اهمیت جشنواره‌ موسیقی نواحی در گفت و گو با حمید‌رضا اردلان پژوهشگر موسیقی
|۱۱:۵,۱۳۹۸/۸/۱۹| بازدید : 104 بار

 

نگذاریم موسیقی اقوام ایرانی فراموش شود

نداسیجانی: موسیقی مقامی یا موسیقی نواحی گونه‌ای از موسیقی‌ است که به نغمه‌ها و سازها و نواهای مناطق و نواحی ایران نظر دارد و در واقع جزو جدایی‌نشدنی هویت فرهنگی و هنری ایران است؛ موسیقی‌ای که آبشخور انواع موسیقی‌ درکشورمان است و از آن تغذیه می کنند؛ اما با این اوصاف آن‌طورکه در شأن این موسیقی است چندان التفاتی به آن نبوده است وهنرمندان این حوزه بخصوص پیشکسوتان موسیقی نواحی ایران که تنها راه ارتزاق و امرار معاش آنان از طریق همین نواها و سازها بوده گلایه مند از کم توجهی به این هنروهنرمندان هستند و این انتظار وجود دارد که بودجه مشخصی برای این موسیقی تعریف شود. حال با برگزاری جشنواره موسیقی نواحی ایران که به دوره دوازدهم رسیده است آرام آرام این رویداد مهم به جایگاه پراهمیت خود رسیده است و مسئولان فرهنگی دولت دوازدهم نگاه ویژه‌ای به این موضوع دارند بازجای شکر آن باقی است که از طریق این رویدادها و جشنواره ها در سال یک بار این هنرمندان به جامعه که به آن تعلق دارند معرفی شوند. حمید‌رضا اردلان موسیقیدان و پژوهشگر موسیقی درباره ضرورت تغییر فرم در موسیقی نواحی و همچنین بهتردیده شدن آن درجامعه و عرصه بین الملل صحبت هایی داشته است که در ادامه می‌خوانید.

 

***********

 

با گذشت یک دهه از جشنواره موسیقی نواحی ایران آیا این جشنواره توانسته هدف یا دستاورد مشخصی در معرفی و حفظ موسیقی نواحی ایران ارائه دهد؟

جشنواره موسیقی نواحی ایران، به دو دوره قابل تقسیم است؛ در دوره نخست که دبیری آن بر عهده محمدرضا درویشی بود و بنده هم همکاری داشتم، اهداف معینی مطرح بود و تصمیم داشتیم پس ازچهارسال به جایگاه مشخصی دست یابیم اما شرایط آن طورکه باید مهیا نشد تا جریانی ریشه دار بتواند به کار خود ادامه دهد.در آن دوره به‌دنبال راه و پیوندی میان موسیقی‌های نواحی و مقامی و کارکردهای متنوع آن در گذشته و معاصر و دوره مدرن بودیم تا در صورت امکان ماهیت این موسیقی‌ها حفظ شود و آقای درویشی با توجه به نگاه کلی که به این مسأله داشتند در اجرای اجزا نیز حساس بودند و همین موضوع سبب تعطیلی آن روش و منش شد. اما دردوره دوم مدیریت جشنواره تغییر کرد و سبب شد وضعیت با ثباتی نداشته باشد. در چهار دوره دبیری آقای درویشی که به دوره‌های نخست جشنواره‌های موسیقی نواحی برمی‌گردد، اجراها در دو فضای صحنه‌ای ومحفلی جریان داشت و اجراهای محفلی با حضور متخصصان، دانشجویان و نسل‌های قدیم وجوان موسیقیدان‌ نواحی بود.دراین اجرا‌ها استادان دانش خود را با مخاطب ازنزدیک و بدون محدودیت‌های صحنه‌ای مبادله می‌کردند و این سبب شد دانشجویان رشته موسیقی و دیگر پژوهشگران با موضوع موسیقی نواحی ومقامی ارتباط نزدیک تری برقرارکنند تا آنجا که پس ازاین چهارسال به گونه‌ای محسوس گرایش دانشجویان به این نوع موسیقی بیشترشد وتعداد پایان نامه‌ها با محتوای موسیقی نواحی افزایش یافت، در آن دوره استادان موسیقی نواحی با نسل‌های جوان تر در جشنواره شرکت داشتند ومیان نسل قدیم وجدید ارتباط به وجود می‌آمد. ناگفته نماند درهمین چهارسال محققان برجسته اتنوموزیکولوگ جهان مانند «استفان بلام»، «ژان دورینگ»، «جان بیلی»، «نیلوفر مینا» ودیگران به جشنواره دعوت شدند و آرای خود را دراختیارحاضران قرار دادند و با انواع موسیقی نواحی ایران بیشتردر تماس بودند. در این دوره یکی ازاهداف ما ایجاد پایه مطالعاتی در متن موسیقی نواحی بود اما این کارنیاز به زمان داشت تا بنیان و مداومت پیدا کند.درکنارهمه این اتفاق‌ها جشنواره موسیقی نواحی تمام سعی خود را به‌کار برد تا همه را متوجه سازد که استادان موسیقی مقامی و نواحی مهم‌ترین رکن این موسیقی هستند و می‌بایست با آنها در نهایت احترام رفتار کرد و به‌عنوان حافظان معرفت شنیداری اقوام ایرانی جایگاه رفیع و تعیین‌کننده آنان در فرهنگ از یاد نرود اما متأسفانه مسئولان وقت موسیقی، تربیت و امکان ذهنی درک این موضوع مهم را نداشتند.

 

آیا در دوره‌های بعد شأن و جایگاه استادان برجسته این حوزه رعایت شد؟

بنده از چند نفر موسیقیدانان نواحی شنیدم که با آنها رفتار مناسبی نبوده و در مواردی آنها را پس از پایان جشنواره بدون دستمزد رها کرده و به آنها وعده پرداخت داده بودند. من نمی‌خواهم قضاوت کنم، این رفتارها را به حساب درک نشدن موضوع از سوی مسئولانی می‌گذارم که فرهنگ و موسیقی را ابزار می‌دانند.

 

برگزاری جشنواره موسیقی نواحی در پیوند موسیقی اقوام و نسل امروز چقدر موفق عمل کرده است؟

 یک جشنواره نمی‌تواند به تنهایی این وظیفه مهم را به انجام رساند، شکاف میان سنت و مدرنیته امری جهانی است، اما درحد و توقع یک جشنواره، تلاش‌هایی صورت گرفته که کافی نیست.بهتراست مسئولان فرهنگی، مسأله فرهنگ را با صورت و محتوای فرهنگی ادراک نمایند، البته برای درک این موضوع نیازاست مدیران صاحب سبک و مطلع در رأس کار قراربگیرند چرا که مدیرانی که از گفتن حقایق واهمه داشته و از مدیران بالا دست خود هراس دارند و نیز دانش کافی هم ندارند، نمی‌توانند یک طراحی فرهنگی کلان را ارائه یا به نتیجه برسانند.این بی‌سامانی برای حفظ هویت فرهنگی بسیارخطرناک است. فراموش نکنیم ما نمی‌توانیم دربرابر مغرب زمین با شعار‌های سیاسی از فرهنگ خود حراست کنیم.

 

جدا از پیوند بین گذشته و امروز، آیا برگزاری‌های سالانه این جشنواره، توانسته از بخش گردشگری و اقتصادی حمایت قابل توجهی داشته باشد؟

نکته قابل اهمیتی است اما تا آنجا که مطلع هستم، جشنواره موسیقی نواحی برای آنکه بتواند با جامعه موسیقی کشور درارتباط باشد دبیرخانه فعال ودائمی ندارد. در واقع اغلب جشنواره‌های هنری کشور از این فقدان رنج می‌برند مسلم است بدون سازمان وساختار معین و بدون برنامه‌ریزی بلند مدت نمی‌توان توقع کارهای اساسی داشت. از سوی دیگر صنعت گردشگری درکشورما درقیاس با دیگرکشورها از وضعیت مناسبی برخوردارنیست. گردشگری به‌عنوان یک صنعت زنجیره‌ای وابسته به مناسبات و امکانات است و نیاز به برنامه‌ریزی دارد، بنابراین به تبع آن و مشکلات خود جشنواره، نمی‌توان چندان انتظاری داشت. بی‌شک موسیقی نواحی ایران که درجنوب با موسیقی کشورهای خلیج فارس و درشمال با برخی کشورهای آسیای میانه، در غرب با شاخه تمدنی هند و اروپایی و در شرق با برخی تمدن‌های کهن قرابت دارد، می‌تواند به‌عنوان یک میراث بین فرهنگی مطرح باشد و مردمان سراسر جهان را تحت تأثیر قرار دهد.

 

با توجه به تجربه حضور شما در این جشنواره، آیا نیاز است در ساختار آن تغییراتی ایجاد شود؟ ذائقه شنیداری نسل امروز تغییر کرده است؟

موضوع ساختار با ذائقه شنیداری متفاوت است، به هرحال هر گونه فعالیت تشکیلاتی برای حصول نتیجه وابسته به ساختار است، ساختارها به مثابه الگوهایی که نسبت میان اجزا را تعریف می‌کنند، حاصل تجربه بشری‌اند. ما بدون ساختارنمی توانیم درک روشنی ازاجزای یک موضوع داشته باشیم و متأسفانه جشنواره موسیقی نواحی ساختار معین خود را ازدست داده است.ذائقه شنیداری نسل جدید هم می‌تواند تنها یکی ازپارامترهای تغییر در ساختار تلقی شود و البته موضوع گردشگری هم یکی دیگر ازاین اجزا است. البته نمی‌توان تلاش دوستانی را که دردوره جدید جشنواره، با سختی، کمبود امکانات و هزینه ناچیز، فعالیت کردند نادیده گرفت، اما از کم فروغی جشنواره می‌شود نیاز آن به تجدید ساختار را حس کرد. درمورد ذائقه شنیداری نسل جوان هم صحبت بسیاراست اما دراین فرصت تنها اشاره می‌کنم؛ توجه به نسل جوان موسیقیدان نواحی واهمیت دادن به آنها بسیار ضروری است. مسأله تداوم آموزش به شیوه قدیم، تشویق و تأمین معیشت و پس از آن گوشزد کردن حفظ میراث گذشته امیدواری به آینده برای حفظ هویت موسیقی نواحی را افزایش می‌دهد؛ مداومت و مراقبت در این امربسیار کارساز است. از سوی دیگر از آنجا که در شالوده موسیقی اقوام ایرانی و دیگر فرهنگ‌های عالم در ادوار قدیم ویژگی‌های سهل و ممتنع و معانی ماقبل عقل‌گرایی حضور دارد، از مفاهیم و اجزای مدرن بودگی دورنیستند، در واقع برخی از شاخه‌های مدرن موسیقی با بازجست به این ویژگی‌های موسیقی‌های قدیم، هویت خود را استحکام بخشیده‌اند. این بحث استدلال و فرصت می‌خواهد که در این مجال نمی‌گنجد. به هر حال می‌خواهم عرض کنم تغییر گوش و شنیدار نسل جوان می‌تواند در مسیر کشف مشترکات موسیقی قدیم و جدید به یک فرصت و بخت تبدیل شود.

 

آیا جشنواره موسیقی نواحی ایران تا به امروز توانسته در جامعه ما نفوذ کند و مخاطبان خود را به کنسرت‌های موسیقی نواحی دعوت کند؟

این کار به تنهایی انجام نمی‌گیرد و نه وظیفه جشنواره است و نه ازعهده آن برمی آید. مهم‌ترین ارگانی که می‌تواند در خدمت این هدف باشد، صدا و سیما است که متأسفانه بیشتر مروج موسیقی سطحی و پاپ است. ما طی چهار دهه اقبال شنیدن میراث شنیداری خود را از دست داده‌ایم و این یک ضایعه ملی است.

 

در جامعه بین‌الملل چطور؟ 12سال از برگزاری تنها جشنواره موسیقی نواحی ایران می‌گذرد، اما همچنان حضور کم رنگی در عرصه بین‌الملل داریم؛ نه آن‌طور که باید توانسته‌ایم از موسیقی‌های اقوام مختلف دنیا بهره ببریم نه توانسته‌ایم در جشنواره‌هایی با این موضوع شرکت داشته باشیم.

موافقم. داشتن ساختاری درست و اصولی، وجوه بین‌المللی و توریسم فرهنگی، کم کردن فاصله و اختلاف نسل‌ها موضوعات مهم در این بحث است. مجموعه‌ای از این عوامل و اجزا، یک ساختار را می‌سازند اما در موضوع موسیقی ما بی‌سامانی و بلاتکلیفی همواره تعلیق آفرین بوده و در وضعیت کنونی ساختار معین وجود ندارد به همین سبب ما نسبت قابل قبولی با موسیقیدانان دیگر ملل نداریم و آنها هم با ما در ارتباط نیستند. اگرچه در برخی از جشنواره‌ها با عجله و در فرصت کم  گروه‌هایی دعوت می‌شوند، می‌آیند و می‌روند؛ به هرحال این اقدامات مقطعی و زودگذر است. اگر مسئولان فرهنگی نگاه خود را به موسیقی و اهمیت و نفوذ معنوی آن تغییر ندهند، کشور در فضای بازدارنده و گاه منفعل دچار آسیب می‌شود، تاکنون هم این صدمات کم نبوده است. در حال حاضر موسیقیدانان برای حضور در جامعه جهانی بیشتر به تلاش خود وابسته‌اند.

 

دیگر کشورها چون هند در معرفی موسیقی فرهنگ‌های خود چه تدابیر و برنامه‌ریزی‌هایی داشته‌اند که امروزه موسیقی‌شان زبانزد دنیا است؟

هندی‌ها به‌دلیل استعمار اروپا و از قرن هجده استعمار انگلیس با فرهنگ اروپا تماس مستقیم داشتند، اگرچه این تماس از برابری فرهنگی برخوردار نبود، به مرور زمان هندی‌ها و بویژه پس از استقلال در ۱۹۵۲ میلادی توانستند تفوق فرهنگی خود را حفظ و اشاعه دهند. اروپا و حتی امریکا تحت تأثیر تمدن و فرهنگ هند قرار گرفتند و مردم این دو قاره در حوزه معرفت باطنی از روش‌های هندی برای تزکیه روحی خود در مقابل سختی و پیامدهای جامعه تکنولوژیک استفاده کردند، موسیقی هند همچون یک ودیعه با اهمیت فرهنگی درکنار فرهنگ عمیق هند شناخته شد و توانست عالم گیر شود، ما می‌توانیم از روش مسالمت‌آمیز فرهنگ هند مطالب مهمی را بیاموزیم.

 

جشنواره موسیقی جوان، از برنامه‌های موفقی است که توانسته مخاطبان بسیاری را جذب کند. این جشنواره به معرفی استعدادهای کودکان و جوانان در ژانرهای مختلف می‌پردازد؛ با توجه به تجربه حضور شما در این جشنواره آیا جشنواره موسیقی جوان توانسته در رشد و اعتلای نسل نو موسیقی نواحی موفق عمل کند؟

بله. جشنواره موسیقی جوان توانسته است به اهداف خود در حد قابل قبولی دست پیدا کند.

 

چرا جشنواره جوان توانسته موفقیت بهتری نسبت به دیگر جشنواره‌ها داشته باشد؟ آیا این موضوع ارتباطی با تغییر و تحولات دبیران جشنواره دارد؟

جشنواره موسیقی جوان یک استثنا است، گاهی عواملی گردهم می‌آیند و سبب ظهور پدیده‌ای منحصر به فرد می‌شوند. جشنواره موسیقی جوان توانسته است جامعه حقیقی موسیقی کشور را جذب کند و با ترسیم و طراحی ساختاری معین، کارخود را به سامان برساند. جشنواره فنی و منظم اداره می‌شود و هرکس جایگاه تخصصی خود را یافته است. البته تغییر مدیریت در جشنواره نیز تأثیرگذار بوده است، ضمن تقدیر از مدیران پیشین، هومان اسعدی دبیر فعلی جشنواره ملی موسیقی جوان، روش آکادمیک را پس از سال‌ها تجربه به کار گرفته و با کمک جامعه متخصص موسیقی کشور توانسته است معیار و قیاس به‌ دست دهد. این جشنواره دقیق و مطمئن اداره می‌شود و طبیعی است که دستاوردهای مهمی را کسب نماید. هر سال تعداد بیشتری استعداد درخشان از گروه‌های سنی خردسال تا جوان به این جشنواره مراجعه می‌کنند و در معرض راهنمایی و تشویق قرارمی‌گیرند و خود را باورمی کنند.جشنواره درحال حاضر دامنه تأثیرخود را گسترده تر کرده و موسیقیدانان جوان برجسته را به دیگرجشنواره‌ها معرفی می‌کند. تمام اجراها ضبط، تنظیم و برای بهره برداری‌های آموزشی، پژوهشی و حتی رسانه‌ها استفاده می‌شود. فراخوان آن همراه با روش اجرای متقاضیان همواره در حال بحث و گفت‌و‌گو است و مورد دیگر مانند همدلی مدیر و کارکنان انجمن موسیقی ایران و مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد بی‌تأثیر نبوده است.

 

در پایان در مورد شهر کرمان که چند سالی پایلوت برگزاری جشنواره موسیقی نواحی شده است توضیح می‌دهید؟

برگزاری رویدادهای هنری در شهرهای فرهنگی ایران می‌تواند کمک بسزایی به رشد و توسعه این شهرها داشته باشند، این تمهید از اوایل قرن بیستم به طور گسترده در همه دنیا مرسوم است و در بسیاری از رویدادها، یک شهر کوچک به منزله پایتخت هنری برخی هنر‌ها شناخته می‌شود، مانند شهر «شارلویل مزیه» در فرانسه که پایتخت نمایش عروسکی جهان به شمار می‌آید. همچنین شهرهای خلاق در حوزه فرهنگ و هنر از سال ۲۰۰۴ موضوع سازمان یونسکو است ؛ مانند معرفی سنندج به‌عنوان شهر خلاق موسیقی از سوی سازمان یونسکو که اتفاقی قابل عنایت است.

منبع: روزنامه ایران

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما