جوانمردی و فتوت / دکتر محمد استعلامی – بخش سوم و پایانی
|۸:۱۰,۱۳۹۸/۹/۱۳| بازدید : 188 بار

 

مراسم کمربستن یا شَدّ پس از چهل روز خدمت در تکیه یا لنگر جوانمردان صورت می‌گیرد و در آن، فرزند باید آب نمکی را که بسیار شور است، بنوشد و توجیه نوشیدن آب نمک هم این است که شوری ضد گوارایی است و سالک راه جوانمردان باید نشان دهد که برای تحمل بار مجاهدت، توانایی و بردباری دارد و نیز حق نمک و محبت پیر و یاران را همیشه خواهد شناخت.

 

باز باید گفت که جزئیات این مراسم همه جا یکسان نیست و گاه پس از کمربستن هم دوره آزمایشی هست و تعلق کمر به فرزند و پذیرش قطعی او می‌تواند پس از یک دوره خدمت باشد. در فتوت‌نام? ابن‌معمار، این پذیرش دو مرحله «شدّ» و «تکمیل» دارد که تکمیل همان پذیرش قطعی و نهایی است و پس از آن سالک یا فرزند را «مکمل» هم می‌گویند.

 

در مراسم کمربستن، «چراغ پنج‌فتیله» هم باید بر‌افروزند که می‌گویند نشان ارادت جوانمردان به پنج تن آل عباست و به روایتی دیگر افروختن آن نظر به «وادی ایمن» است و شبی که موسی با خطاب الهی «کلیم‌الله» شد (مریم، ۵۲) و چنین چراغی در مراسم و آداب یهود تا این زمان هم هست! سابقه ایرانی افروختن شمع و چراغ و آتش را هم نادیده نگیریم، که در عروسی و عزا و در میهمانی، چراغ‌های بیشتری روشن می‌کنیم، و یک جشن ملی یا دینی را هم با چراغانی رونق می‌دهیم، و در کمربستن جوانمردان هم افروختن چراغ پیش از آنکه به آل عبا یا وادی ایمن ربط یابد، شاید بازمانده آیین‌های کهن آریایی باشد!

 

برای پایان مراسم کمربستن هم استادِ شدّ باید «حلوای شدّ» فراهم کند تا به شکرانه پذیرش آن فرزند، دهان یاران شیرین شود. مراسم کمربستن باید در مکانی وسیع و پاکیزه صورت بگیرد، در آن سجاده شیخ یا اخی را رو به قبله می‌اندازند، «پدر عهد‌الله» و «استاد شد» مقابل «شیخ» می‌نشینند و دو تن از جوانمردان هم در سمت چپ پدر عهدالله. «نقیب» آب نمک را آماده می‌کند و در کنار چراغ پنج‌فتیله و پس از افروختن آن، آیه ۳۵ سوره نور را می‌خواند: «الله نور السموات و الارض مََثل نوره کمشکوه فیها مصباح…» در آداب کمربستن گاه دعاها و مراسم جنبی دیگری هم هست در شمار همان آدابی که در فتوت‌نامه‌ها عبارت و شرح یکسان ندارد.

 

آداب دیگر

فصل چهارم از باب سوم فتوت‌نامه سلطانی در شرایط شاگرد است و نیاز او به داشتن ادب و اعتقاد و اطاعت و خدمت و کوشش و پندپذیری و کم گفتن و شنوا بودن. فصل پنجم در شرح معنای شدّ و فصل ششم در اقسام شدّ است و کاشفی از ده گونه شد سخن می‌گوید که در شرح و بیان او تعریف‌ها چندان روشن و متمایز هم نیست. فصل هفتم از باب سوم فتوت‌‌نامه سلطانی درباره سوابق کمر‌بستن است و اینکه جوانمردی با آدم آغاز شده و جبرئیل به فرمان خداوند کمر آدم را بسته، پس از آدم جوانمردی در فرزندان او دوام یافته تا به رسول خدا(ص) رسیده و پیامبر کمر علی‌بن ابی‌طالب(ع) را بسته و علی پیشکسوت همه جوانمردان شده است. در این فرصت، کاشفی سلسله اسناد فتوت خود را هم تا زمان علی(ع) با آوردن نامهایی از جوانمردان پیشین استوار کرده است. به نوشته کاشفی هفده تن از جوانمردان صدر اسلام کمربسته مولا بوده و از آنها چهار تن اجازه داشته‌اند که هر یک پیشوای جوانمردان در یکی از ولایات مسلمانان باشند: سلمان فارسی در ایران، داوود مصری در مصر، سهیل رومی در روم، و ابوالمهجن در یمن.

 

 

کاشفی سلسله اسناد فتوت خود را هم تا زمان علی(ع) با آوردن نامهایی از جوانمردان پیشین استوار کرده است. به نوشته کاشفی هفده تن از جوانمردان صدر اسلام کمربسته مولا بوده و از آنها چهار تن اجازه داشته‌اند که هر یک پیشوای جوانمردان در یکی از ولایات مسلمانان باشند: سلمان فارسی در ایران، داوود مصری در مصر، سهیل رومی در روم، و ابوالمهجن در یمن.

 

ناگفته پیداست که این سلسله اسناد کمربستن از زمان آدم تا رسول خدا(ص) و سپردن این رشته به هفده تن یا چهار تن، هیچ سندیت تاریخی ندارد و جوانمردان برای حفظ موقع اجتماعی خود، بسیاری از این روایات برساخته را در فتوت‌نامه‌ها آورده‌اند که فقط برای پیروان آنها موجب استواری در طریقت جوانمردان می‌تواند باشد.

 

در ادامه باب هفتم «فتوت‌نامه سلطانی» که مطابق نشر موجود آن ناتمام مانده، کاشفی به فتوت اصناف پرداخته، که ظاهراً می‌بایست با مجموعه‌ای از فتوت‌نامه‌های اصناف همراه باشد.

 

در آینۀ تاریخ

این را هم ناگفته نگذاریم که جوانمردی در آیینۀ تاریخ مانند هر جریان اجتماعی و فرهنگی، جلوه‌های پسندیده و ناپسند و فراز و فرودی داشته و از آغاز تا پایان جلوه راستی و درستی و فداکاری و ایثار نبوده است. با اینکه جوانمردان و عیاران و قلندریان به واقع یا به دعوی، همواره خود را مسلمان معتقد می‌گفته‌اند، کسانی از آنها در خلوت چندان پرهیزگار هم نبودند و از شب‌ زنده‌داری آلوده به مفاسد اخلاقی پروا نداشتند، و به شهادت ابوحیان توحیدی در کتاب «البصائر و الذخائر»، آن مفاسد اخلاق را هم مباح می‌دیدند! روشن است که در چنان شرایطی آنها که در دل هیچ اعتقاد و ایمانی ندارند و در پی لذات زندگی‌اند، به چنین جماعاتی می‌پیوندند و دامنه فساد را گسترش می‌دهند، و تمییز جوانمردان آزاده از مدعیان آزادگی و دینداری دشوار می‌شود.

 

در آن احوال، اگر عیاران و قلندریان هم خود را در کنار جوانمردان بیابند، اقتضای زمانه‌ای ‌است که در آن تمییز برخاسته است. در چنان روزگاری اگر معنای فتوت و عیاری و قلندری و مروت و اخوت را در فرهنگ‌ها جستجو کنیم، آن واژه‌ها را مترادف می‌یابیم، و می‌دانیم که معنای آن صد در صد یکسان نیست.

 

از نیمه اول قرن دوم هجری که بنی‌امیه مانع برپایی مجالس شبانه جوانمردان و عیاران می‌شدند، خواسته یا نخواسته جوانمردان هم با حکومت درگیر بودند و قدرت و نقش اجتماعی آنها پایه استواری نداشت؛ اما در سالهای آخر قرن ششم هجری، پیوستن الناصرالدین الله ـ خلیفه عباسی ـ به جوانمردان، یک واقعه تاریخی بود که ریشه در سیاست تازه دولت عباسیان داشت. خلافت عباسیان پس از روزگار اعتلای خود در زمان هارون و مأمون، رو به ضعف نهاده بود و در قرن چهارم هجری بیشتر پادشاهان آل بویه و پس از آنها سلجوقیان و خاصه سلجوقیان عراق بر بغداد فرمان می‌رانده‌اند. از سوی دیگر سرداران ترک که به صورت پاسداران ویژه به خدمت بارگاه خلافت درآمده و خود به قدرت رسیده بودند، نیز گوش به فرمان خلیفه نداشتند، و تنها جلوه شکوه خلافت این بود که حاکمان خراسان و عراق به ظاهر تابع خلیفه بودند و از او فرمانی داشتند.

 

از قرن چهارم، برآمدن فاطمیان شیعه اسماعیلی در مصر و مقابله آنها با حکومت بغداد، عباسیان را در نظر مسلمانان سنی هم بی‌اعتبار کرده بود. در نیمه دوم قرن ششم هجری که حکومت سلجوقیان عراق هم دیگر رمقی نداشت، ناصر سی و چهارمین خلیفه عباسی در پی تکیه‌گاهی بود که قدرت خلافت را به بغداد بازآورد و گستره نفوذ و قدرت عیاران و جوانمردان را چنین تکیه‌گاهی یافت. او در سال ۵۷۸ق از دست شیخ عبدالجبار بن یوسف آب‌نمک نوشید و سروال فتوت پوشید و شیخ کمر او را بست و سند فتوتش نیز به علی(ع) پیوست و این پیوند سیاسی، شیعیان عراق را هم در صف یاران او می‌آورد. این تدبیر برای چند سالی به دستگاه خلافت جلوه و قدرت داد و شماری از حاکمان به ظاهر تابع بغداد شدند و از آن جمله عزالدین کیکاووس فرمانروای سلجوقی آسیای صغیر سروال فتوت پوشید. جوانمردان و عیاران هم پاسداران خلافت شدند و به موازات آن به صورت یک دستگاه گسترده امنیت درآمدند که همواره بغداد را از دورترین نقاط قلمرو خلافت آگاه می‌کردند. این امنیت گسترده به رسانه خاصی هم دسترس داشت که آن نقش کبوتران نامه‌بر و پرندگان دیگری بود که عیاران و جوانمردان در پرورش آنها تجربه و مهارت داشتند و اگر اغراق نویسندگان فتوت‌نامه‌ها را نادیده بگیریم، همه قرائن حکایت از آن دارد که سهم کبوتران نامه‌بر در تثبیت خلافت ناصری انکارناپذیر است. در این میان، جماعاتی هم که با جوانمردی و عیاری وجوه مشترکی داشتند، به حامیان خلیفه ناصر پیوستند. و اگر بگوییم در جمع یاران او صوفیان هم حضوری و سهمی داشته‌اند و اگر دویست سال پس از روزگار ناصر، واعظ کاشفی «علم فتوت را شعبه‌ای از علم تصوف» گفته باشد، بیش و کم سخن از واقعیت است.

 

در مقایسه تصوف و جوانمردی با مفاهیم مشابه آنها چون مروت و اخوت، باید گفت که مروت و اخوت مفهومی بیرون از طریقت صوفیان و جوانمردان نیست و باید از اجزای شخصیت صوفی یا جوانمرد باشد. در سخنان و حالات آزادگانی چون بایزید بسطامی، قصاب آملی، ابوالحسن خرقانی و ابوسعید ابوالخیر هم جلوه جوانمردی و به بیان دیگر وجه مشترکی میان تصوف و جوانمردی و مروت و اخوت روشن است، و خاصه در آنچه از سخنان خرقانی نقل شده، کاربرد لفظ جوانمرد یا جوانمردی شواهد بسیار دارد. شیخ اشراق هم در رساله «المشارع و المطارحات»، حلاج را در شمار جوانمردان می‌آورد و او را «فتی‌البیضاء» می‌خواند، و بایزید و حلاج و قصاب آملی و خرقانی را ادامه فرهنگ خسروانی و از خمیره‌الخسروانیین می‌گوید.

 

* برگرفته از فرهنگ‌نامه تصوف و عرفان

(با اندک تصرف و تلخیص)

 

***

 

فرهنگ‌نامه تصوف و عرفان

مباحث، اعلام، اصطلاحات و تغییرات

دکتر محمد استعلامی

جلد اول (آ ـ د) ۹۳۸ص

جلد دوم (ذ ـ ی) ۹۶۵ص

انتشارات فرهنگ معاصر

قیمت دوره: ۲۸۵هزار تومان

چاپ اول: ۱۳۹۸

 

کتاب حاضر مرجعی است پربار و پر مدخل با نثری امروزین و خوشخوان در باره تصوف و عرفان که سابقه‌ای بس دراز در ایران و جهان دارد و به همین جهت جا داشت که مطالب مربوط به آن در دانشنامه‌ای گرد بیاید؛ کاری که استاد استعلامی به تنهایی در این دو جلد به عهده گرفته‌اند و طبیعی است که در مواردی نتواند انتظار خواننده را برآورد و او برای یافتن پاسخ درست به پرسش‌هایش درباره تصوف و عرفان و ادب صوفیانه باید به منابع دیگری مراجعه کند؛ اما همچنان که مؤلف دانشور می‌گوید، هر کتاب مرجعی در نخستین عرضه آن کم و کاستی دارد و اگر با تجدیدنظر هم به چاپهای مکرر برسد، باز نیاز به تجدید نظر دارد.

 

بیش از هزار سال تصوف و عرفان و ادب صوفیانه ایران، دریایی از دانستنی‌ها و خواندنی‌هاست و بر امواج آن دریا هم کفهای روایات بی‌پایه و دعوی و دروغ و فریب کم نیست، و داوری درباره همه آن جزئیات و رسیدن به درستی و نادرستی یک سخن یا یک روایت، گاه دست و پای جوینده واقعیت را چنان می‌بندد که زبان و قلم از رفتن باز می‌ماند. گستره این دریای ادب صوفیانه هم به اندازه‌ای است که مؤلف یک کتاب مرجع، در هر پایه‌ای از دانش و تجربه، نمی‌تواند همه آثار شعر و نثر ادب صوفیانه و بازنویسی‌ها و تقلیدهای همه آنها را خوانده و به داوری نهایی رسیده باشد.

 

این کتاب افزون بر متن الفبایی فرهنگنامه تصوف و عرفان، حاوی پیشگفتار مؤلف و سه مقدمه مفصل است: مقدمه اول زمینه‌های فکری، دینی، فلسفی و… نام دارد که به مقولاتی چون عرفان در همه آیین‌ها، پرسشی از اسرار هستی، هرمس یا ادریس، گنوستیسیسم، اخوان‌الصفا و… می‌پردازد. مقدمه دوم منابع مطالعه در تصوف و عرفان است و مقدمه سوم، گزارش کار و فهرست‌های منابع به زبان‌های مختلف را در بر می‌گیرد. در این فرهنگ‌نامه، ضمن شرح اصطلاحات، مقالات جامع و گاه نسبتا مفصلی در حوزه عرفان و تصوف را می‌توان در میان بیش از ۳۵۰۰ مدخل آن یافت و با آرا و دیدگاه‌های عارفان بزرگی آشنا شد.

 

معرفی این کتاب در صفحه ایران‌شناسی از این روست که این کتاب عمیقاً جنبه‌هایی معنوی از ایران را نمایان می‌سازد (همچون مقاله چندشماره‌ای که در همین ستون به چاپ رسیده است) و به عبارت دیگر به مقوله ایران‌شناسی از منظر معنوی و خاصه عرفان و تصوف ایرانی چشم می‌اندازد و انبوه عارفان و صوفیان و قلندران ایران و نیز متون ایرانی مربوط به این رشته را معرفی می‌کند. مؤلف در مقدمه می‌نویسد: بسیاری از مقاله‌های این کتاب، گزارش سرگذشت و تا حد ممکن، نقد عقاید و آثار نامداران ادب صوفیانه ایران است و در گزارش سخنان و احوال آنها روایاتی که دوستداران آنها بر زبان داشته‌اند، و آنچه در زندگی‌نامه‌ها و مناقب‌نامه‌ها آمده، همیشه گزارش واقعیت نیست.

 

یکی از دلایل توفیق دکتر استعلامی در نگارش این کتاب، علاوه بر آگاهی از موضوع، سابقه ایشان در تصحیح و تدوین و تعلیقات و توضیحاتی است که در نقد و بررسی آثار قدما داشته‌اند؛ چنان‌که می‌نویسد: اگر از من بپرسید که در این کتاب چه می‌خواهم بکنم؟ پاسخ من این است: «همان کاری که در چهل‌ ـ پنجاه سال گذشته کرده‌ام و کوشیده‌ام که درست‌خواندن و درست‌فهمیدن تذکره‌الاولیاء و مثنوی و دیوان حافظ و قصاید خاقانی را برای جویندگانی که مقدمات را درست آموخته باشند، ممکن و آسان کنم. در این کتاب، معنای یک اصطلاح یا تعبیر صوفیانه، شرح یکی از مباحث تصوف و عرفان، شناخت صوفیان و عارفان نامدار، و نقد آثار برجسته ادب صوفیانه، تا آنجا که ممکن باشد به زبان ساده و قابل فهم برای همه خواهد آمد؛ اما نه اینکه تأکید بر سادگی و روشنی کلام، به دور از سندیت و استواری باشد.»

 

در زیر هر مقاله، به مآخذ مورد استفاده یا مربوط به موضوع آن، اشاره شده است و همین امر به مراجعان امکان می‌دهد که دانستنی‌های بیشتری درباره موضوع هر مقاله را در آن مآخذ پیدا کنند. مواردی هم هست که زیرنویس اشاره به منبعی است که مفاد عبارات نقل شده از آن جای حرف دارد، در متن مقاله نقد شده و با دلایل روشن تأیید نپذیرفته است. ضمن قدردانی از مؤلف دانشور و ناشر کوشا، باید گفت با آنکه اکنون پژوهشگران عرصه عرفان و میراث صوفیه و حتی برخی موضوعات ادبی و اجتماعی از مراجعه به این کتاب بی‌نیاز نیستند، اما جا دارد که در چاپهای بعدی، موارد دیگری نیز به کتاب افزوده شود، مواردی تصحیح شود و در مواردی از حجم مقاله کاسته شود تا کتاب از حالت مجموعه مقالات مرتبط در یک عنوان کلی، به شیوه دانشنامه‌نویسی نزدیکتر شود.

منبع: روزنامه اطلاعات

 

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما