احیای سنت اصیل روضه / مهدی معتمدی‌مهر
|۹:۵۲,۱۳۹۸/۶/۱۶| بازدید : 58 بار

 

فرهنگ عاشورا رکن فرهنگ ملی ایران است

در فرهنگ ایرانی که ملهم از دو رکن تفکیک‌ناپذیر ملی و اسلامی است، «عاشورا» نه یک رویداد و مناسبت صرفاً تاریخی که یک جنبش اجتماعی، فکری و سیاسی است. جنبشی که مولد قیام‌های عدالت‌خواهانه زیادی در بستر تحولات مستمر فردی و اجتماعی ایران پس از ظهور اسلام به حساب می‌آید. مردم ایران، هرگز با حاکمیت اعراب و زبان عربی در مقام یک زبان رسمی، کنار نیامدند و با حاکمان دست‌نشانده خلفای اموی و عباسی به مثابه قومی غاصب، به رویارویی سیاسی و فرهنگی و حتی برخورد نظامی پرداختند، اما ایرانیان هوشمند، پس از بیرون راندن بیگانگان از مرزهای جغرافیایی و سیاسی و فرهنگی کشور، متعمدانه و آگاهانه، دین اسلام، رسم‌الخط عربی و مولفه‌های فرهنگی فراوانی از جمله «عاشورا» را پذیرا شده و به بهایی گران‌تر از خون عزیزترین فرزندان میهن، از این سرمایه اجتماعی و اخلاقی محافظت کردند. در مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران، «عاشورا» همواره منبعی جاری و حاضر بوده که انگیزاننده تحولات کیفی بهبودگرایانه و ظلم‌ستیزانه به حساب آمده است؛ بدان سان که حتی خسرو گلسرخی، شاعر و انقلابی مارکسیست هم در تبیین راهبرد چپ و تشجیع ملت برای مبارزه با دیکتاتوری شاه و ساواک، خود را بی‌نیاز از اعتبارگیری از قیام امام حسین و نهضت انسانی و تحول‌خواهانه عاشورا نمی‌بیند. البته موضوع این یادداشت، «عاشورا» نیست بلکه در راستای ارزیابی جایگاه مناسک مداحی در بستر این جنبش عظیم اجتماعی است که در سالیان اخیر، فراتر از سابقه‌ تاریخی و کارکردهای شناخته شده، در عرصه تبلیغ «عاشورا» و خدمت به جریانات ویژه سیاسی، قد برافراخته است.

 

۱- دیدگاه قرآن

سنت و روایات به‌جامانده از حضرت رسول (ص) و پیشوایان اخلاقی شیعه در مذمت غلو، کتابی مستقل نیاز دارد که در مجال این نوشتار نمی‌گنجد. این رویکرد اخلاقی، منطبق بر آموزه‌های صریح قرآنی است که حتی نبی اکرم و رسولان الهی را در مقام بشری عادی قلمداد می‌کنند. بشری عادی که به‌رغم برخورداری از ظرفیت وحی، ایشان را پاسخ‌گو به خدا و مردم دانسته و منصرف از هرگونه ستایش‌گری، مبالغه‌گویی، مطلق‌گرایی و صاحب‌اختیاری (ربوبیت) قرار می‌دهد.

غاشیه، آیه ۲۲: لَسْتَ‌ عَلَيْهِمْ‌ بِمُسَيْطِرٍ

‌ای پیامبر! ما تو را مسلط بر مردم قرار ندادیم.

آل عمران، آیه ۷۹ : مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ

سزاوار نیست که هیچ بشری، ولو آن که در کسوت نبوت باشد و خدا به او کتاب و دانش توأم با بینش بخشیده باشد، به مردم بگوید که مرا بندگی کنید.

آل عمران، آیه ۸۰: وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ

ای مردم! سزاوار نیست که فرشتگان و پیامبران را ارباب خود بگیرید و این کار موجب گرفتاری شما به کفر خواهد بود؛ پس از آن که اسلام آوردید.

 

۲- سیره پیشوایان شیعه

بر اساس آن‌چه از اسناد تاریخی و روایات شفاهی به‌جامانده از تاریخ اسلام، سیره پیام‌آور خاتم (ص) و سنت امامان شیعه (ع) به دست می‌آید، تا یکی دو قرن گذشته، مناسک و سنتی مستقل دیده نمی‌شود بلکه، غلو مبالغه و زیاده‌گویی، در مقام شرک و نفاق و ریاکاری، مذموم قلمداد می‌شده است و حتی بنا بر روایتی تاریخی، تنها مورد اجرای حکم ارتداد در زمان خلافت امام علی (ع) ناظر بر اعدام یکی از غالیان شیعه بوده است. اقوال صریحی از پیشوایان شیعه، بر مذمت غلوگرایی موجود است که این عمل را خلاف «اخلاص» و «صدق» و بالاتر از آن، «نقض توحید» و آموزه‌های صریح قرآنی قلمداد کرده‌اند، تا بدان‌جا که نبی‌اکرم می‌فرماید: به چهره متملقین خاک بپاشید [احْثُوا فِی وُجُوهِ الْمَدَّاحِینَ التُّرَابَ]

نامه ۵۳ نهج‌البلاغه:  ثُمَّ لْيَکُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَکَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَکَ وَأَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِيمَا يَکُونُ مِنْکَ مِمَّا کَرِهَ اللهُ لاِ َوْلِيَائِهِ، وَاقِعاً ذَلِکَ مِنْ هَوَاکَ حَيْثُ وَقَعَ. وَالْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَالصِّدْقِ، ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلاَّ يُطْرُوکَ وَلاَ يَبْجَحُوکَ بِبَاطِل لَمْ تَفْعَلْهُ، فَإِنَّ کَثْرَةَ الاْطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ، وَتُدْنِي مِنَ الْعِزَّةِ.

بايد كه برگزيده‌ترين وزيران تو كسانى باشند كه سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در كارهايى كه خداوند بر دوستانش نمى‌پسندد، كمتر تو را يارى كنند، هر چند كه اين سخنان و كارها تو را ناخوش آيد. به پرهيزگاران و راست‌گويان بپيوند، سپس، از آنان بخواه كه تو را فراوان نستايند و به باطلى كه مرتكب آن نشده‌اى، شادمانت ندارند، زيرا ستايش آميخته به تملق، سبب خودپسندى شود و آدمى را به سركشى وادارد.

امام هادی ـ الدره الباهره: و قد أكثر من إفراط الثّناء عليه-: أَقْبِلْ عَلَى شَأْنِكَ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْمَلَقِ يَهْجُمُ عَلَى الظِّنَّةِ وَ إِذَا حَلَلْتَ مِنْ أَخِيكَ فِي مَحَلِّ الثِّقَةِ فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلَى حُسْنِ النِّيَّةِ.

به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود فرمودند: از این کار خودداری کن که تملق بسیار، بدگمانی به بار آورد و اگر برادر مؤمنت مورد اعتماد تو واقع شد، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان ده.

خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه: فَلَا تُكَلِّمُونِي بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ وَلَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّي بِمَا يُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ وَلَا تُخَالِطُونِي بِالْمُصَانَعَةِ

مرا نستاييد، با من به عباراتى كه با گردنكشان و ستمكاران سخن گفته مى‏شود سخن نگوييد و به احتياطى كه با خودخواهان زودخشم روبه‌رو مى‏گردند، روبه‌رو نشويد و محافظه‏كارانه با من صحبت نكنيد.

 

۳- پیشینه تاریخی

آن میزان که از سابقه تاریخی و اصیل فرهنگ اسلامی پیرامون مناسک مداحی در اسلام و شیعه به دست می‌آید، تایید و حمایت پیشوایان دینی ما از شعرایی فرهیخته و متعهد مانند «حسان بن ثابت انصاری» و «مالک بن کعب انصاری» و نظایر ایشان است که سخنشان متضمن وجوه هنری و ظرافت‌های کلامی و ذکر مناقب و نیکی‌های اخلاقی و رفتاری بوده است که در مقام قدردانی از مخلوق، فاقد جنبه‌های اغراق‌آمیز و مبالغه‌گویانه ارزیابی می‌شود و کاربرد اصلی آن، در مقام تشجیع و حماسه‌سرایی و تشویق مردم به مقابله با مشرکین مهاجم قرار داشته است که باید در چارچوب فرهنگ روزگار بادیه‌نشینی بدان توجه داشت. گاهی نیز، این اشعار ماهیت مرثیه‌سرایی و ذکر مصیبت ناشی از ستم‌کاری‌ها و تبعیض‌ها را داشته است و حتی در همین موارد هم توصیه‌های اکیدی از پیشگامان اخلاقی اسلام و به‌ویژه رسول اکرم به جای مانده است که در سرودن این اشعار، واژگان شرک‌آمیز و توأم با مبالغه یا ناسزاگویی به کار نرود.

 

۴- جامعه‌شناسی فرهنگ مداحی

اشعار زیبا و هنرمندانه‌ای از گذشته تا کنون در حوزه فرهنگ و ادب فارسی به چشم می‌خورند که به وجوه عدالت‌خواهانه، اخلاقی و تراژیک نهضت عاشورا و تبیین وجوه جوانمردانه شخصیت‌های راسخ دینی مسلمان ناظرند. ترکیب‌بند مشهور محتشم کاشانی با مطلع «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» یا غزل-قصیده زیبای شهریار با عنوان «علی ‌ای همای رحمت» از جمله آثار ماندگار شعر پارسی در این حوزه به شمار می‌روند. شیخ اجل نثر و شعر ایران ـ سعدی بزرگ ـ یا مولوی نیز اشعار ماندگار و اصیلی در نعت بزرگان دین و به‌ویژه رسول اکرم (ص) نوشته‌اند که تمامی بر عناصر اخلاقی و آرمان‌گرایانه استوارند. رسوبات فرهنگ استبدادزده که نزدیک به سه هزار سال، در حیات اجتماعی ایرانیان ریشه دارد و برخاسته از سابقه مستمر حکومت‌های خودکامه و استبدادی است، بر ذهن و روح ملت ایران آثار مخربی بر جای نهاده است و حتی فرهیختگان و اندیشمندان و سخن‌سازان نیز از این بلیه، مصون نمانده‌اند. گرایش به ساخت و پرداخت «قهرمان» و «ابَرانسان» یا مفهوم «انسان کامل» آن گونه که در عرفان ایرانی حتی پیش از اسلام نیز رواج داشته است، پیامدهای غیرسازنده همین فرهنگ استبدادزده است که نیاز به «قهرمان» را بدیل مسئولیت‌پذیری، شجاعت و ابتکار عمل قرار داده است. در این راستا، «قهرمانِ فرهمند و کوشنده» به جای «ملت ناآگاه و تنبل و آموزش‌نادیده» مقاومت می‌کند و «انسان کامل» قرار است پهلوانی باشد تا یک‌تنه و بی‌نیاز از همکاری جمعی رستگاری بشر را تامین کند. حال آن که قرآن کریم، خبر از انسان کمال‌جویی می‌دهد که در تعبیر «عبادت‌گزار» یعنی «پای‌نهنده مدام بر سنگلاخ‌ها» تقدیر خود را در مسیر تحقق آرمان‌ها و اهداف اخلاقی و ایمانی رقم می‌زند و در سفر مستمر و توقف‌ناپذیر به سوی تنها کمال هستی که با تعابیر برکت‌بخش «الی الله المصیر» و «الی الله ترجع الامور» تبیین می‌شود، هرگز از راه باز نمی‌ایستد و مردم را به همکاری و تقوا دعوت می‌کند.

کهف، آیه ۹۵: قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْمًا

ذوالقرنین به مردم گفت: امکاناتی که صاحب‌اختیارم به من عطا کرده، بهتر از کمک مالی شماست ولی به نیروی انسانی، مرا یاری کنید تا میان شما و آنها سد محکمی بنا کنم.

 

 ۵- جریان اصیل روضه خوانی

در طول تاریخ پس از اسلام، تبیین قیام عاشورا و تبلیغ مفاهیم ارزشی آن در حوزه عمومی، اغلب به عهده دو گروه مردمی و مستقل از حکومت‌ها بوده است: یک سو اندیشمندان، خطیبان، واعظان و روحانیون حاضر در عرصه عمومی قرار داشته‌اند که مردم را به آزادگی، ایثار و قیام برای عدالت برمی‌انگیختند و هیئت حاکمه را به عبرت از فرجام ستم‌پیشگی‌ها رهنمون می‌کردند و در سوی دیگر، جریان اصیل «روضه‌خوانی» که به‌رغم برخی مبالغه‌گویی‌ها، جهت‌گیری اخلاقی داشتند و بر عواطف انسانی و مصیبت‌های ستم‌پیشگان و مظلومیت آرمان‌خواهان متمرکز بودند. بر همین اساس، طبیعی بود که گفتمان حاکم بر ترویج فرهنگ عاشورایی، در طول قرون متمادی، مبتنی بر اخلاق‌گرایی، کرامت بشر، حقوق مردم و شجاعت اخلاقی استوار شود، اما اشعار و سازمان مداحان در سنوات اخیر بدون نظارت نهادهای رسمی و غیررسمی، با مدد صدا و سیما و در سطحی فراگیر تبلیغ می‌شود، با اجزای راهبردی و سابقه معرفتی جنبش اجتماعی عاشورا چندان هم‌خوانی نشان نمی‌دهد.  تمسک به  مردم انگیزی‌‌های بی‌حد و حصر و بهره‌گیری از ترکیب‌های ناموجه و انتشار فیلم‌های موهن در فضای مجازی که در هیبتی فروتر از شأن انسانی با گفتمان اصیل پیشوایانی که قائل به حقوق انسانی و مقام حریت بودند و به حکم آموزه‌های قرآنی، «بنی‌آدم» را صرف‌نظر از تعلقات نژادی و جنسیتی و گرایش‌های دینی و حتی نوع عملکردش، ارج نهاده و واجد حقوق و کرامت می‌شناختند، موانست و هم‌خوانی ندارد.

 

۶- تهدیدها

ارتقای ساختار سازمانی عریض و طویل با بیش از یک صد و پنجاه هزار پرسنل رسمی که بودجه دولتی می‌گیرد، افزون بر مغایرت با رویکرد تاریخی نهضت عاشورا که از میان مردم جوشیده و در طول تاریخ، نه تنها وابستگی به حکومت‌ها نداشته، بلکه می‌تواند زمینه‌های انحراف فراگیر فکری، بی‌تفاوتی و مسئولیت‌گریزی را پدید آورد و مخاطراتی غیرقابل‌مهار نظیر سوءاستفاده‌های ابزاری از این ساختار و تنزل آن را فراهم کند. انتشار خبر اخیر مبنی بر بازداشت تعدادی از مداحان نفوذی که توسط رئیس سازمان بسیج مداحان اعلام شد، این نگرانی‌ها را واقع‌بینانه می‌نماید.

در فرهنگ ملی ایرانیان، «عاشورا» یک نهضت اخلاقی و فرهنگی است و فروکاستن آن به ابعادی که  نقض کرامت مردم باشد، با اهداف و جایگاه این مفهوم عظیم انسانی سازگاری ندارد. ذکر مناقب و مصیبت اهل بیت، ستایش خصلت‌های سازنده اخلاقی و باورهای ایمانی تعالی‌بخش، انگیزش آگاهی و حتی عواطف انسانی، از جمله ضرورت‌هایی بوده که منجر به شکل‌گیری نهادهای مرثیه‌خوانی، وعظ و خطابه و حتی مداحی شده است. طبیعتاً هیچ تفکر اجتماعی نمی‌تواند بنا بر سنتی پیوریتینی، نافی مطلق این نهادها شده و منصرف از ساخت‌های زیبایی‌شناسانه، در خصوص آن داوری کند. لیکن نقادی و عیار زدن این مناسک و سنت‌ها و تلاش برای ظرفیت‌سازی‌های هم‌راستا با تعالی اخلاقی جامعه و آموزه‌های عقلانی و رحمانی قرآنی، به عنوان رسالتی ضروری، مومنانه و متعهد به ایران و اسلام ارزیابی می‌شود.

منبع: سازندگی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما