تکیه و مسجد هدایت ستاره‌اى درخشان در قلب تهران / محمد ترکمان
|۱۱:۴۵,۱۳۹۸/۶/۱۶| بازدید : 48 بار

 

«تکیه و مسجد هدایت» ستاره‌اى درخشان در قلب تهران اما مهجور و در محاق! در قلب تهران بنایى تاریخى و فاخر و حامل و یادآور فرهنگ و ادب و سیاست و دیانت و تفسیر و تلاش در راه آزادى و … وجود دارد که برغم عظمت و تاریخ پر افتخارش، امروز متروک و مهجور مانده است، بگونه‌اى که امروز اندک شمارند هم‌میهنانى که آشنایى ولو حداقل با این مکان ذو وجوه و تأثیرگذار در تاریخ معاصر میهن داشته باشند. این مکان که مدفن رضا قلى‌خان هدایت ادیب، مورخ، شاعر، سیاستمدار، سفیر میرزا تقى‌خان امیر‌کبیر به خوارزم براى گفتگو با محمدامین خان ازبک (امیر خیوه) براى آزادى اسراى مسلمان و تقریب میان مسلمانان به سال ۱۲۶۷، رئیس مدرسه دارالفنون و در گذشته به سال ۱۲۸۸ه- ق است، به سعى و همت فرزندش على‌قلى‌خان که بعدها ملقب به «مخبرالدوله» می‌شود، تبدیل به تکیه رضا‌قلى‌خان شده و در تاریخ تهران از تکایاى معروف تهران نامبردار می‌شود. مرآت البلدان درباره رضاقلى خان هدایت مى‌نویسد: «بعد از مراجعت از خوارزم به نیابت وزارت علوم و ریاست مدرسه مبارکه دارالفنون نایل و مدت هجده سال با کفایت تمام و درایتى عالى به مزاولت این عمل برقرار بود.» (ج ۲ ص ۲۶۵)

 

دائرة المعارف مصاحب در شمار تألیفات او کتاب‌هاى زیر را بر مى‌شمارد: مجمع الفصحا، ریاض العارفین، مدارج البلاغه، روضة الصفاى ناصرى، انجمن آراى ناصرى و بکتاشیه. «فرستادن رضا قلى‌ خان هدایت توسط میرزا تقى خان امیرکبیر به سفارت نزد خان خیوه، که مطابق دستورالعمل امیر به رضا قلى خان «اطلاق اسراى مسلمان و منع آنها از بیع و شراى اهل قبله و قائل کلمتین طیبتین شهادتین …» است نشانگر میزان توانایى و هوشیارى هدایت است و همچنین بیانگر این‌که مرحوم امیرکبیر و رضاقلى خان از سلسله «تقریبى» بوده‌اند. رضاقلى خان بنا بر نوشته مرحوم آدمیت «وفق تعلیمات امیر عمل مى‌کند و همانگونه که امیر به او گفته بود: «نیکو برو، دانا باز گرد» ، رفتار مى‌کند.»

 

دریغا که در بازگشت رضاقلى خان ، امیر دیگر بر سر کار نیست! مهدیقلى خان هدایت، نوه رضاقلى خان درباره این برهه زندگى جد خود مى‌نویسد: «گوشه خلوص را بر مسند جلوس ترجیح مى‌داد. اوقات را همه به قدم و قلم در خدمت به علم و ادب برگزار کرد» و درباره مدفن او مى‌نویسد: «در هشتاد سال قبل، شمال منازل ما که حال سفارت ترکیه و آلمان است صحرا بود. پدرم (علی‌قلى خان) زمینى خرید و رضاقلى خان هدایت را در آنجا دفن کردند و تکیه ساختند… بقیه را من آباد کردم و مخصوص درمانگاهى شد که دایر است و اهالى مستفید. حال آن بنا، کنار خیابان اسلامبول افتاده است. منافعى که از مغازه‌هاى کنار خیابان عاید مى‌شود، مطابق وقف‌نامه به بهدارى و شیرو خورشید می‌رسد.» (۲۱ مهر ۱۳۲۹ )

 

کنت گوبینو، دبیر سفارت و بعد کاردار و ایامى وزیر مختار فرانسه در ایران ، در کتاب «سه سال در ایران» در باره دانش و ادبیت و تاریخدانى رضاقلى خان مى‌نویسد: «یک شب ما در یک مجلس شام دعوت داشتیم و جمعى از نجباى ایرانى در آن مجلس بودند …که جزو طبقات ادیب و فاضل ایرانیان محسوب مى‌شدند و خصوصا دو نفر از آنان که یکى رضاقلى خان و دیگرى لسان‌الملک سپهر مى‌باشند، از فضلاى بزرگ و حتى بى‌نظیر ایرانند و من آزموده‌ام که در ایران کسى به اندازه این دو نفر از تاریخ کشور خودشان اطلاع ندارد.» مدفن صاحب ترجمه در مسجد هدایت امروز واقع شده است. مرحوم دکتر محبوبى اردکانى در کتاب ارزشمند «مؤسسات تمدنى در ایران» در باره علی‌قلى خان، فرزند رضاقلى خان هدایت مى‌نویسد: «با همه شرکتى که اعتضادالسلطنه در کار تأسیس و شروع تلگراف در ایران داشت، علیقلى خان مخبرالدوله را در این کار سهم بیشتر است و اگر به او «پدر تلگراف ایران» گفته شده، نابجا نیست.»

 

ناصرالدین شاه، علیقلى خان را براى مذاکرات محرمانه با بیسمارک، صدراعظم معروف آلمان به آن کشور فرستاد. علی‌قلى خان مخبرالدوله و پس از او جعفرقلى خان مخبرالملک برادرش، به ریاست مدرسه دارالفنون تعیین شدند. علی‌قلى خان مخبرالدوله، پدر مهدی‌قلى خان هدایت، روزگارى چندین شغل داشت: وزارت کشور، تلگراف، معادن، فرهنگ، خزانه، ضرابخانه و … او جمعه ۱۵ صفر ۱۳۱۵ ق در سن۷۰ سالگى درگذشت و در تکیه رضاقلى خان امیرالشعرا ، نزدیک قبر پدرش به خاک سپرده شد. (تاریخ رجال مرحوم بامداد ، ج ۲، ص ۴۵۹)

 

مدفن مرتضى‌قلى خان (صنیع الدوله)، تحصیکرده آلمان، نویسنده رساله راه نجات (راه آهن) و مؤسس چند کارخانه صنعتى و اولین رئیس مجلس شوراى ملى که توسط تروریست‌ها به قتل رسید، از دیگر خفتگان در مسجد هدایت است. مدفن تعدادى دیگر از نامداران میهن در آن محل است که براى اختصار از ذکر نام آنان پرهیز مى‌شود.

 

در چنین فضایى مرحوم آیت الله طالقانى به سال ۱۳۲۷ امامت جماعت را عهده‌دار و تفسیر قرآن و درس نهج‌البلاغه و اخلاق و آزادگى و میهن‌دوستى و وحدت مسلمانان و یارى ستمدیدگان و نیازمندان و مبارزه با ظلم و استعمار و … را شروع و در نهضت ملى‌شدن صنعت نفت و دفاع از دولت ملى و قانونى نقشى ماندگار ایفا مى‌کند. در بهار ۱۳۳۰ به کراچى سفر کرده و در کنگره «ملت‌هاى اسلامى» شرکت و پیام مبارزات حق‌طلبانه مردم ایران را به نمایندگان حاضر در کنگره مى‌رساند.

 

در انتخابات دوره ۱۷ مجلس به درخواست مردم چالوس، نوشهر و تنکابن، نامزد نمایندگى مجلس مى‌شود که با توطئه دربار و … کار انتخابات آن حوزه، همچون بسیارى از حوزه‌ها انجام نمى‌پذیرد. پس از کودتاى سیاه ۲۸ امرداد ۳۲، در دفاع از آرمان‌هاى نهضت، لحظه‌اى غفلت نمى‌کند. در رأى‌گیرى انتخابات دوره هجدهم توسط دولت کودتا با شعار «یا رسوا مى‌کنیم یا پیروز مى‌شویم» با جماعتى از مسجد هدایت حرکت مى‌کند و در برابر حوزه رأى‌گیرى با حمله شعبان جعفرى و دار و دسته او مواجه مى‌شود.

 

در حمله انگلیس، فرانسه و اسرائیل به مصر پس از ملى شدن کانال سوئز در سال ۱۳۳۵، در مسجد هدایت مجلس همبستگى و دفاع از مردم مصر برپا مى‌کند و توسط ساواک تازه تأسیس مورد بازجویى و تهدید قرار مى‌گیرد. در سال ۱۳۳۸ از سوى مرحوم آیت‌الله بروجردى به مصر سفر کرده و با مرحوم شیخ محمود شلتوت، ملاقات و پیام آیت‌الله بروجردى را تقدیم و برای تقریب مسلمانان مى‌کوشد. در همان سال و سال ۱۳۴۰ در مؤتمر اسلامى شرکت و در جهت احقاق حقوق ملت‌هاى مسلمان تحت سلطه از جمله مردم فلسطین تلاش مى‌کند. با بوجود آمدن امکان فعالیت‌هاى سیاسى علنى و جمعى در سال ۱۳۳۹ و ۱۳۴۰ در جبهه ملى و بنیانگذارى نهضت آزادى به تلاش مى‌پردازد. در همین ایام با برگزارى مراسمى در همبستگى و پشتیبانى از ملت الجزایر در مسجد هدایت از مبارزات آنان پشتیبانى و وجوهى براى کمک به آنان جمع‌آورى و ارسال مى‌دارد.

 

در تمامی این سال‌ها مسجد هدایت را به کانون تبلیغ و اشاعه پیام قرآن و خروج از ظلمت به نور، تبدیل و ملجاء و پناهگاه نسل جوان تحصیلکرده دل در گرو ایمان و اخلاق و میهن مى‌سازد که هر یک در گذر زمان نقشى ارزشمند در تاریخ تحولات میهن ایفا می‌کنند. مسجد هدایت را در زلزله بوئین زهرا (شهریور ۱۳۴۱) تبدیل به پایگاه یارى‌رسانى به آسیب‌دیدگان زلزله ساخت و خود به همراه جمعى از دانشجویان و مردم به محل زلزله شتافت.

 

در سوم بهمن ۱۳۴۱، چند روز پیش از رفراندم فرمایشى شاه، همراه بسیارى از فعالان سیاسى بازداشت و زتدانى مى‌شود. در دادگاه نظامى رهبران نهضت آزادى در سال ۱۳۴۳ محکوم به ۱۰ سال زندان مى‌شود. پس از آزادى از زندان در اولین سالگرد درگذشت دکتر مصدق برغم تضییقات رژیم شاه، براى زیارت مزار دکتر مصدق راهى احمدآباد مى‌شود و جلدى از تفسیر «پرتوى از قرآن» را با دستخطى در بزرگداشت آن مرحوم به آن مزار تقدیم مى‌کند. در زلزله شرق خراسان در سال ۱۳۴۷، باردیگر مسجد هدایت را محل اعانه و مرهم نهادن بر زخم‌هاى آسیب‌دیدگان ساخت. در مراسم نماز عید فطر سال ۴۸ و ۴۹، براى رزمندگان فلسطینى اعانه جمع‌آورى و براى آنان ارسال کرد. در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۴۹ پس از شنیدن شهادت آیت‌الله سعیدى در زندان، خود را به خانه آن شهید رسانید و سکوت را شکست و به حضار گفت: چرا اینجا نشسته‌اید؟ به مسجد آن شهید بروید و مظلومیت او را به گوش مردم برسانید. وقتى شنید ساواک در مسجد را بسته است، گفت برخیزید، در خیابان خواهیم نشست و فریاد او را به ملت خواهیم رساند و با اعلام مجلس بزرگداشت براى آن مرحوم در مسجد هدایت، دیوار رعب و وحشت را شکست و مقدمه‌اى شد براى تظاهرات بعدى.

 

در آبان ۱۳۵۰ در خانه در حصر قرار گرفت، سپس دستگیر و به زابل تبعید شد. بار دیگر در ۴ آذر ۵۴ دستگیر و تا ۸ آبان ۵۷ در زندان بسر برد. با آزادى از زندان برغم زخم‌هاى سالیان مبارزه و زندان و فشارهاى وارده، لحظه‌اى از تلاش و ارشاد و دعوت به وحدت و مدارا و برادرى و سازندگى دریغ نورزید تا تن خاکى فرو نهاد و به معبودش پیوست.

 

آیا چنین محلى با چنین سابقه‌اى نزدیک به دو قرن و مزار چنین بزرگانى که ذکر آنان رفت و مسجدى که در طول سه دهه پایگاه تعلیم قرآن و آزادى و مشارکت اجتماعى و خروج از ظلمت و ره سپردن به سوى نور و مبارزه با رژیم وابسته و ظالم بوده است و براى آن تالى در کشور نمى شناسیم، رواست که مهجور بماند و فرزندان این سرزمین با آن نا آشنا باشند؟ آیا نباید مسجدى را که شهید مطهرى درباره آن گفته بوده است: «اولین جایى که بین حوزه و دانشگاه پل شد، مسجد هدایت است» و شهید باهنر آن را «اولین مرکز هدایت جوانان و روشنفکران» خوانده است (یک آفتاب استاد محمد اسفندیارى، ص ۸۳)، باید این چنین مهجور و مغفول بماند؟ امید آنکه وزارت میراث فرهنگى، شوراى اسلامى شهر تهران و شهردار محترم تهران و دیگر حق شناسان، با اقدامى شایسته این نام بلند و خدمات و تلاش‌هاى او، در آستانه چهلمین سال در گذشت مرحوم آیت‌الله طالقانى در اقدامى بایسته، آن مکان شریف را در جایگاه سزاوار آن قرار داده و به مکانى براى شناخت نسل جوان از وقایع بخش قابل توجهى از تاریخ معاصر ایران تبدیل کنند.

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما