میراث آیینی عاشورا در آیینه فرهنگی ایران
|۱۲:۱۹,۱۳۹۸/۶/۲۳| بازدید : 57 بار

 

رضا دبیری‌نژاد: محرم جدای از نقش و كاركرد مذهبی خود وقتی از منظر میراث فرهنگی و ساخت فرهنگ نگریسته شود مجموعه‌ای از آداب، رسوم، نشانه‌ها و آیین‌هایی را شكل داده كه شاید بتوان آن را میراث فرهنگی عاشورا در ایران نامید. این میراث آیینی جدای از نقش مذهبی خود، ابعاد فرهنگی و اجتماعی متعدد دیگری نیز دارد كه واكاوی آنها می‌تواند جنبه‌هایی از ساخت فرهنگ ایرانی را نمایان كند. در واقع می‌توان پرسید آیین‌هایی محرم یا با همان عنوان میراث عاشورایی در ایران چگونه شكل گرفته‌اند؟ چگونه تاریخ، هویت و فرهنگ را بازسازی كرده‌اند؟ چگونه می‌توان سنج و دمام جنوبی‌ها را با نوحه‌خوانی یزدی‌ها یا طشت‌گذاری زنجان كنار هم قرار داد و چه چیز مشتركی در آنها وجود دارد و چه چیزی سبب این تنوع شده است به گونه‌ای كه حتا تعزیه سبك‌ها و نسخه‌های مختلفی را در خود تولید كرده است؟ اینها همگی نشان از برساختی مشترك و متنوع در میراث آیینی عاشورا در ایران است. شناخت چگونگی و چرایی این بر‌ساخت آیینی می‌تواند ما را به سمت چگونگی دیدن و خوانش این میراث و نشانه‌های آن نیز سوق دهد.

 

آیین‌ها روایتی معاصر

آیین‌ها آیینه‌اند و در آیینگی خویش بازتاب باورهای جمعی هر قوم و جامعه در زمانه خویش هستند از سوی دیگر آیین‌ها همیشه معاصرند چون در زمانه اكنونی بازاجرا می‌شوند و در تكرار و اجرای اكنونی خود از شرایط معاصر همچون شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تاثیر می‌گیرند و برساخت خود را دیگرگونه می‌سازند. آیین‌ها محل همذات‌پنداری هستند، همذات‌پنداری با روایت‌هایی كه در كانون آیین جای گرفته‌اند اما در این همذات‌پنداری آیین‌ورزان بخش‌هایی از خود را كه شامل بخش‌های قومی، جغرافیایی و مسائل اجتماعی زمانه خویش است را هم حمل و در همذات‌پنداری‌ها وارد می‌كنند، مگر عزاداران در آیین‌های محرم می‌توانند خود را نادیده بگیرند، آنها به زبان خود می‌گویند و می‌خوانند و با ابزاری كه طبیعت نزدیكشان در اختیارشان قرار می‌دهد، ابزار اجرای آیین را می‌سازند و با مشابه‌سازی سعی می‌كنند، درك و احساسی از روایت محرم را به دست آورند. اینگونه است كه كربلا و عاشورایی دیگر را در آنجایی كه قرار دارند، می‌‌سازند و چون خود بخشی از اهالی كربلا می‌شوند و آن بخشی می‌شوند كه در سمت مظلومان و اولیا قرار دارد، سعی می‌كنند با تطبیق زمانه، ادراكی از دردهای عاشورا به دست آورند. اینگونه است كه از نمادهای آشنا و دیرینه بهره می‌گیرند تا آنها را در آیین‌های محرم جای دهند و از این راه هم امكان تفسیری چندلایه را از وقایع محرم به دست دهند و از این طریق معناهای جدیدی به نمادها و نشانه‌های بومی پیشین داده می‌شود و هم اینكه به واسطه این نمادها و نشانه‌های آیینی آشنا امكان درك و همذات‌پنداری به وجود آورند.

 

با چنین فرآیندی وقتی به میراث‌های آیینی محرم در ایران نگاه می‌كنیم آنها را متنوع، متكثر و همرنگ با فرهنگ اقوام، طبیعت گوناگون و گاه پیوند خورده با حماسه‌ها و آیین‌های ملی می‌بینیم. در این پیوند و همرنگی است كه آیین‌های محرم به روایتگر هویت قومی و ملی نیز تبدیل می‌شوند و در خوانش و واكاوی آنها می‌توان خصلت‌ها و هنرهای بومی را هم مشاهده كرد. اینگونه است كه می‌توان چرایی كرب‌زنی در گیلان یا مراسم سوگواری زار در قورتان اصفهان یا شستن علم‌های عزاداری با آب دریا را در بندرعباس فهمید و در همین خصلت‌ها یافت. در چنین تعبیری میراث آیینی عاشورا بخشی از میراث فرهنگی قومی و ملی در ایران است كه همانند دیگر میراث‌های فرهنگی روایت‌ها، گزاره‌ها و ارزش‌های فرهنگی را حمل و منتقل می‌كنند.

 

ارزش‌های فرهنگی آیین‌های محرم لایه‌ای جدا از ارزش‌های مذهبی آنهاست و كاركردهای فرهنگی همجوار با كاركردهای مذهبی است و از این رو تغییر كاركردها و ارزش‌های فرهنگی می‌تواند جداگانه و متاثر از تغییرات فرهنگی و اجتماعی صورت بگیرد و بر آیین‌های محرم اثر بگذارد و چنانكه شاهد بوده‌ایم، گذاشته است. بخشی از دگرگونی آیین‌های محرم حاصل تغییرات فرهنگی نسلی یا روابط فرهنگی میان اقوام، ملت‌ها و حتا وسایل و ابزار ارتباطی است. گویی یك گفت‌وگو و به تبع آن داد و ستد فرهنگی شكل گرفته و این حاصل زنده بودن، جاری بودن و معاصر بودن آیین‌هاست. روزگاری برای بیرق‌ها و علائم آیین‌ها از هنرهای سنتی و صنایع دستی استفاده می‌شد اما امروزه پدید آمدن ابزار صنعتی جدید همچون چاپ بنرها بر فضای آیینی غلبه كرده است. نمونه دیگر می‌توان به دگرگونی اشعار و نواهای آیینی اشاره كرد كه یكدستی فضای موسیقایی و زبانی را در آیین‌های مناطق بر هم ریخته یا شاهد بوده‌ایم سلیقه و مواجهه نسل‌های جدید و جوان در زمینه موسیقی بیرون از آیین و در فضای روزمره بر فضای آیینی اثر گذاشته است. نسلی نو كه با سلیقه موسیقایی خود محرم را می‌سازد و روایت می‌كند و این اختلاف سلیقه نسلی در محرم به شكل برجسته‌ای قابل مشاهده است.

 

از روایت تاریخی تا روایت فرهنگی

آیین ژانر است و در این ژانر بودن، همه‌ چیز را به زبان و قابلیت خود درمی‌آورد از این رو هر چیز كه به آیین وارد می‌شود عین به عین و همان‌گونه نمی‌ماند بلكه آیینی می‌شود. آیینی شدن یعنی خصلت‌های آیینی گرفتن. سمبلیك بودن، روایی بودن، جمعی بودن، زنده بودن، بومی بودن و در نهایت تركیبی بودن همگی از خصلت‌های آیین هستند. داده‌های محرم هم وقتی در ساحت آیین قرار می‌گیرند به زبان آیین كه زبانی فرهنگی است، تبدیل می‌شوند. از انواع تعزیه در مناطق مختلف ایران كه هر كدام رنگ و بویی متفاوت دارند یا آیین‌های علم‌گردانی، نخل‌گردانی و كتل‌گردانی می‌توان این خصلت‌های شمرده شده را مشاهده كرد. نخل در مركز ایران با حجله‌گردانی در جنوب قرابت دارد اما هر كدام حاصل فضای خود هستند. علم‌ها از گیلان تا مركز و جنوب بومی شده‌اند.

 

رسانه آیین، رسانه انتقال مستقیم نیست بلكه با نمادین كردن، آن را از ساحت مستقیم خود دور می‌كند و در این نمادین شدن امكان برداشت‌های مختلف و به دنبال آن همذات‌پنداری‌های متنوع پدید می‌آید چنانكه با نگاهی به سیر تاریخی آیین‌های محرم شاهدیم كه در هر دوره جنبه‌ای و مفهومی توسط طبقه‌ای، گروهی یا كل جامعه ایران برجسته‌تر شده از مفاهیم انقلابی، حماسی، شهادت‌طلبانه تا مفاهیم عاشقانه و عارفانه. این حاصل تطابق آیین با نیازهای معاصر جامعه است كه می‌توان در آیین‌های محرم حتا در یك‌صد سال گذشته هم این تطابق را مشاهده كرد. اینجاست كه باید در نظر داشته باشیم كه در آیین‌های محرم با یك روایت تاریخی صرف روبه‌رو نیستیم و این میراث بازگویی واقعیت تاریخی عاشورا نیست. آیین‌های محرم از واقعیت تاریخی فراتر رفته و روایتی فرهنگی را شكل می‌دهند. اینگونه است كه در مشاهده میراث آیینی محرم در ایران با بازروایتی فرهنگی روبه‌رو هستیم كه در تطابق كامل با روایت تاریخی نیست. روایت فرهنگی با گذر از تاریخ زیسته به تاریخی پنداشته شده یا مورد قبول جامعه می‌رسد و آن را بازسازی و جلوه‌گر می‌كند. در روایت فرهنگی با آرزوها، خواست‌ها، نیازها، دردها و امیدهای برساخته و پیش برنده جامعه روبه‌رو هستیم. میراث آیینی عاشورا در ایران نشانگر باورها و روایت‌هایی است كه می‌تواند به جامعه انرژی بدهد و جامعه خود را در آن ببیند. تصویری از جهانی ‌می‌اندیشد در تركیب با جامعه‌ای هست و تاریخی كه بوده است، جهانی از باورها را می‌سازد كه هم‌ اكنونی هست و هم دیروزی. روایت صرف تاریخی می‌تواند مكرر و زنده شود در حالی كه جامعه زنده است و به آیین‌های زنده نیاز دارد. روایت صرف تاریخی یك ‌بار مصرف است و یك ‌بار همدردی تمامش می‌كند اما روایت آیینی نامكرر است و همیشه با خود همدردی و همذات‌پنداری دارد. روایت‌های تاریخی همواره فاصله دارند چراكه در یك فاصله مكانی و زمانی روی داده‌اند. واقعه عاشورا حدود 1400 سال پیش در اقلیمی دیگر یعنی در عراق كنونی روی داده كه برای ایرانیان هر دو می‌تواند فاصله‌زا باشد. اما روایت‌های فرهنگی نزدیكند چراكه فاصله زمانی و مكانی ندارند و حذف این فاصله با تولید نشانه‌ها یا استفاده از نمادها و ابزار بومی شكل می‌گیرد چنانكه در آیین‌های محرم هر حسینیه كربلا می‌شود. واقعه انگار همین دیروز اتفاق افتاده است، اینگونه در تعزیه یك حسینیه یا یك میدانگاه و حتی یك خانه به طور نمادین كربلا می‌شود و شبیه‌خوانان واسطه‌ای برای نزدیكی با ماجرای اصلی می‌شوند یا با نخل‌گردانی مردم در تشییع پیكر شهدا مشاركت می‌كنند و حتا یك نسخه تعزیه به نام درویش كابلی، ایرانیان سفیر خبرآوری را در سمت اولیا جای می‌دهند. كربلایی‌های مقیم تهران حتا زیارتگاهی را بازسازی می‌كنند كه برای آنها یادآور همان گذشته همجواری با بین‌الحرمین است. در جنوب ایران نیز در مراسم رقص تابوت و حجله یا حنای قاسم، جنوبی‌ها بخشی از آیین بومی خود را در روایت محرم جای می‌دهند تا عاشقانه‌ای در این آیین‌ها داشته باشند.

 

در واقع میراث فرهنگی عاشورا روایت تاریخی كربلا را به روایت فرهنگی بومی و ملی برای ایرانیان تبدیل كرده است كه بخشی از جغرافیا و تاریخ زیسته همین مردمان را در خود دارد. میراث‌های آیینی یك برساخت فرهنگی هستند كه تصویر جامعه را در آن باز می‌تابانند و در تصویر چیزهایی از گذشته تا حال هست كه می‌تواند به لایه‌ها و كاركردهای مختلف اجتماعی و اعتقادی ارجاع داشته باشد و با گذر نسل‌ها این ارجاعات، دلالت‌ها و كاركردها تغییر می‌كند چراكه هر نسلی ژانر خود را دارد و با تغییر فرهنگی نسل‌ها، ژانرها هم دگرگون می‌شوند. میراث آیینی عاشورا هم این دگرگونی را تجربه كرده و اكنون نیز در حال تجربه است. اما همان‌گونه كه آیین‌های محرم روایت كربلا را بازخوانی كرده‌اند ما نیز از ساحت فرهنگی و هویتی باید این میراث را بازخوانی كنیم ولی در نظر داشته باشیم كه در بازخوانی آن باید ویژگی‌های میراث بودن، آیینی بودن و روایت فرهنگی را هم در نظر داشته باشیم وگرنه به جای دیدن ارزش‌های فرهنگی در آن تصویری پر از چالش خواهیم یافت.

 

در آیین‌های محرم با یك روایت تاریخی صرف روبه‌رو نیستیم و این میراث بازگویی واقعیت تاریخی عاشورا نیست. آیین‌های محرم از واقعیت تاریخی فراتر رفته و روایتی فرهنگی را شكل می‌دهند. اینگونه است كه در مشاهده میراث آیینی محرم در ایران با بازروایتی فرهنگی روبه‌رو هستیم كه در تطابق كامل با روایت تاریخی نیست.

 

روایت صرف تاریخی می‌تواند مكرر و زنده شود در حالی كه جامعه زنده است و به آیین‌های زنده نیاز دارد. روایت صرف تاریخی یك ‌بار مصرف است و یك ‌بار همدردی تمامش می‌كند اما روایت آیینی نامكرر است و همیشه با خود همدردی و همذات‌پنداری دارد.

منبع: روزنامه اعتماد

 

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما