گفت‌وگو با محمدعلی بهمنی‌قاجار درباره فضل‌الله زاهدی
|۱۰:۴۹,۱۳۹۸/۶/۱۳| بازدید : 48 بار

 

روایت یك سقوط

رضا پورحسین: فرو ریختن پایه‌های مشروعیت زاهدی با كودتا آغاز و اقدامات غیرقابل پذیرش شاه در دوران دو ساله دولت زاهدی نیز به پای او نوشته شد. زاهدی حقیقتا یك نخست‌وزیر قدرتمند بود و محمدرضاشاه به دنبال فرصتی بود تا او را حذف كند. نگاه مردم و جامعه به زاهدی تا قبل از اختلافاتش با مصدق كاملا مثبت بود. پس از جدایی راه زاهدی از مصدق یك دو دستگی در جامعه ایجاد می‌شود و برخی مخالف او می‌شوند. طیفی در جامعه وجود داشت كه می‌گفتند زاهدی مجبور به انجام آن اقدامات بود تا كشور به دست كمونیست‌ها نیفتد و با مداخله او كشور نجات یافت. اردشیر زاهدی در دفاع از پدرش این نگاه را بارها مطرح كرده است و هنوز هم برخی با این دیدگاه از زاهدی دفاع می‌كنند. در راستای بررسی علل كنار رفتن زاهدی از صحنه سیاست و سقوط دولتش گفت‌وگویی با محمدعلی بهمنی‌قاجار، پژوهشگر تاریخ معاصر داشته‌ایم كه در ادامه می‌خوانید.

 

 **********

 

زاهدی چه مسیری را قبل از كودتای 28 مرداد 32 طی كرد تا به نخست‌وزیری رسید؟

زاهدی از امرای نظامی قدیمی است و در اواخر دوره قاجار نیز در ارتش حضوری پر‌رنگ داشته است. زاهدی محصول عصر پهلوی نیست، بلكه پرورش یافته دوران قاجار است، هر چند كه در براندازی سلسله قاجار با رضاخان هم‌پیمان می‌شود. او از نظامیانی است كه متعلق به ساختار قدیم ارتش و مكتب قزاقخانه است. او به همین علت همیشه خود را در مقابل خاندان پهلوی یك رجل مستقل می‌دیده، زیرا پهلوی در به اوج رسیدن او نقشی نداشته است. زاهدی داماد موتمن‌الملك پیرنیاست و با دخترش وصلت كرده كه نوه مظفرالدین شاه است. بنابراین آن خانواده‌ای كه زاهدی با آنها وصلت كرده سیاسی، سرشناس و دارای نفوذ است كه در خارج از نظام سیاسی پهلوی هستند. همان‌طور كه می‌دانیم پیرنیا جزو معدود افرادی بود كه در مقابل جمهوری مطلقه رضاخان ایستاد و با آن مخالفت كرد و جالب اینجاست كه رضاشاه هم به نحوی مرعوب اعتراض پیرنیا می‌شود. به‌طور كلی می‌توان گفت كه زاهدی یك نظامی مستقل است كه با رضاخان متحد می‌شود.

 

در ماجرای سركوب شیخ خزعل، زاهدی نقش مهمی ایفا می‌كند. موفقیت زاهدی در سركوب شیخ خزعل از اهمیت زیادی برخوردار بود، زیرا خوزستان پس از این درگیری‌ها جایگاهش در مرزهای ایران تثبیت شد و اهمیت زیادی در حفظ تمامیت مرزی ایران داشت. پس از شهریور 1320 و سقوط رضاشاه، زاهدی به جرم همكاری با آلمان دستگیر می‌شود و انگلیسی‌ها او را به حبس محكوم می‌كنند. تحمل حبسی كه از سوی دولت انگلیس صادر شده است نیز برای زاهدی مفید واقع می‌شود و به او اعتبار بیشتری می‌دهد، زیرا خوی ضد انگلیسی در جامعه وجود داشت. در سال 1328 شمسی، انتخابات مجلس شانزدهم با تقلب علنی شكل می‌گیرد و محمدرضاشاه مانع ورود مصدق و جبهه ملی به مجلس می‌شود. بعد از تقلب در انتخابات اعتراض شدیدی از سوی جبهه ملی شكل می‌گیرد و این اعتراض‌ها منجر می‌شود تا شاه جوان عقب‌نشینی و انتخابات را باطل اعلام كند. در این بین سرلشكر زاهدی به ریاست شهربانی كل كشور منصوب و انتخابات جدید با نظارت زاهدی برگزار می‌شود. در برگزاری مجدد انتخابات زیر نظر زاهدی تقلبی صورت نمی‌گیرد و سبب می‌شود تا مصدق و جبهه ملی به مجلس راه پیدا كنند و در همین مجلس قانون ملی شدن نفت تصویب می‌شود. این رخداد نیز سبب می‌شود تا به اعتبار زاهدی افزوده شود. زاهدی با وقوع این چند رخداد تبدیل به یك نظامی شجاع، مستقل و ریشه‌دار می‌شود كه با خاندان‌های مهم ایرانی نیز رابطه خوبی دارد. برگزاری این انتخابات آزاد در دل یك دیكتاتوری او را چهره‌ای پاك‌دست نیز جلوه می‌دهد و به نوعی نیز خود را در ملی شدن نفت سهیم می‌داند، زیرا در شكل‌گیری مجلس مستقل نقش مهمی داشته است.

 

با وجود این سابقه زاهدی و اقدامی كه او در جهت هموار كردن ورود دكتر مصدق و جبهه ملی به مجلس شانزدهم انجام داد، اما بعد راه‌شان كاملا از یكدیگر جدا شد. جایگاه زاهدی در دولت مصدق چه بود و اختلافات آنها از كجا شروع شد؟

این اتفاقات سبب می‌شود تا زاهدی در دولت مصدق به عنوان وزیر كشور انتخاب شود. از این برهه زمانی است كه میان زاهدی و مصدق اختلافاتی به وجود می‌آید و ریشه این اختلافات سركوب اعتراضاتی از سوی زاهدی بود كه منجر به سركوب مردم شده بود و مصدق پس از این حادثه زاهدی را بركنار می‌كند و این بركناری باعث می‌شود تا زاهدی به صف مخالفان مصدق بپیوندد و در اواخر سال 1331 زاهدی تبدیل به مهم‌ترین مخالف مصدق و در واقع كاندیدای جایگزینی و آلترناتیوی برای او می‌شود.

 

بقایی، مكی، آیت‌الله كاشانی و حائری‌زاده كه از مخالفان مصدق بودند در این برهه زمانی ارتباطات مستحكمی با زاهدی برقرار می‌كنند. در چنین شرایطی زاهدی متهم به قتل افشارطوس رییس شهربانی وقت می‌شود و مصدق به دنبال دستگیری زاهدی است اما با حمایت برخی چهره‌های با نفوذ و پناه دادن به زاهدی در مجلس در دوره‌ای كه آیت‌الله كاشانی رییس مجلس بوده است، تلاش‌های مصدق برای دستگیری زاهدی ناكام می‌ماند.

 

این وضعیت تا كودتای 28 مرداد ادامه پیدا می‌كند و محمدرضاشاه پس از كودتا، زاهدی را به عنوان نخست‌وزیر انتخاب می‌كند. زاهدی بر خلاف محمدرضاشاه كشور را ترك نمی‌كند و مقدمات كودتا را فراهم می‌كند و با سرپرستی زاهدی كودتا به نتیجه می‌رسد و قدرت به دستان زاهدی می‌افتد.

 

چه عواملی سبب می‌شود تا زاهدی نخست‌وزیری قدرتمند شود؟

با توجه به مواردی كه اشاره كردم، زاهدی یك سابقه ضد انگلیسی، مستقل از خاندان پهلوی، وطن‌دوست، شجاع و موثر در ملی شدن نفت برای خود ایجاد كرده بود و با شخصیت‌های تاثیرگذار نیز پیوند خوبی داشت. زاهدی برای خود، شأنی بیش از یك نخست‌وزیر قائل بود. او در واقع خود را منجی شاه و یك فرد تاج‌بخش (كسی كه سلطنت را به شاهی بخشیده است) می‌دانسته است.

 

ادامه این روند چطور جلو می‌رود؟ چه عواملی باعث می‌شود تا جایگاه زاهدی متزلزل شود؟

عواملی كه باعث می‌شوند اعتبار زاهدی از بین برود چند مورد است؛

1- نخستین عامل شوك 28 مرداد است، زیرا در نگاه روشنفكران در این روز یك كودتا رقم خورده بود و قیام ملی تلقی نمی‌شد. به علت اینكه اراذل و اوباش در كودتا نقش مهمی داشتند مردم دیگر زاهدی را یك نفر مثل همین اراذل می‌دیدند كه دولت ملی را ساقط كرده است.

 

2- در این برهه زمانی برخورد بدی كه با مصدق می‌شود و نحوه بازداشت و محاكمه او نیز باعث می‌شود تا اذهان عمومی نسبت به زاهدی بدبین شود.

 

3- واقعه 16 آذر نیز عامل دیگری بود كه زاهدی را بدنام كرد. هنگامی كه زاهدی به دانشجویان دانشگاه تهران حمله می‌كند و تعدادی از آنها در این حمله جان خود را از دست می‌دهند، جامعه نفرت بیشتری نسبت به او پیدا می‌كند.

 

4- زاهدی در واقعه‌ای دیگر انحلال مجلس توسط مصدق را می‌پذیرد و با تشكیل دوباره مجلس مخالفت می‌كند كه این باعث می‌شود تا از بقایی و كاشانی فاصله بگیرد و به نحوی حامیان اصلی خود را از دست می‌دهد.

 

5- زاهدی در انتخابات مجلس هجدهم دخالت كرده و عملا افراد منتخب خود را وارد مجلس می‌كند و در این انتخابات تقلب‌های زیادی صورت می‌گیرد كه این واقعه نیز در تخریب چهره زاهدی بسیار موثر است. در این واقعه افرادی همچون مكی از مجلس كنار گذاشته شدند و تعدادی از افراد جبهه ملی كه مخالف مصدق و یار زاهدی بودند نیز از زاهدی فاصله می‌گیرند.

 

6- همچنین پس از استقرار دولت زاهدی، سركوب جریان فاطمی و اعدام او و نیز سایر مخالفان لكه ننگ دیگری در كارنامه زاهدی برجای می‌گذارد. عملا زاهدی از یك امیر نظامی با منزلت به یك مباشر در دیكتاتوری برآمده از دل كودتا تبدیل می‌شود.

 

7- زاهدی با امضای قرارداد كنسرسیوم و پشت پا زدن به ملی شدن نفت میخ آخر را به تابوت خود می‌كوبد. زاهدی گمان می‌كرد با حمایت محمدرضاشاه و انگلیس و امریكا می‌تواند در قدرت بماند. به محض اینكه زاهدی اعتبار خود و جایگاه خود را از دست می‌دهد شاه نیز او را بیشتر به حاشیه می‌فرستد و اختیاراتش كمتر می‌شود و در نهایت هم زاهدی را مجبور به استعفا می‌كند. زاهدی پس از استعفا عملا از صحنه سیاست حذف می‌شود و هیچ نقشی در رخدادهای پیش‌رو نمی‌تواند ایفا كند.

 

بزرگ‌ترین چالش پیش روی زاهدی چه بود؟

زاهدی در مجلس با مشكل زیادی مواجه نبود، زیرا نمایندگان را دستچین كرده بود و كمتر مخالفی در مجلس داشت و گهگاهی مصطفی كاشانی فرزند آیت‌الله كاشانی با او به مخالفت می‌پرداخت و دولت او را نقد می‌كرد. از منتقدان جدی دیگر زاهدی در مجلس هجدهم حائری‌زاده بود ولی به‌طور كل مجلس دردسر خاصی نتوانست برای دولت زاهدی ایجاد كند و غالب چالش‌های زاهدی با دربار و شخص شاه بود. زاهدی هنوز تصور می‌كرد كه نخست‌وزیر مشروطه است و به پشتوانه نظامی خود دلخوش كرده بود و تصور می‌كرد حامیان خارجی قدرتمندی دارد اما صرفا آلت دست محمدرضاشاه بود و هیچ جایگاه دیگری پس از كودتا نداشت و این برای زاهدی قابل قبول نبود و سبب شد تا تنش‌هایی بین زاهدی و محمدرضاشاه ایجاد شود و شاه نیز اقدام به حذف زاهدی كرد. فرو ریختن پایه‌های مشروعیت زاهدی با كودتا آغاز و اقدامات غیرقابل پذیرش شاه در دوران دو ساله دولت زاهدی نیز به پای او نوشته شد. زاهدی حقیقتا یك نخست‌وزیر قدرتمند بود و محمدرضاشاه به دنبال فرصتی بود تا او را حذف كند.

 

نگاه مردم و رسانه‌ها در آن مقطع به زاهدی چگونه بود؟

نگاه مردم و جامعه به زاهدی تا قبل از اختلافاتش با مصدق كاملا مثبت بود. پس از جدایی راه زاهدی از مصدق یك دو دستگی در جامعه ایجاد می‌شود و برخی مخالف او می‌شوند. طیفی در جامعه وجود داشت كه می‌گفتند زاهدی مجبور به انجام آن اقدامات بود تا كشور به دست كمونیست‌ها نیفتد و با مداخله او كشور نجات یافت. اردشیر زاهدی در دفاع از پدرش این نگاه را بارها مطرح كرده است و هنوز هم برخی با این دیدگاه از زاهدی دفاع می‌كنند. رسانه‌ها نیز در آن زمان نگاه خوبی به زاهدی نداشتند حتی طرفداران دربار عملا زاهدی را سانسور می‌كردند و آنچه قیام ملی می‌دانستند را دستاورد خود شاه می‌دانستند. عملا زاهدی تمام پایگاه‌های خود را از دست داد. احترام زاهدی محفوظ بود و دربار پس از مرگش برای او تشریفات و مراسم برگزار كرد اما سانسور علیه او شدید شد و قصد حذف نقش او در بازگشت شاه را داشتند.

هنگامی كه دولت‌های بعدی مستقر می‌شوند و اتفاقاتی كه رقم می‌خورد نگاه برخی منتقدان مثبت باقی می‌ماند همچون حایری و كاشانی و مكی و بقایی كه همچنان به‌طور كلی نظرات نسبت به زاهدی مثبت باقی می‌ماند.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما