحسن شعرانی»

 

و پس از مرحوم شعرانی، وجود شریف استاد و عالی مقام جلال همائی (متوفی۱۳۹۹ق) رحمه‌الله علیه است که به‌حق جامع همه آن صفات و کمالات بود. پس از او کسی که گرچه همتراز با مرحوم استاد همائی و مرحوم شعرانی نبود، ولی البته فردی از همان نوع به شمار می‌رفت، یعنی مرحوم اکبر داناسرشت رحمه‌الله علیه (متوفی۱۴۱۰ق) است. این فقیر ناچیز، مرحومان سیدحسن مشکان طبسی، مهندس عبدالرزاق بغایری، محمدضیاء هشترودی، حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، حضرت استاد همائی و اکبر داناسرشت را زیارت کرده و از نعمت شاگردی و تلمذ خدمت محمدضیاء هشترودی، استاد جلال همائی و اکبر داناسرشت، همچنان که مکرر نوشته‌ام، برخوردار بوده‌ام.

 

در روزهای پس از وفات مرحوم پروفسور رضا، نویسندگان و فلسفه‌دان و ریاضی‌دان‌ و دیپلمات در ذکر جمیل آن مرحوم قلم زده‌اند و حق گفته‌اند. از آنجا که در آن ایام این ناچیز وضع سلامت مرتبی نداشت و به علاوه اینترنت هم در دسترس نبود، نتوانستم وظیفه دوستی و ارادتمندی را که به آن مرحوم داشتم، ادا کنم؛ ولی از آنجا که «المأمور لایسقُطُ بالمعسور»، لذا به قول حضرت مولانا:

از برای حق صحبت سال‌ها

بازگو حالی از آن خوش‌حال‌ها

 

خود را موظف می‌شناسم که چند کلمه‌ای در باب فضایل اخلاقی و منزلت علمی مرحوم پروفسور رضا عرض کنم:

 

سابقه آشنایی

ابتدای آشنایی این ناچیز با آن مرد شریف دانشمند، در اواسط پائیز سال۱۳۴۷ شمسی برمی‌گردد در آن روز مرحوم استاد اجل، بدیع‌الزمان فروزانفر رحمه‌الله علیه از ایشان که ریاست دانشگاه تهران به وجود او مزین شده بود، برای بازدید از دانشکده الهیات دعوت فرموده بود. هنگامی که استاد فروزانفر این ناچیز را به پروفسور رضا معرفی کرد، مرحوم پروفسور رضا با یک حالت شاید تعجبی گفت: «پس نویسنده آن مقالات در مجله یغما شمائید؟» و یکی دو دقیقه به من بنده اظهار محبت تشویق‌آمیزی فرمود، از آن پس گاه‌گاهی در مجالس عمومی و یا محافل دانشگاهی و به‌ویژه هر سال در ایام عاشورا در مجلس روضه صبحها که در منزل مرحوم حاج شریعتمدار رفیع ـ دایی‌ آقای پروفسور رضا ـ در خیابان صفی‌علی‌شاه و یا در مجلس روضه عصرها که در منزل دایی دیگر آن مرحوم، یعنی مرحوم حاج رضا رفیع قائم مقام‌الملک در کوچه برلن خیابان لاله‌زار منعقد می‌شد، آن مرحوم را ملاقات می‌کردم و با چند کلمه صحبت تجدید عهدی با معظم‌له می‌کردم.

 

پس از آنکه این بنده بی‌مقدار به آمریکا آمدم، در سال ۱۳۶۹ که جشن هزارمین سال تصنیف شاهنامه حضرت فردوسی ـ قدّس‌الله روحه ـ در ایران تشکیل می‌شد و از این ناچیز برای شرکت در آن گردهمایی دعوت شده بود، چنین اتفاقی افتاد که چون از مرحوم پروفسور رضا هم به همان منظور دعوت شده بود، در هواپیمایی که از فرانکفورت به تهران می‌رفت، با جناب پروفسور رضا همسفر شدم و در همین سفر با مرحوم مغفور دوست دانشمند عزیز شریف نازنین خودم، مرحوم پروفسور محمدجواد فلاطوری نیز همراه بودم و به‌راستی آن چند ساعت طول سفر بسیار مغتنم بود.

 

در تهران در ایام برگزاری آن گردهمایی، اتفاقاً مرحوم پروفسور رضا بیمار شد و نمی‌دانم در منزل برادرش یا در هتل، بستری شد و من‌بنده از جناب آقای حاج سید محمدصادق خرازی ـ دامت ‌سعادته ـ که ایشان هم به مناسبت آن کنگره در تهران بودند، استدعا کردم که در خدمتشان به دیدار و عیادت جناب پروفسور رضا برویم و آقا سیدمحمدصادق خرازی که قصد و همتش همواره ترویج فرهنگ ایران اسلامی است، از این پیشنهاد استقبال فرمود و از جناب پروفسور دعوت کرد که در مراجعت به کانادا، یکی دو روز به نیویورک سفر کنند و مهمان نمایندگی ایران در سازمان ملل باشند و چنین شد.

 

در نیویورک که حضرت مستطاب سیدالوزراء دکتر سید کمال خرازی ـ دامت ‌معالیه ـ رئیس سرپرستی هیأت نمایندگی ایران بودند، پروفسور رضا و این بنده ناچیز را مأمور فرمودند که برای توسعه و ترویج فرهنگ ایران اسلامی، پیشنهادهایی به حضورشان تقدیم کنیم و لذا دامنه ارتباط این بنده با مرحوم پروفسور ادامه یافت و در طی چند سالی که سمت ریاست هیأت نمایندگی ایران در سازمان ملل به وجود محترم حضرت آقای دکتر خرازی آراسته بود و جناب دکتر سید محمدصادق خرازی در حکم بازوی فعال عموی معظم خود و به عنوان سفیر فرهنگی ایران در نیویورک خدمت می‌کرد، جناب پروفسور رضا و این بنده با اجازه و تصویب حضرت آقای دکتر کمال خرازی ـ ادام ‌الله عزّه و عُلوّه ـ سمینارهای متعددی در طی سالیان ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ با موضوعات حضرت فردوسی، حضرت مولانای رومی، سعدی و… را در نیویورک برگزار کردیم که در آن بعضی از دانشمندان ایرانی مقیم آمریکا یعنی جناب آقای پروفسور سیدحسین نصر (دامت افاضاته) و مرحوم دکتر محمدجعفر محجوب (رحمه‌الله علیه) و بسیاری از دانشمندان مقیم ایران مثل مرحومان مغفوران استاد دکتر عبدالحسین زرین‌کوب و دکتر سیدمحمد دبیرسیاقی (رحمه‌الله علیهما) و دکتر اسلامی ندوشن، دکتر سید علی‌محمد سجادی، دکتر علی رواقی و… با ایراد سخنرانی‌های محققانه‌ای به آن سمینارها رونق بخشیدند و بعداً به ابتکار و راهنمایی حضرت آقای دکتر کمال خرازی، «شورای گسترش زبان فارسی» تأسیس شد که مرحوم پروفسور رضا ریاست آن شورا را عهده‌دار شد و این بنده به سمت دبیری آن و با کمک جناب آقای مهدی فریدزاده ـ سفیر فرهنگی ایران ـ عهده‌دار اداره و نشر مجله «گلستان» شد که قریب ده شماره آن منتشر شد.

 

در طول این مدت، مصاحبت و معاشرت این بنده با مرحوم پروفسوررضا فزونی و تکامل یافت، به‌طوری که ایشان که سالی یک بار برای دیدار پسردائی خود آقای دکتر رفیع که مقیم واشنگتن بودند، از «اتاوا» با ترن به واشنگتن تشریف می‌بردند و سر راه، در فیلادلفیا به من‌بنده نیز منت می‌گذاردند و شبی را در کلبه محقر بنده و همسرم اقامت می‌فرمودند خداش رحمت فرمایاد.

 

در مجموع مرحوم پروفسور رضا مردی نجیب و شریف و بسیار نیک‌نفس بود. قریب بیست سال پیش یا بیشتر که پسر جوانش از دنیا رفت و آن مرحوم با شکیبائی فراوان آن مصیبت را تحمل کرد و در آن ایام از بنده خواهش کرد که بعضی اشعار فارسی شعرایی که فرزند خود را از دست داده‌اند، برای ایشان بفرستم و من بنده یکی دو قصیده حضرت امام خاقانی و آن ترجیع‌بند مفصل جامی را برای ایشان فرستادم و آن‌طوری که در تلفن به من بنده می‌فرمود، قرائت آن اشعار موجب تسلی خاطر و تسکین آلامش شده بود.

 

از چند سال قبل که دیگر از اینکه به سفری برود ناتوان شده بود، هفته‌ای یکی دو بار با تلفن با هم مذاکره می‌کردیم و خودمان را در جریان احوالمان قرار می‌دادیم و آخرین مکالمه‌ من‌بنده با ایشان، روز قبل از انتقالشان به همان «آسایشگاه» یا «خانه سالخوردگان» بود که حدود چهارده پانزده ماه پیش از وفات ایشان بود. خدایش رحمت فرمایاد و نام نیکش پایدار بماناد که مردی مؤمن و در کمال حسن اعتقاد به اسلام و تشیع اثنی‌عشری بود و به آستان مقدس امام علی بن موسی الرضا صلواه‌الله علیه سرسپردگی خاصی داشت.

 

تا آنجا که این بنده می‌دانم، از جمله بازماندگان آن مرحوم علاوه بر همسرش که او نیز در همان آسایشگاهی به سر می‌برد که مرحوم پروفسور در آن نگهداری می‌شد، یک دختر به نام «شریعه» خانم و چندین نوه و یک خواهر که مقیم کالیفرنیاست و یک برادر به نام آقای احمدرضا (که مرحوم پروفسور همواره نگران حال او بود) موجودند.

 

همچنان‌که در ابتدای این نوشته به عرض رساندم، مرحوم پروفسور رضا از آخرین افراد آن نوع از دانشمندان بود که متأسفانه اینک از آن نوع، افراد متعددی دیگر باقی نمانده است؛ ولی تا آنجا که این حقیر می‌داند، تنها فردی که بحمدالله وجود شریفش باقی است (و خدا کند فرد منحصر در آن نوع نباشد)، حضرت مستطاب آیت‌الله آقای حسن‌زاده آملی دامت‌برکاته و افاضاته می‌باشند و ان‌شاءالله که عمرشان دراز و برکات و افاضاتشان مستدام باد.

والحمدلله رب‌العالمین و صلی‌الله علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین.

فیلادلفیا ـ فقیر فانی، احمد مهدوی دامغانی

۲۸/ ۹/ ۹۸

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما