جوانمردی و فتوت / دکتر محمد استعلامی - بخش اول
|۱۰:۶,۱۳۹۸/۹/۲| بازدید : 107 بار

 

 

جوانمرد در لغت به معنای بخشنده، بلندنظر، باگذشت و فداکار است، و در ترجمه واژه‌های عربی جواد و سخی و کریم و فتی به کار رفته؛ اما از قرن چهارم و پنجم هجری در تاریخ اجتماعی ایران، جوانمرد و جمع آن جوانمردان، به گروه خاصی اطلاق شده است که پایبند آدابی و مسئولیت‌هایی هستند و در زندگی دیگران و خاصه طبقة محروم جامعه تأثیر مثبت دارند و شهرت دیگر آنها «فتیان» و «اصحاب فتوّت» است.

 

با اینکه آداب و شیوة تربیت جوانمردان مشابهت نزدیکی با نظام آموزشی خانقاه و تربیت صوفیان دارد، سابقة جوانمردی را باید در تمدن چندهزار سالة ایران جستجو کرد و حرکت موازی جوانمردی با تصوف را هم از این دید، باید کوششی برای حفظ اصالت‌های فرهنگ دیرینة ایران شمرد. در تاریخ ایران، جماعات دیگری با شهرت «احداث» و «عیّاران» و «قلندریان» هم در کنار جوانمردان قرار می‌گیرند و خود را جوانمرد می‌گویند؛ اما همة ضوابط اخلاق عملی و تربیت جوانمردان و مسئولیت اجتماعی آنها را ندارند، خاصه در کار قلندریان گاه رویة منفی و ناپسندی هست که نه ایرانی است، و نه با نظرگاه مسلمانی جوانمردان و اصحاب فتوت موافق است، و با این حال تاریخ نشان می‌دهد که همة آنها در جامعة ایران و خاورمیانه قدرت و نقش اجتماعی داشته‌اند.

 

به دلیل همین مشابهت‌های جوانمردی، با تصوف و با راه و رسم عیّاران و قلندریان، تعریف جوانمردی چنان‌که حدود و ثغور متمایزی برای آن نشان دهد، دشوار است و تعریف‌های منابع قدیم هم به همین دلیل یکسان نیست. باب چهل و چهارم قابوسنامه دربارة جوانمردپیشگی است و عنصرالمعالی کیکاووس پس از مقدماتی به تفصیل که دیدگاه جهان‌شناسی قدیم را دربارة تن و جان و تعالی روحانی انسان تصویر می‌کند، اصل جوانمردی را در سه چیز می‌داند: «هر چه گویی بکنی، و دیگر آنکه خلاف راستی نگویی، سوم آنکه شکیب را کار بندی؛ زیرا هر صفتی که تعلق دارد به جوانمردی، به زیر آن سه چیز است.»

 

امیر کیکاووس این تعریف را به جماعت یا فرقة خاصی متعلق نمی‌بیند و برای همة طبقات، عیّاران و سپاهیان و بازاریان، با تفاوت‌هایی جوانمردی را تعریف می‌کند که مرتبة بالاتری از آن هم «جوانمردی خداوندان معرفت دین و فقرای تصوف است» و در همة این تعریف‌های بیش و کم متفاوت، آن سه چیز که اصل جوانمردی است، باید باشد وگرنه «دعوی بی‌معنی» است.

 

در تاریخ جوانمردی و فتوت، جوانمردان هر صنف گروهی جداگانه بوده و لنگر یا تکیة صنفی داشته‌اند؛ اما صاحبان پیشه‌هایی که با احکام فقیهان برخوردی داشته است، مانند صورتگری و میمون‌بازی و پرورش سگ و شعبده‌بازی، یا پیشه‌هایی که صورت ظاهر آنها پاکیزه یا خوشایند نبوده است، مانند سلاخی و قصابی و مرده‌شویی و کفن‌فروشی و دلاکی و کنّاسی، در پیوستن به جوانمردان با دشواری روبرو بوده‌اند و برای رفع این مانع، کارگزاران‌شان فتوت‌نامه‌هایی می‌نوشته‌اند که سوابق وابستگی آنها را به جوانمردان و نام پیشکسوتان جوانمردی صنف آنها را گاه تا صدر اسلام، در بر داشته و روشن است که مفاد آن فتوت‌نامه‌ها به اسناد تاریخی متکی نبوده است.

 

در قرآن، کلمة «فتی» یک بار در آیة ۶۰ سورة انبیاء آمده که اشاره به حضرت ابراهیم(ع)و شکستن بتهاست، و چندین بار هم مشتقات یا جمع مُکسّر فتی در آیات هست که با این معنای اصطلاحی فتی و جوانمرد ربط ندارد. از حسن بصری در تفسیر آیة ۹۰ سورة نحل نقل شده است که معنای جوانمردی در این آیه است: «انّ الله یَأمُرُ بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی‌القُربی و ینهی عن الفحشاء و المُنکر و البَغی، یعظکم لعلکم تذکرون» در شرح غزوات پیامبر اکرم(ص) هم می‌خوانیم که علی(ع) در جنگ اُحُد با نهایت فداکاری به میدان رفت و اصحاب گفتند: «لا فتی الا علی». ذوالفقار هم نام شمشیری بود که آن را مطابق روایات، مُقَوقَس پادشاه مصر(؟) به رسول خدا(ص) هدیه کرده و پس از رحلت پیامبر(ص) به علی(ع) تعلق یافت، و بعدها در متن خبر «لا سیف الا ذوالفقار» هم بر لافتی الاعلی افزوده شد. با تکیه بر این دو روایت، جوانمردان ایران هم فتوّت خود را به امام‌علی(ع) منسوب کرده و او را پیشکسوت جوانمردان گفته‌اند.

 

جوانمردی در نگاه صوفیان

در سخنان صوفیان هم تعریف‌هایی از جوانمردی هست و بیشتر از زبان کسانی که خود آنها در شمار جوانمردان یاد شده است: یحیای معاذ رازی برادری دارد که در مکه مجاور است، او به یحیی نامه‌ای می‌نویسد و از احوال خود خبر می‌دهد که در فاضل‌ترین بقاع زندگی می‌کند و خادمی هم مراقب اوست. یحیی به او جواب می‌دهد: «تو بهترین خلق شو و در هر بقعه‌ای که خواهی باش. بقعه به مردم عزیز است نه مردم به بقعه؛ و اما آن گفتی که مرا خادمی آرزو بود و یافتم، اگر تو را فتوّت و جوانمردی بودی، خادم خود نگردانیدی و از خدمت حق بازنداشتی. تو را خادم حق را خادم می‌باید بودن، مخدومی آرزو می‌کنی؟ مخدومی صف حق است و خادمی صفت بنده!» (تذکره‌الاولیاء عطار). جنید بغدادی هم گفته است: «جوانمردی آن است که بار خلق بکشی و آنچه داری، بذل کنی.»

 

در تعریف‌هایی که از صوفیان اهل ملامت نقل شده، جوانمردی «راستی و راستگویی» است. از حمدون قصّار ـ پیشوای ملامتیان ـ نقل شده: «روزی در محلتی از نشابور می‌گذشتم، عیّاری بود به فتوّت معروف، نام او نوح، در پیش آمد؛ گفتم: یا نوح! جوانمردی چیست؟ گفت: جوانمردی من یا از آن تو؟ گفتم: هر دو. گفت: جوانمردی من آن است که قبا بیرون کنم و مرقّع درپوشم و معاملت مرقع‌پوشان پیش گیرم، تا صوفیی شوم و از شرم خلق، در آن جامه از معصیت پرهیز کنم؛ و جوانمردی تو آن است که مرقع بیرون کنی، تا تو به خلق و خلق به تو فریفته نگردند. پس جوانمردی من حفظ شریعت بوَد بر اظهار، و آنِ تو حفظ بود بر اسرار.»

 

این تعریف نوح عیّار را هجویــری پیـش از عــطار در کشـف‌المـحجـوب آورده است. حکیم ترمذی دامنة تعریف جوانمردی را تا جهان دیگر می‌گسترد که: «تقوا آن است که در قیامت هیچ‌کس دامن تو نگیرد، و جوانمردی آن است که تو دامن کس نگیری.» و مشابه این تعریف از ابوحفص حدّاد نیشابوری هم نقل شده است: «فتوّت نزدیک من آن است که انصاف بدهی و انصاف نطلبی.»

 

از پیشکسوتان تصوف و عرفان، یکی از کسانی که برای شناخت این مکتب آثار آموزنده‌ای پدید آورده، ابوعبدالرحمن سُلمی نیشابوری است، و دربارة جوانمردی و فتوّت هم «کتاب الفتوه» او همواره مرجع مؤلفان دیگر بوده. اما در یک نگاه گذرا، فتوت سلمی همة مفاهیم اخلاق را که در نظام آموزشی خانقاه و در ارشاد پیران و در مواعظ اهل منبر بر زبان می‌آید، در بر می‌گیرد و محدود به آنچه پس از او در لنگرهای جوانمردان رواج یافته نیست. یک باب از رسالة قشیریه هم در تعریف فتوّت، و بیشتر آن تعریف‌هایی است که صوفیان از فتوّت کرده‌اند و باز مانند کتاب الفتوه سلمی بیشتر مفاهیم عام اخلاق را شامل است.

 

پس از کتاب الفتوه و رسالة قشیریه و قابوسنامه، در قرن هفتم به کتاب الفتوه ابن‌المعمار حنبلی بغدادی می‌رسیم که با خلیفة عباسی الناصر لدین الله همزمان است و با تکیه بر پیوستن خلیفه به جماعت جوانمردان، کتاب خود را به عنوان «دستورنامة فتوت ناصری» تألیف کرده. کتاب الفتوه این معمار در ده فصل، در معنای لفظی و شرعی و تاریخی فتوت، سرچشمه فتوّت و تفاوت آن با مروت و اخوت، در اوصاف جوانمردان و رسوم و شرایط جوانمردی، دربارة کسانی که فتوت آنها درست است یا درست نیست. فصل هفتم و هشتم دربارة ورود به جوانمردی و تشریفات آن و کسوت فتوت و کمربستن و … فصل نهم بیشتر در اخلاق جوانمردان و فصل دهم حکایاتی از جوانمردان گذشته است و بدعت‌هایی که در جوانمردی پدید آمده.

 

در کنار این منابع، نوشته‌هایی هم به عنوان فتوت‌نامه‌های صنفی و رسائل جوانمردان و خاکساران به صورت دست‌نویس در کتابخانه‌های ایران و ترکیه و اروپا مانده که بیشتر آنها به دور از سندیت تاریخی است و بیشتر نویسندگان آنها ناشناخته‌اند.

منبع: روزنامه اطلاعات، برگرفته از: فرهنگنامه تصوف و عرفان

 

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما