برده و برده داری در ایران / زهره روحی – بخش سوم
|۱۱:۳۵,۱۳۹۸/۶/۱۰| بازدید : 63 بار

 

 جایگاه برده و برده داری ، در نظام اجتماعی و اقتصادی ایران باستان (از مادها تا سرنگونی ساسانیان)

بنابراین ، با تفسیر دیاکونوف از جنگ بین مادها و دولت آشور ، به نظر می رسد ، با فرهنگی مواجه ایم که نه قصد نیست و نابود کردن سرزمین آشور را داشته ، و نه تمایلی به وحشیگری نسبت به مردم شهر . و آن گروهی را هم که به اسارت و بردگی بُرده بودند ، به دلیل کافی بودن امور مربوط به کشاورزی ، در منازل و امور خانه داری به کار گرفتند. انتقال به جامعه ای که کماکان می شد، بقایای الگوهای جماعت روستایی و عشیرتی را در آن دید (24 ) .

 

و این در حالی است که حسن پیرنیا منابعی را در اختیار داشته که خبر از چهره خشونت آمیزِ مادها در این جنگ می‌دهد ؛ «غارت و به آتش کشیدن قلعه محکم و پایتخت قدیم آن » ( 25 ) . البته ناگفته نماند که پیرنیا، در کتابش، منابع موافق و مطابق با گزارشات دیاکونوف را هم آورده است. چنانچه نقل قولی از پادشاه بابل ، نبوپالاس سار را آورده؛ مبنی بر اینکه نبوپالاس سار «به خود بالیده می گوید ، آسور را تسخیر و مملکت دشمنان خود را به تلی از خاکروبه و خرابه کرد» ( 26 ) . باری ، دیاکونوف ، با توجه به تحلیل های تاریخی لنین در خصوص جنگها ، مادها را در جنگ با آشوریان ، به عنوان «نیروی مترقی» شناسایی می کند . هر چند که اما و اگرهایی ، باز هم وام گرفته از نگرش لنین دارد . چنانچه می گوید : ... گرچه این گونه جنگها ، بر علیه اساس بَرده داری نبوده است » ( 27)؛ او حتی نقل قول مستقیمی هم از لنین می آورد، که به نوعی می تواند در جهت نفی مترقی بودنِ جنگ مادها باشد : «فرض کنید کسی که صد برده دارد با شخص دیگری که 200 برده دارد به خاطر تقسیم «عادلانه» ترِ بردگان جنگ کند. بدیهی است که در چنین موردی استعمال مفهوم جنگ «دفاعی» و یا «دفاع از وطن» ، یک دروغ تاریخی خواهد بود » (28 ) ؛ اما دیاکونوف ، در نهایت انتخاب خود را به صورت نگرشی جدا و مستقل از لنین ارائه می دهد و جنگ مادها را به عنوان جنگی مترقی معرفی می کند. دلیلِ این انتخاب ، احتمالاً می‌تواند ناشی از «دقت» لازمه ی تخصصش باشد (پژوهشگر تاریخ ماد)؛ این یعنی دیاکونوف ، در مقام دانشمند تاریخ ماد ، می داند محور جنگ مادها بر علیه آشوریان را ، می باید بر اساس واقعیت تاریخی و هستیِ اجتماعیِ همان برهه زمانی و مکانی دنبال کرد ؛ منظور توجه به تلاشی است از سوی مادها، که دست کم به مدت یکصد سال در حال آزاد سازیِ خود از یوغ آشوریان بودند . در توضیح بیشتر باید گفت ، دیاکونوف ، به عنوان مرحله ای از فرایند آزاد سازی ، آگاه به این مسئله بود که مادها در قرن هشتم قبل از میلاد ، یعنی دویست سال قبل تر از زمان جنگ با آشور و پیروزی شان بر آنها، متشکل از تعداد زیادی واحدهای ماقبل دولت بودند: مجموعه ای از واحدهای بدوی ؛ حال آنکه در قرن هفتم میلادی ، با دولت تازه تأسیس و جوان مادی مواجه می‌شویم که با وجودی که در اواسط آن متحمل دشواری های زیادی می‌شود ، اما در اواخر قرن «کشور متحد و مقتدری می‌بینیم که فقط در بخشهای مرزی آن (که بعدها مسخر شد) ، پادشاهی های خود مختار» داشته است (29 ) ؛ و کار مهم دیگری که دیاکونوف انجام می دهد، این است که در مرحله «پادشاهی های خود مختار» متوقف نمی شود ، و تفسیر خود را در شکل گیری دولت پادشاهی ماد ، یعنی مرحله ی گذر از «پادشاهی های خود مختار» ادامه می دهد و می نویسد : «بدیهی است که این مقصود بدون مقاومت سخت فرمانروایان کوچک و محلیِ مزبور و کسان ایشان و به دیگر سخن ، بدون پایداری اشراف عشیرتی حاصل نگشت و این خود به ما اجازه می دهد با اعتماد بگوییم که شاهان ماد به توده های وسیع مردمِ «آزاد» متکی بودند ، یعنی نه تنها به طبقه بزرگِ بنده دارانِ [برده دارانِ] ، تازه پدیدار آمده [متکی بودند ] ، بلکه به «تولید کنندگان کوچک و آزادِ » نعمات مادی مستظهر بودند ؛ و حتی اتکای ایشان به آزادگانِ اخیرالذکر بیش از استظهارشان به آن قشر بنده داران بود؛ که گروهی از اشراف عشیرتی و اصیل را تشکیل می دادند . » (30 ).

 

بدین ترتیب چنانچه ملاحظه می شود ، دیاکونوف علاوه بر آنکه در جنگ بین آشوریان و مادها ، مادهای خواهان دفع یوغ آشور را مترقی می‌داند ، و «جنگ مترقی» را صرفاً به جنگهای خاص «آزاد سازی بردگان» محدود نمی‌کند ، بلکه تحولات اجتماعی و تاریخیِ خودِ جامعه در آن ایام را ، فرایندی می‌بیند ، منضم به شرایط پویای حامل مطالبات طبقه نو ظهورِ «آزادان» ؛ جامعه ای که تا پیش از این به دلیل سلطه اشرافیت عشیره ای و پدر شاهی در اجتماعات روستایی ، جایی برای ظهور «آزادان » نداشته است ؛ پس در پروسه تاریخ برده داری آن ایام ، بدیهی است که مبارزه ای برای «الغای برده داری» حداقل در هستی اجتماعی محدوده هایی که قلمرو ماد را بر می ساختند و طی یک صد سال ، متمرکز بر دفع یوغ آشوریان بود ، نمی توانست جایی داشته باشد ؛ وانگهی به لحاظ شرایط تاریخی و اجتماعیِ مبتنی بر اشرافیت عشیره ای ، توجه «مبارزات مترقی» در «لایه درونیِ ساختار اجتماعی» مادها ، تنها می توانسته از سوی طبقه نوظهور آزادگان (آزادان) بر علیه اشرافیتِ عشیره ای و پدر شاهی صورت گیرد . چیزی که باعث قدرت گرفتن طبقه نوظهوری گردید که برای گذر از «پدر شاهی» ها و نیز گذر از «ساختارهای عشیره ای» ، و به جای آن تأسیس «دولتِ مقتدر» ، شدیداً بدان نیاز بود . به بیانی ، می بایست به نیرو و یا حتی نیروهایی متکی می شدند که به لحاظ ساختاری، آمادگی دست یابی به قدرتی را داشتند که زمانی متمادی در اختیار جماعتهای روستایی و اشراف عشایری و پدر شاهی بود . پس مسئله مادها در این ایام ، به لحاظ بیرونی ، متمرکز بر جنگ با آشوریان متجاوز بود و از سوی دیگر در لایه درونی با تنش قدرت بین ساختار عشیره ای و ساختار جدید مواجه بودند ؛ خصوصا اینکه تولید کنندگان کوچکِ «آزاد» در این ستیز طبقاتی ، خود را نزدیک به طبقه نو ظهور آزادان می دیدند و برای حمایت از آنها آمادگی ورود به ستیزهای میدان قدرت را داشتند . و این آن چیزی است که ظاهرا لنین ، ـ حداقل در نقل قولی که دیاکونوف از وی آورده ـ ، توجهی بدان نداشته است . بدین معنی که ساختار «برده داری» تنها پس از اضمحلال ساختار عشیره ای و پدر شاهی ، می توانسته به وجود آید ؛ که این خود مستلزم شکل گیری طبقات اجتماعی و صنفی است. تا جایی که بررسی شده است ، چنانچه پیش از این هم گفته شد ، در زمان مادها ، علارغم نشانه های انتقال به نظام برده داری ، تقسیمات مبتنی بر نظام عشیرتی و قبیله ای همچنان وجود داشته است .

 

به هر حال دیاکونوف در هشت قرن قبل از میلاد ، در خصوص تمدن مادها ،  از «کشورهای» کوچکی خبر می‌دهد که هر کدام فرمانروایانی در رأس خود داشتند  ، اما همزمان «وحدت قبایل» را حفظ کرده بودند .  به طوریکه بسیاری از فرمانروایان کشورها ، خود ، سران قبایل بودند ، و به هنگام جنگها ، قشون از بین قبایل انتخاب می شد. در سرزمین پارس هم ـ که از اقوام ایرانی و آریایی است و در آن ایام ، تا قبل از قیام کوروش دست نشانده ماد به شمار می رفت ـ ،  «کار Kara» معنای «مردم ـ لشکری (یا سپاهی)» را داشت ؛  یعنی توده مسلح افراد آزادی که اهالی قبایل بودند  ؛ به دلیل قدرت سیاسی ماد بر سرزمین پارس ، طبیعی بود که تمدن «پارسی ها»  تحت تأثیر و نفوذ مادها قرار گیرد . یعنی «  نه تنها سازمان دولتی بلکه ساختمان اجتماعی پارس نیز تحت نفوذ و تأثیر شدید نظامات مادی بوده . قرابت نظامات دوران ماد و نظاماتی که بعدها در پارس برقرار شد از مشابهت اسناد اقتصادی ای که مربوط به قرن شش قبل از میلاد بوده ،  در شوش یافت شد (مربوط به ماد و یا آغاز کار هخامنشیان ) » ( 31) . همینجا بگوییم که پارسها و مادها هم به لحاظ نژاد و هم به لحاظ زبان نسبت به دیگر اقوام ایرانی ، بیشتر به یکدیگر نزدیک بودند ( 32 ) .

 

دیاکونوف معتقد است که در زمان مادها ، برده ها، خارج از نظام عشیره ای هم بوده اند . هرچند به نظر می رسد در آن ایام ، هنوز از برده ها در جنگها استفاده نمی شد ، اما مطابق اسناد موجود ، در مورد ساختمان سازی و ساخت شهر ، وجود بردگان محرز بوده است . همانگونه که پیشه وران آزاد وجود داشته است ، بردگان پیشه ور نیز وجود داشته اند . ( 33 ). از سویی ، تیورین ، با توجه به اصطلاح «کورتش Kurtas» که به دسته های گوناگون کارکنان دستگاه اقتصادی سلطنتی اطلاق می شده ، معتقد است که : «کورتشها ، برده نبوده بلکه افراد آزاد جماعت پارسی (مادها) بوده اند که در دستگاه اقتصادی سلطنتی از ایشان استفاده می شده است ... نیمی از مردان پارس ، رفته بودند و سبب غیبت ایشان جز خدمت نظام چیز دیگری نمی توانست باشد . بنابراین کورتش ها ، اعضای خانواده های منتسب به جماعت آزاد و سلحشور پارسی بودند (یعنی اعضای کار Kara) . ولی با این حال شاه از ایشان در سراسر سال به عنوان مزدور و یا برده بهره می کشیده » (  34).

 

اما دیاکونوف با پیگیری بیشتر در اصطلاح «کورتش» در رد نظر تیورین می‌نویسد : «اینکه در چند مورد کورتش به نام "آدمها ـ مردان" خوانده شده اند دلیلی درباره وضع اجتماعی ایشان نیست . اصطلاح "آدم و مرد" همه جا حاکی از وضع اجتماعی نبوده است و اگر هم چنین معنی ای برای آن قائل شده باشند مفهوم مزبور همواره یکسان نبوده است : مثلا در جامعه بابل باستانی "آدم" به معنی "فرد آزاد" بود ولی بر عکس در دوران بابل جدید ، برده را "آدم" می‌گفتند. همچون کاتب اسناد استخر، [که] گاهی به جای «جمعاً فلان عده کورتش» نوشته است ، "جمعاً فلان عده آدم" و یا چون داریوش در کتیبه خویش گفته بود که برای ساختمان کاخ او "آدمهای پیشه ور" کار می کردند ـ نمی توان استنتاج کرد که "آدمهای" مزبور ممکن نبود در بسیاری از موارد برده باشند و یا اینکه بردگان را ممکن نبود هرگز آدم بخوانند. گمان نمی رود که کاتبان داریوش یا خشایارشا مقررات لغوی ای را [که ] بعدها معتقدان سازمان برده داری وضع کرده ، [و ] برده را "آلت ناطق" (   Iusstrumentum vocal ) خواندند ، به دقت مراعات کرده باشند. شاید گاهی هم َبرده را آدم خوانده بوده اند. ... گمان نمی رود که بردگی کورتش هایی چون سومریان و مصریان و یونانیان که مسلما اسیرانی بوده اند که پس از لشکر کشیها به آنجا منتقل شده بودند ، بتوان انکار کرد. سرانجام باید گفته شود ، چنانکه از مطالعات گرشویچ بر می آید ، کلمه عیلامی کورتش معادل لفظ ایرانی گرد (  grda) می باشد و به طوریکه از اسناد بایگانی امور اقتصادی آرشام ساتراپ بابل و مصر بر می آید "گرد" ها (   GRDآرامی ) در دستگاه وی نیروی اصلی کارگری را تشکیل می دادند . "گرد"ها از قبایل (ویس پزن  vispazana ) مختلف بودند و داغشان می کردند»   ( 35 ).

 

و در خصوص تقسیم بندی صنفیِ میان افراد سپاهی و افراد قبیله در زمان مادها ، باید گفت که حداقل تا قبل از شکل گیری دولت بزرگ و مقتدر ماد ، عدم تفکیکی بین «سپاهی» و «خلق، مردم» ، وجود نداشته است . چنانچه اصطلاح «کار» (Kara) ، هم به معنای «لشکر» بود و هم به معنای «خلق».  بدین معنی که افرادی که در جنگها و لشکر کشی ها شرکت می کردند ، از میان افرادِ  وابسته به قبیله ها انتخاب می‌شدند . در زمان جنگ ، هر فردی که قادر به حمل سلاح و توانا در استفاده اش  بود ، فی نفسه «سپاهی» محسوب می شد (36 ) ؛  و پیرنیا می نویسد : «تشکیلات سیاسی مادی ها قبل از تأسیس دولت بزرگ ماد ، ملوک الطوایفی بود و هر کدام از طوائف مادی ، زندگانی سیاسی و معیشتی مستقلی داشت. بعد از تأسیس دولت ، اقتدار در شخص شاه ماد ، ـ که به اصطلاحِ دوره هخامنشی «شاه بزرگ» بود ـ جمع شد و از قدرت امراء محلی کاست ، (...)  عده طبقات در عهود خیلی قدیم دو بوده : طبقه جنگی ها ؛ طبقه برزگران و شبانان؛ در قرون بعد طبقه روحانی و کسبه بر آن افزوده. در دوره مادی هم یقیناً این چهار طبقه وجود داشته» ( 37).

 

و بالاخره در زمان ساسانیان، اصناف به طبقه بندی تکامل یافته ای دست  می یابد ؛ به عنوان مثال ، در این ایام با طبقه ی «جنگجویان»ی مواجه می‌شویم که برای خود دیوانی جداگانه داشتند . خسرو انوشیروانِ ساسانی در «رفتار نامه اش» در خصوص ضرورت وجودیِ طبقه سپاهی، می گوید : « ... و باز چون در نگریستم دیدم جنگیان مزدوران آبادی کنندگان اند و آبادی کنندگان ، مزدوران جنگیان . جنگیان مزد خود را از خراج گذاران و باشندگان شهرها که از ایشان دفاع می کنند و در پشت سر ایشان ایستاده اند ، می گیرند. زیرا آبادی های آبادی کنندگان جز با پشتیبانی جنگیان پدید نیاید و اگر جنگیان از آبادکنندگان نگهداری نکنند آبادکنندگان بی پناه شوند و دشمن ایشان نیرومند. پس دریافتم حق آن است که مالیات دهندگان از آنچه سود کار ایشان است ، فزونی آنچه را که برای زندگی خود و آباد کردن زمینها نیاز دارند ، به خزانه سپارند» (38  ) .

 

بنابراین چنانچه ملاحظه می شود ، در زمان ساسانیان، بین سپاهیگری و کشاورزی (بین سپاهی و کشاورز) ، گسست اجتماعیِ کاملی صورت می گیرد که خبر از «تقسیم کار اجتماعی» می دهد . اکنون با جامعه ای روبروییم که نسبت به قبل از پیچیدگی بیشتری برخوردار است . و نکته مهم اینکه چنانچه دیده می شود ، به لحاظ هستی شناسی ، تلاش می شود تا درباره این «تقسیم بندی» ، توجیهاتی اجتماعی ارائه شود. چنانکه خسرو انوشیروان می‌گوید : «و چون در نگریستم دیدم جنگیان ، مزدوران آبادی کنندگان اند ؛ و آبادی کنندگان ، مزدوران جنگیانند». و نکته ی مهم و جالب دیگر اینکه ، در «رفتار نامه» ،  برای دریافت «مالیات» نیز ، توجیهاتی منطقی ارائه می شود : «پس دریافتم حق آن است که مالیات دهندگان، از آنچه سود کار ایشان است ، فزونیِ آنچه را که برای زندگی خود و آباد کردن زمینها نیاز دارند ، به خزانه سپارند » . (39 ) .

 

به مجرد شکل گیری تفکیک طبقات اجتماعی ، و جدایی جنگجویان از کشاورزان ، تصویر «طبقه آزادان» (در مقابل بردگان) ، پر رنگ می‌شود. خصوصا زمانی که با واژه هایی مانند «آن شهرک» روبرو می شویم که به معنای «اسیران بَرده» بوده است . به هرحال واژه آن شهرک و بکارگیری آن در مناسبات اجتماعی دوره ساسانیان ،  اثبات وجود بَرده ها را در این دوران قوی تر می کند . زیرا در این دوران «آن شهرک» خاص بردگانی بوده که ایرانی نبودند (و البته همراه با اخلاف شان)؛ به بیانی «بندگان اسیر» ( 40) . وانگهی جالب است بدانیم که در این عصر ، طبقه بندی اجتماعی را نوع و همچنین مناسبتی که  بین زمین و اتباع ایرانی وجود داشته بر می ساخته است . اتباع ایرانی را  «اران شهرکان» می نامیدند که تابع «دهک» یعنی صاحب زمین بودند . و دهکِ آمر و اختیاردارِ آنان ( اران شهرکان) بود .  و اما گروهی هم به نام «دهکانان» یا «آدمهای کوچک» ، وجود داشت که متشکل از روستاییان زیر دست دهک بودند . بنابراین ، باید توجه شود که دهکانان ، یا «آدمهای کوچک» جزو بردگان محسوب نمی شدند  ( 41 ) ؛ برخی از محققان ، موقعیت این گروه را نزدیک به «کولون»های روم شرقی دانسته اند . گروهی که در ازای قطعه زمینی که زمیندارانِ بزرگ به آنها می دادند ، اجاره بهایی نقدی و یا  به صورت محصول می پرداختند ( 42) .

 

و اینها همه در حالی است که مرحوم محمد علی امام شوشتری ، وجود «برده» را در ایران باستان ،  نه تنها کاملا انکار کرده ، بلکه شهرهای  ایرانی در دوره ساسانیان را در «مرحله سرمایه داری» معرفی می‌کند  ( 43). قبل از هر چیز بگوییم که مفهوم کلاسیک «نظام سرمایه داری» که مرحوم امام شوشتری ، آنرا به دولت ساسانی نسبت داده است (44 ) ، اساساً  هستی مشخصی دارد که مستلزم روابط خاصی در مناسبات اجتماعیِ مبتنی بر «کار» ، «تولید» و «سرمایه» است ؛ مناسبات و روابطی که باعث ظهور دو طبقه اجتماعی جدید ، به نامهای «سرمایه دار» و «کارگر» ، با منافع اقتصادیِ متعارض می‌شود. و بد نیست بدانیم این مناسبات به لحاظ تاریخی و زمانی، در شکل کلاسیکی که مرحوم امام شوشتری در سال 1350 خورشیدی ، آنرا به دولت ساسانی تعمیم داده است، (زمانی که کتاب به چاپ رسیده است) ، تا قبل از رژیم پهلوی در ایران اصلا وجود نداشت.  بنابراین به نظر می‌رسد تنها به صِرف وجود پیشه ورانِ آزاد در عهد ساسانیان و رونق کار آنها در شهرها و تجارت و یا روابط تجاریِ دولت ساسانی با سرزمینها و دولتهای دیگر ، نمی توان از  سیستم اجتماعی در «مرحله سرمایه داری» سخن گفت .

 

واقعیت این است که بر خلاف نظر امام شوشتری ، نظام اجتماعی ساسانیان ، مبتنی بر دورانی بود که وضعیت معیشتی و تولیدات اجتماعیِ آن ،  به کمک «برده» ها انجام می گرفت و چنانچه در کتاب «سه مقاله درباره بردگی» آمده ، حتی مرحله ورود جدی به مرحله فئودالیسم، تنها در دوران پادشاهی خسرو اول ساسانی ، انجام گرفت ( 45 ) ؛ و این یعنی برده و برده داری، جزئی از سیستم اجتماعی حکومت و دولت ساسانیان بوده است .  بنابراین بی آنکه  بخواهیم وجود «پیشه وران آزاد» در شهرهای دوران ساسانی را منکر شویم ، (که ناگفته نماند، صرف وجود واژه ی «آزادگان» که مشمول گروه خاصی از «پیشه وران» می شده ، خود دلیلی است بر وجود «پیشه وران برده» )،  تأکید بر دولتی است که مناسبات اجتماعی اش را برده داریِ توأم با فئودالیسم رقم می زده است ؛ که معمولا بیشترین بهره از کار بردگان ، از سوی دولت انجام می گرفت و قبل از هر چیز در سیستم آبیاریِ وابسته به دولت و نیز پیشه وریِ در تملک دولت ( 46 ) ؛ بنابراین ضمن تأیید وجود بردگان در ایرانِ عهد ساسانی که دولت ساسانی از کارشان قبل از هر چیز در تولیدات اجتماعی مبتنی بر کشاورزی استفاده می کرد ، از آنجایی هم که در این دوران ، دولت «با بازرگانی خارجی ، وابستگیِ استواری داشت» ، از گروه بردگانی هم که آشنا و  مطلع از حرفه های پیشه وری بودند ، سود می برد . ( 47)  .

 

 از این مسئله که بگذریم ، مرحوم محمد علی امام شوشتری ، آنجا که ساسانیان را مشتاق شهرسازی می داند ، و همچنین خود معترف به  هزینه سنگین ساخت شهرها است ،  غیر مستقیم به وجود برده ها و کار آنها اذعان دارد چرا که می نویسد :  «شهریاران ایران ، به ویژه ساسانیان ، به شهرسازی ارج بسیار می نهاده اند و ساختن شهرها یکی از خرجهای مهم خزانه دولت مرکزی بوده است ، هر چند تا آنجا که می دانیم ، بیشتر شهرسازی ها پس از پیروزی در جنگها انجام می گرفته و خرج آنها از تاوان جنگ و بهای غنیمتهای جنگی فراهم می شده است » ( 48 ) . در این گفته ، ظاهرا  فراموش شده است که اسرای جنگی ، در آن دوران ، همواره جزوِ  غنائم جنگی و مشخصاً به عنوان برده به شمار می‌رفتند . و اتفاقا از اینرو بود که در منابعی که از آن دوران به دست آمده ، لزومی به آوردن نام «برده » ، نبوده است . از سوی دیگر در این دوران ، سپاه پیروز ایران ، در صورت نیاز و ضرورت ، گروههای پیشه وریِ صاحب فن شهرهایی را که به فتح خود درآورده بودند ، همراه با اسرای جنگی به ایران می آوردند ؛ به عنوان مثال «پس از لشکرکشی های سپاهیان ایران به سوریه ، شماره پیشه وران بسیار بیشتر گردید »  (49  ) .

 

اصلا اساسِ عمران و آبادی ، در دوران باستان ، همواره بر دوش برده ها و اسیران جنگی بوده است. «از کار بردگان و اسیران جنگی برای احداث حصارها و دژها و عمارات شهری استفاده می شد. کتیبه های بابلی پایان سده چهارم که محفوظ مانده، گواه این مدعی است» ( 50 ). از این گذشته اشراف ساسانی نیز بردگانی جهت کار در املاک وسیع خود داشتند . برخی از آنها هنوز موقعیت سیاسی (خود فرمانی) و املاکی را که در دوره اشکانیان به آنها داده شده بود، حفظ کرده بودند ( 51) .

ادامه دارد ...

منابع :

24. پیرنیا ، حسن ، ایران باستان یا تاریخ مفصل ایران قدیم ؛ مقدمه و شرح حال به قلم باستانی پاریزی ، 1370 ، ج اول ، ص 219

25. پیرنیا ، حسن ، ایران باستان یا تاریخ مفصل ایران قدیم ؛ مقدمه و شرح حال به قلم باستانی پاریزی ، 1370 ، ج اول ، ص 188، 189

26. دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ، ص 384

27. دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ، ص 384

28. دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ، ص 344

29. دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ، ص 344 ، تأکید از من است

30. دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ، ص 398ا

.31    پیرنیا ، حسن ، ایران باستان یا تاریخ مفصل ایران قدیم ؛ مقدمه و شرح حال به قلم باستانی پاریزی ، 1370 ، ج اول ،   ص 188، 189 

.32    دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 384 

.33    دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 384 

.34    دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 344  

.35    دیاکونوف ، ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 344  ، تأکید از من است 

.36    دیاکونوف ،  ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ، ص 398

.37    خدادادیان ، اردشیر،  آریاییها و مادها ، از سری کتب تاریخی ، تاریخ ایران باستان ، انتشارات اصالت تنشیر ، 1376 ،  ص 123 ، 124

.38    دیاکونوف ،  ا. م. ؛ تاریخ ماد ، زیر نظر احسان یارشاطر ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران انتشارت بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1345 ،  ص 403 

.39    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ، ص 97

.40    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل. . و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ، ص 97 

.41    پتروشفسکی و ی. آ . بلیایف ، سه مقاله درباره بردگی ؛ مترجم سیروس ایزدی ، انتشارات امیرکبیر ، 2536 شاهنشاهی ، چاپ اول، ص 64 

.42    محمد علی امام شوشتری ، تاریخ شهریاری در شاهنشاهی ایران؛  تهران : انتشارات وزارت فرهنگ و هنر ، 1350 ، 184 ، تأکید از من است

.43    محمد علی امام شوشتری ، تاریخ شهریاری در شاهنشاهی ایران؛  تهران : انتشارات وزارت فرهنگ و هنر ، 1350 ، ص 184

.44    پتروشفسکی ، بلیایف ، سه مقاله درباره بردگی، انتشارات امیرکبیر، 2536 شاهنشاهی ، چاپ اول، ص 88  

.45    پتروشفسکی ، بلیایف ، سه مقاله درباره بردگی، انتشارات امیرکبیر، 2536 شاهنشاهی ، چاپ اول، ص 88  

.46    پتروشفسکی ، بلیایف ، سه مقاله درباره بردگی، انتشارات امیرکبیر، 2536 شاهنشاهی ، چاپ اول، ص 88  

.47    محمد علی امام شوشتری ، تاریخ شهریاری در شاهنشاهی ایران؛  تهران : انتشارات وزارت فرهنگ و هنر ، 1350 ، ص 185، تأکید از من است 

.48      پتروشفسکی ، بلیایف ، سه مقاله درباره بردگی، انتشارات امیرکبیر، 2536 شاهنشاهی ، چاپ اول،  ص 89

.49    تاریخ ایران ، از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی ، تألیف ن. و پیگولوسکایا ،  آ. یو . یاکوبوسکی ، ل.  و. استرویوا ؛ ترجمه کریم کشاورز ، تهران : انتشارات پیام ، 1354 ، ص 57

.50    پتروشفسکی ، بلیایف ، سه مقاله درباره بردگی، انتشارات امیرکبیر، 2536 شاهنشاهی ، چاپ اول، ص 79

.51    پتروشفسکی ، بلیایف ، سه مقاله درباره بردگی، انتشارات امیرکبیر، 2536 شاهنشاهی ، چاپ اول، ص 79

بخش دوم مقاله را اینجا بخوانید.

منبع: انسان شناسی و فرهنگ

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما