وظیفه ناتمام / دکتر سیدعبدالامیر نبوی
|۸:۱۷,۱۳۹۸/۷/۲۲| بازدید : 105 بار

 

آیا تحقق آرمان‌های دموکراتیک برای جامعه ایرانی زود است؟

1- «مسئولیت اجتماعی» به معنای حساسیت شهروندان نسبت به روندها و دغدغه‌های زندگی اجتماعی و مشارکت برای ارتقا و بهبود آن است. به‌عبارت دیگر، ایفای مسئولیت اجتماعی افراد نشانه وجود علاقه‌مندی و حساسیت و سپس واکنش آنان از طریق مشارکت و فعالیت است. در واقع، مرور تجارب جوامع مختلف نشان می‌دهد که وجود یا بروز مسائل و مشکلات را بایستی امری طبیعی در گذر عمر شمرد، مهم آن است که اعضای آن جامعه باور کنند هر مسأله و رویدادی در زندگی جمعی بر زندگی آنان هم کمابیش اثرگذار است و بر آن سایه می‌اندازد. از این‌رو در قبال خوب و بد جامعه خود، وظیفه‌ای دارند. این امر به‌دلیل آنکه پیش از هر چیز در گروی‌ زاده شدن «احساس شهروندی» در میان افراد است، همزمان با چند عامل مهم مانند «اخلاق»، «فرهنگ سیاسی» و «خرد جمعی» پیوند پیدا می‌کند.

 

2 - حال، اینکه از دانشمندان و محققان یک حوزه خاص، بویژه علوم‌انسانی، توقع داشته باشیم از برج عاج مباحث علمی و روشنفکری خارج شوند و متناسب با تخصص و علایق خود درباره مسائل عینی و مشکلات خرد و کلان یک کشور اظهارنظر کنند یا گامی بردارند، امری غریب یا انتظاری غیرمعقول نیست؛ بالاخره آنان می‌توانند بر اساس دانش و تجربه خود درکی بهتر از روندهای جاری و مسائل واقعی زندگی اجتماعی به‌دست دهند، راه‌حل‌های تجربه شده در سایر کشورها را بررسی کنند، افکار عمومی را با نوشته‌ای یا فعالیتی متوجه اهمیت و حتی فوریت یک موضوع سازند، احتمالاً پیشنهادی یا راه‌حلی متناسب با وضعیت بومی ارائه دهند یا دست‌کم نتایج خواسته/ ناخواسته و پیامدهای مطلوب/ نامطلوب یک تصمیم را برآورد و گوشزد کنند. اتفاقاً چنین توقعی در دوره‌هایی که تعدد و تراکم مشکلات خستگی می‌آورد و سرگشتگی می‌آفریند، افزایش می‌یابد.

 

3 - از عالمان و محققان علم سیاست انتظار می‌رود در برابر بحران‌ها و مشکلاتی در زمینه روابط خارجی، شرایط اقتصادی، تعارضات فرهنگی، رقابت‌های سیاسی، حقوق اساسی و شاید از همه مهم‌تر بحران محیط‌ زیست سکوت نکنند و بویژه درباره نتایج و تبعات تصمیمات، برنامه‌ها و اقدامات سخن بگویند و راه‌هایی برای برون‌رفت از گرداب مشکلات پیشنهاد کنند. این انتظار عمومی در سال‌های اخیر، شاید همگام با گسترش نهادهای آموزشی و پژوهشی و رشد تعداد استادان و دانشجویان علوم‌سیاسی و روابط بین‌الملل در کشور، افزایش یافته است. به همین خاطر شاید کمتر استاد و محققی در این حوزه است که در سال‌های اخیر به نحوی مورد پرسش دانشجویان یا خبرنگاران قرار نگرفته باشد.

 

4 - اگر روزی روزگاری عجیب بود که استاد فراتر از محتوای کتاب یا جزوه‌اش کلمه‌ای ادا کند و دامنش به اظهارنظر درباره مسائل و رویدادهای زندگی روزمره آلوده شود، امروزه -برعکس- کسی که درباره یکی از مسائل و مشکلات عینی ورود نمی‌کند و حتی سخنی نمی‌گوید، گویی وظیفه علمی‌اش را هم ناتمام گذاشته است. بنابراین هم توقع جامعه از اجتماعات علمی و دانشگاهی و به‌طور خاص استادان و دانشجویان علوم‌سیاسی و روابط بین‌الملل، برای حضور عمومی و مؤثر بجا است و هم واکنش آنان به مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی امری درست و منطقی به‌شمار می‌رود. اتفاقاً در این سال‌ها تعداد استادان علوم‌سیاسی که فعالانه درباره مسائل و دغدغه‌های جامعه ایران و دشواری‌های جاری زندگی قلم زده‌اند یا حرکتی مدنی را سازمان داده‌اند، کم نبوده است.

با این حال، به‌نظر می‌رسد برآمدن اهداف بالا که به معنای پیوند خوردن «مسئولیت علمی» افراد با «مسئولیت اجتماعی» آنان و نویدبخش حضور عالمانه برای مدیریت مسائل جاری و کاهش دست‌کم برخی مشکلات در سپهر عمومی است، به یک گام تکمیلی نیاز دارد و آن «رشد و گسترش گروه‌های مدنی» است.

البته دانشمندان و محققان می‌توانند بنا به تخصص و علایق خود اظهارنظر و فعالیت کنند و لزومی به‌همراهی دیگران نبینند، اما تجربه نشان می‌دهد آنچه که در گسترش و تعمیق علاقه‌مندی و مشارکت شهروندان و در یک کلمه احساس مسئولیت اجتماعی مؤثر است، ایفای مسئولیت آنان را تسهیل می‌کند، توجه سایرین را به اهمیت یک موضوع یا یک راه‌حل بیشتر جلب می‌کند، انگیزه و انرژی افراد را تجمیع می‌کند و جهت می‌بخشد «فعالیت نهادهای مدنی» است.

5-  فعالیت گروه‌ها و نهادهای مدنی که ممکن است گاه حالت مبارزه‌جویانه علیه رویه‌ها و سیاست‌های رسمی و دولتی نیز پیدا کند، موجب می‌شود که بیش از هر چیز حس مثبت اثرگذاری پدید آید. همچنین این نکته، واقعیتی پذیرفته شده است که اثربخشی و توان گروه‌های مرجع بیش از ظرفیت و قدرت افراد مشهور است.

با توجه به چنین واقعیت و تجاربی است که در یک دهه اخیر، تعداد انجمن‌ها و گروه‌های علمی حوزه علوم‌سیاسی و روابط بین‌الملل در کشور افزایش یافته و علاوه بر آن ده‌ها گروه علمی دانشجویی نیز در سطح دانشگاه‌ها شکل گرفته است و کمتر موضوع عرصه سیاست داخلی و خارجی است که در این فضاهای علمی مورد بحث و بررسی قرار نگیرد.

6 - امروزه، طبق آمار کمیسیون انجمن‌های علمی کشور، دست‌کم 6 انجمن علمی فعال در حوزه علوم‌سیاسی و روابط بین‌الملل وجود دارد که فعالیت‌های علمی مختلفی را برنامه‌ریزی و برگزار می‌کنند و گاه بسیار شفاف و صریح در قبال حوادث داخلی و خارجی موضع‌گیری می‌کنند؛ یکی از این اقدامات برگزاری نشست «بررسی ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناآرامی‌های دی‌ماه 96» در بهمن ماه همان سال توسط انجمن علوم‌سیاسی ایران بود که بحث‌های زیادی را در عرصه عمومی دامن زد. همچنین تعداد و کیفیت فعالیت گروه‌های علمی دانشجویی سبب شده است که بتدریج اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم‌سیاسی پدید آید و فضایی عملی برای مشارکت علمی اعضای آن فراهم شود.

 

7 - شاید مهم‌ترین اشکال و خرده‌ای که به نکات یادشده گرفته شود، آن است که گروه‌ها و انجمن‌های مدنی در ایران اصولاً ضعیف‌اند و بخصوص استادان و محققان علوم‌سیاسی حضور ضعیف و اثربخشی اندکی در زندگی اجتماعی دارند یا شاید اصلاً علاقه کمی به این مسأله داشته باشند. از این‌رو، به‌طور معمول گفته می‌شود تحقق آرمان‌های دموکراتیک برای جامعه ایرانی زود است و بایستی منتظر روزی ماند که اینگونه نهادها قوت و قدرتی بیابند، یا خود افراد به لزوم حضور فعال در زندگی اجتماعی و اثربخشی خود باور پیدا کنند، یا اساساً دولت و حکومت به نقش‌آفرینی نهادها و گروه‌های مدنی

احساس نیاز کنند.

این‌گونه پاسخگویی هرچند بی‌بهره از اهمیت نیست، راه‌حل‌هایی ناشدنی می‌دهد و برآمدن «احساس مسئولیت اجتماعی» و رشد آن را عملاً تعلیق به محال می‌کند؛ گویا قرار است روزی مصلح قدرتمندی بیاید یا قدرتمندی نیک‌کردار پیدا شود که فضا را برای دموکراسی به‌عنوان بازی همگانی و مهم‌ترین عرصه حضور «خردجمعی» در زندگی اجتماعی مساعد کند و آنگاه احزاب، گروه‌ها و شهروندان به دور از هر مانعی به فعالیت آزادانه و مستقلانه بپردازند.

تجربه جهانی نشان داده است چنین روزی هیچگاه نخواهد آمد و اساساً آرزوی هر حکومتی آن است که با افرادی فاقد هرگونه خلاقیت و بویژه استادانی منفعل و توجیه‌گر مواجه باشد. بنابراین چاره‌ای جز تمرین و تداوم نیست.

 

8 - بنابراین و به‌عنوان یک جمع‌بندی، رشد مسئولیت اجتماعی و احساس اثربخشی در میان شهروندان آشکارا و بیش از هر چیز نیازمند فعالیت «نهادهای مدنی» است و افزایش ظرفیت و قدرت اینگونه نهادها نیز – در گام نخست - منوط به حفظ همین نهادهای تقریباً ضعیف و تمرین صبورانه بازی دموکراسی در سطح همین نهادها است.

 روند جهانی دموکراتیزاسیون نشان داده است که این مسأله بتدریج موجب قوت «نهادهای مدنی» می‌شود، تجربه تلاش جمعی را افزایش می‌دهد و زمینه را برای اثرگذاری بیشتر در زندگی اجتماعی فراهم می‌کند. باور این مسأله که دموکراسی یک فرآیند تدریجی است که ریشه در احساس مسئولیت اجتماعی دارد و این حس بیش از هر‌جای دیگری در فعالیت نهادهای مدنی و علمی، از جمله در حوزه علوم‌سیاسی و روابط بین‌الملل، متبلور می‌شود، راه را بر بسیاری از انفعال‌ها و ناامیدی‌ها می‌بندد.

منبع: روزنامه ایران

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما