ادبیات فارسی / دکتر محمدجعفر یاحقی – بخش پنجم و پایانی
|۱۰:۳,۱۳۹۸/۹/۲| بازدید : 79 بار

 

آثار داستانی

نوع حکایت‌هایی که در «گلستان» سعدی آمده و عمدتا ارزش ادبی و فنی آن بیشتر از اهمیت روایی آن است، خود عنوان دیگری است که برخی از آن به مقامه‌نویسی یاد کرده‌اند و میان پاره‌ای از حکایت‌های آن با «مقامات حمیدی»، اثر قاضی حمید‌الدین بلخی (متوفی ۵۹۹ق)، مشابهت‌هایی یافته‌اند. گلستان سعدی هم مثل کلیله و دمنه و شاید برتر از آن، موجی از آثار ادبی برانگیخت و دهها تقلید را سبب شد که از آن میان «بهارستان» جامی (م۸۹۸ق)، «نگارستان» معین‌الدین جوینی (م۸۷۱ق) و «پریشان» قاآنی(متوفی۱۲۷۰ق) از همه مشهورترند.

 

در ادامه آثار داستانی فارسی باید از «داراب‌نامه» ابوطاهر طرسوسی(طرطوسی) یاد کرد که خود او از راویان سده ششم بوده و به سنت داستان‌گزاری ایرانی، سرگذشت داراب ـ پادشاه کیانی ـ و در ذیل آن سرگذشت اسکندر و دارای دارایان و دختر او روشنک را گزارش کرده است. از دوره صفویه به بعد، علاقه به داستان‌های عامیانه و نقالی و سخنوری بیشتر شد و «ابومسلم‌نامه» و روایت‌هایی مثل «حسین‌کرد» و بعدها «رعنا و زیبا» و «بهرام و گل‌اندام»، مورد توجه قرار گرفت. در عصر قاجاری ترجمه «الف لیله و لیله» به خامه شیوای عبداللطیف طسوجی با نام «هزار و یکشب» و داستان «امیرارسلان» به روایت پرجاذبه نقیب‌الممالک، نقال چیره‌دست روزگار ناصرالدین شاه، در کانون توجه قرار گرفت. از دوره مشروطه که داستان‌نویسی به شیوه غربی مطرح شد، ادبیات داستانی فارسی مسیر و کمال تازه‌ای پیدا کرد و رمان‌ها و داستان‌های کوتاه فراوانی به خامه نویسندگان توانایی مانند محمدعلی جمالزاده، صادق هدایت، بزرگ علوی، صادق چوبک، جلال‌آل احمد، محمود دولت‌آبادی، هوشنگ گلشیری، سیمین دانشور، احمد محمود و دهها نویسنده جوان‌تر پدید آمد.

 

ادبیات عامیانه

به عنوان ذیلی بر ادبیات داستانی فارسی، و شاید مستقل از آن، باید از ادب عامه یاد کرد که در زبان فارسی بسیار غنی و سزاوار توجه است. ادبیات عامیانه به دو بخش نظم و نثر تقسیم می‌شود. در بخش منظوم، از ترانه‌ها، دوبیتی‌ها، قصه‌ها و مَتل‌های منظوم باید یاد کرد و در بخش نثر از قصه‌های عامیانه که خود به تاریخی، نیمه‌تاریخی، قهرمانی یا شهسواری، عاشقانه، رمزی، اخلاقی، خنده‌دار و تمثیلی طبقه‌بندی می‌شود. از نمایش‌های عامیانه آثاری مثل تعزیه‌ها، شبیه‌خوانی، نقالی، سخنوری، تخت حوضی و جز اینها قابل ذکرند که عموماً به عنوان پیشینه‌ای بر ادبیات نمایشی فارسی قابل مطالعه‌اند تا برسیم به نمایشنامه‌نویسی به شیوة نوین و کار و آثار کسانی مانند غلامحسین ساعدی، اکبر رادی، بهرام بیضایی و جز آنها که در جای خود سزاوار بررسی است.

 

ادبیات کودکان و نوجوانان هم در ابتدا راه به ادبیات عامیانه می‌برد با داستان‌ها، افسانه‌ها، متل‌ها و لالایی‌ها که از گذشته‌های دور بر جای مانده است. در دوران جدید و به کوشش کسانی مانند صبحی مهتدی،‌ عباس یمینی شریف و جبار باغچه‌بان، این ادب چند هزارسالة فارسی هم وارد مرحلة نوین زندگی می‌شود و کسانی مانند صمد بهرنگی، محمود کیانوش، علی‌اشرف درویشیان، رضا رهگذر، پروین دولت‌آبادی، مهدی آذریزدی و در سالهای اخیر هوشنگ مرادی کرمانی و مطصفی رحماندوست قدمهای بلندی در این مسیر برمی‌دارند.

 

شعر معاصر

شعر معاصر فارسی هم با تمام چهرة خود در دوران جدید و پس از تحولی که علی اسفندیاری (نیما یوشیج) در مسیر آن ایجاد کرد، وارد مرحلة نوین خود شد و طی هشت دهة‌ گذشته تحول خاص خود را پی گرفت. افراد نام‌آوری، چون احمد شاملو، مهدی اخوان‌ثالث، سهراب سپهری و جز آنها توانستند کار نیما را کمال بخشند و میراث ادبی فارسی را به دوران پس از انقلاب انتقال دهند تا بر دست شاعران جوان‌تر به راه خود ادامه دهد.

 

ادبیات فارسی در خارج از مرزهای ایران هم، از سده‌های گذشته، بالیده و کانون‌های خاص دیگری ایجاد کرده است. در شبه‌قاره هند، از یک طرف و در آسیای صغیر و آسیای مرکزی، از طرف دیگر، شعر و ادب فارسی ادامه داشته و شاعران و نویسندگان و آثار مهم و سترگی پدید آورده است. هم‌اکنون در دو کشور افغانستان و تاجیکستان، ادبیات فارسی به ترتیب با نامهای دری و تاجیکی، ادامة حیات می‌دهد. در این دو کشور تا دوره‌هایی که میراث ادبی و تاریخی مشترکی داشته‌ایم، جریان ادبیات فارسی با آنچه امروز به نام تاریخ ادبیات فارسی در آن سده‌ها می‌شناسیم، تفاوتی نداشته است. پس از دورة تیموریان و تجزیة امپراتوری فرهنگی ایران در این دو منطقه، زبان و ادبیات فارسی تکامل مستقل خود را پشت سر گذاشت و آثار و تألیفات خاص آن سرزمین‌ها نیز پدید آمد. تفاوت گویش این دو منطقه با ایران را هم باید ناشی از همین تفکیک سیاسی و استمرار مستقل حیات فرهنگی هر یک از این مناطق دانست. ادبیات معاصر دری و تاجیکی هم با خاصه‌های خود، و البته با حفظ پیوستگی خود با ادب فارسی ایران، به حیات خود ادامه می‌دهد و چه جداگانه و چه از جهت پیوند آن با ادبیات فارسی داخل ایران، سزاوار بررسی عالمانه است.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما